اقتصادی و سیاسی را آغاز کرد؛روابطی که سبب شد اروپاییان بر آبراه‏های مهم از جمله‏ خلیج فارس و مرکز مهم تجاری آن؛یعنی هرموز تسلط یابند.

نوشتار حاضر شامل دو بخش است که در بخش اول چگونگی ورود پرتغالیها به‏ خلیج فارس و دلایل آن و در بخش دوم تصرف جزیرهء هرموز و پیامدهای آن بررسی‏ می‏شود.

مراحل کشورگشایی پرتغالیها

اکتشافات پرتغالیها دو مرحلهء اصلی داشت که با یک دوره رکود بین سال‏های‏ 1460 م تا 1469 م به علت درگذشت شاهزاده‏های دریانورد و بر اثر تردید در سیاست‏ ژئواستراتژیکی آلفونسوی پنجم(1438-1481 م)از هم جدا می‏شد.

نخستین مرحله با فتح سبته در مراکش در سال 1415 م شروع شد و در سال‏ 1460 م با ورود پرتغالیها به سیرالئون خاتمه یافت.این دوره با ظهور ساختار اجتماعی، تکنولوژیکی و ایدئولوژیکی بر اثر گسترش نیروی پرتغال در اقیانوس اطلس و افریقا هم‏زمان بود.این کشورگشایی برای رسیدن به سه هدف انجام می‏شد؛استقرار در افریقای شمالی،گذشتن از دماغهء بوژادور و رفتن به مناطق جنوبی‏تر و تشکیل منطقه‏ای‏ تولیدی در جزایر مادیرا و آزور.شاهزاده هانری دریانورد چهرهء برجستهء نخستین مرحله‏ بود و برای هماهنگی فعالیت اشراف و بازرگانان می‏کوشید و آرزو داشت که ثروت از راه‏ کشت و زرع و تجارت به دست آید و راه‏های تجاری کنترل شود.وی می‏خواست این‏ فعالیت را با درخواست ملت خود و اروپای مسیحی(با استفاده از رهنمودهای پاپ و سازمان مذهبی که در سال 1420م رئیس اعظم آن شد)وفق دهد(بارتو،1369:7).

مرحلهء دوم کشورگشایی از سال 1469 م آغاز شد؛یعنی زمانی که آلفونسوی‏ پنجم،پادشاه پرتغال،با فرنان گومز برای جستجو در سواحل افریقا قراردادی بست و این‏ مرحله تا سال 1498 م هنگام رسیدن واسکودوگاما به کالیکوت(ایالت کنونی کوالا در هند)و گشوده شدن راه دریایی میان آسیا و اروپا ادامه یافت.ژان دوم،شاه پرتغال، (1455-1494 م)مهم‏ترین چهره در پس سازماندهی این حرکت برای فتح اقیانوس‏ اطلس جنوبی و مرتبط کردن اقیانوس اطلس و هند بود.به دلیل سیاست او،دولت‏ کشورگشایی پرتغالیها را کنترل می‏کرد و کشورگشایی‏ها جنبه تجاری داشت. حوزه‏های نفوذی دولت پرتغال با سیاست جدیدش با توجه به پیمان توروسیلاس تعیین‏ شد؛این پیمان در سال 1494 م با اسپانیا بسته شد و محدودهء فتوحات اسپانیا و پرتغال‏ را در امریکا مشخص کرد.با وجود این،بالاترین هدف سیاست پرتغال،رسیدن به مشرق‏ زمین و گوا بود(همانجا).

سفرهای دوگانهء واسکودوگاما و آغاز برخوردها

پس از اینکه بارتلمی دیاز در سال 1486 م دماغهء امید را دور زد و راه اقیانوس‏ اطلس به اقیانوس هند را کشف کرد ژان دوم،پادشاه پرتغال،دو هیئت اکتشافی را از راه‏ خشکی و از مصر روانه کرد که وظیفهء آنها ضمن مسافرت با کاروان‏ها و کشتی‏های عربی‏ روشن کردن مواضع مهم‏ترین مراکز تجاری منطقهء اقیانوس هند،تعیین جنبه‏های‏ ضعیف و قوی آنها و جستجوی امکاناتی برای رسوخ پرتغالیها بدانجا بود.

یکی از افراد آن هیئت کوویل هایو*و دیگری پایوا**نام داشت و این دو فرستاده‏ در سال 1487 م از بندر بارسلونا در اسپانیا به قاهره و از مصر به کالیکوت و سپس به‏ خلیج فارس رفتند و جزایر آنجا به ویژه هرموز را به دقت مشاهده کردند و گزارش سفر خود را برای پادشاه پرتغال فرستادند(اقبال،1328:53).این گزارش در سفر اول‏ واسکودوگاما در رأس ناوگانی مرکب از چهار کشتی بندر لیسبون را به مقصد هند ترک‏ کرد و در نوامبر دماغهء امیدنیک را در جنوب افریقا درنوردید و وارد آب‏های قارهء آسیا شد.وی در 1498 م به بندر کالیکوت در ساحل مالابار هند رسید و سرانجام در اوایل‏ سپتامبر 1499 م پیروزمندانه به لیسبون برگشت و به تعبیر لرد کرزن برای پرتغال قرنی‏ سرشار از شهرت و ثروت را رقم زد(شهبازی،1377:36-37).در این سفر شهاب الدین احمد بن ماجد نجدی راهنمای واسکودوگاما بود و برخی موفقیت واسکودوگاما را مرهون‏ راهنمایی‏های او می‏دانند(بابایی،1375:782).

گاما در سفر اولش هنگام بازگشت به پرتغال برای تأیید سخنان خود مقداری‏ ادویهء هندی در کشتی بار کرد و به پرتغال برد.همچنین از راجه یازامورین پیغامی برای‏ پادشاه پرتغال داشت که به استحضار وی رسانید(دلافوز،1316:152).

سفر دوم واسکودوگاما در سال 1502-1503 م با ناوگانی جنگی شامل 21 کشتی‏ صورت گرفت که انحصاری جدید(انحصار بازرگانی ادویه)جانشین انحصار مصری- ونیزی شد و این کار بدون خونریزی انجام نشد.

(*) Joans Peresde Covilhao

(**) Alfon Sede Paiva

در سفر دوم،میان پرتغالیها و بازرگانان عرب جنگی خونین درگرفت و مصری‏ها، ترک‏ها و ونیزی‏ها به اعراب کمک کردند؛زیرا علاقه‏مند بودند که راه‏های تجاری قدیم‏ محفوظ بماند(روزول پالمر،1349:114).در هر حال واسکودوگاما در دسامبر 1503 به لیسبون‏ بازگشت.پادشاه پرتغال در سال 1519 م به واسکودوگاما لقب کنت ویدیگورا*را عطا کرد و در سال 1524 م جوان سوم،پادشاه پرتغال،او را به نایب السلطنگی پرتغال در مشرق برگزید، ولی پس از سفر به هند در 24 دسامبر 1524 در بندر کوچن(ساحل مالابار)درگذشت. فرانسیسکو دوآلمیدا**و آفونسو آلبوکرک راه واسکودوگاما را ادامه دادند(شهبازی،1377:114). در مجموع فرانسیسکو دوآلمیدا که در سال‏های 1505-1509 م نایب السلطنهء پرتغال در هندوستان بود،در اندیشهء گسترش قدرت نبود و به ایجاد چند تجارتخانه در شهرهای‏ مناسب هند قناعت کرد(یغمایی،1352:29)و آمدن این نایب السلطنه به هند با ششمین سال‏ پادشاهی شاه اسماعیل صفوی مصادف بود.

آفونسو آلبوکرک (1453-1515 م)که او را بنیان‏گذار امپراتوری پرتغال در شرق،مارس‏ پرتغال و همچنین افونسوی کبیر می‏نامند (Encyclopedia,Americana,1829:507) در سال‏ 1481 م فرماندهی بخشی از لشکرکشی علیه ترک‏ها را بر عهده گرفت و در نبرد اترانتو حضور داشت.پس از خدمات بسیاری که در گارد شاهنشاهی پرتغال انجام داد،همراه‏ ناوگان سریع السیر پرتغال به قسمت شرق فرستاده شد و در سال 1503 م در جنوب هند در کوچن،دژی نظامی بنا کرد و در سال 1504 م به پرتغال بازگشت (Encyclopedia, Britannica,1768:553) .آلبوکرک پس از بازگشت از هندوستان طرح اقتصادی تجارت با شرق را به پادشاه پرتغال پیشنهاد کرد.برخی از اشراف با طرح او (*) Count of Vidguerra

(**) Francisco Dalmida

مخالفت کردند اما سرانجام توانست نظر پادشاه را جلب کند و در سال 912 ق/1506 م‏ ناوگان بزرگی شامل چهارده کشتی به فرماندهی تریستائو داکونها*برای ساختن دژی‏ در سقوطره**راهی هندوستان شد.در این سفر داکونها فرمانده آلبوکرک بود اما آنها پس از مدتی بر سر تعیین مقصد و خط سیر کشتی‏ها اختلاف پیدا کردند و از هم جدا شدند،داکونها به سمت هند رفت و فرماندهی بیشتر کشتی‏ها ناوگان پرتغالی به‏ آلبوکرک واگذار شد(وثوقی،1384:179).

برنامهء آلبوکرک برای ایجاد امپراتوری مستعمراتی پرتغال

آلبوکرک این فکر را در سر می‏پروراند که قدرت و نفوذ کشورش را در دریای هند، در غرب تا دریای سرخ و در شرق تا مالاکا گسترش دهد.او می‏خواست سلطان مصر را نابود و مکه را تسخیر کند و بیت المقدس را آزاد سازد،آرمان قدیمی جنگ‏های صلیبی‏ دوباره زنده می‏شد.آلبوکرک می‏خواست نیروهای مسیحی را زیر علامت صلیب به سوی‏ پیروزی رهبری کند و در ضمن گنج‏های فراوانی را به پرتغال ببرد(کریمبرگ،1370:89).

آلبوکرک برای رسیدن به اهداف خود در منطقهء اقیانوس هند و خلیج فارس به‏ چند نکتهء اساسی توجه داشت.

الف)تصرف عدن برای سلطه بر باب المندب،این امر لازم بود تا نفوذ مسلمانان را در تجارت منطقه از بین ببرد.برای رسیدن به این مقصود باید عدن تصرف می‏شد و مکّه ویران و مصر تضعیف می‏شد.البته آلبوکرک با تسلط بر باب المندب،می‏توانست‏ نفوذ اروپاییان رقیب را نیز در منطقه کنترل کند(الهی،1328:31).

(*) Do chounha

(**) So qothare

ب)تصرف جزیرهء هرموز،این امر هم لازم بود تا حاکمیت بر دریای عمان و خلیجفارس تثبیت شود و نفوذ پرتغال را تا بصره ادامه دهد و بدین ترتیب از نفوذ عثمانی در منطقه جلوگیری کند.

پ)حفظ گوا و دیگر متصرفات پرتغال در هند به منظور گسترش بیشتر سلطهء این کشور در سراسر هندوستان.

ت)نابودی مسلمانان و مکان‏های مقدس آنها و گروگان‏گیری اجساد مقدس‏ مسلمانان برای اعمال فشار بر آنها(همانجا).

آلبوکرک برای رسیدن به این اهداف پس از حمله‏ای وحشیانه بندر گوا واقع در ساحل غربی شبه قاره هند را تسخیر و در سال 1513 م به نواحی همجوار دریای سرخ‏ حمله کرد امّا نتوانست بندر عدن را فتح کند و فقط به تنگهء هرموز دست یافت که راه‏ ارتباطی اقیانوس هند به خلیج فارس بود.

آلبوکرک به پادشاه پرتغال فشار می‏آورد تا سیاستش را نسبت به هند تغییر دهد و می‏کوشید تا مانوئل را راضی کند که به جنگ با شاهزاده کالیکوت پایان بخشد و با وی قرارداد ببندد.آلبوکرک سرانجام توانست پادشاه پرتغال را با خود هم‏عقیده سازد و در نتیجه قرارداد با کالیکوت در سال 1513 م امضا شد و به کوشش‏های پرتغال برای‏ مطیع کردن مالابار پایان داد(کریمبرگ،1370:89).

تصرف هرموز به دست آلبوکرک

اهمیت تصرف هرموز و اولویت آن در برنامه‏های آلبوکرک را می‏توان از گفته‏های‏ او دربارهء مراکز تجاری آسیا دریافت:

مرکز تجاری آسیا و هندوستان سه نقطه است،تنگه مالاکا،عدن و هرموز که از آن دو مهم‏تر و با در دست داشتن این سه نقطه دولت پرتغال باید خود را مالک دنیا بخواند(اقتداری،1345:114).

آلبوکرک چون نیروهای خود را برای تسخیر عدن کافی نمی‏دانست به فکر تصرف‏ هرموز افتاد؛هرموز در آن زمان مهم‏ترین مرکز تجارت خلیج فارس بود و اگر آلبوکرک‏ آنجا را تصرف می‏کرد بر همهء خطوط تجاری احاطه می‏یافت و فایدهء این کار به مراتب‏ بیشتر و مهم‏تر از انسداد موقتی دریای سرخ بود.

کشتی‏های آلبوکرک در دهم اوت از سوکوترا خارج شدند و از کنار جزایر کوریاموریا گذشتند و در رأس الحدسی یا چهل کشتی صیادی را آتش زدند که از هرموز و دیگر نقاط آمده و در آنجا لنگر انداخته بودند.سپس متوجه شمال غربی شدند و روبه‏روی کالحت لنگر انداختند،کالحت محل تجارت دریایی هندوستان و بخشی از متصرفات پادشاه هرموز بود،اهالی این نقطه تابعیت دولت پرتغال را پذیرفتند(فلسفی، 1343:11-12).

آلبوکرک در سال 912 ق کشتی‏های خود را به ساحل عمان شرقی برد و در مقابل‏ بندر قلهات،مرکز حکمران ایرانی عمان،لنگر انداخت.پس از لشکرکشی اسکندر مقدونی،این نخستین باری بود که فاتحی اروپایی وارد بخشی از ساحل خلیج فارس‏ می‏شد و می‏توان گفت که سال 912 ق؛یعنی سال استیلای آلبوکرک بر سواحل عمان، تاریک‏ترین دورهء تاریخی خلیج فارس است؛چرا که پس از این دوره آب‏ها و سواحل این‏ دریا همواره میدان کشمکش و رقابت‏های استعمارگران بوده است(اقبال،1328:54).

حکمران ایرانی قلهات که شرف الدین نام داشت از آلبوکرک فرمانبرداری نکرد و به‏ او گفت که عمان ملک پادشاه هرموز است و آلبوکرک باید با او گفتگو کند و در هر حال

مردم قلهات حاکمیت پادشاه پرتغال را نخواهند پذیرفت و مرگ را بر قبول چنین ننگی‏ ترجیح خواهند داد.

آلبوکرک که به آذوقه نیاز داشت و برای جنگ نیز آماده نبود،پاسخ حکمران‏ قلهات را پذیرفت و به نام پادشاه پرتغال به مردم قلهات ضمانت‏نامه‏ای داد که‏ کشتی‏های پرتغالی به آنجا کاری نداشته باشند و در 12 ربیع الثانی 913 از قلهات‏ رهسپار سواحل مسقط شد(همانجا).

آلبوکرک نخست به لنگرگاه قریات(کوریات)در مشرق این شهر حمله برد و مردم‏ آنجا سخت مقاومت کردند و سی نفر از دریانوردان پرتغالی را کشتند،اما مغلوب شدند. آلبوکرک شهر را غارت کرد و سپس شهر و چهارده کشتی را آتش زد(ویلسون،1366:127؛ اقبال،1328:55).

پس از آن،حمله به مسقط شروع شد که مهم‏ترین مرکز تجاری عربستان جنوب‏ شرقی و تابع هرموز بود(بانداریفسکی،1981:48).

هنگامی که کشتی‏های آلبوکرک در بندر مسقط لنگر انداختند دو نفر از رجال‏ مسلمان به نمایندگی حاکم شهر نزد وی رفتند و تقاضا کردند که اگر آسیب و گزندی‏ به شهر نرساند،تابعیت پادشاه پرتغال را می‏پذیرند و خراج هرموز را به وی می‏پردازند. سرانجام مذاکرات طرفین به نتیجه نرسید و آلبوکرک شهر را گلوله‏باران کرد و مردم‏ تسلیم شدند،اما از آلبوکرک درخواست کردند که شهر را آتش نزند و او درخواست آنها را پذیرفت و گفت که تا فردا پیش از ظهر پنج هزار زراقین طلا(معادل 625 لیر) غرامت بپردازند.چون این مقدار غرامت به آلبوکرک داده نشد،پرتغالیها به شهر ریختند و بندرگاه و کشتی‏ها و مسجد شهر را آتش زدند و بسیاری از مردان و زنان را اسیر کردند و عاقبت چون دیدند از نگهداشتن آنها سودی نمی‏برند،پس از بریدن گوش

و بینی‏شان،آنها را به وضع دلخراشی رها کردند و تنها به خانهء حاکم شهر کاری‏ نداشتند؛زیرا از آنها استقبال کرده بود.

آلبوکرک پس از قتل و غارت بندر مسقط به سوی بندر سحار(صحار)رفت و چون‏ حاکم آنجا تسلیم شد،وی از آن شهر گذشت و به خورفکّان رفت،اما مردم آنجا مقاومت‏ کردند و پرتغالیها شهر را آتش زدند و گوش و بینی اسیران را مانند زندانیان مسقط بریدند(ویلسون،1366:128-129؛اقبال،1328:56).

آلبوکرک قصد داشت به جزیرهء هرموز حمله کند امّا به علت بروز اختلاف میان‏ فرماندهان کشتی‏ها،مجبور شد به جزیرهء سوکوترا برگردد تا شورش‏هایی را آرام کند که‏ بر ضد ساخلوی پرتغالی ایجاد شده بود و همچنین از پرتغال نیروی کمکی برسد و مجهز و آماده به هرموز حمله کند.

در هر حال آلبوکرک در جمادی الاولی سال 914 پس از نظم بخشیدن به کار جزیرهء سوکوترا و رسیدن کشتی‏ها به هرموز رفت،امّا تصمیم گرفت نخست بندر قلهات‏ را تسخیر کند و رئیس شرف الدین،حاکم آنجا را تنبیه کند؛زیرا در گذشته جوابی‏ درشت به او داده بود(اقبال،1328:56).

دریادار پرتغالی با اینکه پیش از این به مردم قلهات زنهار نامه‏ای به نام پادشاه‏ پرتغال داده بود،به این بهانه که اهالی قلهات هنوز از فرمان پادشاه هرموز اطاعت‏ می‏کنند،برادرزادهء خود را نزد شرف الدین فرستاد و او را به کشتی‏های پرتغالی دعوت‏ کرد،رئیس شرف الدین که مردی محتاط و بیداردل بود از پذیرش این دعوت سر پیچید و آلبوکرک متغیر شد و حکم حمله به قلهات را صادر کرد.

شرف الدین و نیروهای قلهات با دلاوری جنگیدند و جمعی از پرتغالیها را کشتند، امّا شکست خوردند و آلبوکرک فرمان داد تا شهر را آتش زدند و مسجد جامع زیبای‏ شهر را که یکی از بهترین نمونه‏های معماری بود به آتش کشیدند(همانجا).

آلبوکرک پس از تسخیر قلهات از مأموران ایران‏شهر اطلاعات جامعی دربارهء هرموز و احوال دربار و امیر آن و تعداد نیروهای موجود در آنجا به دست آورد و از راه‏ رأس مسندم رهسپار آن جزیره شد.آلبوکرک در این اندیشه بود که هرموز را نابود و تجارت خلیج فارس را به جزیرهء سوکوترا منتقل کند،امّا پس از مدتی متوجه شد که‏ سوکوترا نمی‏تواند جانشین هرموز شود،به همین دلیل تصمیم گرفت که آن جزیره را حفظ کند و با همهء کشتی‏های خود به جزیرهء هرموز رفت و در مقابل شهر لنگر انداخت.

عباس اقبال در کتاب مطالعاتی در باب بحرین جزایر و سواحل خلیج فارس تعداد کشتی‏هایی را که با آلبوکرک بودند شانزده فروند می‏داند درحالی‏که آرنولد ویلسون در کتاب خلیج فارس و نصر اللّه فلسفی در کتاب سیاست خارجی ایران در دورهء صفویه‏ تعداد این کشتی‏ها را چهارده فروند ذکر می‏کنند.

کوشش سیف الدین و خواجه عطا

منابع و کتاب‏ها دربارهء سیف الدین،پادشاه وقت جزیرهء هرموز،که بر جزایر دیگر از جمله بحرین،قلهات،مسقط فرمانروایی می‏کرد و خواجه عطا،که در اصل همه‏کارهء هرموز بود،مطالب گوناگونی آورده‏اند اما همهء منابع دربارهء کاردانی و سیاستمداری‏ خواجه عطا اتفاق نظر دارند.برخی منابع او را بنگالی و غلام سیف الدین ابا نصر می‏دانند.

گریگوری بانداریفسکی در کتاب سلطه‏طلبان و امپریالیستان در خلیج فارس‏ می‏نویسد که سیف الدین و خواجه عطا هرموز را در اختیار آلبوکرک قرار دادند و اسکندر دلدم هم این موضوع را تأیید می‏کند.

هنگامی که پادشاه هرموز از آمدن پرتغالیها آگاه شد،نیروهای خود را برای حمله‏ و دفاع آماده ساخت.فاریوسا می‏نویسد:

وقتی آلبوکرک به هرموز رسید پادشاه آنجا طفلی دوازده ساله موسوم به‏ سیف الدین بوده است و یکی از غلامان معروف به خواجه عطا که مردی دلیر و کاردان بود سمت نیابت سلطنت او را داشت.نامبرده چون از اقدامات آلبوکرک‏ آگاه شد به تجهیز نیرو پرداخت اولا عدهء زیادی کشتی در بندرگاه حاضر ساخت، ثانیا از ممالک مجاور مانند ایران و عربستان و غیره مقداری نیروهای جنگی اجیر کرد بطوری که در موقع ورود آلبوکرک سی هزار مرد جنگی در شهر حاضر بود و از آن جمله چهار هزار ایرانی که مهارت تامی در تیراندازی داشتند و چهارصد کشتی بزرگ و کوچک با 2500 نفر قشون در بندر حاضر بودند(رایین،2536: 560-570؛فلسفی،1347:148-149).

عبد الرضا امیر ابراهیمی دربارهء خواجه عطا چنین می‏نویسد:

خواجه عطا بنگالی که قبل از ورود پرتغالیها به خلیج فارس مدت بیست‏ ماه عملا حکومت هرموز را بر عهده داشت مردی بود دوراندیش و فعال و تمام‏ قدرت خلیج فارس در دستهای او بود.بطوری که می‏توانست مردان کرانه‏های‏ خلیج فارس را یک‏جا بسیج کند و زیر لوای خود بیاورد.با رسیدن پرتغالیها به‏ خلیج فارس خواجه عطا مصمم شد با نیروی دریایی پرتغال پنجه نرم کند.زیرا

آنان عملا به کشتی‏های هرموزی در دریا حمله برده و آنها را تصرف می‏کردند. نایب السلطنه نیز اگرچه به ظاهر چند بار پیام صلح‏آمیز برای خواجه فرستاده بود لکن حمله به کشتی‏های بازرگانی را ادامه می‏داد.ازاین‏رو خواجه عطا نه تنها پاسخی به حکومت پرتغال نداد،بلکه آماده مبارزه با آنان شد(36-37).

آلبوکرک آگاه شد که خواجه عطا مشغول جمع‏آوری سپاه است و به همین دلیل‏ به سرعت به سوی هرموز حرکت کرد و خود را به رأس مسندم رسانید.

خواجه عطا نیز مراقب پیشروی ناوگان پرتغالی بود و همهء کشتی‏های تجاری حاضر در هرموز را چون دیواری در یک ردیف دور از بندرگاه به خط کرد تا مهاجمان نتوانند از کشتی‏ها برای حمل نیرو استفاده کنند و با ضبط کالاهای کشتی‏ها،مخارج جنگ خود را تأمین کنند،این حمله به شیوهء جدید اروپایی برنامه‏ریزی شده بود(همان:37).

اما برخی معتقدند که بین آلبوکرک و حاکمان هرموز جنگی صورت نگرفت و گریگوری بانداریفسکی در این باره می‏نویسد:

ناوگان پرتغالی بعد از خراب کردن تعدادی از بندرها و شهرهای کوچک به‏ جزیره هرموز نزدیک شدند و برای حمله به این مهم‏ترین مرکز تجارت دریایی‏ تمام خاور نزدیک و میانه تدارک می‏دیدند.

با وجود آن که سیف الدین در هرموز نیروی دریایی قابل ملاحظه‏ای برای‏ دفاع در اختیار داشت بزرگان محافل تجاری شهر با وقوف به قدرت توپخانهء دریایی و از بیم به خطر افتادن اشیایی قیمتی و عواید خود ترجیح دادند،که‏ اتمام حجّت آلبوکرک را قبول کنند.سیف الدین به وابستگی خود به پادشاه‏ پرتغال اعتراف نمود و متعهد شد خرج سالیانه بپردازد و تسهیلات فوق العاده‏ برای تجار پرتغالی فراهم آورد...(1981:47-49).

همچنین اسکندر دلدم در تأیید سخنان گریگوری بانداریفسکی می‏نویسد:

...در ماه اوت سال 1056 آلبوکرک به تصرف بنادر ناحیه شرقی عربستان‏ که تحت قیمومیت حاکم هرموز بودند مبادرت ورزید.وی در این تهاجم‏ شهرهای بندری قریات و خابور را به اشغال درآورد و تمام کشتی‏های متعلق به‏ افراد بومی را که در لنگرگاه بودند به آتش کشید و نابود کرد.

پس از آن نوبت حمله به مسقط رسید سلطان‏نشین مسقط مهم‏ترین مرکز بازرگانی در جنوب شرقی عربستان بود،مسقط نیز تحت تابعیت حاکم هرموز قرار داشت...پرتغالیها پس از ویران کردن تعدای از لنگرگاه‏ها و شهرهای‏ کوچک و همچنین جنایت در مسقط به جزیره هرموز نزدیک شدند.تدارک لازم‏ را برای حمله به هرموز و تسخیر آن به عمل آوردند...پس از تسلیم داوطلبانهء سیف الدین به نیروهای پرتغالی آلبوکرک و ناوگان پرتغالی بدون آنکه حتی یک‏ تیر شلیک کنند پای بر خاک پرآوازهء هرموز نهادند.آلبوکرک از حاکم هرموز خواست تا به فرمانبرداری از امپراتوری پرتغال گردن نهد و به پادشاه پرتغال‏ خراج سالیانه بپردازد(1363:62).

گریگوری بانداریفسکی دلیل تسلیم شدن حاکمان هرموز را بدون جنگ و خونریزی‏ نقش بازرگانان هرموز در این امر می‏داند،البته با توجه به منابع دیگر،تا حدی‏ منطقی‏تر است که بین آلبوکرک و حاکمان هرموز جنگ صورت گرفته است.

جنگ آلبوکرک با حاکمان هرموز و پیامدهای آن

آلبوکرک پس از رسیدن به مقابل جزیرهء هرموز به سیف الدین دستور داد تا از دولت پرتغال اطاعت کند و خراج بپردازد و تهدید کرد که در غیر این صورت کشتی‏های‏ هرموز را خراب و جزیره را تصرف می‏کند(اقبال،1328:57؛ویلسون،1366:130).

بنا به روایت پرتغالیها هنگامی که آلبوکرک به تنگهء خلیج فارس وارد شد و در مقابل جزیرهء هرموز لنگر انداخت،همراهان او از شمار قوای مدافع هرموز هراسیدند و آلبوکرک برای امیر هرموز پیام فرستاد که اگر تابعیت دولت پرتغال را بپذیرد هرموز در امان خواهد بود وگرنه به سرنوست مسقط گرفتار خواهد شد(مقتدر،1333:18).

این رویدادها در سال 1507 م/913 ق هم‏زمان با سال هفتم سلطنت شاه اسماعیل‏ صفوی اتفاق افتاد.باید به این نکته توجه کرد که آلبوکرک نخست دربارهء جنگ با حاکمان هرموز احتیاط کرد؛زیرا از نیروهای سیف الدین و خواجه عطا واهمه داشت،اما مجبور شد بجنگد؛چون سیف الدین پیشنهاد وی را نپذیرفت.آلبوکرک با هفت کشتی‏ جنگی هرموز را محاصره کرد،شمار سپاهیان این کشتی‏ها بیش از 460 نفر نبود اما آلبوکرک سرداری توانا و باتجربه بود و کمی لشکر را مانع رسیدن به هدف ندانست؛ بنابراین پس از رسیدن به جزیره دستور داد تا کشتی‏ها را متوقف کنند و آنگاه کشتی‏ خود را به میان پنج کشتی سیف الدین راند که از همهء کشتی‏های او بزرگ‏تر بودند و همانجا لنگر انداخت.چون کشتی‏های جنگی سیف الدین و اهالی جزیره واکنشی نشان‏ ندادند،طرفین از صلح صحبت کردند.گفتگوی آنها طول کشید به گونه‏ای که آلبوکرک‏ مطمئن شد که مقصود سیف الدین از مذاکره ایجاد فرصت است تا نیروهای کمکی‏ برسند؛بنابراین پیش از اینکه فرمان حمله بدهد همهء سران قشون را فراخواند و قصد خود را با آنها در میان گذاشت.افسران به او خبر دادند که این کار خارج از قدرت و

قوایی است که در اختیار داریم؛زیرا شمار ما کم و نیروهای جنگی دشمن چند برابر است،آلبوکرک گفت:

من از آن سردارها نیستم که یک چنین امر مهمی که برای دولت پرتغال‏ فواید عظیم متنابعی دربر دارد به آسانی و زودی از دست بدهم.بنابراین باید دلیرانه امر مرا اطاعت کنید،یقین داشته باشید بخت ما را یاری خواهد نمود و بیاری عیسی کار بر مسلمانان زار کرده یا سلطان ایشان را مطیع خود پادشاه‏ پرتغال می‏نماییم.یا آنها سر ما را خواهند برید و جزو غنایم به نزد پادشاه خود می‏برند بهر حال مصلحت و چاره‏ای جز این نیست که جنگ را شروع کنیم.زیرا اگر از تصمیم خود برگردیم و قصد فرار کنیم آنوقت است که مسلمانان جرّی‏ شده و ما را دنبال و معدوم خواهند نمود.و اگر باز هم تأمل نماییم و اوقات را به‏ مذاکره بگذرانیم کمک به آنها خواهد رسید و دیگر کاری از پیش نخواهیم برد و جنگ به شکست ما تمام می‏شود،پس شایسته است که قبل از غافلگیر شدن‏ جنگ را شروع نماییم(نشأت،1345:99-100).

آلبوکرک به فرماندهان دستور داد هنگامی که صدای توپ از کشتی بلند شد، جنگ را آغاز کنند.فرماندهان کشتی‏ها اگرچه به این امر راضی نبودند به ناچار تمکین‏ کردند و در نتیجه جنگ درگرفت.مسلمانان جزیرهء هرموز از تیرگی هوا که به دلیل دود توپ‏ها به وجود آمده بود،استفاده کردند و با کشتی‏های خود به کشتی‏های آلبوکرک‏ نزدیک شدند و با تیر و زوبین به لشکریان او حمله کردند.هنگامی که آلبوکرک از این‏ جریان آگاه شد،فرمان داد توپ‏ها را به سوی کشتی‏ها شلیک کنند و در نتیجه با نخستین تیری که از دهانهء توپ‏ها خارج شد،بیست کشتی از کشتی‏های ایرانیان غرق‏ شد.

آن روز از طلوع تا غروب آفتاب،جنگ دریایی طول کشید و همهء کشتی‏های سلطان‏ هرموز غرق شد یا آتش گرفت و نابود شد و از سویی چون برخی از کشتی‏های جنگی‏ سلطان نزدیک بندرگاه بودند،برای دفاع از قلعهء هرموز و جلوگیری از هجوم پرتغالیها ناگزیر از تیراندازی شدند و در نتیجه بخشی از بنای خارجی قلعه ویران شد.ازاین‏رو سلطان هرموز ناچار شد که جمعی را برای انعقاد قرارداد مصالحه و ترک جنگ به نزد آلبوکرک بفرستد.آلبوکرک حاضر نشد صلح کند و جزیره را تصرف کرد(همان،100-101).

نیروهای جنگی سیف الدین در این جنگ از نظر تعداد بیش از نیروهای جنگی‏ آلبوکرک بود اما نظم و ترتیب خاصی بر قشون او حاکم نبود و کشتی‏ها نیز همه قدیمی‏ و از کار افتاده بودند.درحالی‏که پرتغالیها با بهترین و جدیدترین اسلحه و کشتی‏های‏ جنگی آن زمان می‏جنگیدند و همین قضیه سبب شکست نیروهای حاکم جزیره شد. آلبوکرک موفق شد که سیف الدین ابا نصر،حاکم جزیره،را دست‏نشاندهء مانوئل،پادشاه‏ پرتغال،کند و پنج هزار اشرفی غرامت بگیرد و معاهده‏ای را بر او تحمیل کند.براساس‏ این معاهده مقرر شد که:

الف)حاکم دست‏نشاندهء هرموز همه ساله پانزده هزار اشرفی به دولت پرتغال‏ خراج دهد.

ب)حاکم هرموز از کالاها و اجناس پرتغال بیش از مقدار معینی حقوق گمرکی‏ نگیرد و کالاهای هرموز نیز در پرتغال از پرداخت عوارض معاف باشد.

پ)هیچ یک از کشتی‏های بومی حق ندارد بی‏اجازهء مأموران پرتغالی در خلیج فارس تجارت کند.

ت)آلبوکرک برای حفظ جزیرهء هرموز از دست دشمنان و شورش‏های احتمالی، پایگاهی نظامی بسازد.

ث)ساخت قلعه‏های نظامی دیگر در جزایر اطراف هرموز مثل قشم و نابند(اقبال، 1328:58؛بانداریفسکی،1981:48-49).

همچنین آلبوکرک تعهد کرد که:

الف)سیف الدین ابا نصر،پادشاه پیشین هرموز،همچنان حاکم آنجا باشد به شرطی‏ که از پادشاه پرتغال اطاعت کند.

ب)پرتغالیها وزارت خواجه عطا را به رسمیت بشناسند.

پ)رئیس نور الدین فالی به نیابت سرپرستی پادشاه هرموز انتخاب شود(امیر ابراهیمی،38).

در سال 1507 م سیف الدین و آلبوکرک این موافقت‏نامه را امضا کردند.تدوین این‏ موافقت‏نامه پایهء قدرت دریایی و بازرگانی پرتغالیها در بخش غربی اقیانوس هند و خلیج فارس شد.

پیامدهای تصرف هرموز

آلبوکرک پس از تصرف جزیرهء هرموز همهء کشتی‏های مردم را کنترل می‏کرد و آنها حق نداشتند بی‏اجازهء او تجارت کنند به گونه‏ای که هرموز یعنی بزرگ‏ترین مرکز تجارت خلیج فارس در این عهد با سیاست آلبوکرک اداره می‏شد.این نواحی که از دورهء دیالمهء آل بویه مستقیم یا غیر مستقیم در دست ایرانیان بود،به ناچار زیر فرمان مانوئل، پادشاه پرتغال و نیروی دریایی او درآمد.آلبوکرک در جمادی الاخری سال 913 در جزیرهء هرموز به ساختن ارگی نظامی اقدام کرد تا اگر مردم شورش کردند به آسانی‏ بتواند شورش آنها را سرکوب کند.همین قلعه بود که مدت 115 سال تسلط پرتغالیها را بر خلیج فارس تضمین کرد(اقبال،1328:58).

آلبوکرک بر این باور بود که پرتغال برای تحکیم قدرتش در هند باید مجمع‏ الجزایر ملوک را تسخیر کند؛بنابراین پیشنهاد کرد که از اقیانوس هند تا دریای سرخ‏ قلعه‏های نظامی ساخته شود.او در نامه‏هایی که به کشورش می‏فرستاد از شاه خواست تا برای حفظ این مواضع نیرو بفرستد اما مانوئل این طرح را نپسندید و همیشه بدگمان‏ بود و دستور احضار آلبوکرک را صادر کرد.آلبوکرک هنگامی که به گوا می‏رفت تا آنجا را مرکز سلطهء پرتغال بر هند قرار بدهد خبر احضارش را دریافت کرد.وی به شدت‏ بیمار بود و می‏دانست که بزودی پایان عمرش فرا خواهد رسید؛بنابراین آخرین‏ نیروهایش را جمع کرد تا به نامهء پر از توهین شاه پاسخ دهد،امّا چند روز بعد درگذشت‏ و پرتغال دیگر هرگز فرمانده‏ای واقعی به خود ندید(همان:90-91).

در مجموع آلبوکرک با تمام هوش و توانایی‏هایش نتوانست به برنامه‏های خود جامه عمل بپوشاند،به ویژه که چند بار به عدن لشکر کشید اما موفق نشد آنجا را تسخیر کند.اما تصرف هرموز و تحمیل معاهده،ضربهء سختی به روابط تجاری و اقتصادی آسیای جنوبی با شرق وارد ساخت و مواضع بازرگانان عرب را متزلزل کرد و در زندگی همهء ساکنان خلیج فارس اثر منفی به جای گذاشت.نفوذ پرتغالیها در خلیج فارس و قرارداد بسته شده برای ایران نیز زیان فراوانی دربرداشت؛زیرا کرانهء شرقی‏ خلیج فارس که اهمیت اقتصادی بسیاری برای دولت ایران داشت و جزیرهء هرموز و دیگر جزایر کرانهء شرقی که اهمیت سیاسی داشتند و همیشه بخشی از شاهنشاهی ایران‏ بودند،اکنون از ایران جدا شده و زیر نظر پرتغالی قرار گرفته بودند.

نتیجه

در ارزیابی کلی می‏توان گفت که انگیزهء پرتغالیها از ورود به خلیج فارس و تصرف‏ جزیرهء هرموز تلفیقی از انگیزه‏های اقتصادی و مذهبی بود.

در مرحلهء اول اکتشافات پرتغالیها مشخص می‏شود که هانری دریانورد برای‏ هماهنگی فعالیت اشراف و بازرگانان کوشش می‏کرد و آرزو داشت که ثروت از راه کشت‏ و زرع و تجارت به دست آید و راه‏های تجاری کنترل شود و می‏خواست این فعالیت را با درخواست ملت خود و اروپای مسیحی و با رهنمودهای پاپ و سازمان مذهبی وفق دهد. در اینجا می‏توان اهداف و انگیزه‏های اقتصادی را در خدمت اهداف مذهبی برای ورود به‏ مشرق‏زمین،هند و خلیج فارس دانست.

در سفر دوم واسکودوگاما به مشرق‏زمین،جنگ خونین میان پرتغالیها و بازرگانان عرب درگرفت و مصری‏ها،ترک‏ها و ونیزی‏ها هم به اعراب کمک کردند؛زیرا علاقه‏مند بودند که راه تجاری قدیم حفظ شود.ونیزی‏ها اگرچه مسیحی بودند به سبب‏ منافع اقتصادی علیه پرتغالیهای مسیحی با اعراب همدست شده بودند،پرتغالیها نیز می‏کوشیدند به نفوذ ونیزی‏ها در تجارت شرق پایان دهند و این موارد تا حدی برتری‏ منافع اقتصادی را بر منافع و انگیزه‏های دینی نشان می‏دهد.

یکی از اهداف آلبوکرک در منطقهء اقیانوس هند و خلیج فارس تصرف عدن برای‏ سلطه بر باب المندب بود تا از این راه نفوذ مسلمانان را در منطقه و تجارت منطقه از بین‏ ببرد.البته پرتغال با تسلط بر باب المندب می‏توانست نفوذ اروپاییان رقیب را در این‏ منطقه کنترل کند.از اهداف دیگر آلبوکرک نابودی مسلمانان و مکان‏های مقدس آنها و گروگان‏گیری اجساد مقدس مسلمانان برای اعمال فشار بر آنها بود.با توجه به اهداف

آلبوکرک می‏توان دریافت که برای ورود به خلیج فارس عوامل مذهبی در کنار عوامل‏ اقتصادی قرار گرفت.

در موافقت‏نامهء امضا شده میان سیف الدین ابا نصر،حاکم هرموز و آلبوکرک که در سال 1507 امضا شد،مفادی هست که نشان از برتری اهداف و عوامل اقتصادی در خلیج فارس و جزیرهء هرموز دارد،از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

1)حاکم دست‏نشاندهء هرموز همه ساله به دولت پرتغال خراج دهد.

2)کشتی‏های بومی بدون اجازهء مأموران پرتغالی در خلیج فارس حق تجارت‏ ندارند.

3)حاکم هرموز از کالاها و اجناس پرتغال بیش از مقدار معینی حقوق گمرکی‏ نگیرد و کالاهای هرموز نیز در پرتغال از پرداخت عوارض معاف باشد.

در مجموع نباید از تأثیر مکتب اقتصادی مرکانتلیسم و سیستم اقتصادی که در اروپای سدهء پانزدهم و شانزدهم به ویژه در اسپانیا و پرتغال حاکم بود،در چگونگی ورود آنها به خلیج فارس و جزیرهء هرموز غافل ماند.همچنین اسپانیا و پرتغال مذهب کاتولیک‏ داشتند و نسبت به پروتستان‏ها برای تبلیغ دین مسیحیت متعصب‏تر بودند و این گونه‏ دین و اقتصاد و سیاست برای ورود پرتغالیها به خلیج فارس در کنار هم قرار گرفت.

کتابنامه‏ فارسی

اقبال،عباس(1328)،مطالعاتی در باب بحرین جزایر و سواحل خلیج فارس،تهران،مجلس.

اقتداری،احمد(1345)،خلیج فارس،تهران،ابن سینا،مهر.

الهی،همایون(1328)،خلیج فارس و مسایل آن،چ اول،تهران،اندیشه.

امیرابراهیمی،عبد الرضا،خلیج فارس،تهران،پژوهشگاه علوم انسانی.

بابایی،غلامرضا(1375)،تاریخ سیاست خارجی ایران از شاهنشاهی هخامنشی تا به‏ امروز،چ اول،تهران،درسا.

بارتو،فیلیپ:«طلیعه عصری جدید»،پیام یونسکو،سال بیستم،ش 222،مهر 1369،ص 7.

بانداریفسکی،گریگوری(1981)،سلطه‏طلبان و امپریالیستان در خلیج فارس،برگردان:و. سفرانف،بنگاه نشریاتی خبرگزاری مطبوعاتی«تورستی».

دلافوز،ث.ف.(1316)،تاریخ هند،ج 1،برگردان:سید محمد تقی فخرداعی گیلانی،چ اول،تهران، مجلس.

دلدم،اسکندر(1363)،خلیج فارس،تهران،نوین.

رایین،اسماعیل(2536)،دریانوردی ایرانیان،چ دوم،تهران،جاوید.

روزول پالمر،رابرت(1349)،تاریخ جهان نو،برگردان:ابو القاسم طاهری،چ دوم،تهران،امیر کبیر.

شهبازی،عبد اللّه(1377)،زرسالاران یهودی و پارسی«استعمار بریتانیا و ایران»،چ اول، تهران،مؤسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی.

فلسفی،نصر اللّه(1343)،سیاست خارجی ایران در دوره صفویه،تهران،کتابهای جیبی.

-(1347)،زندگانی شاه عباس اول،تهران،دانشگاه تهران.

کریمبرگ،کارل(1370)،تاریخ بزرگ جهان،ج 6،برگردان:عبد الرضا هوشنگ مهدوی، تهران،یزدان.

مقتدر،غلامحسین(1333)،کلید خلیج فارس،تهران.

نشأت،صادق(1345)،تاریخ سیاسی خلیج فارس،تهران،شرکت نسبی کانون کتاب.

وثوقی،محمد باقر(1384)،تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار،چ اول،تهران،سمت.

ویلسون،آرنولد(1366)،خلیج فارس،برگردان:محمد سعیدی،چ دوم،تهران،علمی فرهنگی.

یغمایی،اقبال(1352)،خلیج فارس،تهران،اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر.

انگلیسی

ENCYCLOPEDIA,AMERICANA(1829),Completed in Thirty Volume, Grolier in Corporated,First,Published V.1?.

ENCYCLOPAEDIA,BRITANNICA(1768),by A Society of Gentlemen in Scotland,William Benton Publisher,First Published,V.1?.