ريشهر ، خاستگاه تمدن قديمي خليج فارس
ريشهر ، خاستگاه تمدن قديمي خليج فارس
سميرا بهزادي
دانشجوي کارشناسي ارشد تاريخ ايران
مقدمه :
زيبايي واژه اي است زيبا که آدمي مي تواند به آن چه که دلش مي پسندد و با ذوق و سليقه اش سازگار است اطلاق کند، خواه اين زيبايي در وجود انساني ديگر باشد يا موجودات ديگر، اشياي طبيعت، مناظر، معماري شهرها و... در ميان تمام مقالات يا اکثر نوشته هايي که تا کنون درباره بوشهر و ريشهر نوشته و خوانده شده، همه جا سخن از خرابي و محروميت و بي عنايتي نسبت به اين بندر کهنسال و عقب ماندگي ها، کمبودها و مظلوميت هاي اين بندر بي مثال بوده است. آيا تاکنون به زيبايي و دلنوازي اين بندر فکر کرده ايم و يا سخني از سر ذوق گفته ايم و به خاطره انگيزي اين دلبر دلارام انديشيده ايم؟ وقتي از يک بوشهري در هر جاي اين دنيا سوال مي شود که اينجا را بيشتر دوست دارد يا بوشهر، فوراً جواب مي دهد بوشهر. يا مسافر، مهاجر و ماموري که فقط يک يا چند بار به اين بندر آمده تا مدتها خاطره شيرين از اين بندر زيبا در ذهنش خواهد داشت، تا کنون به اين انديشيده ايد که چرا؟ مگر اين خاک شور و گرماي کسل کننده اش چه مزيتي بر ديگر شهرها دارد؟
ريشهر بندر بوشهر... ريشهر بندر معشور :
در سال 1292 شمسي (1913م) هيئت علمي فرانسوي در ريشهر کاوش هاي علمي انجام دادند و محل مزبور را با محلي که در دوره ايلام بنام ليان liyan خوانده مي شد منطبق دانستند و علاوه بر سفالهاي منقوش و اشياء مفرغي، آثار ساختمان ها و آجرهاي نوشته از عهد شوتروک ناخونته در آنجا يافتند. «شوتروک ناخونته از شاهان دوره معروف به عهد طلايي ايلام مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد بوده است».
در عهد ايلام، يعني هزاره دوم و قسمتي از هزاره اول پيش ازميلاد در قسمت جنوبي شبه جزيره مزبور و در پناه خليج جنوبي آن يکي از مراکز آباداني و تمدن قديم وجود داشته است که ريشهر خوانده مي شود و بر سر راه دريايي شوش به مهانجودارو بوده و همدوران آثار شوش و ساير يادگارهاي ايلاميان و مربوط به تمدن دوران مزبور است، در عهد اردشير بابکان نيز شهر رام اردشير در آنجا قرار داشته است و اکنون خرابه هاي ريشهر قديم به مسافت دو فرسنگي بوشهر، در قسمت جنوبي اين شبه جزيره موجود بوده و نشانه هاي تمدن و بقاياي ابنيه و آثار مختلف دوران ايلام و عهد ساسانيان را در دل نهفته دارد و يکي از محلهاي باستاني به شمار مي رود.
بخشی از کتیبه میخی خلیج فارس تخریب شد
بخشی از کتیبه میخی خلیج فارس تخریب شد
کتیبه فارسی باستان کشف شده در خلیج فارس متعلق به دوران هخامنشی با که در آن نام خلیج فارس هک شده بود توسط فرد یا افراد ناشناس در خارک تخریب شد.
به گزارش ایسنا، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر با اشاره به اینکه فردی مظنون در ارتباط با تخریب کتیبه هخامنشی خارک شناسایی شده است، گفت: بهدلیل مسایل امنیتی، درباره فرد مظنون و قصد او از تخریب عمدی اثر نمیتوان چیزی گفت؛ ولی با همکاری دادگستری و یگان حفاظت سازمان، مظنون را شناسایی کردهایم و با ارایه اطلاعات، ممکن است که او خود را مخفی کند.
جمعه (دهم خردادماه) توسط دوستداران میراث فرهنگی اعلام شد که کتیبه میخی فارسی باستان کشف شده در جزیرهی خارک، به دست اشخاص ناشناس با پتک و تیشه نابود و منهدم شده است.
این کتیبه، آبانماه سال گذشته در جریان عملیات احداث یک جاده پیدا شد و از آن بهعنوان سند هویتی خلیج فارس و سندی درباره نام «خلیج فارس» یاد میشد.
در مطالعه این کتیبه توسط کارشناسان اعلام شد که متن این اثر هخامنشی در پنج سطر و به زبان فارسی باستان نوشته شده است.
احمد دشتی تخریب ۱۰ تا ۱۵ درصد این کتیبه تاریخی را تأیید و بیان کرد: این کتیبه با هماهنگی نیروی انتظامی، بخشداری خارک و مقامات محلی نگهداری میشد.
نگهبانان خلیج فارس
نگهبانان خلیج فارس
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران - دریادار عبدالله معنوی:
منطقه خلیجفارس کانون ظهور و انتشار دین مبین اسلام بوده و از این منطقه اندیشهاسلامی به غرب و شرق عالم منتشر شده است.
خلیجفارس در قلب جهان و مردم قرارداشته و فاصله آن با کرانههای شرقی و غربی دنیای اسلام تقریبا برابر است.
احیای اندیشه اسلام نابمحمدی(ص) در پی ظهور و پیروزی انقلاب اسلامی که رهبری بزرگ، اندیشمند و احیاگر تاریخ معاصر، حضرت امامخمینی(ره) باعث نشر آن از این منطقه به سراسر جهان اسلام شده و مسلمانان جهان را تکان داده و جنبشهای اسلام خواهی و مبارزه با سیاستهای ظالمانه حاکم بر جهان را باعث شده است.
بروز این پدیده تاریخساز در منطقه استراتژیک خلیجفارس، منطقهای که به عنوان قلب تپنده اقتصاد جهانی بوده و جزو اهداف استراتژیکی قدرتهای سلطهگر است، موجب نگرانی شدید آنها شده و به دنبال آن خلیجفارس در معادلات جهانی و استراتژیکی قدرتهای بزرگ اهمیت شایانی پیدا کرد.
با استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، تصور امنیتی خلیجفارس یکسره دگرگون و آمریکا مجبور به ارزیابی مجدد برنامههای خود شد. این امر با تلاش آمریکا برای تقویت حضور نظامی خود در منطقه، تشویق کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس به تشکیل شورای همکاری و نیز ترغیب صدام در حمله به ایران پایهریزی شد.
صدام که براین باور بود که ظرف چند روز منطقه خوزستان را فتح و در کمتر از چند هفته در تهران با خبرنگاران مصاحبه خواهد کرد، وارد جنگی شد که 8سال به طول انجامید و نتیجه آن جز سرافکندگی برای خود و حامیان شرق و غرب آن نبود.
جنگ در 31شهریور 1359 در شرایطی تحمیل شد که به دلیل ساختار جغرافیایی و توان پهلو دهی کشتیها، تنها بندر امام(ره) بود که قسمت عمده مایحتاج کشور و تامین ارزاق و ضروریات جنگ در آن ساماندهی و متمرکز شده بود. فاصله این بندر که در انتهای کانال خورموسی قرار دارد با ساماندهی جنگی نیروهای بعثی واقع در خاک عراق، بسیار ناچیز بوده به نحوی که سلاحهای یادشده کاملا براین آبراه و کشتیهای کنار اسکله، اشراف داشتند.
این امر بدین معنی بود که هرگونه محدودیت در تردد کشتیها در این آبراه موجب قطع خطوط موصلاتی خودی و شروع بحران و کمبود مایحتاج ضروری مردم؛ جنگ و در نهایت تضعیف حکومت نوپای اسلامی میشد.
اعلام تاریخ نتایج داوری مقالات هشتمین همایش ملی خلیج فارس
|
|
پیرو
نظر کمیته علمی هشتمین همایش ملی خلیج فارس نتایج داوری این دوره همایش
در تاریخ 16/1/1391 اعلام خواهد شد. نویسندگان می توانند از این تاریخ به
بعد با وارد نمودن نام کاربری و رمز عبور خود در بخش ثبت نام سایت
www.persiangulf-co.ir از وضعیت مقاله ارسالی خود مطلع شوند.
دبیر خانه هشتمین همایش ملی خلیج فارس
کابوس جزایر سه گانه
دکتر فریبرز درجزی:
گزارشهای گوناگونی وجود دارد که دولت بریتانیا جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را جزو خاک ایران معرفی کرده و کارگزاران، سفرا و نمایندگان سیاسی این کشور نیز در موارد متعدد بر این حقیقت صحه گذاردهاند.
جزایر سهگانه خلیجفارس هزاران سال است که بخشی از ایران بوده و از سال 1780 میلادی در اداره شیوخلنگه قرار داشتند و حتی از خیلی پیشتر یعنی از 1367 تا 1381 میلادی والی بوشهر اداره امور3 جزیره را در دست داشته و اساسا به همین خاطر است که وزارت خارجه انگلستان در تمامی نقشههای رسمی خود هر 3جزیره را به رنگ پرچم ایران نشان داده است
واژه تمب یا تنب، پارسی دری یا تنگستانی (پارسی جنوبی) است که معانی
تپه، پشته و تل بر آن متصور است و این واژه در لغات عرب وجود نداشته و
صددرصد فارسی دری و ایرانی است و از پیش از دوران هخامنشی تاکنون موجودیت
داشته و دارد بررسیها نشان میدهد که از حدود 2هزار سال قبل از میلاد
مسیح(ع) این 3جزیره همانند سایر جزایر خلیجفارس توسط ایرانیان اداره
میشده و در قلمرو، حاکمیت و مالکیت ایران بوده است.
خلیجفاس و جزایرش به ویژه در زمان پادشاهی «شیلهک این شوشیناک»
(1561-1511
قبل از میلاد) تابع دولت ایلام بوده و در دوران «ماد» (807-055 قبل از
میلاد) نیز تابع یکی از ایالتهای جنوب باختری و سپس تابع ساتراپ (استان)
چهاردهم دولت ماد به نام «درنگیانه» و بخشی از کرمان بوده است.
جزایر سهگانه ایرانی در خلال ادوار مختلف تاریخ به جز در یک برهه
کوتاه، همیشه در کنترل و اداره حکومت ایران قرار داشته و آن دوره کوتاه نیز
به سال 1904 میلادی و اشغال این جزایر از طرف بریتانیا برمیگردد که البته
نهایتا با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از خلیجفارس در سال 1971 میلادی،
حاکمیت ایران بر جزایر بار دیگر تثبیت شده است. پس از انتقال قانونی
جزایرسهگانه به ایران اعضای اتحادیه عرب از جمله عراق، لیبی، الجزایر،
یمنجنوبی، کویت و
امارات متحدهعربی در دسامبر 1971 شکایتی علیه ایران
در شورای امنیت مطرح کردند و بدون ارائه مدرکی مدعی شدند که ایران این
جزایر را اشغال کرده است شورای امنیت در تاریخ 9دسامبر 1971 جلسه
فوقالعادهای جهت رسیدگی به این شکوائیه تشکیل داد و پس از بررسی کامل،
تصمیم گرفت که پرونده شکایت را ببندد.
امارات متحده عربی اما بارها این مدعا را تکرار کرده و هر بار نیز بهدلیل غیرقانونیبودن مورد توجه هیچ دولت و یا سازمان جهانی بهجز حکومت بعث عراق قرار نگرفته است. با توجه به اینکه شورای امنیت سازمان ملل بهدلیل نبودن دلایل قانونی برای طرح شکایت تصمیم گرفت پرونده را مختومه کند چگونه اکنون اتحادیه عرب میتواند موردی را که 37سال پیش اتفاق افتاده و در آن موقع صلح و امنیت منطقه را تهدید نکرده بهعنوان مورد مخل صلح و ثبات منطقه از شورای امنیت انتظار داشته باشد تا همه قوانین و مقررات بینالمللی ازجمله منشور ملل متحد را نادیده انگاشته و همان شکایت کذایی را دوباره پذیرفته و یا نامه اتحادیه عرب در این مورد را بهثبت رساند؟ موضوع جزایر سهگانه قبل از تأسیس امارات متحده عربی توسط بریتانیا میان ایران- شارجه حل شده بود و لذا امارات نمیتواند برخلاف نص صریح تفاهمنامهای که پیش از تأسیس اتحادیه عرب، بین ایران- شارجه امضا شده است گام بردارد و پارادایم شکوائیههای ساختگی و سناریوهای تکراری و جعلی را پیگیری کند.
تحریف نام خلیج فارس باز هم در مقالات زیست شناسی
دکتر حسین آخانی ؛ عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
به نقل از همشهر آنلاین :
محققان بخش ماهیشناسی این موزه ارتباط علمی خوبی با همکاران بخش جانورشناسی دانشکده زیستشناسی دانشگاه تهران دارند.
سرپرست بخش ماهیشناسی آقای پروفسور کروپ (Krupp) سالهاست که در کشور عربستان کار کرده و هدایت گروه چند صد نفری نگارش فون عربستان را بهعهده دارد.
ایشان به زبان عربی تسلط دارد و حتی به دین اسلام گرویده است.ایشان درنوشتههایشان نام خلیج عربی را استفاده میکند.
اینجانب با وجود آنکه تمایلی به همکاری با نامبرده نداشتم ولی فقط بهدلیل ارتباط علمی و همکاری با دوستان بخش جانوری با طرح تنوع زیستی خاورمیانه آقای کروپ در تدریس درس تنوع زیستی در اردن همکاری کردم.
در فرانکفورت با نامبرده و بعضی همکارانشان بحث نام خلیج فارس را مطرح کردم. به ایشان تاکید کردم که ما ایرانیها بهشدت نسبت به نام جعلی خلیج عربی اعتراض داریم و با کسانی که این نام را استفاده میکنند در همکاری خود تجدید نظر میکنیم.
آقای دکتر شولز (Scholz)، دیگر همکار آقای کروپ درصدد است پروپوزال تاسیس یک ژئوپارک در ایران را به یونسکو ارائه دهد. بحث مفصلی با هم داشتیم.
در پایان بحث به ایشان گفتم اگر میخواهید با ایران همکاری کنید باید تکلیف خود را با نام خلیج فارس روشن کنید و هر چه سریعتر نقشهای را با نام خلیج عربی ازپایگاه اینترنتی موزه حذف کنید.
چند روز پیش از طرف موزه خواستند تا گزارش مختصری از نتایج علمی سفر خود را به آنها ارائه دهم. در گزارش اعتراض کتبی خود را در استفاده از نام جعلی خلیج عربی در منابع علمی آن موزه منعکس کردم.
چند روز پیش سراغ اینترنت رفتم تا ببینم آیا به درخواست اینجانب درخصوص حذف نقشهای با نام جعلی توجه شده است یا نه. خوشبختانه نقشه از پایگاه اینترنتی حذف شده بود و نام خلیج عربی با یک قدم عقب نشینی به خلیج تغییر یافته است.
در همین هنگام بهطور تصادفی در یافتههای گوگل به مقالهای برخورد کردم که نام یکی از پرنده شناسان و کارشناسان برجسته محیطزیست ایران آقای ... درشمارنویسندگان آن با آدرس سازمان حفاظت محیطزیست است.
این مقاله به نام ایشان و 3 محقق هلندی و روسی درخصوص پرندگان سواحل جنوب ایران در مجله Sandgrouse (مجله انجمن پرندهشناسی خاورمیانه) شماره 23 سال 2001 منتشر شده است.
باور کردنش برایم سخت بود، در این مقاله 11 بار نام خلیج عربی ذکر شده و حتی یک بار هم نام خلیج فارس نیامده است. نگاهی به فهرست بالابلندی تشکر در انتهای مقاله نشان میداد که در سازمان حفاظت محیطزیست به این خارجیها بسیار لطف شده است.
بلافاصله مقاله را با توضیحی به همراه شعر از دشمنان شکایت برند به دوستان، چون دوست دشمن است شکایت کجا برند به جمعی از همکاران دانشگاهی ارسال کردم.
مدتی نگذشته بود که موضوع به اطلاع آقای ... رسید و یکی از دوستان ایشان مطلبی درخصوص اطلاع نداشتن نامبرده از چاپ مقاله به نام ایشان به اینجانب و همکاران دانشگاهی ارسال کرد.
هر چند باور اینکه یک پرندهشناس اطلاع ندارد که طی 7سال گذشته مقالهای در مجله پرنده شناسی خاورمیانه به نام وی چاپ شده سخت است ولی با توجه به اینکه بسیاری از همکاران دانشگاهی و کارشناسان محیطزیست علاقه و احتمالا وقت بررسی منابع ندارند امکانپذیر است.
اگر مسئله حقیقت داشته باشد آقای ... باید هر چه سریعتر از نویسنده مسئول مقاله
(آقای
گیجل Keijl) شکایت کرده و ضمن درخواست سریع اصلاح نام جعلی در مجله و
پایگاه اینترنتی اقدام حقوقی در سوءاستفاده از، نام ایشان را آغاز کند.
مهمتر از آن وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشگاه آزاد اسلامی (محل کار فعلی ایشان) و سازمان محیطزیست (محل کار قبلی ایشان) و واحد بینالملل قوه قضائیه میتوانند وارد عمل شوند و در جهت احقاق حقوق این همکار ایرانی و لطمهای که به حیثیت ایشان و مهمتر از آن سوءاستفاده از نام ایشان در تحریف نام خلیج فارس و حقایق تاریخی شده از طریق نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای هلند اقدام کنند.
و اما محققان و استادان دانشگاه بایستی در همکاری علمی خود با محققان خارجی، مصالح ملی، تاریخی و حفظ میراثفرهنگی و ذخایر ژنتیک را رعایت کنند و اگر به این موارد برخوردند در حد توان خود به طریق شایسته با آن برخورد کنند. طرح این موارد ریختن آبروی افراد نیست.
تذکر به کسانی که به خاطر منافع کوتاه مدت به افتخارات ملی و تاریخی و آبروی بینالمللی کشور بیتوجه هستند وظیفه همه ماست.
چندی پیش این نگارنده در روزنامه همشهری شماره 4484 به تاریخ 17 بهمن 1386، موردی را در جعل نام خلیج فارس در مقالهای در مجله وزین Taxon اعلام کردم.
اینجانب با یکی از نویسندگان آلمانی مقاله تماس گرفتم و از آنها درخواست کردم با چاپ غلط نامه اشتباه خود را تصحیح کنند که خوشبختانه این کار انجام شد.
کشورهای عربی با زور دلارهای نفتی تلاش میکنند تا نام خلیج فارس را عوض کنند. ما میتوانیم با تکیه بر حقایق تاریخی و غنای فرهنگی و تنوع زیستی خود و البته کمی هوشیاری جلوی این تجاوز نرم افزاری را بگیریم.
مگر نه آن است که جوانان ما طی 8 سال دفاع مقدس جان خود را دادند تا این آب و خاک را حفظ کنند. برای یک عضو هیات علمی یا دفاتر روابط بینالمللی یک دانشگاه چندان سخت نیست که با نوشتن نامه از مرزهای تاریخی و میراث ملی و فرهنگی کشور حفاظت کنند.
یک سهلانگاری
متأسفانه سهلانگاری در مورد نام خلیج فارس به داخل کشور هم رسیده است. در سال 1385 ، یک جانورشناس نقشه ایران را با نام خلیج (The Gulf) در مجله علوم دانشگاه تهران ، شماره 32 صفحه 348، منتشر کرد.
بسیار تعجبآور است که چرا گردانندگان و داوران مقالات علمی معتبرترین دانشگاه کشور به بررسی دقیق مقالات نمیپردازند.
تکرار چنین مواردی آن هم در داخل مرزهای کشور بسیار خطرناک است و در آینده حق پیگیری حقوقی از نام خلیج فارس در مجامع بینالمللی را از ما ضعیف میکند.
بنابراین لازم است جامعه علمی و مدیریتی ما حساسیت بالایی نسبت به این موضوع داشته باشند و با ابزارهای نظارتی و قانونی با این تخلفات برخورد کنند.
منبع: http://www.hamshahrionline.ir/news-65496.aspx
نام خلیج فارس در منابع تاریخی
نام خلیج فارس
در منابع تاریخی
کهن ترین نام خلیج فارس که در کتیبه های آشوری آمده است، نارمرتو (Nar-Merratu) به معنای دریای تلخ است که به شوری بسیار زیاد آب این دریا اشاره دارد.
در تنگه هرمز کتیبه ای از داریوش اول بدست آمده است که در آن به زبان فارسی باستان نوشته شده است "دریایی که از فارس می رود" این خلیج را از زمان ساسانیان، دریای فارس می نامیدند.
فلاویوس آریانوس، تاریخ نگار یونانی که در سده دوم پس از میلاد می زیسته، در آثار خود از این خلیج با نام پرسیکوس (Persikon Karitas) یاد کرده که به معنای خلیج فارس است.
استرابن، جغرافیدان یونانی که در سده اول پس از میلاد می زیسته نیز همین نام را به کار برده است.
در کتابهای لاتین سده های میانه قرون وسطی، نام پرسیکوس سینوس (Persicus Sinus) یا پرسیکوم ماره (Persicus Mare) به کار رفته است.
در دیگر زبانهای زنده دنیا در آن زمان نیز واژه پرسیکوس با دگرگونی اندک به کار رفته است.
دانشمندان مسلمان، چه عرب تبار و چه ایرانی تبار، در همه کتابهای جغرافیایی و تاریخی از خلیج فارس با نام بحر فارس، البحر الفارسی یا خلیج فارس یاد کرده اند.
مسعودی، تاریخ نگار و جغرافیدان عرب که در سده چهارم هجری می زیسته و طی سفری از بغداد به خلیج فارس و سپس کرمان، ورا رود (ماوراءالنهر) و چین رفته است می گوید "دریای عمان دنباله بحر فارس است"
اصطخری، جغرافی دان ایرانی سده چهارم هجری و ابن حوقل بغدادی نیز همواره در آثار خود از "بحر فارس" یاد کرده اند. از دیگر دانشمندان و پژوهشگران مسلمان که در آثار خود به نام خلیج فارس اشاره کرده اند، می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:
- ابنفقيه در كتاب البلدان (تاليف 279 قمري )؛ با نام بحر فارس
- ابنرسته در كتاب الاعلام النفيسه(تاليف 290 قمري)؛ خليج الفارسي
- ابنخردادبه در كتاب المسالك و الممالك(سدهي سوم هجري)؛ بحر فارس
- سهراب در كتاب عجايبالاقاليمالسبعه(سده ي سوم هجري)؛ بحر فارس
- بزرگبنشهريار در كتاب عجايب الهند(تاليف 342 قمري)؛ بحر فارس
- اصطخري در كتاب المسالك الممالك و در كتاب الاقاليم(سدهي چهارم هجري)؛ بحر فارس
- ابنمطهر در كتاب البدء و التاريخ(تاليف 355 قمري)؛ خليج الفارس
- ابنحوقل در كتاب صورهالارض(تاليف 367 قمري)؛ بحر فارس
- مسعودي در كتاب مروجالذهب و در كتاب التنبيه و الاشراف(سدهي چهارم هجري)؛ بحر فارس
- ابوريحان بيروني(درگذشته به 440 قمري) در كتاب التفهيم ،خليج فارس و درياي فارس؛ در كتاب قانون مسعودي، درياي فارس و در كتاب تحديد نهايات الاماني، بحر فارس
- نويسندهي ناشناخته در حدود العالم من المشرق الي المغرب(تاليف 372 قمري)؛ خليج فارس و درياي فارس
- مقدسي در كتاب احسنالتقاسيم في معرفه ال ا قاليم(تاليف 375 قمري)؛ بحر فارس
- محمدبننجيب در كتاب جهاننامه(سدهي چهارم هجري)؛ بحر فارس
- ابنبلخي در كتاب فارسنامه(تاليف 500 قمري)؛ بحر فارس
- طاهر مروزي در كتاب طبايعالحيوان(تاليف 514 قمري)؛ الخليجالفارس
- شريف ادريسي در كتاب نزههالمشتاق(سدهي ششم هجري)؛ بحر فارس
- ياقوت حموي در كتاب معجم البلدان(سدهي ششم هجري)؛ بحر فارس
- زكرياي قزويني در كتاب آثار البلاد(سدهي ششم هجري)؛ بحر فارس
- انصاريالدمشقي در كتاب نخبهالدهر(سدهي هشتم هجري)؛ بحر فارس
- ابوالفداء در كتاب تقويم البلدان(سدهي هشتم هجري)؛ بحر فارس
- شهابالدين احمد نويري در كتاب نهايهالادب(سدهي هشتم هجري)؛ خليج فارس
- حمدالله مستوفي قزويني در كتاب نزههالقلوب(سدهي هشتم هجري)؛ بحر فارس
- ابوحفضابنالوردي در كتاب خريده العجايب(سدهي هشتم هجري)؛ بحر فارس
- ابنبطوطه در كتاب رحله(سدهي هشتم هجري)؛ بحر فارس
- قلقشندي در كتاب صبحالاعشي(سدهي نهم هجري)؛ بحر فارس
- حاجيخليفه در كتاب جهاننما(سدهي يازدهم هجري)
- شمسالدين محمد سامي در كتاب قاموس الاعلام(سدهي سيزدهم هجري)؛ خليج بصره
- البستاني در دايرهالمعارف البستاني(سدهي نوزدهم ميلادي)؛ الخليج العجمي
« ابن حوقل بغدادی» در کتاب خود « صورة العرض » که در سال 1993.م در لندن به زبان انگلیسی به چاپ رسید، عنوان می کند که: «همان طور كه بارها گفته شد، دریای فارس خلیجی است از اقیانوس احاطه کننده جهان كه در اطراف چين و شهر" وق" از آن منشعب مي شود . اين دريا از سرزمين هاي سند و كرمان تا فارس ادامه مي يابد و در ميان همه سرزمين ها به نام فارس خوانده مي شود، زیرا فارس از همه کشورها پیشرفته تر است و شاهان آن محكم ترين كنترل (حاكميت) را در دوران كهن داشته اند و حتي اکنون نیز تمامی کرانه های دور و نزدیک این دریا و همه سرزمين هاي فارس و ديگر را تحت كنترل دارند»]
در سالهای اخیر استفاده از نام جعلی خلیج عربی در برخی منابع تحت حمایت بیشینهٔ دولتهای عربی مشاهده شده است. البته تا کنون دو قطعنامه در سازمان ملل متحد در پاسداشت نام خلیج فارس یا Persian Gulf صادر شده است و گروههای بسیاری نیز با ارائه مدارک مستدل، جعلی و بی اساس بودن این نام را به جهانیان ثابت کرده اند.
تاریخ روستای چاه بردی
چاه بردی
نویسنده: حسن فرهادی
نامگذاري روستا
الف:از زبان اهالي
1-بنا به گفته ي كربلايي حسن مهدوي از مطلعين روستا دليل نامگذاري روستا به چاه بردي(چه وردي) وجود چاهي سنگي در شمال روستا ودر باغ نخلي كه در حال حاضر متعلق به خانواده هاي عربزاده ي روستا است و درست در كنار بيدهاي كهنسال روئيده در اين باغ مي داند.نامبرده تصريح دارد كه چاه سنگي در نزديكي بقعه ي خواجه و چاه ذكر شده در بالا قبل از تأسيس روستا وجود داشته اند.
2-اهالي روستا معتقدند وجود چاهِ فراوانِ سنگچين شده در روستا باعث نامگذاري روستا به چاه بردي شده است كه "برد"در زبان محلي به معني سنگ است.مي گويند هنگامي كه "خانعلي خان حيات داوودي" به" قايد بهروز" (از بنيانگذاران روستا و دايي خانعلي خان) ملكي را جهت سكونت و كشاورزي واگذار كرد به نامبرده چنين گفت:"برو "كُهباد" گناوه چاه هاي بردي وجود دارد همانجا مسكن كن." و از آن پس نام آنجا و روستاي تشكيل شده در آن محل ،چاه بردي(چه وردي) گفته شد.البته وجود اين چاه هاي سنگي خود مطالعاتي مي طلبد تا مشخص شود به چه دوره اي بر مي گردند.
بايد گفت از آن چاه ها متاسفانه فقط يك حلقه ي ديگر در كنار "بقعه خواجه" وجود دارد كه آن هم رو به تخريب است.
ب- از زبان فارسنامه ناصري
1-"و قصبه ناحيه گناوه،"شول گپ"گويند و"گپ"به معني بزرگ باشد،…و اين ناحيه مشتمل بر 12قريه آباد:بهمنياري،شول گپ،عباسي،قلعه بردي،قلعه كاحيدر،قلعه قايد،كلر،گمارون،كمالي،مال امام،مال خليفه،مال محمد صالح است.قلعه بردي:پنج فرسخ جنوبي"شول گپ"است."(فارسنامه ناصري-ص1333).
|
نام روستا |
ناحيه |
بلوك |
|
قلعه بردي |
گناوه |
دشتستان |
(فارسنامه ناصري-ص1664)
"قلعه بردي" محدوده اي است درقسمت شمال روستا كه اكنون و در گذشته خانواده هاي بيژني در آنجا ساكن بوده اند.يقينا مألف فارسنامه قلعه بردي را به جاي چاه بردي در اثر خود به كار برده است.و شايد هم در گذشته نام روستا قلعه بردي بوده است.
2-اگر در فارسنامه ناصري دقت كنيم مشاهده مي گردد اسامي بسياري از روستاهاي استانهاي كهكيلويه،فارس و بوشهر مانند هم هستند،كه اين مي تواند تصادفي باشد يا نباشد!
جدول1-2)تعدادي از روستاهاي متشابه در نام بر اساس فارسنامه ناصري
|
نام روستا |
ناحيه |
بلوك | |
|
1 |
چاه برد |
بيخه احشام |
لارستان |
|
2 |
چاه بردي |
ده دشت |
|
|
3 |
چار روستا |
حيات داوود |
دشتستان |
|
4 |
چار روستا |
طيبي |
كوه كيلويه |
|
5 |
بويري |
شبان كاره |
دشتستان |
|
6 |
بويري |
بويراحمد |
كوه كيلويه |
|
7 |
بوالفريس |
حومه بهبهان |
كوه كيلويه |
|
8 |
بوالفريس |
زنگنه |
دشتستان |
|
9 |
آباده |
|
رامجرد |
|
10 |
آباده |
|
كوار |
|
11 |
|
حومه شيراز | |
|
12 |
بابُونك |
|
رامجرد |
|
13 |
تُنبك |
ميناب |
عباسي |
|
14 |
تُنبك |
|
كنگان |
|
15 |
چاه تلخ |
ليراوي |
|
|
16 |
چاه تلخ |
تنگستان |
دشتستان |
|
17 |
كلات |
طييبي |
كوه كيلويه |
|
18 |
كلات |
ماندستان |
دشتي |
|
19 |
كلات |
دشمن زياري |
كوه كيلويه |
ج:دليلي ديگر
1- بر اساس يك نظريه از دلايل شبيه بودن نامهاي روستاها، مهاجرت افرادي از يك روستا به مكان جديد ونامگذاري روستاي تازه تاسيس به نام روستاي مادر است.
2-آقاي جواد عسكري دانشجوي ايرانشناسي دانشگاه شيراز كه از اهالي روستاي چاهورز(چاهورد،چهورد)لامرد مي باشد،از قول اهالي روستاي خود مي گويد كه اجدادشان از انگالي بوشهر به آنجا مهاجرت نموده اند.(كامنت در وبلاگ مؤلف).
منابع:
فارسنامه ناصري-مرحوم ميرزا حسن حسيني فسايي-جلد دوم-تصحيح دكتر رستگار فسايي-اميركبير-تهران-1378
فراخوان سرایش شعر «خلیج فارس برای همیشه»
شاخآب «خلیج» فارس تا همیشه پارسی خواهد ماند و شاعران به عنوان دارندگان برنده ترین تیغ در زبان، تاریخ حقیقی را می نویسند.
چاپ مجموعه ای از بهترین سروده های شاعران در قالب کتاب .
بهترین اشعار به زبان انگلیسی ترجمه خواهدشد و جهان صدای شاعران و اندیشمندان پارسی را بشنود که:
قطره قطره از آبراه فارس را همچون ذره ذره ی خاک ایران بزرگ پاس می داریم.
مهلت ارسال آثار:
6 فروردین 91
آثار برتر در دو رده ی :
1-برگزیده ی منتقدان
2-برگزیده ی اعضا (از طریق نظرخواهی)
انتخاب و معرفی خواهند شد.
* آثار در سه بخش:
1- ترانه 2- شعر موزون 3-سپید
بررسی خواهد شد.
***
فردوسی :
ببین این شگفتی که دهقان چه گفت
بدان گه که بگشاد راز نهفت
به شهر کجاران به دریای پارس
چه گوید ز بالا و پهنای پارس...
**معادل پارسی خلیج« شاخاب» می باشد.
شاعران معاصر می توانند برای فرستادن اشعار به این نشانی:
http://www.anjomanmajazi.com/showthread.php?tid=76&pid=293#pid293
یا http://www.anjomanmajazi.com
مراجعه فرمایند.
پست الکترونیک: INFO@anjomanmajazi.comتاریخچه بندر عسلویه
بندر عسلويه
بندر عسلويه در 70 كيلومتري جنوب شرقي كنگان و 37 كيلومتري شرق بندر طاهري در راس خليج ناويند بين مدار 27 درجه و 28 دقيقه عرض شمالي و 52 درجه و 37 دقيقه طول شرقي واقع شده و فاصله آن تا مركز استان (بو شهر) 308 كيلومتر است. درباره نامگذاري عسلويه،زنده ياد مهندس احمد حامي در كتاب "سفر جنگي اسكندر مقدوني به ايران و هندوسستان بزرگترين دروغ تاريخ است" از عسلويه با حرف اول الف نام برده و اظهار داشته است اين نام هم مثل بسياري از نام هاي منطقه مثل خارك،لارك،تنب و... يك نام ايلامي است و از دوره ايلامي ها به جا مانده است و كلمه "اسلو" با حرف الف در ابتدا به معناي آبگير، استخر و محل توقف كشتي ها است . آقاي محمد تقي مصطوي نيز در كتاب اقليم پارس اين مطلب را بر اساس كفته مهندس حامي تكرار كرده است. برخي مورخان و محققان متاخر عسلو را داراي چشمه ها و اب هاي شيرين دانسته اند و معتقدند به همين جهت بر آن نام عسلويه نهاده اند.
به اعتقاد برخي افراد، عسل به معناي درياي خروشان بوده و بر همين اساس حدس زده اند احتمالا عسلويه منسوب به در ياي مواج است. همچنين در جاي ديگري گفته شده عسل يعني سرعت عمل و شتاب در حركت و عسلويه بدان جهت به اين نام شهرت يافته كه داراي ناخدايان چابك و چالاك در امر دريانوردي بوده است.
جغرافي نويسان تا قرن دهم هجري نامي از عسلويه به چشم نمي خورد. در حالي كه نام شهرها و بندرهايي مثل كنگان،سيراف،گناوه و غيره در بسياري از مكتوبات گذشتگان مشهود است. از اواخر قرن دهم و آغاز قرن يازدهم هجري،به اين سو در كتابها به نام عسلويه بر مي خوريم.
به تاييد همگان پرتغالي ها 117 سال يكه تاز مناطق خليج فارس و درياي عمان مخصوصا در نواحي بحرين،هرمز،بندر عباس و قشم بوده اند. پرتغالي ها در سال 997 ه.ق بر بحرين تسلط يافتند. هشتادو چهار سال پس از آنكه ركن الدين مسعود فالي برادر وزير حاكم بحرين، از الله وردي خان حاكم فارس براي راندن پرتغالي ها از منطقه تقاضاي ياري نمود، الله وردي خان پدر امام قلي خان فاتح هرمز، رئيس معين الدين فالي را مامور تصرف بحرين نمود.
معين الدين فالي در سال 1011 ه.ق سپاهيان خود را در بندر عسلويه به كشتي نشاند و به بحرين حمله كرد و آنجا را از دست پرتغالي ها خارج ساخت. البته در اثناي همين لشگر كشي معين الدين فالي مجروح شد و در گذشت.
بر اساس نوشته هاي محققان علت استفاده معين الدين فالي از اسكله عسلويه از كار افتادن بندرگاه سيراف به واسطه زلزله و طغيان آب دريا بوده در حالي كه بندرگاه عسلويه آباد و آماده بهره برداري بوده است.
از آن زمان به اين سو نام عسلويه در كتاب هاي تاريخ و جغرافي ديده مي شود.
از قرن دوازدهم هجري(قرن هيجده ميلادي)، طوايف و قبايل بسيار از نواحي مختلف بحرين، عربستان و عمان وارد ايران شده و در سرزمين هاي جنو بي يعني مناطق مختلف بوشهر سكني گزيدند از جمله طوايف آل مذكور،آل بلاد،آل نصور،آل حرم وغيره. دو طايفه اخير (آل نصور، آل حرم) در زمان دولت صفوي وارد ايران شده و در جنوب ايران مقيم گشتند. آل نصوري از زمان حكومت صفوي مقيم بنادر كنگان،طاهري،عسلويه و گاوبندي شدند كه بعد ها عسلويه در اختيار خاندان آل حرم قرار گرفت. شيوخ آل نصور از طايفه بني خالد هستند كه گروهي از آنها مقيم مكه مكرمه و گروهي ديگر در محلي به نام "النعيمه" در قطيف سكونت داشتند.
اولين همايش بين المللي محيط زيست و ژئوپليتيک خليج فارس

خليج فارس به دليل واقع شدن در مرکز جهان اسلام و دارا بودن ذخاير بزرگ نفت و گاز جهان و همچنين قرار گرفتن در منطقهاي که محور پيوند اروپا، آفريقا و جنوب آسيا و آسياي جنوب شرقي است، اهميت ژئوپليتيک بينظيري در جهان دارد. شناخت جايگاه آن و حفظ محيط زيست اين منطقه نيازمند همفکري و همکاري منطقهاي و بينالمللي است. جمهوري اسلامي ايران مصمم است با برگزاري اولين همايش بينالمللي «محيط زيست و ژئوپليتيک خليج فارس»، گامي در جهت شناخت، تعامل و همکاري ميان کشورهاي منطقه بردارد. محورهاي اصلي همايش که به مناسبت روز ملي خليج فارس در نهم و دهم ارديبهشت 1391 در قشم برگزار ميشود، به شرح زير است:
محيط زيست خليج فارس
وضعيت محيط زيست خليج فارس و عوامل موثر در آن
تنوع زيستي خليج فارس، مخاطرات و راهکارها
اثرات توسعه بر محيط زيست خليج فارس
رژيمهاي زيست محيطي بينالمللي و منطقهاي
سياستها و اقدامات ملي کشورهاي منطقه در حفظ محيط زيست خليج فارس
موقعيت ژئوپليتيک خليج فارس
انرژي و تأثير آن بر موقعيت ژئوپليتيک خليج فارس
امنيت خليج فارس: چالشها، سياستها و راهبردها
عوامل فرهنگي و موقعيت ژئوپليتيک خليج فارس
بيداري اسلامي و کشورهاي حاشيه خليج فارس
موقعيت ژئوپليتيک خليج فارس و بازيگران فرامنطقهاي
جمهوري اسلامي ايران و خليج فارس
جمهوري اسلامي ايران و محيط زيست خليج فارس
جمهوري اسلامي ايران و موقعيت ژئوپليتيک خليج فارس
امنيت خليج فارس و نقش جمهوري اسلامي ايران در تأمين آن
انرژي صلحآميز هستهاي ايران و کشورهاي حاشيهخليج فارس
برگزار كنندگان:
مهلت ارسال چكيده مقالات: 10 فروردین 1391
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 10 فروردین 1391
سايت همايش: www.icegpg.com
تلفن تماس دبيرخانه: 021-66974650
آدرس دبيرخانه: تهران، خيابان انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سياسي اتاق255
محل برگزاري: جزیره قشم
ایمیل: admin@ICEGPG.COM
اوضاع کرانه های خلیج فارس در دوران احمد شاه قاجار
تحولات سياسي خليج فارس و نواحي پس كرانهاي آن در سالهاي بحراني پس از جنگ جهاني اول از اهميت بسياري برخوردار است. اين تحولات منجر به نتايجي گرديد كه منشاء بسياري از رويدادهاي مهم منطقه به حساب ميآيند. طي اين ايام كشور ايران شرايط بسيار دشواري را تجربه ميكرد. اوضاع نابسامان داخلي، مداخلات قدرتهاي استعماري در امور مختلف، سرخوردگي نيروهاي اجتماعي از نتايج انقلاب مشروطيت، چند دستگي نيروهاي سياسي، تأثيرات اقتصادي ويرانكننده پس از جنگ و عوامل ديگر موجب ضعف حكومت مركزي و تقويت بحرانهاي داخلي گرديد. در اين شرايط «احمدشاه قاجار» و دولتمردان ايران امكان مقابله جدي و همهجانبه براي حل اين بحرانها را نداشتند. در بسياري از نقاط كشور شورشها و قيامهاي محلي شكل گرفت و سررشتة امور عملاً از دست گردانندگان اداري كشور خارج شد. در اين اوضاع و احوال وضعيت خليج فارس و نواحي پس كرانهاي آن بيش از ديگر نقاط ايران دستخوش ناامني و بحرانهاي محلي و منطقهاي گرديد. دخالت مستقيم انگلستان و كارگزاران آن در امور اقتصادي و سياسي خليج فارس عمدهترين مسئله اين ناحيه محسوب ميشد.
قيام تنگستانيها در جنوب مشكلات بسياري را براي كارگزاران استعماري به وجود آورده بود. ايلخاني قشقايي با نيروهايش جاده مهم شيراز به بوشهر را كنترل كرده و انگلستان امكان مقابله جدي با گسترش ناامني در اين مسير را نداشت. سواحل ايران حدفاصل بندر كنگان تا بندر لنگه در كنترل نيروهاي قبيلهاي و رؤساي آنان بود. مردم در آتش جنگها و رقابتهاي بيپايان اين قبايل ميسوختند. والي فارس و كارگزار بوشهر حضور چنداني در اين بخش از سواحل ايران نداشتند. امنترين نقاط خليجفارس در اين دوره بحراني سواحل بندر لنگه تا بندر عباس بود. اين منطقه تحت نظارت والي فارس و ضابطين محلي اداره ميشد و قويترين ارتباط با دولت مركزي را داشت. با اين همه، ناامني مسيرهاي تجاري بندر لنگه و بندرعباس به طرف شيراز و كرمان تأثير مخرب خود را بر اين مناطق بر جاي گذاشته بود. بندر لنگه و نواحي وابسته به آن دچار افول و ركود اقتصادي شديدي بودند. سيل مهاجرت تجار و كسبه از اين بندر به سمت سواحل جنوبي خليج فارس در اين دوره به طور چشمگيري افزايش يافت. بندر «دوبي» رقيب اصلي بنادر ايراني، از اين ايام به بعد روز به روز رونق بيشتري مييافت. مهاجرت تجار ايراني به اين منطقه و حمايت گسترده كارگزاران انگليسي، عمدهترين عوامل رونق بندر «دوبي» محسوب ميشد. در اين وضعيت «بندرعباس» در ساية تلاش و فعاليت تجار و بازرگانان محلي به حيات اقتصادي خود ادامه ميداد.
كارگزاران دولتي در اين شهر از حمايت مركز برخوردار نبودند. گردش اقتصادي اين بندر مهم به شدت وابسته به سرمايهگذاري تجار بومي بود. وضعيت سياسي و اقتصادي در سواحل حد فاصل ميناب تا بندر جاسك در شرايط بسيار نامطلوبي قرار داشت. اين ناحيه پهناور تحت سيطره و تسلط خوانين محلي و رؤساي طوايف بود. بندر چابهار و گواتر به دليل نزديكي با هند به شدت مورد توجه كارگزاران انگليس قرار داشت. كارگزاري بنادر خليج فارس كه مقر آن در بوشهر بود امكانات لازم و كافي براي كنترل امور در سواحل جنوب را نداشت. به طور كلي ميتوان گفت كه امور اقتصادي و سياسي بنادر و سواحل خليج فارس در سالهاي پس از جنگ جهاني اول بدون نظارت و كنترل دقيق حكومت مركزي در حال از هم پاشيدگي كامل قرار داشت.
معرفی مرکز بررسی اسناد تاریخی
تاريخ معلم انسانهاست (امام خميني ره)
پژوهشگران، انديشمندان و محققان عرصه تاريخ، در تدوين و شفافسازي زواياي گوناگون تاريخ عصر خويش، بر نقش اسناد به معناي اعم آن، تأكيد وافر دارند و بر اهميت اسناد پنهان و منحصر به فرد زمان، بدليل ويژگيهاي خاص آن اصرار ميورزند. هرچند براي بازگويي حوادث تاريخي، از زبانها و بيانهاي گوناگوني همچون: توصيف، تقدير، ذم و تحسين، خاطره، مقاله، تصوير و ... ميتوان بهره برد ولي با گذشت زمان و فاصله كرفتن از مبدأ هر حادثه، از امكان تشريح بعضي از اين حوادث كاسته خواهد شد و به همين علت ميتوان ادعا كرد كه اين تنها زبان اسناد است كه در هر مقطع زماني روشنگر زواياي تاريك تاريخ ميباشد. بويژه آنكه در دو دهۀ گشته است. به علاوه، توجه به بهرهبرداري از تجربيات گذشتگان نيز ضرورت شناخت زواياي تاريك، ناگفتهها و نانوشتههاي تاريخ معاصر ايران را بيش از پيش روشن ميسازد. از سوي ديگر ما در دوراني به سر ميبريم كه دشمنان و بدانديشان و بدخواهان ملت بزرگ و تاريخي ايران با ورود به برخي عرصهها مترصد ايجاد شكاف و تغيير در هويت تاريخي و فرهنگي ما هستند. حفظ اصول و ارزشهاي تاريخي يكي از عوامل اصلي در عصر حاضر است كه به فرمودۀ رهبر معظم انقلاب حضرت آيۀالله خامنهاي، «عصر جنگ نرم» ناميده شده است. ايشان در ارتباط با مطالعه كتب تاريخ معاصر در بياني فرمودهاند: «من نميدانم شما چقدر از تاريخ معاصر اطلاع داريد و چقدر آن را خواندهايد. چقدر خوب است كه شماها در تابستان كه قدري فراغت پيدا ميكنيد، واقعاً برنامهريزي كنيد و قدري از تاريخ معاصر از جمله همين قضيۀ تنباكو را مطالعه كنيد. كتابهايي هم درباره اين موضوع نوشته شده كه مناسب است آنها را بخوانيد. البته مطالعه كتابهاي امين را ميگويم. بعضيها هستند كه چون پاي روحانيت و دين در ميان است، از عنادي كه با دين دارند، حاضر نيستند به افتخار به اين بزرگي اعتراف كنند و آن را مطرح نمايند.»
حال كه مركز بررسي اسناد تاريخي و ارث انبوهي از اسناد پنهان سازمان اطلاعات و امنيت رژيم پهلوي است بر خود فرض ميداند تا امكان دسترسي محققان و پژوهشگران ارجمند عرصه تاريخ را به اين گنجينه ارزشمند فراهم و تسهيل نمايد. اين مركز علاوه توجه جدي به اين مسئله سعي در ارائه محصولات فرهنگي به عموم مردم را دارد.
بدين منظور، اقدام به انتشار مجموعههايي به شرح ذيل نموده و براي اولين بار در تاريخ نشر اسناد كشور، تصوير هر سند را در كنار متن حروفچيني شده آن قرار داده است تا تمامي كساني كه دغدغه تاريخنگاري بدون تحريف و ارائه واقعيتهاي موجود را دارند، از آن بهرهمند شوند. كتب منتشره به صورت مجموعه ياران امام به روايت اسناد ساواك، رجال عصر پهلوي، زنان دربار، جريانات چپ و موضوعات مختلف ديگر تدوين و به بازار كتاب ارائه گرديده است.
اميد است مورخان، تاريخپژوهان و كارشناسان مسائل تاريخي، به خصوص تاريخ معاصر ايران، ما را از نظرها و پيشنهادهاي ارزشمند خود بهرهمند سازند.
با تشکر مرکز بررسی اسناد تاریخی (اردیبهشت۹۰)
متن کتاب خلیج فارس، احمد اقتداری (5)
فصل پنجم کتاب خلیج فارس:
جنبش های دینی و سیاسی در ساحل خلیج فارس
قسمت اول: قیام زنگیان و بردگان
حدود یکصد سال پیش از ایجاد شاهنشاهی ساسانی، زنگیان از سواحل آفریقا و کناره های شبه جزیرۀ عربستان باطراف دجله و فرات و نواحی شمال شرقی خلیج فارس قدم گذاردند و بیش و کم در آن نقاط توطن گزیده، به کارهای کوچک و پست که با رنج و مرارت بسیار همراه بود پرداختند. از دیرباز هم گروهی تیره پوستان بومی که بازماندۀ روزگاران پیش از ورود نژاد آریا به این مناطق بودند در این سرزمین سکونت داشتند و در اطراف سواحل خلیج فارس و بحر عمان پراکنده می زیستند. سیاهان، همه جا، به کارهای رعیتی و غلامی و پخت و پز و کارگری و عمله گری و جاشویی در کشتی های بادبانی و ماهی گیری و مشاغل دیگر از این نوع مشغول بودند.
غلامان سیاه پوست مانند کالا مورد خرید و فروش قرار می گرفتند و در بازارها غلام سیاه پوست مانند یکی از حیوانات ارباب بود و ارباب بر او تسلط کامل داشت. صاحب منصاب و دولتمندان سفیدپوست از میان غلامان متعدد خود یکی را بنام استاد برمی گزیدند و او دیگر غلامان ارباب را تربیت و اداره و رهبری می کرد. با ظهور دین اسلام زنگیان که از ستمگری سفیدپوستان به ستوه آمده بودند، چون در این دین ندای آزادی و برابری شنیدند مسلمان شدند، ولی در آیین اسلام هم بردگی قانونی و مشروع اعلام شده بود و هر مسلمانی حق داشت غلام یا غلامان و کنیز و کنیزانی داشته باشد و آنان را خرید و فروش نماید.
به علاوه پس از فوت پیامبر بزرگ اسلام مسلمانان در این زمان بنا بر سنتهای جنگی قوم عرب که از دیرباز باقی مانده بود در جنگها، اسیر می گرفتند و اسیران را خرید و فروش می کردند در نتیجه اسیران سفید پوست هم در شهرها و روستاهای اسلامی مانند بردگان زنگی، گرفتار ظلم و بیدادگری اربابان گردیده در معرض خرید و فروش قرار می گرفتند و به مشاغل کوچک و پست گمارده می شدند. این گروه سفید پوست نیز، که نخست جنگندۀ غیر مسلمان، بعد اسیر مسلمان و سپس بردۀ محکوم شده بودند، از نارضایی و وضع بد زندگی و فشار اربابان، به گروه بردگان زنگی پیوستند و طبقۀ زجر دیدۀ ناراضی و ناراحت و عاصی به وجود آوردند.
کمتر امیری بود که در کوی و برزن ، دهها غلام سفید و سیاه را به دنبال خود روان نکند. اینان پیاده در دنبال اسب امیر می دویدند. برای آنکه کثرت گروه بردگان را در سده های دوم و سوم اسلامی باز نماییم با ذکر یکی دو شاهد تاریخی موضوع را بیشتر روشن می کنیم:
گویند موسی بن نصیر یکی از سرداران اسلامی بسال 91 هجری در جنگهای آفریقا سیصدهزار اسیر بگرفت و بر طبق قوانین جنگی اسلامی یک پنجم آنها را که شصت هزار تن بود برای ولیدبن عبدالملک خلیفۀ اموی فرستاد.[1]
نوشته اند که همین موسی بن نصیر پس از فتح اسپانیا هزار دختر اسپانیایی را به کنیزی آورده بود. ابراهیم غزنوی در جنگهای هندوستان صدهزار اسیر بدست آورد و ابراهیم بنی ینال در جنگ با رومیها صدهزار اسیر رومی بگرفت.[2]
ساکنین دهات و روستاهایی که بر سر راه لشکریان اسلام بودند، با اندک مخالفتی که با مسلمین می کردند، اسیر می گردیدند و به دربار پرجاه و جلال و بیدادگر اموی فرستاده می شدند.
رافع بن هرثمه والی خراسان چهارهزار بنده داشت. امین الرشید عباسی غلامان سفید را اخته می کرد و لباس دختر می پوشانید و برای خدمت و زینت مجلس عیش و عشرت و پذیرایی و تشریفات مورد استفاده قرار می داد. بعدها خلفای عباسی و دیگر پادشاهان و دربارهای مشرق زمین از او تقلید نمودند و این رسم ناپسند را معمول داشتند.
گروهی بی شمار از این بردگان سفیدپوست در ادوار اولیۀ اسلامی به سواحل خلیج فارس که از همۀ نقاط اسلامی به شبه جزیرۀ عربستان نزدیکتر و آبادتر و پرنعمت تر بود و والیان و محتشمان و خلفاء و شهزادگان و امیران زیادی در سرزمینهای آن ساکن بودند آورده شده بودند. گروه بی پناه بردگان سیاه و سفید با هم، یا به تنهایی برای رهایی از ظلم و ستم ارباب و حکومت خلفاء، ناآگاه و بی نقشه، هرچند یکبار، به دور رهبری گرد می آمدند و علم طغیان برمی افراشتند ولی قیام آنان در هم شکسته می شد و غالباً از دم تیغ می گذشتند. بطور مثال می توان از قیام طایفۀ زَط که بسال 219 هجری صورت گرفت نام برد که بدستور خلیفه، همۀ آنها را کشتند و یا باطراف دریای مدیرانه کوچ دادند و در آنجا نابود شدند و شورش اعراب بصره و یمامه در 167 هجری و شورش حاکم بحرین در 151 هجری و شورش بردگان سیاه مدینه در 145 هجری نمونه ای از شورشها و قیامهای طبقۀ ناراضیان و بردگان و زنگیان بوده است.
یکی از بزرگترین جنبش های طبقاتی و نژادی در ادوار اسلامی که در قرن سوم هجری به وجود آمد قیام زنگیان سواحل خلیج فارس به رهبری مردی به نام علی بن محمد صاحب الزَنج بود که با شرکت هزاران هزار سیاه و سفید صورت گرفت. اکثر قیام کنندگان، زنگیان بودند و سفیدپوستان ظلم کشیده نیز به آنان پیوسته بودند.
زنگیان برای بدست آوردن آزادی های اجتماعی خود به پا خاستند و پانزده سال سر از اطاعت حکومت خلفای عباسی باز زدند و نوشته اند که دو میلیون و نیم تن کشته دادند و جنگها کردند ولی سرانجام، بیداد خلفای عباسی فائق آمد، زنگیان شکست خوردند و به زندگی حیوانی و پرفشار بردگی باز گشتند.
صاحب الزنج بسال 255 هجری قیام عمومی سیاهان را آغاز نهاد، او را الّناجِم بمعنی ستاره شناس هم گفته اند، چون قیام او بر ضد خلفای عباسی بود او را دوستدار خاندان علی و شیعۀ علوی خوانده اند، ولی بیشتر به لقب صاحب الزنج یعنی رهبر سیاهان مشهور گردیده است.
گروهی از سفیدپوستان فراتی و قرمطیان اولیه و سیاهان نوبی به دور او جمع شدند و نوشته اند که چون در دیوان کوه گرد آمدند تا به ساحل آبادان حمله کنند، سیاهان را از او شکی بر دل افتاد و در میان آنها زمزمه شد که رهبران سیاه پوست و صاحب الزنج درصدد سازش با خلیفه اند و دست از قیام بر خواهند داشت. صاحب الزنج که مردی گندم گون بود و اجداد او را از قول خودش از مردم طالقان دانسته اند، خود به میان سیاهان رفت و سوگند خورد که دست از قیام بر ندارد و تا جان در تن دارد بکوشد و برای آنکه سیاهان را به پایداری خود مطمئن سازد قرار گذاشت که همواره جمعی از زنگیان گرد او را حلقه وار داشته باشند و چون او بخواهد از جنگ و پایداری سر باز زند، او را بکشند و آنان قبول کردند.
چگونگی شکل گیری بندر دیّر
در زمان خان سالاري رييس جمال خان دشتي و پس از آن رييس حسين خان از طوايف حاجياني ساکن در منطقه دشتي که در واقع اواسط سالهاي حکمراني خوانين دشتي بر منطقه حاکميت خود قلمداد مي گردد و در اين زمان حکمراني خوانين نامبرده با سرکوبي سران خانواده بزرگ ديگر دشتي يعني سران شيخياني آغاز گرديد. منطقه حاکميت خوانين دشتي در اين زمان علاوه بر مناطق حکمراني آنان يعني از خورموج تا بردستان به بنادر کنگان, عسلويه و بعضي سالها تا حوالي لنگه نيز مي رسيد و خوانين دشتي خراج مناطق زير پوشش خود را به حکمران مرکزي ( حکمران پارس) مي پرداختند. به اين استناد كه؛ اسناد و مالکيت بعضي از نخلستانها ي منطقه سيراف و بيدخون نشان مي دهد که مالکين اصلي نخلستانها و باغها افرادي از اهالي بردستان بوده اند و در آن زمان ساکنين آن مناطق نيز بوميان غير عرب و مهاجرين منطقه گله دار, جم, بردستان و بعدها اعراب آنسوي ساحل خليج پارس بودند که در زمان حکمراني اعراب, طايفه هايي از بلوچ که در کوهها به دامداري اشتغال داشتند نيز بعنوان نيروي جنگي و رزمي ( تفنگچي) به استخدام در آمدند و تعدادي از آنها در آبادي هاي اين مناطق سکونت گزيدند. با مهاجرت اعراب آل نصور و آل حرم به اين بنادر و به قدرت رسيدن خاندان نصوري ( جد بزرگ آنان شيخ ياسر، زماني بر قسمتي از بحرين نيز حکومت مي کرد)، منطقه بنادر سه گانه و عمدتا بندر کنگان که بندر خوانين دشتي محسوب مي شد از حيطه قدرت و حکمراني خوانين دشتي خارج گرديد و آخرين تلاش خوانين دشتي براي باز پس گرفتن بندر کنگان بر اساس نگارش نويسنده کتاب حقايق الاخبار در زمان حکومت احمد خان نوايي اتفاق افتاد.
با اين توضيح که پس از انعقاد عهد نامه پاريس ( ناشي از بي لياقتي و سستي سرداراني چون محمد عليخان شجاع الملک و خانلر ميرزا احتشام الدوله و جاه طلبي کساني مانند ميرزا آقا خان نوري و بي کفايتي محرز ناصر الدين شاه) حکومت بندر بوشهر، دشتي و دشتستان به " احمد خان عميد الملک نوايي" رسيد و لقب دريابيگي نيز دريافت کرد ( حسيني فسايي، حسن. فارسنامه ناصري. جلد ا، ص 818).
پس از انعقاد صلح پاريس درگيري بين حاجي خان حاکم دشتي با حاکم کنگان آغاز گرديد. همانطور که پيش تر گفته شد ميان خان دشتي با حکام کنگان که آل نصور بودند بر سر مسائل ملکي و گسترش قلمرو مدتها جنگ قدرت وجود داشت تا اينکه در سال 1274 ه. ق. حاجي خان به کنگان حمله نمود و عده زيادي از آهالي آنجا را کشت. در آن زمان گويا حاکم کنگان " شيخ حسن خان کنگاني" فرزند " شيخ جباره خان" فرزند " شيخ حاتم خان" پسر " شيخ محمد آل نصور" جد مشايخ آل نصور بود.
تمدید مهلت ارسال مقالات به هشتمین همایش ملی خلیج فارس
به گزارش روابط عمومی مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران (istta)-
نظر به استقبال گسترده دانش پژوهان، دانشگاهیان و علاقمندان به حوزه
مطالعات خلیج فارس مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه هشتمین همایش ملی خلیج
فارس تمدید شد.
دبیر هشتمین همایش ملی خلیج فارس با اعلام این خبر گفت: با توجه به استقبال
گسترده دانشجویان و دانش پژوهان این حوزه جهت تمدید مهلت ارسال مقالات،
آخرین مهلت برای دریافت اصل و چکیده مقالات 19 اسفندماه 1390 اعلام شد و علاقمندان می توانند چکیده و اصل مقالات خود را تا این تاریخ به دبیرخانه ارسال نمایند.
دکتر عباس نامجو دبیر هشتمین همایش ملی خلیج فارس نیز خاطرنشان کرد: هشتمین
همایش ملی خلیج فارس با دو رويكرد علمی و تخصصی و با هدف پاسداشت هویت
تاریخی و شناخت ابعاد مختلف خلیج فارس در تاریخ 9 تا 12 اردیبهشت ماه 1391
مصادف با روز ملی خلیج فارس برگزار می گردد.
وی افزود: بخش اول همایش شامل بخش علمی و ارائه مقالات با محورهای جغرافیا و محیط زیست خلیج فارس، اقتصاد خلیج فارس، گردشگری خلیج فارس، فن آوری های نوین و گردشگری خلیج فارس، فرهنگ، هنر و معماری خلیج فارس، تاریخ و باستان شناسی خلیج فارس، ابعاد اجتماعی - سیاسی خلیج فارس و بخش دوم همایش شامل بخش تخصصی با برگزاری نمایشگاه و اجرای پانل های تخصصی با موضوعات خلیج فارس و انرژی شامل نفت، گاز و پتروشیمی و خلیج فارس، اقتصاد، صنعت و تجارب با محورهای مناطق آزاد، گردشگری، صنایع و بازرگانی می باشد.
علاقمندان می توانند جهت شرکت در همایش مقالات خود را تا پایان روز جمعه 19 اسفندماه به دبیرخانه همایش ارسال نمایند.
بررسی موسیقی کرانه های خلیج فارس
موسیقی بوشهر
مدولاسیون یا مُدگردی در موسیقی بوشهر
کلیات:
در موسیقی بوشهر، همچون موسیقی دیگر مناطق، انواع احساسات و حالات درونی نوازنده و یا خواننده، همچنین تعدد سبکهای اجرایی مرتبط با ساختمان و بافت گام و یا به عبارتی مربوط به گوناگونی فواصل یا ایستگاههای صداهای تشکیل دهنده گام آهنگ هاست. پس از این جهت، اهمیت بررسی گامهای مختلف سازی (نی انبان و نی جفتی و همچنین آوازی در قطعات بدون ساز) برای ما مسلم میشود. برای این که موسیقی بوشهری را بشناسیم، باید زبان محلی بوشهریها را بشناسیم، چرا که موسیقی محلی هر منطقهای ارتباط مستقیمی با زبان آن منطقه دارد؛ در واقع ریتم، سرعت، تکیه صدا و به طور کلی فرم در موسیقی هر منطقه، ارتباط مستقیم با زبان آن منطقه دارد و به همین دلیل است که در بوشهر، موسیقی هر محله با محله دیگر تغییرات اندکی دارد، چرا که در گویش آنها تفاوتهایی اندک به چشم میخورد و هر چه اختلاف لهجه میان محلهها بیشتر میشود، تفاوت در موسیقی آنها آشکارتر مینماید. این امر باعث پیدایش سبکهای مختلف شروه و لالایی در بوشهر شده است، مثلاً با بررسی موسیقی نی انبان این طور به نظر میآید که تکیه صدا معمولاً بر ضرب دوم قرار میگیرد. باید در نظر داشت مواردی چون تکیهٔ صوتی، اوج و فرود، نوسانات آهنگین، تم، ریتم و سرعت، موتیو و نحوهٔ بسط آن، رنگ صدا، حالتهای ضربی و نغمهای و مهم تر از همه فواصل موسیقیایی (گام) در تعیین شخصیت موسیقی هر منطقه نقشی موثر دارد و تفاوت در موارد فوق است که تفاوت در موسیقی مناطق را حاصل میشود. به عبارتی دیگر پاسخ موارد فوق در مورد اکثر نغمههای بوشهری _ به جز پارهای از آنها _ چون بعضی نوحهها یکسان است.
چندصدایی در موسیقی بوشهر
چند صدایی در موسیقی بوشهر به جز یک مورد، آن هم در «خیام خوانی»، اغلب تابع دگرصدایی (هتروفونی) است و این با چندصدایی (پلی فونی) متفاوت است. این نوع چند صدایی در واقع تکرار یک ملودی واحد توسط نوازنده و خواننده و یا چند خواننده صورت میگیرد که به برخورد ناخودآگاه میانجامد که این برخورد اصوات به هیچ وجه تابع روابط هارمونی نیست. از جمله موارد چند صدایی میتوان به تقلید ملودی توسط خواننده و یا نوازنده اشاره کرد که این تکرار خط نغمه (ملودی) توسط خواننده، به طور متناوب و یا با تأخیر صورت میگیرد که در این مورد میتوان به بعضی نوحههای پامنبری و ذکرها اشاره داشت که نوعی تقلیدخوانی را در پی دارد. از دیگر موارد چندصدایی در موسیقی بوشهر، اجرای فرم واخوان در نوازندگی نی انبان و یا نی جفتی است که نوعی موازیخوانی را در پی دارد که صدای واخوان حرکت بالارونده و پایین روندهٔ نغمه را تعقیب میکند. در برخی گونههای «یزله» و «نِیمه» نیز به نوعی پاسخخوانی (رسپانسوریال) برخورد میکنیم. در این نوع چند صدایی، تک خوان هنوز بند خود را به پایان نبرده که بند بعد توسط کر اجرا میشود. در این لحظه با تلاقی تک خوان و کر، نوعی چندصدایی به وجود میآید .این روش علاوه بر فرمهای یادشده در عزای سرپایی بانوان و همچنین یزله عزا نیز به چشم میخورد.
The Persian Gulf Swimming Project is a national project
About Project
The Persian Gulf Swimming Project is a national project aimed at resisting the extensive attempts by foreigners to eliminate the long-standing name of the Persian Gulf, and to replace it with fabricated names on geographical maps, in correspondence, diplomatic literature, and the public minds.
In the project, Mohammad Kobadi, an Iranian Moslem swimmer is going to swim from the Hurmuz Island as far as the Arvand River and will set the record of the longest distance ever swum in the world.
The general purpose of this project is to resist the attempts to change the name of the Persian Gulf, and to support the old civilization history and historical past of Iran. Among the specific purposes of the project, the following can be mentioned:
- To set a record in the athletic field of freestyle swimming in long distances in the world and to have it registered in the Guinness World Records and to enhance the athletic credit of Iran in the international arena.
- To introduce the long-standing name of the Persian Gulf with its real historical name and also to show the glory and power of Iranians in the waters of the Persian Gulf and in the Middle East to Western countries and to the Persian Gulf States.
After months of exercises and aerobic and anaerobic round-the-clock physical training in the day and night camps under the supervision of experts and specialists, and the swimmer’s reaching maximum physical and mental preparedness, the team pronounced their perfect readiness to start the project in Nov. 2011.
This national project was initiated in the Hurmuz Island on Nov. 2011 by the head of the Aid and Rescue Section of the Red Crescent of the Islamic Republic of Iran, Dr. Mozaffari, in the ceremonies in which he delivered a speech, and the dignitaries from the Red Crescent, and from the governor’s department, and other local dignitaries were present and chanted slogans supporting the long-standing name of the Persian Gulf.
According to expert evaluations, the swimmer is going to swim an average distance of 11 knots in two 4-hour and 6-hour turns daily if suitable weather conditions prevail. This project will take about 100 days taking weather conditions changes into consideration.
It should be mentioned that the course of the project will pass from near the coastal strip of the Persian Gulf, through the three coastal provinces of Hurmuzgan, Bushehr, and Khuzestan, and will not be close to the international waters or the oil wells and platforms.
شناگر ايراني ركورد گينس را شكست
داستانی برای اثبات بندر باستانی خورشید
يکي از جمله بنادر مهم و استراتژيک دوره ساسانيان در منطقه بُردو، " بندر خورشيد" بوده است که از شکوه و آوازه بالايي برخوردار بوده است که اين بندر نيز بر اثر زلزله و سونامي بزرگ از بين رفت. تشريح کامل در خصوص بندر خورشيد و اهميت باستاني آن را به وقت و نوشته اي ديگر واگذار مي کنيم و اما يکي از داستانهاي بسيار مشهور کهن که از اخبار سينه به سينه و سروده اي بي نام و نشان به ما رسيده است و نيز با بررسي آثار بر جاي مانده از دوره ساسانيان به واقعي بودن اين داستان البته به دور از اغراق هاي شاعرانه آن مي توان پي برد، داستان جواني به نام " زنبيل دوز" است که يکسري پيشامدهايي بين او و يکي از شاهزاده گان ساساني ( دختر قباد ساساني که کاخ آن در محله ظلم آباد فعلي دير بوده است) بوجود مي آيد که اين داستان به بوسيله شاعري گمنام ( البته براي اينجانب نا آشنا و گمنام است) به شکل سروده اي بلند ( مثنوي) و زيبا شرح داده شده است. قابل تشريح است که ما تنها بيت هايي ناقص از اين شاعر فرهيخته ايراني پارسي گوي در دست داريم و بر آنيم تا بر حسب اشعار ناقص و خارج از رديف و قافيه صحيح که بدست ما رسيده و با نگاه تاريخي به اخبار سينه به سينه افراد بردستاني، به تشريح اين داستان بپردازيم.
پير زنبيل دوز زنبيلي دوخت خواهد پر بها ...
چنين به نظر مي رسد که در منطقه بُردو يکي از کاخهاي ساسانيان وجود داشته ( مشهور به قصر دختر) و يکي از دختران قباد ساساني نيز در آن زندگي مي کرده است و در يکي از روزها که به بازار با شکوه بندر خورشيد ( شاهزاده ابوالقاسم فعلي يا بي بي خاتون که در آينده به تشريح آن خواهيم پرداخت) مي رود، در ابتداي ورود به بازار با جواني بسيار زيبا برخورد مي کند که شغل او زنبيل فروشي است و از آنجا که ايشان در جايگاه يک شاهزاده است در اين انديشه مي افتد که به او دست يابد اما به گفته شاعر او را در بازار بزرگ بندر خورشيد گم مي کند اما در نهايت و شايد هم هنگام برگشتن از بازار دوباره او را پيدا مي کند:
اول بازار گم کردم تو را، آخر بازار يافتم تو را
و به همراهان خود دستور مي دهد که وي را نزد او آورند که در اينجا شاعر از کلمه کنيز استفاده مي کند زيرا مشاوران شاهزاده گان خانم معمولا کنيزان هستند نه غلامان:
خواجه گفتا اي کنيزک جفت زنبيل، آن جوان نزد من آر
منظور شاعر از خواجه همان شاهزاده ساساني است که دستور مي دهد تا جوان زنبيل فروش را نزد او آورند. با توجه به ناقص بودن بيت شعر بالا؛ دختر قباد ساساني به کنيز يا زير دستانش دستور آوردن جواني را مي دهد که کنار زنبيلها نشسته است ( در معني جفت زنبيل) اما در ادامه سراينده شعر از به اشتباه افتادن کنيز و همراهان شاهزاده سخن ميراند که به اشتباه زنبيل ها را خريداري نموده و نزد شاهزاده ساساني مي آورند و شاهزاده نيز به حالت خشم چنين مي گويد:
خواجه گفتا اي کنيزک اي ديوانه وار، صاحب زنبيل را نزد من آر
شاهزاده خواستار آوردن جوان زنبيل فروش است نه زنبيل هاي او ولي کنيز و همراهان که از دل دختر قباد خبري ندارند، زنبيل ها را نزد او مي آورند و شاهزاده نيز از غوغاي درون پرده بر مي دارد:
کز دل و جانم در آورده دمار
و دستور آوردن جوان زنبيل فروش را مي دهد. کنيز و زير دستان با مکر و حيله:
دم نزد آن کنيزک، مکر و حيله پيش کرد
جوان را به کاخ شاهزاد فرا مي خوانند و زنبيل فروش نيز فراخوان آنها را مي پذيرد و روانه کاخ شاهي مي شود. اما زماني که جوان با شاهزاده ساساني روبرو مي شود؛ داستان شکل ديگري به خود مي گيرد و گفته هاي تلخي بين آن دو رد و بدل مي شود زيرا دختر قباد ساساني از طبقه بالاي جامعه آن روز است و جوان زنبيل فروش از طبقه درويشان:
دختر قباد بودي تو نگار، خواهر نوشيروان شهريار
از گفته ها و ابيات ناقص شاعر و اخبار سينه به سينه چنين برداشت مي شود که با ورود جوان به کاخ، شاهزاده پيشنهاد خود را به او مي گويد و جوان نيز جواب مي دهد:
يا بها ده يا زنبيل يا سرم
همانگونه که از مصرع بالا مشهود است، جوان خواسته شاهزده را نمي پذيرد و سه راه را پيشنهاد مي کند: پول زنبيل ها، زنبيل هل يا که مرگ. اين کار جوان مي تواند دو دليل داشته باشد: اول اينکه ايشان پيش از اين آشنايي، ازدواج کرده و حال صاحب دو فرزند است و دوم اينکه عدم رضايت مردم عادي از حکومت و وارد شدن در چنين جايگاههايي. شاهزاده نيز در جواب گستاخي جوان به او مي گويد:
اي جوان يا مطيع ام باش يا بسپار جان
بيندازمت در چال سياه تا نبيني روي خاندان
در واقع زنبيل دوز بدست شاهزاده تهديد مي شود و در صورت نپذيرفتن دستور او، مي بايست محکوم به دو راه ياد شده توسط شاعر داستان شود. يعني يا مرگ يا زندان هميشگي. پس در نتيجه جوان تدبير و انديشه مي کند و در ابتدا خواسته شاهزاده ساساني را مي پذيرد و درخواست لباس فاخر و گرمابه مي نمايد:
تشت پر کن زآب اندر برم
چشم اندازي بر آثارو بناهاي تاريخي هرمزگان (4)

اين
قلعه با پلان چهار ضلعي نامنظم ، داراي ديوارهاي به قطر حدود 3/5 متر و
برجهايي به ارتفاع حدود 12 متر در چهار گوشه قلعه است .
قلعه
پرتغاليهاي قشم شامل انبارهاي تسلياتي ، آب انبار بزرگ ، اتاقهاي سرباز
خانه ، زندان ، کليسا ، مقر فرماندهي ، تالار و ... است . کليساي اين قلعه
، داراي دو رديف ستونهاي سنگي دايره اي شکل با قوسهاي زيبايي از سنگهاي
مرجاني تراش خورده است .
قلعه فين (فين)
قدمت
اين قلعه را از روي سفال هاي بدست آمده مي توان به قرون ميانه اسلامي نسبت
داد .اين قلعه بر روي تپه اي مرتفع قرار دارد و احتمالا در زمان ساخت جنبه
نظامي داشته است .
جنگل هاي حرا (جزيره قشم ، بندرپل و بندرخمير)
در
نواحي جزيره قشم ، بندرپل و بندرخمير مجموعه اي از درختان سر سبز حرا به
چشم مي خورد که با آبراهه هايش با پرندگان زيبا و طبيعت بکر وحشي اش از
منابع توريستي و ديدني استان مي باشد . و هر ساله افراد زيادي را براي
تماشا به سوي خود جلب مي کند .(نمايش فيلم جنگل حرا)
چهار طاقي يا مکتب خانه
اين
بنا مربوط به دوره پيش از تسلط پرتغالي ها بر اين جزيره مي باشد و احتمالا
مربوط به قرون 7 و 8 ه . ق است که در نزد مردم به مکتب خانه معروف است .
در کنار اين بنا دو بناي ديگر نيز به همين نام معروف مي باشد . چهار طاقي
احتمالا آرامگاه بزرگان جزيره بوده است .
مدرسه شريعتي
اين
بنا در دوره پهلوي مي باشد و توسط جري پولاک طراحي شده است . اين مدرسه به
گونه اي احداث گرديده که با شرايط آب و هوايي منطقه سازگار بوده و جريان
باد به سهولت به تمام قسمت بنا حرکت مي کند .
خانه زعفرانيه
اين بنا مربوط به دوره صفويه بوده و مصالح بکار رفته در ساخت آن سنگ هاي مرجاني و ملات ساروج مي باشد .
قلعه لارک (جزيره لارك)
اين
بنا در بخش هرمز واقع در جزيره لارک قرار دارد که مربوط به دوره تسلط
پرتغالي ها براين جزيره است و همزمان با دوره صفويه مي باشد .
خانه جري پولاکاين بنا مربوط به دوره پهلوي مي باشد که توسط شخصي بنام جري پولاک که به آن منطقه آمده بود ساخته شد و درآن زندگي مي کرد .
مسجد ملک بن عباس
به
دستور محمد بن عباس بحريني براي سيد محمد عالم ساخته شد . اين مسجد به
جاي مسجدي قديمي تر در همان مکان ساخته شده ، بنای مسجد از دوره ی صفویه و
مسجد کنونی متعلق به دوره ی قاجار است .
مناره این مسجد در سال 1237
شمسي ساخته شد مناره این بنا با شبستانی بزرگ با طاق های کلیل و گچ بری های
زیبا ویک مناره ی جالب و منحصر بنحصر به فرد 32 متر ارتفاع دارد.
برج قلعه پرتغالي ها اين بنا به همراه آثاري در اطراف آن ، باقيمانده قلعه اي بسيار بزرگ و وسيع مي باشد که حدود 400 سال پيش توسط پرتغالي ها ساخته شد. ارتفاع اين برج 8 متر است و پايه آن به علت فرسايش باريک شده بود ، مجددا بازسازي شده .
قلعه مغويه (بندر مغیه)اين بنا در بندر مغیه واقع و متعلق به شيخ سلطان احمد مرزوقي مي باشد . ساختمان قلعه داراي دو حياط اندروني و بيروني بوده که قدمت حياط اندروني از بيروني بيشتر است . اين بنا در دو طبقه و در قسمت هايي نيز در سه طبقه ساخته شده و داراي تعداد زيادي اتاق به همراه حمام سنتي ، يک برج نگهباني و دو بادگير مي باشد . ساخت اين بنا در سال 1321 ه . ق پايان يافته است .
پنج برکه
اين
بنا به صورت يک آب انبار مدور مرکزي به قطر 14 متر و عمق 6 متر و چهار آب
انبار طولي در چهار طرف آن به طول 18 متر مي باشد . مصالح آن سنگ و ساروج
است .
برکه دريا دولت
اين
بنا به صورت يک آب انبار مدور به قطر 28 متر و عمق 14 متر بوده که فاقد
سقف مي باشد . ضخامت ديوار پيراموني آن 1 متر و ارتفاع آن 3 متر است .
گنبد سرخ (روستاي گنبد سرخ)اين بنا در 60 کيلومتري شمال شرقي شهرستان بندرعباس در روستايي به نام گنبد سرخ قرار دارد . اين بنا مربوط به سده مياني دوره اسلامي است که در ميان قبرستان قديمي واقع مي باشد .
موزه بزرگ استان
اين
موزه با مساحت بالغ بر 2000 متر مبع در سه طبقه احداث گرديده و داراي چهار
گالري شامل مکتب ، خانه و سکونت ، بازار و کسب ، زراعت و حياط مي باشد .
اطلاعیه سومین همایش فرهنگ و تمدن خلیج فارس
به اطلاع دانشجویان می ساند که :
مهلت ارسال چکیده:
تا 15 اسفند و اصل مقاله تا 15 فروردین
به دبیرخانه سومین همایش بین المللی فرهنگ و تمدن خلیج فارس
تمدید شده است.
نمایشگاه عکس گله دار
به مناسبت ایام نوروز نمایشگاه عکس از منطقه گله دار در محل عمومی نمایشگاه های گله دار و دانشگاه پیام نور در فروردین ماه سال 1391 برگزار می شود. عکاسان عزیز و همچنین علاقه مندان به هنر عکاسی می توانند عکس های خود را به ایمیل ما یا به محل تحویل آثار ٬برای ما ارسال کنند. نمایشگاه عکس منطقه گله دار هیچ محدودیت سنی ندارد و با موضوع ازاد فعالیت خود را آغاز کرده و به عکاسان برتر جوایز نفیسی اهدا می گردد.
توجه: عکس های خود را در یک سی دی رایت کرده و به مرکز طراحی و چاپ هفت تحویل داده و یا به ایمیل ما ارسال کنید و نیاز به چاپ ندارد.هزینه ی چاپ بر عهده ی ما می باشد. در این نمایشگاه عکس ها باید مربوط به منطقه گله دار یعنی بخش های گله دار و اسیر باشد و برای شناسایی عکاسان و هنرمندان برپا شده است. همچنین در این نمایشگاه اشیا تاریخی منطقه برای اولین بار به نمایش گذاشته می شود و یک گالری کتاب های مربوط به منطقه ی گله دار به نمایش گذاشته می شود.
موضوع : آزاد ( تاریخی٬فرهنگ و فولکور٬آداب و رسوم٬عشایر٬اماکن٬طبیعت٬سیاسی و...)
محل تحویل آثار: گله دار،بلوار کوثر،جنب مسجد جامع المهدی (عج)،مرکز طراحی و چاپ هفت
ایمیل (رایانامه) : sattar_nso@yahoo.com
این نمایشگاه با همکاری شورای اسلامی شهر گله دار،شهرداری گله دار و مرکز مطالعات و پژوهش های گله دار (گروه گله دار شناسی) برگزار می شود.در ضمن به عکس های برتر جوایز نفیسی اهدا می شود
چشم اندازي بر آثارو بناهاي تاريخي هرمزگان (3)
مسجد خداداد (بندرلنگه)
اين
مسجد ، اولين مسجد تشيع در بندرلنگه بوده ، اين مسجد در محله مساح
بندرلنگه قرار دارد ، از نظر زيبايي يکي از کاملترين مساجد بندرلنگه به
شمار مي رود . محراب مسجد حاجي خداداد ، داراي تزيينات گچبري ارزنده اي است
و قدمت آن به دوره زنديه مي رسد .
از ديگر مساجد و حسينييه هاي با
ارزش تاريخي بندرلنگه مي توان به مسجد شيخي ، مسجد غياث ، مسجد سلطان
العلماء ، حسينيه بنگلي و حسينيه غضنفري اشاره کرد .
خانه فکري (بندرلنگه)

قدمت
اين بنا حدود75 سال مي باشد و توسط مرحوم عبدالواحد فکري ، از تجار معروف
بندرلنگه ساخته شد و مساحتي بالغ بر 2600 متر مربع دارد . داراي دو حياط
اندروني و بيروني ، پنج بادگير ، 25 اتاق ، 10 سرويس بهداشتي و دو سرسرا مي
باشد .
مسجد افغان (بندر لنگه)
این
مسجد در محله افغان بندرلنگه واقع شده است از بناهاي مرحوم حاج عبدالله
افغان ، بازمانده افغاني هاي بستک و بندرلنگه از دوره افشاریه مي باشد .
اين مسجد داراي يک شبستان تابستاني و يک شبستان زمستاني مي باشد . ستون این
مسجد با گچ بری های زیبا و برجسته تزئین شده است . تاريخ ساخت اين بنا
1270 هجري است .
قلعه حاجي آباد (حاجي آباد)
قدمت
اين قلعه را مي توان به قرون ميانه و متاخر اسلامي از ايلخانيان تا صفويان
نسبت داد . احتمالا قلعه در زمان صفويان مورد استفاده بوده است ، مي باشد و
هر ساله افراد زيادي را براي تماشا به سوي خود مي کشد .
کاروانسراي بستک (بستك)
اين
بنای دوره صفویه در بخش شرق ميدان آزادي بستک ، واقع در 174 کيلومتري شمال
غربي بندرلنگه قرار دارد. اين بنا به صورت دو ايوان با حجره هايي در طرفين
و دو اصطبل در ضلع شرقي و غربي ساخته شده است.
حمام خانی بستک (بستك)

اين حمام در شهر بستک واقع شده و از آثار دوره قاجاريه مي باشد.از نکات بارز در اين حمام سيستم مسير آب در جداره ديوارهاي آن است.
این حمام در ابتدای خیابان سپاه پاسداران بستک قرار دارد و از آثار دوره ی قاجاریه است.
مجموعه بازار بستک (بستك)
شامل
سه بازار است که قدمت آن به دوره قاجاريه ميرسد . اين بنا در سال 1295 ه .
ق به همت استاد عبدالله مينابي معروف به حاجي استاد ساخته شده است .
معماري بازار مدني بستک که درنوع خود بي نظير است به صورت فضاي مربع شکلي
است که فضاي مرکزي آن مرکب از دو رديف حجره است .
مسجد جامع (بستك)
اين
مسجد از معماري منحصر به فرد و قابل توجهي برخوردار است . بر سطح داخلي و
بيروني ديواره مسجد در قسمت بالايي ديوارها تزييناتي بکار رفته که اين
تزيينات بيشتر طرحهاي هندسي وگل و بوته مي باشد .
موزه مردم شناسي جناح
اين
موزه توسط ميراث فرهنگي بخش جناح راه اندازي گرديده و داراي 6 گالري است .
دراين موزه انواع وسايل پخت و پز آب کشي و نگهداري آب ، پوشاک محلي ،
صنايع دستي ،نسخ خطي ، سکه هاي قديمي و ... نگهداري مي شود .
طراحي و تدوين استراتژي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري منطقه آزاد قشم به روش چارچوب جامع تدوين استراتژي
نویسنده:
دكتر محمد رضا عباسي1، دكتر محمد تقي اميني2، سعيده سيادت3
چکیده
گردشگري
به عنوان صنعتي سفيد، سرشار از منابع درآمد و عنصري نقش آفرين در بهبود و
تنظيم موازنه تجاري و تراز پرداختهاي بسياري از كشورهاي جهان به شمار
ميآيد. در حقيقت توسعه گردشگري با ايجاد زمينههاي مطلوب براي رونق
اقتصادي اين مناطق، بسترهاي لازم جهت افزايش درآمد، اشتغال، بهبود كيفيت
زندگي و رفاه اجتماعي مردم را فراهم ميآورد. از اين رو نياز است تا آن
دسته از مناطقي كه از پتانسيلهاي لازم جهت توسعه اين صنعت برخوردارند با
توجه به شرايط محيطي و قابليتهاي كنوني و آينده خود استراتژيهايي را
اتخاذ نمايند كه متضمن بقا و رشد آنان در عرصه پر رقابت صنعت گردشگري باشد.
منطقه آزاد قشم واقع در شمال تنگه هرمز يكي از مناطق مطلوب گردشگري خليج
فارس ميباشد كه براي تدوين استراتژي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري آن، از
چارچوب جامع تدوين استراتژي استفاده شده است. در مرحله شروع بيانيه ماموريت
گردشگري اين منطقه تعيين گرديده سپس در مرحله ورودي ماتريس ارزيابي عوامل
داخلي(IFE) و ماتريس ارزيابي عوامل خارجي(EFE) آورده شده، آنگاه با توجه به اطلاعات حاصله، در مرحله تطبيق و مقايسه، دو ماتريس سوات(SWOT) و ماتريس داخلي و خارجي IE)) تشكيل گرديده. در نهايت، در مرحله تصميم گيري با استفاده از ماتريس برنامه ريزي استراتژيك(QSPM)
ميزان جذابيت استراتژيهاي تعيين شده مورد ارزيابي و قضاوت قرار گرفته است
كه بهترين استراتژي عبارتست از: ايجاد آگاهي از ظرفيتها و پتانسيلهاي
سرمايه گذاري در بخش گردشگري منطقه آزاد قشم.
كليد واژگان: سرمايه گذاري، گردشگري، تدوين استراتژي، چارچوب جامع، قشم.
1- عضو هئيت علمي دانشگاه پيام نور، ايران
2- عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور ايران
3- كارشناس ارشد مديريت MBA، دانشگاه پيام نور، ايران
مقدمه
امروزه در شرايطي كه اقتصاد و مسائل ناشي از آن توجه بسياري از سياستگذاران و برنامهريزان اقتصادي را به خود جلب نموده، گردشگري به عنوان صنعتي پويا، پر درآمد و متنوع، فصل جديدي در مناسبات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي بسياري از كشورهاي جهان بويژه كشورهاي در حال توسعه وابسته به صادرات تك و يا چند محصولي كه از منابع طبيعي، تاريخي و فرهنگي برخوردارند گشوده است.]2و[4 در اين ميان از نكات مهم مطرح شده در توسعه صنعت گردشگري ضرورت توجه به توسعه همه جانبه اين صنعت در مناطق مورد نظر به گونه اي است كه ضمن ارتقاي اقتصادي اين نواحي بسترهاي مناسب جهت حفظ و احياء منابع مورد بهره برداري قرار گرفته در فرآيند توسعه گردشگري را نيز فراهم آورد. زيرا گردشگري تنها در صورتي منجر به توسعه اي متوازن و همه جانبه در جوامع ميزبان ميگردد كه با اتكا بر اصول توسعه پايدار به تلفيق مناسب عوامل داخلي و خارجي موجود در جامعه و محيط و در نهايت ارائه راهكارها و روشهاي كاربردي بپردازند.11]و[12
جزيره قشم با مساحت تقريبي 1491 كيلومتر مربع به عنوان پهناورترين جزيره غير مستقل جهان و بزرگترين خاكپاره ايران در شمال تنگه استراتژيك هرمز و در فاصله آبي 22 كيلومتري شهر بندر عباس واقع گرديده است. اين جزيره به دليل وجود عواملي نظير وسعت قابل توجه، موقعيت خاص جغرافيايي و اهميت استراتژيك جزيره طي قرون متمادي از جاذبههاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي بسياري برخوردار است. ]3[ از منظر سرمايه گذاري نيز با توجه به معرفي قشم به عنوان دومين منطقه آزاد ايران اين جزيره از مزاياي و فرصتهاي مناسب بسياري جهت سرمايه گذاري در صنعت گردشگري نسبت به سرزمين اصلي برخوردار است.
همایش بین المللی «کالبدشکافی سیاست انگلیسیها در ایران» (2012-1800م)
مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران با تکیه بر اسناد نویافته و تحقیقات میدانی قصد برگزاری همایش بینالمللی با موضوع کالبد شکافی سیاست انگلیسیها در ایران در فاصله سالهای 1800 تا 2012 م را دارد .





این وبلاگ با همکاری فارغ التحصیلان رشته ی مطالعات خلیج فارس دانشگاه تهران و با هدف فراهم نمودن پایگاهی جهت اطلاع رسانی، جمع آوری مطالب مستند و علمی و نیز ایجاد بانک مقالات، مدارک، نقشه و اسناد در زمینه خلیج فارس راه اندازی شده است.