بوشهر ازديدگاه مطبوعات دردروه پهلوي
اول :
تاريخچه :
بندر بوشهر در يك شبه جزيره صدفي، مرجاني
واقع شده است كه در مدار 29درجه و 20دقيقه عرض شمالي و50درجه و 55دقيقه طول شرقي
قرار دارد [1].
بوشهر شهري برخاسته از روي تمدني كهن درخليج فارس است.كه همواره نام ليان ،
مزامبريا ، بوخت اردشير ، سيراف ، ريشهر ، ... تداعي كننده اين شهر در اذهان مي
باشد ليكن اولين بار ياقوت حموي دركتاب معجم البلدان به نام بوشهر اشاره كرده است
.
بوشهر به وسيله زمينهاي پست و باطلاقي
از دريا جدا ميشود .اين شهر درچنان سطح پاييني قرار دارد كه گويي همه جاي شهر را
آب فرا گرفته است و مي توان آن را دريايي ناميد [2]. قبل از دوره
پهلوي اول بوشهر فاقد آب آشاميدني بود و ساكنان آن آب آشاميدني را ازقلعه بهمني در
دو فرسخي بوشهر ميآورند و زمين آن نيز شوره زار است [3].
بوشهر در سالهاي پس از سقوط صفويان تحت
اداره خاندان آلمذكور قرار گرفت و بهتدريج از رشد و رونق خوبي برخوردار شد بهگونهاي
كه نادر شاه بوشهررا مقر نيروي دريايي قرارداد. درسال 1153هجري نادرشاه براي
تاسيس كارخانه كشتيسازي درايران و بينيازي آن از ديگر كشورها دستور انتقال چوب
لازم را از شمال ايران به اين بندر داد [4] هرچند مرگ زود
هنگام نادر شاه به اواجازه نداد تا نقشه هاي خود را عملي كند وبوشهر را به
بزرگترين بندركشتي سازي درخليج فارس تبديل كند، ليكن توجه كريمخانزند را به اين
بندر جلب كرد و در دوره او اين بندر رقيبي براي بصره و مركز عمده تجارت خليجفارس
و اقيانوسهند گرديد.
توصيفهاي سفرنامه ها از بوشهر به صورت
متفاوت بوده است .ولي يك چيز در همه آنها مشترك بوده وآن اهميت اين شهر به عنوان
مهمترين بندر ايران از دوره افشاريه تا زوال قاجاريه ميباشد .دربرخي از آنها
موقعيت نامساعد راه خشكي و دريايي دليلي دانسته شده كه اين بندر در صورت احداث
نشدن شرايط مناسب رو به زوال خواهد گذاشت. درسفر نامه بردالي برت بيان شده با
اينكه بوشهر مهمترين شهر جنوب ايران محسوب ميشود و تجارت دريايي عمده دراين مسير
صورت ميگيرد ولي از هيچگونه تسهيلات و امكانات بندري برخوردار نيست.[6]
دركتاب ايران قضيه ايران لردكرزن آمده است جاده بوشهر به تهران راه اصلي ورود به
جنوب است و از همين راه تمام كالاهاي تجارتي هند وانگلستان به اصفهان و تهران ميرسد
درحالي كه صد هفتاد مايل اول بين بوشهر و شيراز را بايد با كاروان پيمود [7].
درسفرنامه جان ملكوم بوشهر به عنوان مركز تبادل كالا ذكر شده است و دفتر تجاري
انگلستان درآنجا قراردارد[8].درسفرنامه سرهنگ دوم لؤيسپلي اقلام تجارتي بوشهر به
صورت كامل ذكر شده كه حاكي از اهميت آن ميباشد[9]. از ديگر مواردي
كه نشان دهنده اهميت اين بندر ميباشد دفاتر نمايندگي سياسي و تجارتي كشورهاي
مختلف درآن ميباشد. در سال 1812ميلادي نمايندگي سياسي بريتانيا، 1889ميلادي نايب
كنسولگري فرانسه، 1898ميلادي نايب كنسولگري آلمان كه خيلي زود به كنسولگري
تبديل شد ، روسيه درسال 1903ميلادي اقدام به تاسيس كنسولگري [10]،
هندوستان ، عثماني ، بلژيك ، ايتاليا و...نيز نمايندگاني در اين شهر داشتند[11].
شهر بوشهر در اواخر عصر قاجاريه و بهويژه
از دوره ناصرالدين شاه قاجار از اهميت بسيار برخوردار شد و درواقع مهمترين بندر
واردات و صادرات كالا محسوب ميشد. بندر بوشهر در دوره پهلوي اول تحت شرايط خاص
داخلي و منطقهاي بهتدريج رونق پيشين خود را از دست داده و جايگاه برتر خود را در
ميان بنادر خليجفارس از دست داد. كيفيت افول اين بندر در دوره پهلوي اول براساس
مطبوعات در سه بعد سياسي، اقتصادي و اجتماعي در اين مقاله مورد برسي قرار گرفته
است. روزنامههاي مورد استفاده قرارگرفته عبارتند از: حبلالمتين(این روزنامه
توسط سیدجلال الدین حسینی کاشانی در کلکته به چاپ ميرسيده است)، اطلاعات(از سال
1304-1320 شمسي)، استخر(اين روزنامه در شيراز و توسط محمد حسين استخر به چاپ ميرسيده
است)، چهرهنما(اين روزنامه توسط حاج ميرزا عبدالمحمدخان ايراني در قاهره به چاپ
ميرسيده است)، خليج ايران(اين روزنامه در بوشهر به چاپ رسيده است و مسائل شهر
بوشهر را بيان كرده است)، آدميت (اين روزنامه در شيراز توسط محمد حسن ركن زاده
آدميت به چاپ ميرسيده است) و مجله پست و تلگراف انتخاب ببيشتر اين روزنامه به دليل كثرت
اخبار جنوب(به ويژه حبلالمتين) و محل چاپ آنها بوده است. بهجزء روزنامه اطلاعات
كه اخبار سراسر دوره پهلوي اول را پوشش ميدهد.
اوضاع سياسي بوشهر :
بوشهر در تقسيمات سياسي عصر پهلوي اول يكي
از شهرهاي استان فارس محسوب و مهمترين بندر براي آن استان(به ويژه شيراز ) محسوب
ميشد. تحولات استان فارس برروي اين بندر تاثير بسيار ميگذاشت. مهمترين مسير
تجارت به داخل كشور از طريق راه بوشهر – شيراز بود كه امنيت اين راه براي بوشهر
حياتي بود. فاصله ميان بوشهر تا شيراز 45 فرسخ است [12]اين راه كارواني را« مسيله » ميگويند[13]. درگيريهاي
اواخر دوره قاجاريه شرايط را براي زوال اين بندر فراهم كرد اين درگيريهاي [13-1]ضربه بزرگي به تجارت وارد ساخت و بارها تجار اعتراض كرده،
كه در بيشتر موارد به آن رسيدگي نميشد. مسدود ساختن راه ، توقف كاروانها وغارت
آنها ، قطع سيم تلگراف و عمليات ضد انگليسي[14] سرانجام همراه با ضعف دولت مركزي زمينه را براي انگليس
فراهم كرد تا در8 اوت 1915ميلادي بوشهر را تصرف كند. گمرگخانه آن نيز به دست
انگليسي ها افتاد[15]. اين كار باعث اعتراض دولت و ملت ايران به ويژه درناحيه
جنوب شد[15-1].
قبل از حكومت پهلوي ايران شامل شش ايالات
بوده كه بوشهر جزء ايالات چهارم كه شامل بلوچستان، كرمان، فارس و خوزستان
بود محسوب ميشد [16] اما در دروه رضا شاه در سال1316شمسي تغييرات عمدهاي
دراين تقسيمبندي صورت گرفت و ايران به ده استان تقسيم شد كه بوشهر در زير مجموعه
استان فارس قرارگرفت[17].وبيش از پيش حيات آنها به هم گره خورد. استان بوشهر
شامل شهرستانهاي اهرم، برازجان، حياتداود، خرموج، دير، كنگان، گلهدار و خود
بوشهر بود[17-1].
امنيت راه- از جمله مسائلي كه قبل ازدوره
پهلوي وسراسر اين دروه مطبوعات به آن پرداختند راه ميان بوشهر و شهرهاي اطراف آن
به ويژه شيراز است. تجار احتياج به امنيت كامل درسراسر مسير تجاري تا شيراز داشته
كه متاسفانه دراين دوره حاصل نشد درابتداي دوره پهلوي روزنامه حبل المتين بيان مي
كند مهمترين راه تجاري ما به داخل كشور ( بوشهر) بايد راهآهن يا راهشوسه داشته
باشد كه تنها داراي يك راه كارواني است [18]. و بعد از آن
درشمارههاي متعددي بيان كردهاند كه راه از طريق اشرار وخوانين چاهكوتاهي ،
دشتي، دشتستاني، تنگستاني و...مورد تعرض قرار گرفته وامكان تجارت ازمردم سلب شده؛
بايد توجه داشت كه اين تعرضات نيز به خاطر فقر مردم ناحيه جنوب صورت گرفته است كه
حتي از داشتن يك راه ساحلي بينبنادر برخودار نبوداند[19]. و هر چه به سوي
سالهاي آخر حكومت رضا شاه پيش برويم ذكر اين گونه موارد كمتر ميشود، امنيت تا
حدود كمي بيشتر شده ولي دليل اصلي آن افول بوشهر و جايگزيني محمره به عنوان بندر
اصلي ايران است. راهآهن سراسري اين شرايط را هر چه بيشتر براي آن فراهم كرد اين
امر باعث مهاجرت گروهي از ساكنان بوشهر و نواحي آن به سواحل جنوبي خليجفارس شده
است[20].
خطوط پست وتلگراف وتلفن _ رضا شاه به
دنبال ايجاد يك خط هوايي پستي بود كه بتواند سراسر ايران را به هم مرتبط سازد.
بوشهر نقطه جنوبي خط هوايي قرار گرفت، ابتدا اين كار درسال 1925ميلادي توسط كمپاني
يونكرس در خط هوايي اصفهان به شيراز و بوشهر انجام گرفت[21]. بودجه اين راه
قرار شد تا سال 1306شمسي از طرف وزارت ماليه تصويب گردد [22] وطرح پرواز هفته
يك بار از تهران به اصفهان و از آنجا به شيراز و محمره و در انتها به بوشهر و در
بازگشت از بوشهر به دزفول- خرم آباد – بروجرد – عراق – قم به تهران
درسال 1306 شمسي به تصويب وزارت پست وتلگراف رسيد[23] و قرارشد در
فروردين سال 1307 شمسي تاسيس شود[24]. پستخانه بوشهر در آن زمان جوابگوي همه تجار نبوده و
نارضايتي تجار را به همراه داشت[25]. اين مسير شرايط بهتري را فراهم ساخت.
درسال 1307 شمسي درماده يكم مصوبه مجلس
وزرا ذكر شده بود كه يك خط هوايي ميان بوشهر- لنگه – جاسك از هر دو
طرف براي رونق بنادرجنوبي احداث شود[26] ، براساس آن كمپاني هوايي انگلستان
پذيرفت دو فرودگاه دائمي در محمره و بوشهر و فروردگاه موقتي در لنگه براي مدت سه
سال احداث كند. و در خاك ايران تابع كامل قوانين ايران باشد[27]. سومين خط هوايي بوشهر
در سال1310شمسي با مشهد براي هفته يك بار به تصويب رسيد[28]. درسال 1314شمسي
دفاتر پست و تلگراف بنادر جنوب به دو دسته تقسيم شد، قسمت اول به مركزيت بوشهر و
قسمت دوم به مركزيت بندر عباس بود. اين خود نشان ميدهد بوشهر هنوز دفاتر پستي
معتبري دارد .
تلفن- درباره تلفن در استان بوشهر
مطبوعات سخني به ميان نياوردند فقط مجله پست و تلگراف و تلفن در سال 1312 شمسي
بيان ميكند خط تلفن ميان بوشهر و احمدي در آن سال احداث شد. [29].
بيسم ساحلي- در آذر ماه 1315 شمسي وزات
پست وتلگراف مشغول تهيه مقدمات نصب بيسيم ساحلي در بوشهر كرد [30]
كه درارديبهشت سال 1316 شمسي به اتمام رسيد[31].
نيروي دريايي_ ايران تا قبل از حكومت رضا
شاه ازنيروي دريايي به صورت منظم برخوردار نبوده و بنيان گذار نيروي نوين دريايي
ايران را مي توان رضا شاه ناميد[32]. مركزيت اين نيروي دريايي در خوزستان قرار داشت.چهار
آبان 1311روز تولد نيروي دريايي ناميده شد[33]. اين عوامل باعث
افول سريعتر بوشهر شد در مطبوعات درباره بوشهر ونيروي دريايي مطلب مهم و قابل
ذكري نيامده است جز ورود وخروج جهازات به كشور كه در ابتدا در اين بندر لنگر
انداخته و بعد از آن به سوي محمره ميرفتند[34].
رضا شاه در بوشهر- در سا ل1307 شمسي براي
اولين بار بعد از سلطنت رضا شاه وارد بوشهر ميشود كه مردم جهاز شراعي كوچكي از
طلا ساخته و به او تقديم ميكنند تا شايد به خواسته آنان رسيدگي شود وكارخانه كشتيسازي
و كمپاني كشتيراني در اين بندر احداث شود[35]. بار ديگر درسال
1311شمسي رضا شاه به بوشهر ميآيد و از آنجا به سمت بندر شاهپور براي اجراي
مراسم افتتاح آنجا حركت ميكند در اين مسافرت برتري و پيشرفت استان خوزستان كاملا
مشاهده ميشود[36].
كمتوجهاي حكومت مركزي و ناشايستگي
حكمرانان در كنار تصويب و اجراي قوانين نامناسب دستبهدست هم داد تا گامهاي بندر
بوشهر را بهسوي افول سريعتر كند.
اوضاع اقتصادي:
گمرك _ گمرك در كليه بنادر جنوب بهويژه
در بوشهر به صورت درستي اجرا نميشود . در اوايل تاسيس گمرك با وجود اينكه قواي
دولتي در آن حدود نبود خوانين مقتدر امنيت را تأمين ميساختند، ولي پس از آن به
دليل نداشتن نيروي دريايي قوي ، سپرده شدن گمرك به افراد غير متخصص و نالايق
واتخاذ قانونهاي نامناسب نه تنها گمرگ به رشد تجارت كمك نكرد بلكه به آن ضربه هم
وارد ساخت. تعرفههاي سنگين براي تجارت در حالي كه شرايط رشد و امنيت آن را تامين
نميكردند باعث ازدياد قاچاق كالا شد . از سمت سواحل جنوبي خليج فارس كه تعرفه
گمركي نداشتند قاچاق كالا شيوع پيدا كرد. در آن صورت تجارت براي تاجرهاي بومي نه
همراه با امنيت بود و نه سود ، تا جايي كه در بيان شده تجار به دليل نداشتن پول
براي پرداخت تعرفههاي گمركي نميتوانستند مال التجاره خود را از گمرك مرخص نمايند.[37] در موارد ديگر با انحصاري كردن برخي از كالا ها از قبيل ترياك، قند و شكر تجار
را با مشكل مواجه كرده و خود باعث ازدياد قاچاق آن كالا مي شدند[38].
تغيير تعرفه گمركي و به موقع صادر نكردن مجوز آن ضرر بسيار به تاجران آن كالاها به
ويژه خرما وارد ميكرد[39]. درسال 1315 شمسي گمرك كالاها به صورت كامل ويك جا در
دست تجار قرار گرفت [40] با توجه به اين كه گمرك شهرها با يكديگر متفاوت بوده
همچنان قاچاق كالا و بينظمي وجود داشت با اين حال پيشرفت نظم در گمرك بيشتر شد .
قاچاق كالا - قاچاق كالا در تمام سواحل
جنوبي ايران رايج بود . عوامل متعدد به آن دامن ميزدند از جمله اين عوامل
ناشايستگي مأموران و انحصاري شدن كالا بود چنان كه در يكي از مقالات حبل المتين
آمده است :« از بوشهر راپورت ميدهند كه قاچاق امتعه انحصاري خيلي زياد شده اخيرا
دو نفر از مامورين گمرك چهارصد گوني قند و شكر قاچاقي در بين راه بوشهر وكازرون ميگيرند
– يكصد وشصت گوني
آنها هم وارد اداره گمرك بوشهر ميشود – صاحبان مال التجاره توسط بعضي از
مامورين گمرك به عنوان اينكه بارهاي مذكور قاچاق نيست ، صدوشصت گوني را از گمرك
خارج ميكنند ... » چنين مواردي بسيار اتفاق افتاده است[41]. اين روند تا جايي
پيش رفت كه قاچاقچيها كالا را از سواحل عربستان ، بحرين، دبي وارد سواحل ايران
كرده و عدهاي كالا ها را ميخرند ( بنك دار) و به جاي آنها كالاهاي از قبيل خرما
و قالي ميداند، حال كالاهايي كه تجار از خارج وارد كرده و به سواحل جنوبي خليج
فارس هم ميبرند بايد از اين طريق به دستشان برسد و اين باعث از بين رفتن تجارت
شده و ديگر كارها مرتبط با آن نيز از بين رفتند. شرايط براي مهاجرت عدهاي به
سواحل جنوبي خليجفارس فراهم شد بوشهر كه تا چند سال قبل چهل هزار نفر جمعيت داشت
فعلا هفت هزار نفر جمعيت دارد. عوايد سنگين گمرك مهمترين علت قاچاق كالا بود و
سراسر بنادر جنوبي ايران را ويران ساخت[42]. اين عوامل هر چه بيشتر بوشهر رابه سمت انحطاط سوق داد.
صادر و وارد كردن _ صادر و وارد كردن
كالا عمده ترين منبع درآمد بندر بوشهر بود. عمدهترين صادرات بندر بوشهر كالاهاي
خاصي بوده كه هر كدام براي كشوري صادر ميشده است ازجمله خرما ، كه جنس اعلاي آن
براي هندوستان و اروپا و جنس متوسط آن به سواحل عربستان صادر ميگرديد[43]،
گلاب به ممالك آفريقا از جمله زنگبار و حبشه و همچنين سواحل بحرعمان، جفت و مورد [44]
به مناطق حاره، و ديگر موارد قالي، كتيرا، مغز بادام، زدو، حنا و ترياك بود[45].
واردات اين بندر قند و شكر و انواع مختلف پارچه واشياء زينتي .... بوده، درسالهاي
1312شمسي به بعد تجارت پارچه ژاپن دراين بندر بيشتر ميشود[46]. تعرفههاي گمركي
وقاچاق كالا تجارت اين بندر را ضعيف ساخت .
كشاورزي و ماهيگيري _ كشاورزي در بندر
بوشهر و نواحي آن به دليل نبودن آب و خاك مناسب و نداشتن امكانات براي بهرهبرداري
مناسب؛ اندك و به صورت ديم بود. حكومت پهلوي نيز براي رشد كشاورزي كاري انجام
نداده جزء دو مورد در سال 1313شمسي كه ماليات اراضي را لغو و مقداري بذر به
كشاورزان داده بود[47]. ماهيگيري در بندر بوشهر به صورت كاملا سنتي انجام ميگرفت
با نداشتن امكانات منبع درآمد مناسبي به شمار نميرفت. تنها اقدام حكومت براي
بهبود اين وضعيت در سال 1315 شمسي با خريد يك كشتي صيد ماهي از دانمارك صورت گرفت[48].
اوضاع اجتماعي :
وضعيت عمومي _ بندر بوشهر در دوره پهلوي
پيشرفتي نداشت. در طي بيست سال عوامل سياسي و اقتصادي دست به دست هم داده تا اوضاع
اجتماعي پيشرفت نكند . در شمارههاي متعدد مطبوعات از اين كه پيشرفتي در شرايط
عمومي مردم حاصل نشده [49]گلايه ميكنند[50]
و بيان ميكنند اين امر عامل مهاجرت به سواحل جنوبي خليج فارس را فراهم كرده است [51]،
از موارد ديگر شرايط نامساعد آب وهوا است تا جايي كه درجه حرارت به 106 درجه رسيده
و طاقت فرسا شده است[52]. اين شرايط بيماري هاي فراگير را شيوع ميدهد[53]
. ديگرعامل نارضايتي مردم سدهاي كنار دريا بوده غير استاندارد بودن آنها باعث ميشد
طغيان آب دريا آنها را خراب سازد و زيان بسياري به مردم وارد سازد [54]
. كمي باران ، خشكي و سرما بارها مردم را به قحطي و فقر و افزايش بيماري دچار ميساخت
[55].
تاسيسات شهري _ در طي اين بيست سال
تاسيسات عمده وزيربنايي انجام نشده است . تنها چند مورد نسبتا جزئي صورت گرفته كه
عبارتند از:
1- لوله كشي بوشهر در سال 1308 شمسي بعد
از تقاضاهاي مكرر مردم به تصويب وزارت ماليه رسيد كه آب را به قيمت نازلي به اهلي
بفروشند ومخارج لوله كشي وعايداتي براي بلديه شهر تهيه كنند[56].
2- احداث سد سازي در سال 1313 و 1318
شمسي بود اين اقدام براي بستن سد برروي رودخانه دالكي و بهره برداري از آن صورت
گرفت[57].
3- تاسيس شركت برق كه درسال 1316 شمسي به
تصويب رسيد[58].
4- مريض خانه بوشهر در سال 1308 شمسي
بودجه آن به تصويب رسيد كه بيشتر سرمايه آن از عايدات شهري و توسط خود مردم پرداخت
شد [59].
5- زايشگاه بوشهر كه با بودجه مردم درسال
1309 شمسي تاسيس شد[60].
6- لزوم مدرسه در اين بندر به ويژه براي
زنان بارها ذكر شده[61]، كه تنها مدرسه بنات در سال 1343 قمري تاسيس شد[62].
7- كارخانه ريسندگي در سال 1315 شمسي
دربوشهر احداث شد[63].
چنان كه مشاهده كرديم هيچ گونه صنعت
زيربنايي دراين بندر احداث نشده است.
كشف حجاب _ در هيچ كدام از بنادر جنوبي
ايران استقبالي از كشف حجاب صورت نگرفته است . در موارد بسياري هم مخالفت هايي با
آن صورت گرفته كه موجب خشونت از طرف حكومت گرديده است .
در بندر بوشهر اولين بار كه همه
تجار و علما لباس متحد الشكل وكلاه پهلوي پوشيدند درسال1307شمسي بود كه براي ديدار
با رضا شاه مجبور به تغيير لباس گرديند[64]. در مواردي كه احتمال درگيري مي رفت به ماموران
حكومتي دستور داده ميشد كه كسي را مجبور به تغييرلباس نمايند و از به كار بردن
كلمه كشف حجاب خوداري و به عنوان تربيت و تجدد نسوان اكتفا گردد[65].
براي تشويق مردم به پوشيدن لباس وكلاه متحدالشكل از پذيرش زناني كه با لباس سابق
وچادر بودند خوداري ميكردند[66]. هر چند در مواردي سعي شد از مهاجرت به سواحل جنوبي
خليجفارس جلوگيري شود ولي مهاجرتهايي در اين دوره صورت گرفت، در بندر بوشهر
مهاجرت به خاطر كشف حجاب كمتر از ساير بنادر بوده است. همه عوامل ذكر شده در كنار
يكديگر چگونگي افول بوشهر را از ديدگاه مطبوعات تاحدودي روشن ميسازند.