فراخوان دهمین همایش ملی علمی-پژوهشی خلیج فارس


دهمين همايش ملی علمي- پژوهشی خليج فارس به منظور تحقق اهداف فرهنگي نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، شناساندن و شناسايي بيش از پيش نام و مزيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي خليج فارس و نيز افزايش روح همكاري جمعي، كشف و شكوفاسازي خلاقيت دانشجويي، توسط مركز گردشگري علمي- فرهنگي دانشجويان ايران وابسته به جهاد دانشگاهي با سابقه برگزاري موفق نه دوره همايش در 12-10 ارديبهشت 1393 برگزار می‌گردد.

محورهاي همايش--------------
- فرهنگ، هنر و معماری خلیج فارس

• تأثير جهانی شدن بر تحولات فرهنگی و اجتماعی منطقه خليج فارس
• ادبيات، زبان و گويش های ساكنان سواحل خليج فارس
• مردم شناسی و فرهنگ عامه ساكنان منطقه خلیج فارس
• عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی و شهری در شكل گيری هويت جزاير و بنادر خليج فارس
• مشاهير و چهره های برجسته حوزه خليج فارس
• جایگاه میراث فرهنگی، میراث معنوی و تاریخی منطقه خلیج فارس
• نمادهای آيينی قوم های خليج فارس
• سير تحولات بافتهای شهرهای ساحلی و جزاير خلیج فارس
• معماری همساز با اقليم و اصول معماری سبز در منطقه خليج فارس
• جایگاه هنر در زندگی ساکنان کرانه های سواحل خليج فارس
• آثار هنری، پوشاک محلی و صنايع دستی ساكنان سواحل خليج فارس
• موسيقی محلی فولكلور حوزه خليج فارس


- گردشگری خلیج فارس

• اكوتوريسم، ژئوپاركها و طبیعت گردی در منطقه خلیج فارس
• نقش گردشگری در توسعه اقتصادی، اشتغال و محرومیت زدایی سواحل و جزایر خليج فارس
• ابعاد اجتماعی گردشگری منطقه خليج فارس
• گردشگری دريايی منطقه خليج فارس
• توسعه گردشگری خليج فارس؛ فرصتها و چالشها
• بازاريابي و تبليغات در توسعه گردشگری ملی و بين المللی در حوزه خليج فارس
• مطالعه تطبيقی توسعه صنعت گردشگری در شمال و جنوب حوزه خليج فارس
• گردشگری مجازی خلیج فارس
• سامانه های اطلاعات جغرافیایی و مدیریت، بازاریابی گردشگری در خلیج فارس


- ابعاد اجتماعی خلیج فارس

• نقش تأسیس دانشگاه های مختلف در جزایر 3 گانه خصوصاً جزیره ابوموسی به منظور تغییر بافت فرهنگی و جمعیتی
• تعامل کشورهای حاشيه خلیج فارس و تأکید بر وجوه فرهنگ اسلامی به عنوان عامل همگرايی و همبستگی ساز
• آشنايی دانشجويان با سیر تحولات سیاسی و اجتماعی سواحل و جزایر ایرانی خلیج فارس
• مسائل و ویژگی های اجتماعی ساکنان منطقه خلیج فارس
• نقش جنبش های دانشجویی در حوزه مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی در منطقه خلیج فارس
• نقش خيزش های مردمی و دانشجويی در حفظ تماميت ارضي و هويتی خليج فارس
• آينده تحولات فرهنگی منطقه خليج فارس
• جهانی شدن و الزامات برنامه ریزی فضایی ایران در سواحل خلیج فارس در قالب موازین فرهنگی و اجتماعی
• تعامل کشورهای حاشيه خلیج فارس و تأکید بر وجوه فرهنگی، معماری و جغرافیایی مشترک آنها


- تاریخ و باستان شناسی خلیج فارس

• تاریخ تحولات اسلامي در بستر خليج فارس
• تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی خلیج فارس
• حكومت های باستانی و تاريخی در منطقه خليج فارس
• اسناد، مدارك و نقشه های تاريخی جزاير و بنادر خليج فارس
• بررسی تاریخی جاده ابریشم دریایی
• نام و هويت تاريخی خليج فارس
• سير تاريخی مداخلات كشورهای بيگانه در خليج فارس، علل، ريشه ها
• پيشینه فرهنگی، تاريخی، تجارت و دريانوردی ايرانیان در منطقه خليج فارس
• پيشينه تاريخي كشمكشهای منطقه خليج فارس
• حفريات باستان شناسي حوزه خليج فارس
• نقد و بررسی دیدگاه های مستشرقان و پژوهشگران جهانی درباره خليج فارس


- جغرافیا و محیط زیست خلیج فارس

• ويژگی ها، ابعاد جغرافيايی و توانهای محيطی خليج فارس
• نقش فضا و مكان در روند تدوين جغرافيای خلیج فارس
• جغرافیای تاریخی خلیج فارس در آثار جغرافیدانان و کارتوگرافان جهان
• جغرافیای ساحلی کرانه های خلیج فارس
• ابعاد فضايی و محيطی خليج فارس
• جغرافيای انسانی و طبيعی خليج فارس
• سکونتگاه های انسانی و خلیج فارس
• بلاهای طبیعی و خلیج فارس
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران وابسته به جهاد دانشگاهی
--------------------
تحت حمایت اطلاع رسانی وب سایت ایران کنفرانس
--------------------
مهلت ارسال چكيده مقالات: 15 اسفند 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 اسفند 1392
تاريخ برگزاري همايش: 10 الی 12 اردیبهشت 1393
سايت همايش: www.persiangulf-co.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 02166491136
آدرس دبيرخانه: تهران-خ انقلاب-خ فخررازی-خ شهدای ژاندارمری شرقی-پلاک 72 طبقه دوم-مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران
محل برگزاري: --
ایمیل: info@persiangulf-co.i

تحولات اجتماعي و اقتصادي بنادر شمالي خليج فارس  از مشروطيت تا پايان جنگ جهاني اول

 
دانشگاه تهران

دانشکده ادبيات و علوم انسانی

گروه تاريخ

 

عنوان

تحولات اجتماعي و اقتصادي بنادر شمالي خليج فارس

از مشروطيت تا پايان جنگ جهاني اول

 

استاد راهنما:

دکتر محمد­باقر وثوقی

 

استاد مشاور:

دکتر نور الدین نعمتی

 

نگارش: سمیه مرشدی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته تاریخ- گرایش مطالعات خلیج فارس

 

دی ماه 1391

چكيده

رساله اي كه پيش رو داريد با عنوان «تحولات اجتماعي و اقتصادي بنادر شمالي خليج فارس  _بندر بوشهر و بندرعباس- از مشروطيت تا پايان جنگ جهاني اول» براساس روشي توصيفي درصدد دريافت چگونگي اين تحولات در دوره زماني ياد شده برآمده است .بر اين اساس، مدعاي اصلي خود را بر بررسي اين مسأله كه تحولات برآمده از دو رويداد مهم ذكر شده، چه در قالب دگرگوني هاي اجتماعي و چه در قالب اقتصادي، اثرات گاهاً سوء و بعضاً مثبت را بر نحوه زيست توده ساكن در اين بنادر به جاي گذاشته، اختصاص داده است .به منظور اثبات مدعاي فوق، ضروري مي نمود تا هرچند به طور مختصر ابتدا مناسبات انقلاب در دو بندر مذكور مورد بررسي قرار گرفته و سپس پيامد هاي ناشي از آن در عرصه اقتصاد و اجتماع بنادر جنوبي به رشته تحرير در آيند و در ادامه مباحث با وقوع جنگ جهاني اول، چگونگي روند تحولات فوق مورد توجه قرار گرفته است .در نهايت با ارائه نمايي كلي از تحولات رخداده، به كمك اسناد و شواهد تاريخي موجود، بخشي از مهم ترين تغييرات اجتماعي و اقتصادي قابل توجه در

اجتماع و اقتصاد بنادر بوشهر و عباسي در مقطع زماني مورد نظر به قلم آمده است.

واژه هاي كليد: تحولات اجتماعي و اقتصادي، مشروطيت، جنگ جهاني اول، بندرعباس، بندر بوشهر

تاريخ را به سود ديپلماسي كنار نگذاريم

تاريخ را به سود ديپلماسي كنار نگذاريم

درباره واگذاري بي چون و چراي چوگان به آذربايجان در نشست يونسكو

هشتيمن نشست پايان يونسكو در هفته پيش برگزار شد چوگان بدون در نظر گرفتن زادگاه و سرچشمه‌ي آن به كشور همسايه شمالي ما رسيد . آنچه كه فرنشينان و كارشناسان هميشه باشنده ميراث و نمايندگان يونسكو در اين باره به افكارعمومي گفتند، اين بود كه اين دارايي به آذربايجان رسيد زيرا پيشنهاد آنان بسيار شتاب‌زده و غافل‌گيركننده بوده و اين پيشنهاد از سوي يكي دو كشور ديگر نيز داده شده بود و هنگامه‌اي براي هيچ تلاشي نداشتيم. ايران اينك در رديف ٢٢ كشور هیات رییسه‌ی یونسکو نیست که از میان ١٥٠ كشور هموند این سازمان گزینش شدند و این حق رای ایران را هم در ثبت چوگان برای سرزمین مان نداشت.

از سوي ديگر نگران و شگفت‌زده نباشيم زيرا چوگان با اسب آذربايجان قره‌باغ آورده شده است، ساده‌تر شايد گونه‌اي از چوگان باشد. افزون‌بر آن آيين‌نامه‌ي ميراث معنوي و مملوس و ثبت در يونسكو اين سال‌ها برپايه‌ي ميراث مشترك ميان كشورها پافشاري مي‌كند. اين پافشاري در اين روزها كه پاره پاره شدن كشورهايي كه از نگاه ما آنچنان كه بايد و شايد كشور نيستند، بسيار عادي است.

گزارش پذيرش چوگان به سود آذربايجان و درماندگي ما اندوهناك‌تر از دست رفتن چوگان بود، زيرا چگونگي فرايند رسيدن ميراث معنوي و ملموس سرزمين ما به ديگر كشورها با پذيرش سازوكارهايي است كه بيم آن مي‌رود در آينده ایران تنها تماشاگر آرامی در اين دست تاراج‌ها باشد.


بگذاريد اين دستبرد را فراتر از گزارش‌ها و فريادهاي ملال آور و خسته كننده بررسي كنيم . بياييد چهار ديوار سترگي كه اگر نگوييم فروريخته آنچنان سترگ و استوار هم نيست، را بررسي كنيم كه شايد از يكي و شايد از همه اين ديوارها گذر كرده باشند.

1- تاريخ و تاريخ‌پژوهي و تاريخ نگاري، سال‌هاست كه دچار آشفتگي است و بسيار دستخوش دگرگوني است.كارشناسان تاريخ پژوه، تاريخ نگاران آموزگاران تاريخ، پيوسته دغدغه اين آشفتگي‌ها را داشته‌اند . بسياری از نوشتارها از رهگذر جنجال‌ها و هياهوها نوشته مي‌شود و بخش‌هاي فراموش شده در نوشتارها كم نيستند . كتاب هاي درسي دستخوش دگرگوني و وارونگي و تحريف شده‌اند اين كوتاهترين نگاه به سرگذشت تاريخ در اين سال‌هاست .

2- باستان شناسي روزهاي  پركشمكشي را پشت سرگذاشته و تنها تلاش سودبخش آنان نابود نشدن بخشي از ساختارهاي بروكراتيك ، اداري و آموزشي بود و كمتر توانست اهميت اين دانش نو را فراتر از احساس و شور و شادي زود گذر بازگو كند. بنيان‌گذران آن و آغازگران، روزگارشان پررنج بود و در گمنامي و فراموشي زندگيشان پايان گرفت. بماند!

3- كانون‌هاي فرهنگي كارآمدي كه دريچه‌ي شناخت جهان از كشورماست چون خانه هاي فرهنگ در كشورهاي ديگر يا از دانش كافي در راه شناساندن تاريخ و فرهنگ ما برخوردار نبوده اند يا ناگزير با دستهاي بسته، شناسي كرده‌اند مشتي از خرواري كه خواننده ارجمند بد نيست بداند. اينكه در بسياري از اين كانون‌ها و يا زير شاخه‌هاي آن و نهادهاي وابسته به آن سال‌ها آش نذري مي‌پخته‌اند و يا جايي براي خوردن چلوكباب براي ايران‌دوستان بوده است.
٤- برآيند سه جزيره‌اي كه از آن گفتيم، فرنشيني و مديريتي است كه اگر بگوييم اين سال‌ها در برابر استان‌هاي كنوني خودمان خويشكاري از خود نشان نداده‌اند گزافه‌اي نگفته‌ايم تا چه رسد به آرزوي داشتن آذربايجان و گنجه و باكو و شيروان و قره باغ از دست رفته كه چرا بخشي از ايران كنوني نيست.
اگر هم گمان كنيم كه باشد، تازه مي‌شود خوزستان، فارس و اين ديوار نيز چندان استوار نبود. كوتاه سخن آنكه خدا كند كه ما نسنجيده باشيم و گرفتن چوگان از ما دستبرد باشد. فراموش نكنيم كه در جهاني روزگار مي گذرانيم كه ميراث مشترك اگر آب و هوا باشد بادها و ابرها نيز سرچشمه و نام دارند جريان‌هاي مديترانه‌اي و توفانها‌ي دريايي و … .

مي‌گويند شاه سلطان حسين در هنگامه‌ي يورش به ايران واصفهان تنها نوشتار خويش را نشان داد كه برآن نوشته شده بود اصفهان و گفت اين اصفهان مرا بس است ! به اين نيز دلخوش نباشم كه همسايگان ما چندان سابقه‌اي ندارند و عمر آنان و شايد همه آنها به اندازه چنارهاي خيابان‌هاي تهران بناشد. از خود سود جوييم و نشست‌هاي ديگر يونسكو كه نگرش درستي به ثبت آثار داشته باشند. به گفته سعدي : «زور دَه مرده چه فايده،  زر يك مَرده بيار»

روابط هلندی ها با خلیج فارس


نوشته:  پرفسور ویلم فلور

ترجمه:استاد حسن زنگنه

اختصاصی :سایت فرهنگی وهنری نیم دری



پیشگفتار

به رغم این‌که در سال ۱۶۲۳ سر و کله هلند‌ها در خلیج فارس پیدا شد. با وجود این خیلی پیش از این تاریخ، علاقه و دل‌بستگی آن‌ها به این بخش از جهان، آغاز شده بود. با وجود این‌که هلندی‌ها پیش از این تاریخ در خلیج‌فارس حضور داشته‌اند، اما آن‌ها نه برای پیش‌برد منافع هلند که به عنوا بخشی از عملیات پرتغال به این آبراه امده بودند. شاهد صادق این مدعا “ژان وان لین شوتن” (۱۶۱۱ ـ ۱۵۶۳) است که مشهورترین و متنفذترین آن‌ها می‌باشد. با همه‌ی این‌ها، او در خدمت پرتغال بود و لزوماً راجع به سفرش چیزی ننوشت که بتواند به شکل بخشیدن به سیاست هلند کمک کند. شرک مسافرت او در سال ۱۵۸۹ به آسیا و به ویژه خلیج‌فارس در سرتاسر اروپا مؤثر و کارساز بود طوری که منافع کشورهای شمال ـ غرب اروپا ـ به تجارت مستقیم با آسیا و ایران برانگیخت.


وان لین شوتن هم از ثروت‌ها ـ که می‌توان به آن دست یافت ـ و هم از ضعف پرتغالی‌ها در آسیا ـ که می‌توان بر آن غالب گشت ـ به تفصیل یاد کرده بود و بدینوسیله اشتهای تجاری هلندی‌ها و انگلیسی‌ها شکسته شد. در سال ۱۶۰۲ شرکت هند شرقی هلند “VOC”، با ادغام ۶ شرکت کوچک، تأسیس گردید تا بتوان قدرت‌های مالی و سیاسی تأمین کرد و تلاش‌های تجاری هلند را برای رقابت با سایر کشورهای اروپایی برای کالاهای آسیایی، یکپارچه نمود.

هدف اصلی شرکت تسلط بر جزار ادویه، واقع در جنوب شرق آسیا، بود. درست بعد از این‌که هلندی‌ها قاطعانه و محکم در آن‌جا استقرار یافتند کشورهای اروپایی هم دست به کار شدند تا شبکه بازرگانی‌شان را در سایر بخش‌های اروپا گسترش دهند. هلندی‌ها از وجود بازار منسجم و یکپارچه اقیانوس هند (جنوب آسیا) و ارتباط تنگاتنگ تجاری آن با آسیای غربی و جنوب شرق آسیا، کاملاً آگاه بودند. مفهوم آن شناخت این بود که گام منطقی بعدی‌شان، پیشروی به درون منطقه اقیانوس هند است. اما پیش از آن‌که شرکت هند شرقی هلند بتواند روابط تجاری‌اش را با خلیج‌فارس توسعه بخشد، نخست می‌بایست جای پای خود را در جنوب آسیا ـ که با رقابت بی‌امان پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها مواجه بود ـ مستحکم کند. بنابراین ایران و خلیج‌فارس برای سیاست‌گذاران هلندی هنوز قریب‌الوقوع نبود.


با وجود ایین‌که “زین‌العابدین‌خان بگ” فرستاده‌ی شاه عباس اول به دربار اروپا (۱۶۰۹ ـ ۱۶۰۴) در سال ۱۶۰۸ برای درخواست کمک‌های فنی و نظامی از هلند دیدن کرده بود، مع‌الوصف هلندی‌ها هنوز آماده نبودند تا عملیات‌شان را در ایران آغاز کنند. به علاوه مدیران شرکت هند شرقی هلند “VOC” در سال ۱۶۰۸ اطلاعاتی به دست آورده بودند مبنی بر این‌که پادشاه هرمز علیه پرتغالی‌ها دست به شورش زده است. بنابراین آن‌ها یه دریاسالارهای خود در هند نوشتند: «اگر این موضوع حقیقت دارد شما باید تلاش کنید و اتحادی با این پادشاه به وجود آورید تا بتوانیم تحارت ایران را به دست آوریم. افزون بر این شما باید بکوشید، در صورت امکان، محموله‌ای از ابریشم خام ایران و نیز سایر کالاهایی‌که در این‌جا سودآور است، تهیه کنید.»(۱) این گزارش به روشنی نشان می‌دهد که هلندی‌ها به ابریشم ایرام علاقه‌مند بوده‌اند، زیرا در آن هنگام آمستردام مرکز عمده صنعت ابریشم اروپا بود.


به رغم این‌که شرکت هند شرقی هلند (واک) هنوز تصمیم نگرفته بود روابط تجاری با ایران برقرار کند مع‌الوصف چند نفر طراح، از جمله “رابرت شرلیی” و رقیب‌های هلند، درصدد برآمده بودند تا در سال‌های بعد تجارت ابریشم را با ایران گسترش دهند. با وجود این، واک تصمیمی مبتنی بر تک‌محصولی اتخاذ نکرد بلکه بیشتر در این اندیشه بود که این محصول چگونه می‌تواند با شبکه تجاری درون آسیایی‌اش، سازگار باشد. ابریشم محصول چین که از سال ۱۶۰۹ از پاتانی (تایلند) خریداری می‌کرد کلاً برای تجارت با ژاپن نیاز بود. بنابراین واک به ابریشم ایران بسیار علاقه‌مند گردید زیرا این شرکت به ابریشم جهت بازار اروپا، نیاز داشت.(۲) گفتنی‌ست پرتغالی‌ها هنوز در منطقه اقیانوس هند بسیار قدرت‌مند بودند لذا واک، پیش از هر چیز می‌بایست، بنیه نظامی و مالی خود را، تقویت کند.


ادامه نوشته

نام خلیج فارس و تاریخ

نام خلیج فارس و تاریخ

 

علی اکبر محمودیان (پژوهشگر متون جغرافیا)



از مقالات همایش حماسۀ قشم و هرموز (بندر عباس، سال ١٣٨٤)

مرکز نشر میراث مکتوب، با همکاری استانداری هرمزگان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت امور فرهنگی

 

١. از پیدایش خلیج ‌فارس تا دوران تاریخی:
از چند میلیارد سال پیش كه سطح زمین سرد شد و حالت خشكی و دریا به خود گرفت. قاره‌ها به‌صورت صفحه‌هایی در روی مواد زیر پوسته در حال لغزیدن و حركت بودند و شكل آنها تغییر می‌كرد. از حدود ٢٥ تا ٣٨ میلیون سال پیش به تقریب دریای تتیس كه بین مجموعه خشكیهای جنوب و شمال قرار داشت كم‌كم از بین رفت و قاره هندوستان از جنوب به طرف شمال آمد و به آسیا پیوست و در اثر فشار آن كوه‌های هیمالیا به وجود آمد و شبه جزیره عربستان هم از آفریقا جدا شد و به سوی شمال شرقی حركت و به ایران پیوست و در اثر فشار آن كوه‌های زاگرس پدیدار شد، و خلیج‌فارس شكل گرفت
(١).
     از آن به بعد خلیج‌ فارس از نظر ناهمواری تغییر اساسی نداشت ولی از نظر آب و هوا در هر دوره یخبندان كه سطح آبهای آزاد جهان پایین می‌رفت، خالی از آب می‌شد. در ١٨ هزار سال پیش كه پایان آخرین یخبندان بود و سطح آبهای دریاهای آزاد حدود ١٢٠ متر پایین رفته بود، آب و خلیجی وجود نداشت و چه بسا انسانهای دوران پارینه سنگی در بیشتر بستر آن زندگی هم می‌كردند. با گرم شدن هوا كم‌كم سطح  آب بالا آمد و به حد امروزی رسید و احتمالاً بالا آمدن همچنان ادامه دارد
(٢).
     از ٩٠٠٠ سال پیش انسانهای دوران میان‌سنگی و نوسنگی و عصر فلزات در سواحل شمالی از بین‌النهرین، سومر و عیلام به طرف شرق تا هلیل‌رود جیرفت تمدنهای درخشانی را پشت سر نهاده بودند
(٣). این مردم كه از نژاد سفید قدیمی تیره رنگ بودند، در بیش از ٥٠٠٠ سال پیش با اختراع خط وارد دوران تاریخی شدند و علاوه بر نواحی ساحلی با نواحی مركزی ایران نیز ارتباط‌هایی داشتند(٤) و در حواشی سواحل و جزایر نزدیك رفت و آمد می‌كردند.

٢. چگونه و كی نام دریای پارس ثبت تاریخ شد:
داریوش هخامنشی در سال ٥١٧ پ م/ ١١٣٨ پ ﻫ، به «مودرایه» (مصر) رفت و به دستور او كانالی از دریای عرب (سرخ) به شاخه‌ای از رود «پی‌رَوَ» (نیل) متصل شد. و راه آبی مهم اقیانوس اریتره (هند) به دریای مغرب (مدیترانه) گشوده گردید و «اسكیلاگس» دریا سالار داریوش نخستین كسی بود كه ناوگان او از دریای پارس (عمان) عربستان را دور زد و از دریای عرب (خلیج‌ عرب) وارد دریای غرب شد، (٢٠٠ سال قبل از اسكندر) وقتی این آبراهه ایجاد شد به دستور داریوش بر لوحی از سنگ خارای قرمز رنگ به ابعاد ١٧*١٦٧ سانتی‌متر ضمن شرح كانال، نام «دریایی كه از پارس بدان روند» نیز نگاشته شد. و بدین‌ترتیب نام «دریای پارس» برای نخستین بار ثبت تاریخ
(٥ و ٦) گردید (حدود ٢٥٠٠ سال پیش).

٣. خلیج پارس در دوران باستان و استان پارس:
در حدود ٢٢٠ سال جهانداری هخامنشیان و حدود ٨٠٠ سال ابرقدرتی اشكانیان و ساسانیان كه پیوسته یكی از دو ابرقدرت جهان (كه دیگری رومیان) بودند، در مدت بیش از هزار سال امكان و جرأت مخالفت آن هم در حد براندازی نام پارس حتی در ذهن كشور یا قبیله‌ای متصور نبود. استان پارس مهمترین و پرقدرت‌ترین استان ایران باستان بود و این استان سراسر شمال خلیج پارس را شامل می‌گردید و تمام جزایر، سواحل و مناطق مسكونی شبه جزیره عربستان جزء توابع استان پارس به حساب می‌آمد، به عبارت دیگر حدود و نفوذ استان پارس تا سواحل جنوبی شبه جزیره عربستان و زمانی تا دریای عرب (سرخ) بود.

٤. خلیج فارس و دوران تسلط مستقیم مسلمانان (نقل قولی از ابن‌خلدون):

تا قبل از پیدایش اسلام قبایل عرب هیچگاه با هم متحد و صاحب قدرت نبودند و پیوسته از ایران به ویژه ایالت فارس و حكام آن تمكین می‌كردند و در واقع احترام و ارزش برای پارسیان قائل بودند. ر.ن فرای از قول فیلسوف شهیر تاریخ، ابن خلدون (
٧٣٢ تا ٨٠٨ ﻫ ق)، می‌نویسد: «بیشتر دانشمندان اسلامی چه در علوم دینی و چه در علوم عقلی جز چند تن، همه غیرعرب بودند... و از آنها بیشتر ایرانی و فارسی... بودند، همه عالمان اصول فقه چنان‌كه می‌دانی و هم كلیه علمای كلام و همچنین مفسران، ایرانی بودند و به جز ایرانیان كسی به حفظ و تدوین علم قیام نكرد و از این‌رو مصداق گفتار پیامبر(ص) پدید آمد كه فرمود: اگر دانش بر گردن آسمان درآویزد قومی از مردم فارس بدان نائل می‌آیند و آن را به دست می‌آورند...»(٧).

٥. خلیج‌فارس و حكومتهای مستقل و ایالت فارس:
در آغاز دوران اسلامی ابتدا حكام ایالت فارس از سوی دستگاه خلافت امویان و بعد عباسیان تعیین می‌شدند و به تقریب حاكمان جزایر و سواحل نیز از سوی حكام فارس گمارده می‌شدند.
     از دوره طاهریان از شروع سده سوم كه كم‌ كم امرا و سپس پادشاهان محلی و بالاخره دولتهای بزرگ مانند دیلمیان، سلجوقیان، اتابكان فارس، تیموریان، صفویان، نادرشاه، كریمخان زند و حتی آقامحمدخان و فتحعلی شاه قاجار، تمام حكام و شیوخ محلی سواحل جنوبی تابع حاكم ایالت فارس بودند و با دادن باج و خراج و هدایا خدمتگزاری خویش را اعلام می‌كردند.
بیشتر درآمد این حكام از تجارت بود كه دامنه آن از یك سو به شرق آفریقا و از سوی دیگر تا چین می‌رسید و بیشتر بازرگانان بنادر فارس و بحرین بزرگ ثروتهای سرشاری را نصیب موطن خود می‌نمودند.

چند كلمه در مورد بندرعباس

بندر شهر هرموز – در دوران باستان در محل میناب كنونی قرار داشت و از حدود اوایل قرن هفتم ﻫ ق بندر تجارتی بی‌رقیب خلیج‌فارس بود.
     جزیره هرمز – در اواخر قرن یاد شده حاكم بندر هرموز برای امنیت بیشتر تمام تشكیلات حكومتی و تجاری شهر هرموز را به «جزیره جرون» منتقل كرد و نام آن را هم به هرمز تغییر داد و جزیره هرمز هم مشهور شد و مهمترین مركز تجاری خلیج‌فارس شد.
     بندرعباس – در قدیم دهكده ماهیگیری به نام «شهرو» بود. در اوایل قرن هشتم كه جزیره جرون به جزیره هرمز تغییر نام داد، واژه «جرون» به «شهرو» انتقال داده شد یعنی شهرو، جرون شد. با رونق تجاری جزیره هرمز و نقل و انتقال كالا از دریا به داخل خشكی ایران و برعكس از طریق جرون، كم‌كم این شهر كوچك هم ترقی كرد و نامش از جرون «گمرو» و بعد به «گمرون» (گامبرون) تغییر پیدا كرد. بعدها با آمدن پرتغالی‌ها و تصرف هرمز در زمان شاه اسماعیل، این جزیره تابع دولت پرتغال گردید. در زمان شاه عباس بزرگ صفوی در سال ١٠٣١ ﻫ ق/ ١٦٢٢ م «امامقلی خان» سردار شاه عباس و حاكم ایالت فارس با همكاری شركت هند شرقی بریتانیا، پرتغالی‌ها را شكست داد و گمرون جای هرمز را گرفت و نامش هم به افتخار شاه عباس «بندرعباس» شد و همانند سایر بنادر فارس بر شهرت و اعتبار ایالت فارس افزود (در آن زمان استان هرمزگانی وجود نداشت)
(٨).
     تابعیت شیوخ و حكام عرب سواحل جنوبی خلیج‌فارس تا زمان فتحعلی شاه قاجار ادامه داشت از آن به بعد عوامل زیادی باعث شد جزایر و سواحل جنوبی خلیج‌فارس از حاكمیت ایران خارج شود و به دست انگلیسی‌ها بیفتد. از جمله: تصرف ولایات قفقاز و شروان (جمهوری آذربایجان)، تسخیر ازبكستان و تركمنستان توسط روس‌ها، شورش‌های هراتی‌ها، قندهاری‌ها (افغانستان بعدی) به تحریك انگلیس‌ها و ندادن اجازه به دولت ایران برای فرونشاندن آنها به بهانه حریم هندوستان بودن، كه هند را تابع بریتانیا می‌دانستند. انگلیسی‌ها همچنین افراد دست نشانده خود را بر مصادر امور مهم ایران می‌گماردند و در ضمن بین شیوخ تفرقه می‌افكندند و آن را به تجاوز نواحی تابع ایران تشویق می‌كردند، و به مرور طبق قراردادهایی شیوخ را تابع دولت انگلستان نمودند و دولتهای ایران به خصوص در زمان ناصرالدین شاه آن قدر درگیر مسایل یاد شده بودند كه حتی فرصت اعتراض هم نداشتند.
     دارسی انگلیسی امتیاز نفت را گرفت و با به نفت رسیدن اكتشافات و نیاز ناوگان دریایی انگلستان به نفت، دولت انگلیس خود را رسماً وارد صحنه كرد و انگلیسی‌ها به تقلید روس‌ها كه قزاق‌ها را در شمال داشتند، در جنوب تفنگداران جنوب ایران را دایر كردند و كشور ایران را بین خود و روسیه تقسیم نمودند. با انقلاب ١٩١٧ روس‌ها از صحنه ایران بیرون رفتند... و انگلیس‌ها بر آن شدند تا ایران را تماماً خود مالك شوند، اما لقمه آنقدر بزرگ بود كه آزادیخواهان خود جوش در سراسر جنوب به ویژه در تنگستان و دشتستان و در اكثر روستاها و شهرها بر علیه انگلیس‌ها و عوامل آنها قیام و لقمه را در گلوی آنها گیر دادند.
انگلیسیان ناچار با تغییر سیاست مزورانه و با سپردن كارها به دست عوامل خود فروخته ایرانی و منافع كمتر تن در دادند.
     بعدها ایرانیان توانستند با خردمندی و اتحاد و اتفاق در مبارزات ملی كردن صنعت نفت، كمر بریتانیایی كبیر را بشكنند و از ابهت و قدرت جهانی آنها بكاهند...

٦. عبدالكریم قاسم عراقی و جمال عبدالناصر مصری:
در ٢٣ تیرماه ١٣٣٧ / ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ ژنرال عبدالكریم قاسم كودتا کرد و ملك فیصل پادشاه و ولیعهد و نخست‌وزیر عراق و عده‌ای دیگر را كشت و پس از چندی در اختلاف با ایران نام خلیج‌فارس را «خلیج عربی» نهاد. در فروردین ١٣٣٩ حملات تبلیغاتی در كشور قطع و قرار شد بین دو كشور سفیر مبادله شود و عبدالكریم قاسم هم موضوع خلیج عربی را مسكوت گذاشت.
     اما جمال عبدالناصر در اثر اختلاف با شاه در رابطه با اسرائیل و اتهام دخالت شاه ایران علیه ملی كردن كانال سوئز و همدستی با استعمارگران ... در ٣ مرداد ١٣٣٩ با ایران قطع رابطه كرد و سفیر ایران و اعضای سفارت را از قاهره اخراج نمود و به دستور او «اتحادیه عرب» در ٢٣ مرداد همان سال برابر ١٤ اوت ١٩٦٠ اعلام كرد: «از این پس خلیج عربی به جای خلیج فارس به كار برده خواهد شد....»
(٩).
عبدالناصر می‌پنداشت محمدرضا شاه مالك تمام ایران و خلیج‌فارس است و مردم ایران هم برده او هستند و برخلاف تمام موازین اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و تاریخ و چشم بستن بر حدود ٢٥٥٠ سال از تاریخ جهان، دست به چنین عملی زد و برای ملت ایران كه رادیو قاهره هر شب از مظلومیت آنان سخن می‌گفت ارزشی قائل نشد.

٧. پیامدهای نامناسب اختلاف در بین اعراب، اعراب و ایران و عوارض آن در منطقه:
می‌دانیم برخی از كشورهای سرمایه‌دار و ابرقدرت برای حفظ منافع بیشتر خود از سیاست تفرقه افكنانه و تضعیف كشورهای منطقه بهره می‌برند. بنابراین برای خنثی كردن این ترفند باید سعی كنیم هر چه بیشتر ارتباط و دوستی و باب رفت و آمد و عرضه داشتن امكانات پرشمار خود را به اعراب بگشاییم و همت كنیم اتحادیه‌ای منسجم از كشورهای ساحلی خلیج‌فارس ایجاد كنیم و در آن محیط دوستی و صمیمیت، خود به خود كار «تغییر نام» حل خواهد شد به خصوص كه دیگر آن مسایل دوره جمال عبدالناصر هم وجود ندارد و روابط به سوی «حسنه شدن» پیش می‌رود.
 

پی‌نوشت‌ها:

١.Collins Atlas of the World 1988 London. 

٢.  The Times Atlas of the World new reference edition Times Books, 1999 London.
٣. جیرفت؛ پهلو‌به پهلوی تمدن بین‌النهرین، دكتر یوسف مجیدزاده، خبرنگار، كورش پیرایش، روزنامه ایران چهارشنبه ٦ اسفند ١٣٨٢، ص ١٦. تاریخ و تمدن ایلام، یوسف مجیدزاده مركز نشر دانشگاهی، ١٣٧٠.
٤. اطلس تاریخ ایران؛ دكتر عبدالمجید ارفعی، سازمان نقشه‌برداری كشور، ١٣٧٨.
٥. نقشه‌های جغرافیایی و اسناد تاریخ خلیج فارس، به مناسبت كنفرانس بین‌المللی خلیج‌فارس، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی با همكاری مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب ١٣٦٨.
٦. ایران باستان، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، دنیای كتاب، ١٣٦٩.
٧. عصر زرین فرهنگ ایران، ریچارد ن. فرای، مترجم مسعود رجب‌نیا، چاپ دوم، سروش ١٣٦٣.
٨. مجموعه مصور تاریخی خلیج فارس، مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب با همكاری علی‌اكبر محمودیان، زیرنظر محمدرضا سحاب، ناشر: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، ١٣٨٤.
٩. روزشمار تاریخ ایران، از مشروطه تا انقلاب اسلامی، باقر عاقلی، نشر گفتار، جلد دوم، ١٣٧٤.