X
تبلیغات
مطالعات خلیج فارس - معرفي كتاب: خلیج فارس و مسائل آن

فصل اول این کتاب به وضعیت جغرافیایی و سابقه تاریخی خلیج فارس پرداخته که در آن به نام خلیج فارس،جغرافیای طبیعی این منطقه، آب و هوای آن و موقعیت تاریخی آن اشاره هایی شده است.

در فصل دوم به اهمیت این آبراه از نقطه نظر ابعاد گوناگون ژئوپلتیکی  و ژئواستراتژیکی پرداخته و به اهمیت نفت، گاز و سایر منابع طبیعی نیز اشاره هایی شده است.

در فصل سوم راجع به جزایر ایرانی و عربی این منطقه توضیحاتی ارائه داده شده و در فصل چهارم به اهمیت تاریخی و حقوقی تنگه هرمز در ارتباط با ایران و سایر سرزمین های این منطقه از جمله عربستان، عراق و عمان پرداخته شده است.

درفصل پنجم اوضاع جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس و ویژگی های مشترک و نقاط و مسائل اختلاف برانگیزآنان آورده شده است.

در فصل ششم اختلافات سرزمینی این منطقه ازجمله مرزهای دریایی و سایر اختلافات کشورهای این حوزه آمده است که اختلافات ایران و عراق، اختلافات مرزی عراق و کویت، اختلافات مرزی عراق و عربستان، اختلافات مرزی و سرزمینی شیخ نشین های امارات متحده عربی در آن مشهود است.

فصل هفتم و هشتم، خلیج فارس را در طول تاریخ و حضور سلطه گران در آن بررسی نموده است. این منطقه قبل از ظهور اسلام تا هجوم پرتغالی ها، حضور هلند، فرانسه، انگلستان، روسیه،آلمان، بلژیک و همچنین خلیج فارس در جنگ جهانی اول و دوم تا حضور ایالت متحده آمریکا در این منطقه بررسی شده است.

فصل نهم اختصاص دارد به سیاست های آمریکا در خلیج فارس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که در آن انقلاب اسلامی ایران و سیاست های منطقه ای آمریکا، تحلیل سیاست آمریکا از وقایع خلیج فارس، مسئله عربستان به عنوان پایه اصلی سیاست آمریکا در منطقه، دکترین کسینجر – نیکسون در خصوص ایجاد کمربند امنیتی، نقش پاکستان، مصر، بحرین، روابط آمریکا و عمان، مسئله فلسطین – اسرائیل، نیروهای نظامی آمریکا به عنوان ابزار سلطه تشکیل نیروهای واکنش سریع بررسی شده است.

در فصل دهم سیاست اتحاد جماهیر شوروی سابق در خلیج فارس بررسی شده  و فصل یازدهم اختصاص به خلیج فارس پس از جنگ سرد دارد، در رابطه با سیاست های آمریکا و شوروی در خلیج فارس، حمله عراق به کویت و واکنش آمریکا، تلاش های آمریکا برای سلطه بر جهان، حمله آمریکا به فغانستان و عراق، پایان جنگ سرد و سیاست فدراسون روسیه در خلیج فارس مباحثی مطرح گردیده است.

در فصل دوازدهم تاثیر نفت و سیاست های نفتی در خلیج فارس از جمله تشکیل اوپک مباحثی ذکر شده  و در فصل سیزدهم شورای همکاری خلیج فارس و تشکیلات و اهداف آنان آمده  و به بحث مهم کارگران مهاجر در این منطقه پرداخته شده است.

دکتر همایون الهی تحصیلات دانشگاهی در رشته علوم سیاسی را در ایران، هندوستان، انگلستان و آلمان به پایان رسانید و با توجه به تخصص خود در این رشته، مسائل خلیج فارس و کنش ها و واکنش های آن را از دیدگاه مسائل سیاسی و توجه به امور سیاسی در این منطقه بررسی نموده است.  در این کتاب مباحث جغرافیایی و تاریخی بسیار کوتاه بررسی شده و با توجه به اینکه سیاست های جغرافیایی این منطقه از منظر دولتهای قدرتمند آن زمان بسیار حائز اهمیت بود جغرافیای طبیعی و سیاسی آن نیز مطرح گردیده است. خلیج فارس به عنوان یک منطقه ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی بسیار با اهمیت می باشد. بر اساس تعریفی خاص ژئواستراتژی، « به کارگیری استراتژی بر پایه جغرافیا توسط یک دولت » و یا « موقعیت مناسب جغرافیایی که به یک کشور برتری نظامی نسبت به رقیب و یا رقبا می دهد ». به سخن دیگر ژئواستراتژی ترکیبی از عوامل ژئوپلتیک و استراتژیک که مشخص کننده یک حوزه جغرافیایی معین است، یعنی آن عوامل جغرافیایی که در یک منطقه وجود دارد و قابل استفاده در حوزه استراتژی و ژئوپلتیک است  [1].   با توجه به این مباحث و اینکه ویرایش نخستین این کتاب، در سالهای پایانی جنگ سرد و رقابت آمریکا و شوروی در این منطقه از منظر بین المللی و پس جنگ ایران و عراق و تشنجات به وجود آمده در این منطقه   بحث و بررسی گردیده  بسیار حائز اهمیت می باشد.

در فصل دوم مباحث مهمی همچون نظرات ژئوپلتیکی از جمله نظریه های سیلاک و شرایبر [2]، تئوری قلب زمین ( هارتلند ) مکیندر [3]، ژئوپلتیک هاووس هوفر [4] ، تئوری ریملند اسپایکمن و تئوری قدرت دریایی ماهان  [5]   را مطرح می نماید.طبق تعاریف گوناگون ژئوپلتیک تا حدودی شامل وقایع تاریخی ناشی از عوامل جغرافیایی نیز می شود. اگر سیاست خارجی را دنباله سیاست داخلی بدانیم، انسانها و نحوه بکارگیری آنها در هماهنگی با اوضاع طبیعی هر کشور قرار دارند.  بدین ترتیب یک عامل جغرافیایی معین ممکن است در کشورهای مختلف، زمان های مختلف و موقعیت های مختلف تاثیر متفاوتی بر سیاست خارجی داشته باشد. [6] با توجه به این تعاریف خلیج فارس از منظر ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک بسیار حساس توصیف شده است که جز جنگ راهی برای تسلط بر آن نیست. نویسنده نگارش نخستین این کتاب را در زمانی به پایان رسانید که منطقه خلیج فارس از نظر سیاسی بسیار بحران زا بود و قدرتهای منطقه ای  و فرامنطقه ای برای تسلط بر آن حتی جنگ را نیز مجاز و موجه می دانستند. گفته شده است که « جنگ چیزی جز ادامه سیاست با ابزار دیگر نیست » و یا اینکه « جنگ پایان دیپلماسی است »، ولی شاید بتوان گفت که « سیاست آغاز جنگ است » و « جنگ هموارکننده راه اعمال سیاست است ». در این مفهوم « جنگ آخرین مرحله از اعمال سیاست است » و این امر طبق نظر نویسنده به واقعیت نزدیکتر است، چرا که اصولا در صحنه روابط بین الملل وقتی کشورها « تجاوز » را هدف خود قرار می دهند، اعم از تجاوز سرزمینی، اقتصادی و یا سیاسی، ابتدا شروع به سیاست گذاری برای این امر می نمایند، بطور مثال نظامی گری، رقابت تسلیحاتی، ورود به اتحادیه ها و حتی کاربرد اصطلاحاتی چون « مکانی زیر آفتاب »، « فضای حیاتی »، « تنازع بقا » و غیره همگی خبر از آغاز سیاست هایی می دهند که به جنگ ختم می شود  [7]. تاریخ پنج قرن گذشته حداقل نشان دهنده این واقعیت است.  پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه تنها از اهمیت این منطقه نکاست، بلکه آن را بیشتر از گذشته در مرکز توجه جهانی قرار داد. در سی سال گذشته سه جنگ گسترده و عظیم در منطقه به وقوع پیوست که دو جنگ آن بعد از پایان جنگ سرد اتفاق افتاده است. جنگ اول حمله عراق به ایران در سال 1359، جنگ دوم تهاجم همه جانبه ایالات متحده آمریکا و متحدین وی به عراق در سال 1369به بهانه تجاوز عراق به کویت  و در جنگ سوم حمله آمریکا و انگلستان به عراق در سال 1381 انجام پذیرفت. همه این تحرکات و تحریکات را باید در چارچوب اهمیت منطقه خلیج فارس از ابعاد ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک آن مشاهده کرد. موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی خاص این منطقه به همراه نفت و قدرت مالی – اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس از این منطقه چهره ای با قابلیت های بالقوه و خاص می سازد که چشم قدرتهای جهانی را به این سمت خیره می سازد. هرچند تولید نفت در کشورهای خلیج فارس به تدریج از سال 1908 ( 1287 ) شروع شد، ولی نزدیک به نیم قرن درآمد اصلی حاصل از نفت را کمپانی های نفتی متعلق به دولتهای اروپایی که بر صنایع نفت منطقه حاکمیت مطلق داشتند، تصاحب می کردند. آن درآمد محدود نفتی نیز که به کشورهای صادر کننده پرداخت می شد، اغلب در حدی بود که در نهایت هزینه های گزاف خانواده های سلطنتی و حکام مربوطه را تامین کند و یا برای انجام پروژه های پرستیژی نظیر ساختن فرودگاه، بندر و توسعه ارتش هزینه شود. توده مردم همچنان از این ثروت بی نصیب بودند. این درآمدها هیچگونه تحولی را در زیربنای اقتصادی – اجتماعی این کشورها موجب نگردید. حتی می توان گفت وجود نفت عاملی گردید تا راه هرگونه پیشرفت اقتصادی – اجتماعی آنان را سد کند، زیرا ادامه استثمار منابع آنها منوط به عقب نگه داشتن کشورهای صاحب نفت بود. تا جایی که گفته شده ملتهای صاحب نفت « گروگان» منابع نفتی خود هستند که تا امروز هم شاید به گونه ای دیگر این روند ادامه دارد.

با توجه به این تعاریف و مباحث، انعکاس حوادث سیاسی در این کتاب که بخش بسیار اعظم آن را در بر گرفته و محور اصلی این اثر می باشد، خواننده را از نظر ذهنی درگیر کنش ها و واکنش هایی در این منطقه می نماید که با توجه به برتری قدرت ایران در طول تاریخ خلیج فارس، تنها در قرون معاصر است که با توجه به نفوذ قدرتهای فرامنطقه ای و جهانی در آن، از نفوذ و برتری ایران کاسته گردیده و اعمال سیاست های گوناگون جهانی و رقابت های اقتصادی و سیاسی در خلیج فارس این منطقه را میدان سیاست های جنگ طلبانه و رقابت های تسلیحاتی در آن نموده که تا اکنون نیز ادامه دارد و به خوبی در کتاب منعکس است.  با توجه به این مباحث کشورهای حوزه خلیج فارس برای بقا و دوام خود باید تمام تلاششان را در جهت تقویت عوامل همگرایی به جای واگرایی به کار گیرند. در ویرایش نخستین،  این کتاب به عنوان بهترین کتاب برگزیده داوران کتاب سال 1369 انتخاب گردید، سپس در سال 1386 با ویرایش جدید و ذکر حوادث به وجود آمده همانند حمله ایالت متحده آمریکا به عراق و افغانستان به علت اهمیت خاص این کتاب و دیدگاه سیاسی اش بار دیگر انتشار یافت.  

نویسنده آگاه به مسائل روز، با تبیین درست و منطقی از حوادث جهانی و تاثیر آن بر روی این آبراه مهم درصدد بررسی کنش ها و واکنش های سیاسی و اقتصادی در این منطقه است که زندگی اجتماعی و اقتصادی ساکنان آن را تحت الشعاع قرار داده است. با توجه به بروز انقلاب اسلامی در سال 1979 ( 1357 ) و خروج کامل انگلستان در سال 1971 ( 1350 )  از این منطقه، به علت خطر صدور انقلاب اسلامی به سایر کشورهای خلیج فارس که در دستورکار دولت مردان ایرانی آن زمان قرار داشت و به علت اینکه ایران دارای بیشترین خط ساحلی در خلیج فارس است و این مسئله ایران را می تواند از نظر ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی برتری دهد،  سیاست های آمریکا را با چرخشی اساسی در قبال ایران و در ارتباط با سایر شیخ نشین ها مواجه می کند که نویسنده این حوادث و مسائل را بررسی نموده است.

در این کتاب جدول های مهمی از واردات و صادرات منابع و محصولات خلیج فارس و ارزش این منابع همانند نفت و گازو آمارهای جمعیتی این مناطق به درستی آورده شده  و کتاب از حیت توجه به اختلافات مرزی و سرزمین این منطقه نقشه هایی نیز ارائه داده است. می توان گفت که کتاب از لحاظ  توجه به منابع فارسی، انگلیسی و روزنامه ها و مجلات آن دوره حائز اهمیت است و به علت اینکه نویسنده در متن وقایع حاضر بوده و علاوه بر مطالعات دقیق در این منابع، خود نیز به علت تخصص در حوزه علوم سیاسی و مسائل بین المللی به ارزش کتاب افزوده است و توانسته حوادث و مسائل به وجود آمده در این منطقه مهم را بررسی نماید.



[1]  -  الهی، همایون، خلیج فارس و مسائل آن، تهران، قومس، 1386، ص 17.

[2]  - همان کتاب، صص  18 و 19.

[3]  - همان کتاب، ص 20.

[4]  - همان کتاب، ص 21.

[5]  - همان کتاب، صص 22 و 23.

[6]  -. همان کتاب، ص 18.

[7]  - همان کتاب، 16.




تاريخ : چهارشنبه 1390/04/22 | 14:53 | نویسنده : مصطفی کریمی |