سه شعر زیبا در وصف خلیج فارس از شاعران برجسته شهرستان ایوان غرب به مناسب روز ملی خلیج فارس


سه شعر زیبا در وصف خلیج فارس از شاعران برجسته شهرستان ایوان غرب به مناسبت روز ملی خلیج فارس که به وبلاگ مطالعات خلیج فارس تقدیم نموده اند.

شعر اول:

" عه روس ده ریایْلْ "

عه روس هه ر چیگ ده ریای جه هانی

خه لیج فارس و قه لب ایرانی !


تِ صه ده فیدو درّ په ر وه رش ده ی

نه ... ! تِ خوه د مورواریدِ غه لطانی


تِ آو نییدِن ! تِ خیون ایمه ی !

تِ دریا نیی د ! تِ جسم و گیانی !


هایْده جی گشتی ! تِ هشگی ! تِ آو !

تِ کیوه یْ ! دریایْ ! تِ ئاسمانی !


مانگْ له تِ الایْگ! خوه ر له تِ نیشی گ!

ئاساره یش ها تِ ! تِ کهکه شانی !


ده ریا نیه نه ی مارمیولگ لی بخوه یْ !

ت ِ چه شمه یْ شیر مازه ن ده رانی !

ایمه هه له تیگ وه دژمن نیایْم !

چیوْ له ده س ده یمن تِ وه ئه رزانی !


ایمه گیانمان ها نو وای گیاند !

تِ مهرانی و تِ دیلرانی !


له نو خیون ده یمن له ده س یی منه د !

ئرا ایمه تِ قه لاویزانی !!


یِ قطره ییلیم له آوِد که م بوگ !

تِ دالگانِ هه ر چی وارانی !


ئه وه ل ، دنیا هه خه لیج فارسیو !

کُت کُت دانه وْ ده یشت بیونه وشکانی !


شوْ شیفته یْ تِ بیو ! سیاه بیو برگی !

ئاساره یل یَک یَک نایْده داوانی !


خُوه ر له ناوِ تِ زلفی داگریگ !

مانْگْ له ناوِ تِ چووگه میه وانی !


ئیوارگان خُوه د نیشان خُوه ر مة یْ !

زلفه شووره گه د که ی په ریشانی !


مانْگْ تا تِ دُیونیگ دل ده ی گه ده ر یا

نیشیگه دِلِد که ی ده ی طوفانی !


موجِ گیسیلِد تا وه ئیلام چه یگ !

ده یْ وه عه روسِ زاگروس مزگانی :


ایوشیگ مِ پاره یْ جسمِ ئیرانِم !

ده ر یایْ پارتِم و ماد و ساسانی !


ایوشید : له ئه زه ل تا دنیا دنیاس

خلیجم و فارس ، تمام ئیرانی !


شعر از  : علی محمد محمدی

       **************************************************************

شعر دوم :

اسکله ی دل "


باخی هه سارَ ها دلد / شه وان ک نوریده هوا

وه ختی گلاره یل که و ود / دیاریه له لای خدا

تُنگ دلد پر له هزار / عه جایب ره نگاره نگه

طه رحی له آفرینشهَ / نه قاشیی کِ صه د ره نگه

له داریووش تاگر ئه لان / تاریخِیگ ها له سینگد

هویه ت ولاتمان / ها دل زِرکِ زینگِد

نگین کلوانکگه ی / ئیران له بانْ ده سِ جنوب

نیشم له ساحل چوود / ئیوارگان ،ته نگ غروب

شنه فتیه وه گوش خُوه د / فتنه یل دشمنیله گد؟

جه نگ کن له سه رْ تاریخ تِ / له بان گورا ناوه گه د

مه گه ر نیه زانن ناوِ تِ / ها اسکله ی دله ی لِمان

عه رب و فارس ،کرد و بلوچ / له پیرمان تا وه جُوان

نه ی لیم که آلشتی بکه ن / نه ی لیم هویَتد بووه ن

خه لیج فارسْ ناوِ تنه / نه ی لیم کِ ناوْ ئراد بنه ن

 

شعر از : نوشین حاتمی 

 **************************************************************

شعر سوم :

کوردم میلکانم خاک ایرانه

سه رای سه ر به رزی نه ره شیرانه

قه تره ی له ئاوی خیون گیانمه

ئه و خه لیج که و ره نگ ئاسمانه

**** ترجمه*********


من کرد هستم،تمام خاک ایران سرزمین من است

سرزمین سرفرازی نره شیران دلاور

قطره قطره آبش خون تن من است

آن خلیجی که رنگش چون رنگ آسمان همیشه آبی است......

شعر از: جلال کوهی

غزل مثنوی برگزیده دومین کنگره ملی شعر خلیج فارس


غزل مثنوی برگزیده دومین کنگره ملی شعر خلیج فارس

سارا باختر:

 

 

برای خلیج همیشه فارس

پرانده اند ز خوابت ، مگر، پری ها را ؟

که شوق تازه رسیده است بندری ها را ؟

تو تک ستاره ی منظومه ی زمین هستی !

که جمع کرده ای امروز ، مشتری ها را

که شور شعر شوی در خیال آدم ها

وشمس وحافظ وسعدی وانوری ها را..

شمال وشرق وجنوب وتمام مغرب را

بلوچ وترکمن و کرد و آذری ها را..

و گیسوان طلایی آسمان شده ای !

که باز کرده ای آغوش روسری ها را

کمی به رقص در آ ! ای خلیج آبی پوش !

تکان بده به تنت ، دامن زری ها را

 

دوباره سر زده طوفان ، به شط ساحل تو

تهاجم از همه سو می دود مقابل تو

صدای حادثه ، در های وهوی امواج است

جهان به سایه ی آرامش تو ، محتاج است

بگیر مادر من ! دست کودکانت را

دوباره باز کن آغوش مهربانت را !

که لحظه ها ، همه مست از لب شرابی توست

امید مردم دنیا ، به چشم آبی توست

 

پرانده اند زخوابت ،مگر ، پری ها را ؟

که شور تازه رسیده است بندری ها را ؟!

به زیر سایه ی عشق تو از رقیب ، چه باک !

که دیده ایم ز چشم تو ، دلبری ها را

دوباره سر زده طوفان ، بیا ! ز ریشه بزن

به موج سرکش خود ، این سبکسری ها را

خلیج آبی و ناب همیشه فارس تویی !

که خوانده اند ز نامت ، دلاوری ها را

غرور مردم خاور میانه ، دامن توست !

تمام کرده ای ای عشق ! مادری ها را

 

خلیج فارس در آینه ادب پارسی

خليج فارس در آينه ادب پارسي

تا هنگامي كه تحركات مرموز و موذيانه اخير براي جعل نام خليج فارس وجود نداشت، در ادبيات پارسي نيز حساسيتي در اين باره ديده نمي‌شد و سخنوران لزومي براي ياد آوري نام قطعي و مشخص خليج فارس نمي‌ديدند. چنانچه ناصر خسرو قبادياني در جريان سفرخويش از خليج فارس نيز عبور كرده و در سواحل آن به سياحت پرداخته است. ليكن اين شاعر بلند آوازه در آن عصر به مشاهدات خويش درباره زندگاني مردم و هر آنچه كه به نظرش جالب توجه آمده است اكتفا كرده است. (سفر نامه ناصر خسرو - ص 104)

البته هنوز در آن روزگاران، سياست پاي خويش را از گليمش آنقدر دراز نكرده بود كه در قلمرو جغرافيا هم مداخله كند و از اين رو در ادب پارسي تا هنگامي كه ناسيوناليسم عربي به صورت يك ويروس كه ساخته استعمار غرب بود، خود نمايي نكرده، خبر چنداني از اصرار و اعتراض شاعران ارجمند و بلند مرتبه ادب پارسي ديده نمي‌شود و گاه اگر در سروده‌اي تنها به نام خليج و يا درياي جنوب اكتفا شده است، خيال شاعر پارسي از هر جهت راحت بوده كه هيچ مدعي ابله و مغرضي كه منظور وي را نفهمد وجود ندارد و به واقع نيز چنين بوده است و قطعيت در اين مهم به اندازه‌اي بوده است كه هيچكس را ياراي چنين گستاخي بزرگي نبوده است. همان گونه كه در عصر حاضر بر هيچ شاعر انديشوري پنهان نيست كه چنين ادعاهايي از سر بي سوادي گويندگان آن نيست و در پس پرده فتنه‌ها و اغراض آلوده‌اي وجود دارد كه مي‌بايست به مبارزه و افشاي آن برخاست.

البته اصرار بر اين موضع را نبايد خداي نكرده ضديت با ملل عرب به شمار آورد، بلكه بالعكس روشن شدن چنين حقايقي موجب آشكار شدن ماهيت رژيم‌هاي وابسته و خود فروخته جهان عرب و نيز افشاي توطئه‌هاي شوم و نفاق افكنانه غرب در منطقه خواهد شد. توطئه‌هايي كه همواره در زرورق‌هاي رنگين و فريبنده پيچيده شده و در نتيجه آن جدايي بين ملل مسلمان بيشتر و خسارات جبران ناپذيري را در پي داشته است.

اصولاً ذكر اين نكته حائز اهميت بسيار است كه هر واقعه‌اي به آساني استحقاق آن را ندارد كه قدم در قلمرو شگفت و سحر انگيز هنر و ادبيات بگذارد و مورد استقبال جمع كثيري از شاعران، نويسندگان و هنرمندان قرار گيرد؛ مگر آن كه در پشت اين واقعه، حقيقتي سترگ ايستاده باشد و نياز و حمايت از حقانيتي مورد هجوم قرار گرفته، احساس شود.

در طول تاريخ غالباً رويكرد شاعران و هنرمندان جنبة حق طلبانه داشته است، چنان كه از آنان به عنوان قانون گذاران گمنام بشريت ياد شده است و در اين معنا شواهد و سخن بسيار مي‌توان گفت.

اشعاري را كه تا كنون درباره خليج فارس سروده شده، مي‌توان به چند گروه تقسيم كرد كه عبارتند از:

ـ اشعاري كه در ستايش ايران سروده شده و در بخشي از آن به خليج فارس اشاره شده است.

ـ اشعاري كه درباره خليج فارس سروده شده و زيبايي‌ها و ويژگي‌هاي آن بيشتر مورد نظر شاعر بوده است.

ـ اشعاري كه درباره جزاير و يا شهرهاي ساحلي خليج فارس سروده شده و از خليج فارس نيز در شعر سخن گفته شده است.

ـ اشعاري با حال و هواي حماسي درباره خليج فارس كه مشخصا پيرامون جعل نام خليج فارس توسط برخي از سران وابسته عرب و توطئه گران غربي مي‌باشد.

ـ اشعاري درباره سلحشوري‌ها و جانبازي‌هاي رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس و پاسداري از حريم دريايي ايران در خليج فارس.

ـ اشعاري با حال و هواي ترانه و با مضامين گوناگون.

ـ اشعار محلي و عاميانه (فولكوريك)

ـ اشعاري كه سرايندگان آن ايراني نيستند و در شعر خويش از خليج فارس نام برده اند.

روانشاد ابوالقاسم حالت، شاعر،مترجم و طنز پرداز پر آوازه معاصر در قصيده‌اي بلند كه 125 بيت است، ضمن بيان تاريخچه خليج فارس به توطئه‌هاي بيگانگان در اين منطقه اشاره داشته و كوشيده است تا پرده از دسيسه‌اي كه مزدوران اجنبي در جهت نفاق بين ملت‌هاي منطقه دارند، بر گيرد. وي نام اين چكامه را «خليج فارس» نهاده و در آغاز شعر مقدمه‌اي دارد كه ذهن خواننده را براي ورود به دنياي اين شعر آماده مي‌سازد: «.... منظور از عرب در اواسط اين قصيده تازيان منافقي هستند كه رسماً مسلمان و رسماً دشمن مسلمانان‌اند و مشمول آيه مباركه 97 سوره التوبه (الاعراب اشد كفراًو نفاقاً) مي‌شوند.»

شعرابوالقاسم حالت:

....بدين خليج، عرب نام تازه‌اي داده است

چنان نه بهره و بيجا كه جاي استهزاست

زنام تازه غرض چيست؟ عاقلان دانند

كه اين سخن ز دهان كدام هرزه در است

بلي به تفرقه افكندن و حكومت نيز

هميشه امپرياليسم را يدي طولاست

خليج فارس اگر مي‌شود «خليج عرب»!

براي تفرقه اندر ميان ما و شماست....

(طنز پردازان معاصر 2 - ص 65)