خلیج فارس
در این قسمت مطالب کتاب خلیج فارس تالیف احمد قتداری که دارای پنج فصل است خدمت دانشجویان و پژوهشگران و بازدیدکندگان محترم وبلاگ ارائه می شود. البته در هر شماره یک فصل ارائه می شود در این بخش مقدمه و فصل اول کتاب آمده است و در شماره های بعدی نیز چهار فصل بعدی کتاب ارائه می شود.
با تشکر: مصطفی کریمی
احمد اقتداری
خلیج فارس و
دریای عمان، دریای پر جوش و خروشی که مرزهای جنوبی، جنوب غربی و جنوب شرقی
ایران را در بر گرفته است چگونه به وجود آمده؟ بر آن چه ها گذشته؟ و از نظر
اقتصادی و بازرگانی و دریانوردی تا چه اندازه می توان از آن بهره برداری
کرد؟ چرا روزگاری بس آباد، پر نعمت و پر رونق بوده است و چرا به زمان ما،
نا آبادان و فراموش شده است؟ و آیا امیدی به آبادانی و رونق آن می رود؟
من به گمان خویش، این کتاب را آنگونه پرداخته ام که
جوانان را بدون مراجعه به کتاب های متعدد و رنج مطالعه ی فراوان بکار آید و
پیران را ملالی نیفزاید و تا حدی پاسخی به همه ی این پرسش ها باشد.
امید
من آنست که جوانان و پژوهندگان بخوانند و دریابند که چگونه خلیج فارس از
نظرات مختلف شایان دلبستگی و توجه است، باشد که به همه ی بندرها و جزیره ها
و آب و خاکش دل بندند و در حفظ و آبادانی آن بکوشند.
احمد اقتداری
تهران فروردین 1345
«سبز دریایی که به هنگام روز، فیروزه گون است و شب هنگام از آن آتش برجهد.»
از کتاب عجائب الهند بزرگ بن شهریار ناوخدای رامهرمزی.
دریای پارس
هزار سال پیش، بزرگ بن شهریار، ناخدای رامهرمزی در کتاب «شگفتی های هند، خشکی ها، دریاها، وجزیره هایش.» نوشت:
«از
شگفتی های دریای پارس چیزی است که مردمان به شب هنگام بینند، در آنگاه،
چون موج ها بر هم خورند و بر یکدیگر شکسته شوند، از آنها آتش برجهد، و آنکه
بر کشتی سوار است پندارد که بر دریایی از آتش روان باشد.»[1]
این
دریا که به سبب کمی عمق و وجود پست و بلندی های زیر دریا از دیگر دریاها
پر جوش و خروش تر است و به اقیانوس هند می پیوندد، و سرتاسر مرزهای جنوب
غربی، جنوبی، و جنوب شرقی کشور ما را در بر گرفته است، به نام خلیج فارس و
دریای عمان نامیده می شود. نام «دریای پارس» از روزگار هخامنشیان بر روی
خلیج فارس گذارده شده است. در کتیبه ای از داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در
تنگه ی سوئز، (در مصر که در دو هزار و چهارصد سال پیش جزو قلمرو پادشاهی او
بوده) یافته اند، نام این خلیج «دریایی که از پارس آید» یاد شده است. در
زمان ساسانیان نیز این خلیج را دریای پارس می نامیده اند.
در کتاب های قدیم ، که در دانش جغرافیا نوشته شده نام این دریا «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس»
یعنی خلیج پارس آمده است.[2] در حدودالعالم قدیم ترین کتاب جغرافیا به
زبان فاسی که هزار سال پیش تألیف گردیده، ذکر این دریا چنین آمده است:
«خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.»[3]
چون
قسمتی از اقیانوس بزرگی که در جنوب غربی آسیا قرار گرفته، به مناسبت رنگ
سرخ خاک کرانه های آن، سرخ رنگ است و به «دریای سرخ» موسوم گشته، قسمت
دیگری از اقیانوس هند را که از خلیج فارس آغاز می شود و به کرانه های
هندوستان پایان می یابد (دریای سبز) نامیده اند؛ و این سبز دریا، در کرانه
های کشورما دارای آبی روشن و درخشنده و فیروزه گون است و در پیرامون جزیره
ها، با امواج نقره فامی که دارد، در زیر نور خورشید، بسیار دیدنی و دلکش می
نماید.
به هنگام شب، خلیج فارس زیبایی خاصی دارد،
تلاطم دریا و برخورد امواج که از آنها نور می جهد، با روشنی مهتابی رنگ
ماهیان پرنده، که شبانگاه به جست و خیز برمی خیزند و هزاران هزار، به حرکت و
بازی و پرش می آیند، و از بدنشان پرتوی سفید رنگ ساطع می شود، پهنه ی این
دریای نیلگون را مانند آسمان پر ستاره ای می آراید که در گوشه و کنارش آتش
افروزی کرده باشند. همین منظره، بزرگ بن شهریار ناخدای رامهرمزی را که خود
از مردم خوزستان بوده، بر آن داشت تا وصفی چنین دل انگیز از خلیج فارس در
کتاب خود بیاورد.
خلیج فارس به تنهایی و بدون دریای
عمان از دریاهای کوچک بشمار می رود که وسعت آن از232.850 کیلومتر مربع
بیشتر نیست و در تقسیم بندی دریاها، در ردیف دریاهای کم عمق چون دریای
بالتیک و دریای هودسن و دریای شمال در اروپا، قرار می گیرد.
ژرفای
متوسط دریای عمان که دنباله ی خلیج فارس است و از تنگه ی هرمز به این نام
نامیده می شود گاهی از سه هزار متر بیشتر است ولی چون وارد خلیج فارس شویم
عمق آب کم می گردد.
از تنگه ی هرمز به بعد، در خلیج
فارس، به ندرت، عمق آب به 90 تا 100 متر می رسد. در سمت شمال غربی، یعنی به
طرف خوزستان عمق دریا اندک اندک کم می شود و تا 25 متر تنزل می یابد.
توده
های مرجانی که مانند شهر های گمشده ای در اعماق آب های خلیج فارس به
فراوانی و بیشتر به موازات ساحل یافت می شوند، از عمق آب می کاهند،
بدانگونه که ژرفای آب به طور متوسط در دهانه ی اروندرود، در ساحل خوزستان،
تا پنجاه میلی ساحل، 36 متر است.