پیشینه تاریخی جزیره کیش
هند شناخته شد و بازرگانانی که در این بندر مشغول فعالیتاند با مردم هندوستان روابط صمیمانهای دارند.4
بصره در صدر اسلام جایگزین ابله در حوزه خلیجفارس گردید و در قرنا سوم هجری در زمان خلفاء عباسی به اوج ترقی خود رسید و در این ایام تنها رقیب اقتصادی آن سیراف بود.نعلین و جامههای کتانی بصره شهرت بسیار داشت.5
سیراف در سده سوم و چهارم هجری واسطه عمده بازرگانی بین ایران و نواحی مختلف آسیای جنوبشرقی،شهرهای حوزه خلیجفارس،دریای سرخ و آفریقای شرقی بود.در عصر آل بویه این شهر مرکز عمده بازرگانی خلیجفارس بشمار میرفت(تصویر شماره 1).آثار بندر سیراف در 250 کیلومتری جنوبشرقی بوشهر و 36 کیلومتری شرق بندر کنگان قرار گرفته و امروزه بندر طاهری بر ویرانههای آن قرار گرفته است.سیراف از طریق جم و گلهدار با فیروزآباد و شیراز و در واقع با داخله فلات ایران ارتباط داشت.
اطلاعات ما در خصوص روابط تجارتی سیراف با دیگر کشورها تا اندازهای قابل توجه است،زیرا یکی از رجال سیراف بنام ابو زید حسن سیرافی که از بستگان نزدیک یکی از فرمانروایان سیراف بنام بستاشه6بود مطالبی در خصوص اوضاع بازرگانی (4)ویلیامسون،آندرو-تجارت در خلیجفارس در دورهء ساسانیان و قرون اول و دوم هجری،مجله باستانشناسی و هنر،شماره 9 و 10،1351، ص 144.
(5)حدود العالم،به اهتمام سید جلال الدین تهرانی،1352 ق،تهران، چاپخانه مجلس ص 89.
(6)مسعودی،ابو الحسن علی بن حسین،مروج الذهب،ترجمه ابو القاسم پاینده،جلد 1،ص 143 بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران.
صویر شماره 1-نقشه باستانشناسی سیراف.این نقشه بر اساس کاوشهای باستانشناسی 54-1353 نخستین هیأت اعزامی ایرانی به سیراف تهیه گردید.نگارنده در این فصل سرپرستی هیأت سیراف را بر عهده داشت.گزارش فعالیتهای این فصل در مجله هنر و مردم،شماره 167،شهریورماه 1355 در مقالهای تحت عنوان:«باستانشناسان پردههای فراموشی را از روی بندر سیراف کنار زدند»درج گردید.
سیراف و اوضاع و احوال کشورهائی که با آن در ارتباط بازرگانی بود تألیف کرد،ابو زید خود را بر یادداشتهای سلیمان تاجر که بنام «اخبار چین و هند»مشهور است ضمیمه کرد.تاریخ تألیف یادداشتهای سلیمان تاجر سال 237 هجری و زمان تألیف اثر ابو زید سال 302 هجری است،بهرحال در مطالب نامبردگان مطالب زیادی در موضوع بازرگانی سیراف اشارت رفته است.و نیز در کتاب عجایب هند تألیف ناخدا بزرگ بن شهریار رامهرمزی که در نیمه اول سده چهارم هجری میزیسته بکرات به اسامی بازرگانان مشهور سیراف و موضوع سفرهای ایشان برمیخوریم که تا اندازهای بازرگانی دریائی سیراف را مطرح کرده است.علاوه بر این موقع استثنائی و اهمیت بازرگانی سیراف نظر غالب جغرافیدانان و مورخان دوران اسلامی را بخود جلب کرد و در آثار آنان این جنبه به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.چنانکه استخری گوید«ساج از زنگبار و میوهجات از جم به سیراف آوردند.»7مؤلف حدود العالم مینویسد«سیراف جای بازرگانان و بارگاه پارس است»به قول مقدسی«سیراف رقیب اقتصادی بصره،گذرگاه چین و انبار فارس و خراسان بود.»8کالاهائی که در بازارهای سیراف دادوستد میشد عبارت بود از سنگهای قیمتی،عاج،چوب صندل،چوب آبنوس، کاغذ،عنبر،عود،خیزران،انواع عطریات و ادویه.سیراف مهمترین مرکز صید و تجارت مروارید بوده و این کالا مهمترین رقم صادراتی آن را تشکیل میداد،بعد از آن باید از انجیر سیرافی نام برد.در این شهر ثروت زیادی تولید میشد و مالیاتهائی که (7)استخری،المسالک و الممالک،طبع لیدن،1927،ص 127.
(8)مقدسی،احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم،1906،ص 426.
بر کالاهای وارداتی بسته میشد بخش مهمی از درآمد محلی را تشکیل میداد.درآمد گمرکی سیراف در حدود 7/1 عواید گمرکی ایالت پارس بود.9سرمایه بازرگانان سیرافی گاهی به شصت میلیون درهم و گاهی به چهار میلیون دینار میرسید.10از بازرگانان مشهور سیرافی ابو بکر احمد بن عمر سیرافی است که ابن حوقل در 350 هجری وی را در بصره ملاقات کرده و از ثروت و مکنت وی ذکری به میان آورده و گوید«ثلث مال وی بالغ بر نهصد هزار دینار بود.»11غالب بازرگانان سیراف به نقاط دوردست مسافرت میکردند و سالها در شهرهای چین و هند ساکن شده به بازرگانی مشغول بودند.
بهرحال سیراف همچنان راه پیشرفت میپیمود و تا اواخر عصر آل بویه مرکز عمده بازرگانی خلیجفارس بود.پس از انقراض آل بویه،سلاجقه کرمان بر خلیجفارس مسلط شدند و در جزیره کیش قلعه و شهر جدیدی ساختند.عماد الدوله تورانشاه (477-490 هـ-ق)سلطان سلجوقی کرمان بر اهمیت این جزیره افزود و آن را مرکز بازرگانی خلیجفارس ساخت.12این مسأله سبب شد که عوایدی که تا این زمان از حیث حقوق گمرکی و دلالی معاملات نصیب سیرافیان میشد از آن مردم کیش گردد و این مطلب (9)ابن بلخی،فارسنامه،تصحیح و اهتمام گای لیسترانج والن نیکلسون، چاپ کمبریج،1921،ص 171.
(10)استخری،مسالک و ممالک(ترجمه فارسی)بکوشش ایرج افشار، بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران،1347،ص 121 و 143.
(11)ابن حوقل،صورة الارض،ترجمه دکتر جعفر شعار،بنیاد فرهنک ایران،تهران،ص 57.
(12)آیتی،عبد المجید،تحریر تاریخ وصاف،بنیاد فرهنک ایران، تهران،ص 100.
دلیل سقوط اقتصادی سیراف است.ضمنا حدوث زلزله سال 366 یا 367 هجری در سیراف13نیز مزید بر علت شد و این بندر از اهمیت افتاد و اشراف و تجار سیراف به کیش مهاجرت کردند. آخرین مهاجرت سیرافیان به کیش در سال 488 هجری اتفاق افتاد.14 بطوریکه ابن بلخی15ذکر میکند«کوشش رکن الدوله خمارتکین اتابک سلجوقی فارس،برای جلوگیری از استیلای امرای کیش به جائی نمیرسد.زیرا که امرای کیش هرساله مبالغی گزاف هدیه به دار الخلافه بغداد میفرستادند و به این ترتیب خود را دستنشانده خلفا معرفی میکردند.»16بطوریکه خلیفه الناصر الدین بالله توجه مخصوص به ایشان داشت.17
بطور کلی عوامل سیاسی و اقتصادی مساعد،موقع ویژه جغرافیائی،عوامل استثنائی طبیعی از جمله هوای مساعد و فراوانی آب،وفور مراتع و نخلستانها و باغات،جملگی محیط مساعدی برای ترقی و پیشرفت کیش فراهم گردانید(تصویر شماره 2).
بحث اصلی ما در این مقاله بیشتر مربوط به دورهء عظمت کیش یعنی از اواخر قرن پنجم هجری تا اوائل سده هشتم هجری است،یعنی در فاصلهء زمانی بین سقوط سیراف و ظهور هرمز.
در خصوص وجه تسمیه کیش افسانههائی در کتب تاریخی از (13)مقدسی،احسن التقاسیم...ص 426.
(14)اوبن،ژان،بقای شیلاو و جاده خنج وفال،مجله ایران،مؤسسه انگلیسی مطالعات ایرانی،جلد 7،سال 1969 لندن ص 39-21.
(15)ابن بلخی،فارسنامه،ص 141.
(16)اقبال،عباس،مجله یادگار،مقاله سیراف قدیم،سال 2،شماره 4،تهران 1324 شمسی،ص 4-16.
(17)آیتی،تحریر تاریخ وصاف،ص 103.
تصویر شماره 2-نقشه جزیره کیش،آثار و بقایای کیش قدیم در ساحل شمالی جزیره قرار دارد.
جمله در تاریخ وصاف،تنسوخنامه و عرایس الجواهر آمده که مضمون همه آنها یکی است و ریشهای واحد داشته اما هرکدام با یکدیگر تفاوت دارد.نام این جزیره در همه متون فارسی و برخی متون عربی کیش یاد شده واژه قیس معرب کیش است.18بطوریکه ابن بطوطه مینویسد زمانی این جزیره سیراف نیز نامیده میشد.19 به عقیده نگارنده این مسأله دلیل بر نفوذ و اعتبار بازرگانان و اشراف سیراف است که به آنجا مهاجرت کردند.رزمآرا مینویسد نام قدیمی جزیره کیش،«کیان»بوده است20ولی مأخذی ذکر نمیکند،در سال 628 اتابک ابو بکر کیش را دولتخانه نامید،21 و این نام در تمام دوره حکومت اتابکان فارس نام رسمی جزیره کیش بود.
تاریخ قدیم کیش کاملا روشن نیست،مگر در چند مورد بخصوص از جمله ابن بلخی22مینویسد جزیره کیش از کوره اردشیر خوره محسوب میشده،لیکن اطلاعات ما از وضعیت این جزیره پس از سقوط سیراف تا اندازهای مشخص است.وصاف امرای این جزیره را که به بنی قیصر مشهورند از فرزندان یکی از ناخدایان سیرافی میداند که پس از ماجراهای بسیار بر این جزیره دست یافتند و (18)شوشتری،محمد علی،فرهنک واژههای فارسی در عربی،ص 551.
(19)ابن بطوطه،سفرنامه،ترجمه محمد علی موحد،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران،1337،ص 273.
(20)رزمآرا،حسین علی،جزایر خلیجفارس،سمینار خلیجفارس،ج 1، ص 67
(21)تحریر تاریخ وصاف،ص 105.
(22)ابن بلخی،فارسنامه،به کوشش علی نقی بهروزی،انتشارات مطبوعاتی فارس،1343،ص 189.
درست معلوم نیست بچه کیفیت و در چه تاریخی بر کیش مسلط شدند.23بهطوریکه وصاف ذکر میکند تاریخ خاندان بنی قیصر را امام سعد الدین ارشد به تفصیل رقم زده،24در کتابی بنام«قرآن السعدین»نویسنده آن در ابتدای تشکیل حکومت خاندان بنی- قیصر امامت کیش را بر عهده داشته خاندان وی مدتها این سمت را بعهده داشتهاند.25بهرحال کیش سالها تحت نفوذ خاندان بنی قیصر بود و به تدریج قدرت ایشان افزایش یافت و همواره در صدد بودند که قسمتی از سواحل شمالی خلیجفارس را ضمیمه قلمرو خود سازند،تا به آنجا که اتابک سنقور(543-558 هـ-ق)با تقاضای ایشان موافقت نمود و حکومت نواحی ساحلی خلیجفارس را به ایشان واگذار نمود.با شروع حکومت ملک سلطان بن ملک قوام الدین بن ملک تاج الدین بن ملکشاه بن ملک جمشید دولت بنی قیصر رو به ضعف نهاد و سبب آن بود که وی بر خلاف پیشینیان خود با شاهان فارس سرکشی آغاز کرد و خراج مربوطه را نمی- پرداخت و در نتیجه اتابک ابو بکر(623-658 هـ.ق)با کمک سیف الدین ابا نصر علی بن کیقیاد حاکم هرموز دولت بنی قیصر را در سال 626 منقرض ساخت،و دو سال پس از آن یعنی در 628 به سبب آنکه سیف الدین از عهد خویش بیرون شد اتابک با کمک صلاح الدین محمود لر مجددا به کیش حمله برد و با کشته شدن سیف الدین این جزیره به تصرف اتابک ابو بکر درآمد و نام«دولت (23)تحریر تاریخ وصاف،ص 101-103.
(24)تحریر تاریخ وصاف،ص 103
(25)سدید السلطنه کبابی،محمد علی،بندرعباس و خلیجفارس،باهتمام احمد اقتداری،ابن سینا،تهران،1342،ص 274.
خانه»بدانجا داد.26و از این پس کیش زیر نظر مستقیم اتابکان فارس اداره میشد.
در سال 671 محمود پیشوای قلهات،جزیره کیش را تصرف کرد،اما اتابک مظفر الدین ابو بکر با کمک«سوغونجاق»مجددا بر آن دست یافت.
در آغاز جلوس غازان خان،ملک اسلام جمال الدین در کیش حکومت داشت.27دولتخانه کیش از سال 698 تا 701،مدت چهار سال همهساله به مبلغ هفتصد هزار دینار به ابراهیم بن محمد طیبی ملقب به ملک اسلام جمال الدین حکمران فارس واگذار شد.28
سرانجام در حدود سال 728 قطب الدین تهمتن(718-747 هـ.ق)مشهورترین ملک هرموز کیش را تصرف کرد و از این پس جزیره کیش به کلی ضمیمه هرموز گردید.29
جزیره کیش در سدههای 5 و 6 و 7 هجری بسیار آباد و پر جمعیت و مرکز سیاسی و تجارتی و کشتیرانی خلیجفارس و بندرگاه معتبر کشتیهای چین،هند،بصره،بغداد و غیره بوده است.30شهرت کیش بدانجا رسید که در حکایات31 (26)تحریر تاریخ وصاف ص 105.
(27)تحریر تاریخ وصاف ص 202-205.
(28)تحریر تاریخ وصاف،ص 244.
(29)اقبال،عباس،مطالعاتی در باب خلیجفارس و بحرین،ص 42.
(30)دهخدا،علی اکبر،لغتنامه ص 471،472 نقل از حاشیه شدالازار به تصحیح علامهء قزوینی.
(31)مشهورترین این حکایات از آن شیخ سعدی در گلستانست که بازتابی از نحوهء تجارت و اوضاع اقتصادی کیش در آن زمان است:
و اشعار32آنزمان بکرات بنام آن برمیخوریم.جماعتی از علما و فقها بدانجا منسوبند،از علمای مشهور کیش شمس الدین محمد بن- احمد الحکیم کیشی است که عالم و عارف و صوفی بوده و در معقول و منقول تالیفاتی دارد و کتاب«الهادی فی النحو»از جمله آنهاست.33
ق«بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتربار داشت و چهل بنده خدمتکار شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش درآورد همه شب نیارمید از سخنهای پریشان گفتن که فلان انبازم بترکستانست و فلان بضاعت بهندوستانست و این قباله فلان زمین است و فلان چیز را فلان ضمینگاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوائی خوشست باز گفتی نه که دریای مغرب موشست سعدیا سفری دیگرم در پیشست اگر آن کرده شود بقیت عمر خویش بگوشه بنشینم گفتم آن کدام سفرست گفت گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی بروم آرم و دیبای رومی بهند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس وزان پس ترک تجارت کنم و بدکانی بنشینم...»
(32)از جمله شیخ سعدی گوید:
(33)دهخدا،لغتنامه،ص 472-مرحوم علامهء قزوینی در مجله یادگار، سال 2،شماره 2،سال 1324 ص 59-70.
مقالهای در شرححال شمس الدین محمد کیشی دارند که خلاصهء قسمتهائی از آن را عینا نقل میکنیم:«در مقدمهء شرح قطب الدین محمود بن مسعود شیرازی متوفی در سنهء 710 بر کلیات ابن سینا که در بین سنوات 697-703 تالیف شده قطب الدین مذکور در ضمن اساتید خود از جمله شمس الدین کیشی صاحبترجمه را میشمرد-...در کتاب الحوادث الجامعة و التجارب النافعه فی المائة السابعه تالیف ابو الفضل عبد الرزاق فوطی متوفی در سنه 723 در حوادث سال 665 شرحی گوید که ترجمه آن این است:در این سال شمس الدین محمد بن الکیشی به- بغداد رسید و به تدریس در مدرسهء نظامیه معین گردید و حکام و علماء در مجلس درس او حاضر شدند و در این مقام بود تاآنکه بخیال پیوستن بخدمت بهاء الدین بن صاحب شمس الدین جوینی بنزد او حرکت کرد-...در کتاب مونس الاحرار فی دقایق الاشعار تالیف محمد بن بدر جاجرمی شاعر معروف که مجموعهایست از منتخبات مفصل و مبسوط از اشعار فارسی از قریب دویست نفر از شعرای فارسی زبان و در سنه 741 تالیف شده دو غزل صریحا به اسمورسم به شمس الدین کیشی نسبت داده شده است.
جماعتی از یهود در کنار مسلمین در این جزیره سرگرم مشاغل بازرگانی بودند.بنیامین تودلا ذکر میکند که پانصد یهودی در کیش بسر میبردند.34اتابک ابو بکر بهنگام حمله بدانجا در سال 628 گروهی از رجال ترکمن،لر،کرد و اهالی ساحل خلیجفارس را برای استقرار نظم در کیش سکونت داد.35یکی از ماموران چینی عصر سلسله سونگ بنام Chao Ju Kua یادآور میشود که ساکنان کیش سفیدپوست و از نژاد خالصی هستند و غذایشان نان،گوشت،گوسفند،ماهی و خرماست و برنج نمیخورند.36 ابن مجاور در تاریخ مستنصری گوید لباس اهالی کیش از پارچههای بافت مراکش است و گوشه دستار خود را میآویزند.37شغل عمده اهالی کیش تجارت،مباشرت در فروش کالاها،صید مروارید،دریانوردی، قدر کتاب شدالازار که در حدود سنهء 791 تألیف شده مؤلف آن کتاب در آنجا ترجمه حال مختصری از شمس الدین کیشی منعقد ساخته و اینست ترجمه فارسی نوشته مؤلف شدالازار در این باب:مولانا شمس الدین کیشی عالمی بود عارف و صوفی که پیوسته ممارست علوم میکرد و فروع را درس میگفت و در معقول و منقول صاحب تصانیف است و مولانا قطب الدین محمود بن مسعود بن مصلح شیرازی از جمله شاگردان اوست و قطب الدین ذکر این استاد خود را در شرح کلیات آورده سپس به حج بیت اله الحرام رفت و چندی در بغداد به ملازمت شیخ جبرئیل کردی سر میکرد و به امر او به خلوت و ریاضت اشتغال داشت.از مصنفات او یکی کتاب هادی است در نحو با عبارتی مختصر و معنی بسیار و او قصاید بسیاری دارد حاکی از غزارت فضل و علو همت و وفور علم و حکمت او...وفات او به سال... و ستمائه اتفاق افتاد و در خانه خود در محله دزک مدفون شد».
(34)بنیامین تودلا،به کوشش مارکوس،ناتان آدلر،لندن 1907.
(35)تحریر تاریخ وصاف ص 105.
(36) The book of Marco polo,Henry Yule,London,1926,Vol.II PP.453.
(37)نوریزاده،نظری به ایران و خلیجفارس،طبع 1323،تهران.
اغداری و کشاورزی بوده است.بطوریکه اشارت رفت علاوه بر جزیره کیش قسمتی از نواحی ساحلی خلیجفارس و تعداد زیادی از جزایر خلیج زیر لوای حکومت کیش قرار داشت.مستوفی بحرین،ابرکافان،ابرون،خارک،هزو،و ساویه را از توابع کیش میشمارد.38به قول یاقوت دو سوم عایدات بحرین از آن امیر کیش بوده است.39در پارهای منابع طبس و سیستان را نیز از توابع کیش شمردهاند.40
کیش از اواخر قرن پنجم هجری جایگزین سیراف در تجارت خلیجفارس شد و تا اواخر قرن هفتم هجری مرکز بازرگانی عمده این منطقه بود.تاریخ مرکزیت کیش بین سالهای 433(استیلای قاورد بر کرمان)و 465(سال مقتول شدن وی)است.در قرن ششم هجری کیش مرکز عمده بازرگانی خلیجفارس و مهمترین شهری بود که با افریقای شرقی روابط تجارتی داشت.در حقیقت موقع کیش در شرایط دریانوردی آن زمان این جزیره را به صورت یک پایگاه دریائی درآورد.کیش از مراکز صدور و ارتباط بین ایران و چین بوده علاوه بر اهمیت آن از نظر بازرگانی ایران با چین،تجارت ایران با هندوستان،عربستان،سواحل دریای سرخ و کشورهای افریقای شرقی نیز از همین طریق صورت میگرفت. این جزیره با داشتن مروارید،مزارع حاصلخیز،گلههای گاو و گوسفند جای بسیار مناسبتری از سیراف بود،باغها و آبانبارهای (38)مستوفی،حمد اله،نزهة القلوب،به اهتمام محمد دبیرسیاقی، کتابخانه طهوری،1336 تهران،ص 164.
(39)یاقوت،معجم البلدان،طبع بیروت،ص 422.
(40)دهخدا،لغتنامه،شماره مسلسل 109،ص 553،چاپ دانشگاه تهران نقل از المضاف الی بدایع الازمان ص 34.
آن بیشتر احتیاجات ساکنین جزیره را رفع میکرد.
در سده ششم هجری با توسعه شیراز در زمان سلطنت اتابکان سلجوقی،عطر و پرورش ابریشم در فارس برای بازرگانان کیش درآمد فراوانی تأمین میکرد،عاج،طلا و ساج افریقای شرقی، پوست و عنبر از سواحل سومالی در بازارهای کیش با مروارید، قماش،خرما،ماهی خشک خلیجفارس مبادله میشد،در همین ایام رقابت بازرگانی بین عدن و کیش برای تصاحب بازارهای افریقای شرقی و مخصوصا در مورد بردهفروشی منجر به چند برخورد دریائی بین دو دولت شد.41
ابن خردادبه از محصول خرما،گلهها و صید مروارید کیش سخن میگوید.42یاقوت متذکر میگردد که کیش پنج بازار معمور دارد و حاکم آن صاحب اسبان عالی عربی است و در این جزیره صید مروارید رواج دارد.43در عرایس الجواهر نیز کیش از مراکز صید بهترین نوع مروارید ذکر شده،44وصاف گوید بازرگانان از هند،سند،چین،ترکستان،مصر،شام و قیروان به کیش وارد میشوند و کالاهای خود را عرضه میدارند.45
به طور کلی کالاهای وارداتی به کیش عبارت بود از:انواع پارچههای ابریشمی،کتانی،ارغوانی،انواع مواد غذائی،قمقمه، گندمسیاه،ارزن،کنف،جو،ماش،ادویه،عاج،طلا،پوست و (41)ریکس،توماس،دریانوردی در خلیجفارس...فرهنک ایرانزمین جلد 18،تهران،1351،ص 401-420
(42)المسالک و الممالک،ابن خردادبه،طبع لیدن،1306،ص 62.
(43)یاقوت،معجم البلدان،چاپ بیروت،ص 422.
(44)کاشانی،ابو القاسم،عرایس الجواهر،به کوشش ایرج افشار، انجمن آثار ملی،ص 84.
(45)تحریر تاریخ وصاف،ص
عنبر و صادرات عمده اسب،مروارید،قماش،خرما و ماهی خشک بوده است.ظاهرا تجارت ظروف سفالین و مروارید از اهمیت بیشتری برخوردار بود.
ابن مجاور مینویسد تجارت ظروف سفالین منحصر به سلطان کیش بود و کس دیگری اجازه خرید و فروش آن را نداشته است.46 از مرواریدهای صید شده خمس آن متعلق به امیر کیش بود و بقیه را بازرگانان میخریدند و اغلب مروارید را پیشخرید میکردند.47 مستوفی اشاره میکند که حقوق دیوانی کیش چهار صد و نود و یک هزارهزار دینار بوده است.48
با وصف این نوبت کیش نیز سرآمد و سرانجام هرمز بر آن غالب گردید و دروازه تمدن شرق شد و کیش یا مدنیت پرشکوهش بخواب گرانی رفت و در پس پردهء قرون پوشیده ماند و بتدریج به دست فراموشی سپرده شد.
در واقع انقراض ملوک بنی قیصر و ضمیمه شدن کیش به منطقه فرمانروائی اتابک ابو بکر اعتبار تجارتی کیش را که جانشین سیراف قدیم شده بود بزودی از میان برد و بندر هرموز بری در ولایت موغستان از نیمه اول قرن هفتم هجری جایگزین آن گردید، بندر هرموز از حوالی سال 700 هجری از اعتبار افتاد و اهالی آن به جزیره جرون مهاجرت کردند و آنجا را به یادگار وطن اصلی خود هرموز نام نهادند.جزیره هرموز از ابتدای قرن هشتم هجری مقام کیش و هرموز قدیم را در بازرگانی خلیجفارس یافت (46)ویلسون،خلیجفارس،چاپ لندن،ص 100
(47)ابن بطوطه،سفرنامه،ص 271.
(48)مستوفی،حمد اله،نزهة القلوب،ص 164.
و این حال تا تسخیر آن بدست پرتغالیها یعنی سال 912 باقی ماند و حتی بعد از آن هم تا زمان شاه عباس کبیر باقی بود.49
حال پیش از بازگو کردن نتایج مقدماتی بررسی باستان- شناسی جزیره کیش که در زمستان 1354 توسط نگارنده صورت پذیرفت،50اشارهای به گفته مورخان درباره بناها و وضعیت ساختمانی شهر کیش میکنیم.وصاف مینویسد قصر ایوان ملک- جمشید در جزیره کیش با وجود دوری راه از نابند پدیدار است و به شیوه ایوان نابند ساخته شده،توضیح اینکه نابند یکی از شهرکهای تابع سیراف بوده و چنانکه وصاف مینویسد:عضد الدوله در آنجا ایوان رفیع بنیاد گذاشته که به ایوان نابند معروف است.51 و نیز اشاره میکند که بنی قیصر در کیش بنائی رفیع ساختند و آن را«آفریدو»نامیدند.52
(49)اقبال،عباس،مطالعاتی در باب بحرین و سواحل خلیجفارس، تهران،1328،ص 32 جزیره هرمز نخستین بار در زمستان 1355 و بهار 1356 توسط گروهی از باستانشناسان ایرانی از طرف مرکز باستانشناسی ایران بررسی و کاوش گردید.نگارنده سرپرستی این گروه را بعهده داشته است. در این فصل آثار قابل توجهی از جهات شهرسازی،خانههای خصوصی،تاسیسات دفاعی،ابنیه مذهبی،ساختمانهای عمومی،تأسیسات ذخیره آب،معماری محلی،کورههای سفالگری،سفالچینی و سکههای محلی کشف و کاوش گردید و گزارش آن در ششمین مجمع سالانه کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی ایران در آبان 1356 ارائه گردید.
(50)در زمستان 1354 نگارنده از طرف مرکز باستانشناسی ایران برای انجام یک بررسی کوتاهمدت و فشرده بمنظور تهیه طرح و برنامهریزی باستانشناسی به جزیره کیش عزیمت نمود.پس از این بررسی و بازدید از محوطه تاریخی کیش برنامهای جهت آغاز فعالیتهای باستانشناسی جزیره کیش فراهم کرد.امید است با انجام این برنامه اطلاعات ما درباره این جزیره وسیعتر شود.
(51)تحریر تاریح وصاف،ص 101.
(52)تحریر تاریخ وصاف،ص 103
از خاک رس مخلوط با شن و مستعد همه نوع زراعت است.هیچگونه رودخانه و بریدگی و چشمه در آن درحال حاضر دیده نمیشود. کیش به صورت جلگه و گرمسیر مرطوب است و در تابستان درجه حرارت به 45 درجه سانتیگراد میرسد.آب آشامیدنی سابقا از
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
عکس 1-منظره عمومی از ویرانههای شهر قدیمی جزیره کیش
چاه و آب باران تأمین میشد و فعلا با شیرین کردن آب دریا این مشکل حل شده است.درختان نخل،لور،کنار،کهور،قرت بخصوص در سواحل شمالی آن فراوان است.
بقایای شهر قدیمی کیش در اواسط ساحل شمالی جزیره در همان محلی که مورخان بدان اشاره کردهاند قرار دارد.آثار مزبور درحال حاضر به صورت پشتههای بزرگی مرکب از بناهای سنگی با ملاط ساروج و گچ مشاهده میشود(عکس 1 و 2)،وسعت آثار
حدود 3 کیلومتر در هفتصد متر است.بناها از قلوهسنگهای شنی ساخته شده،روی بعضی از دیوارها پوشش گچی نمایان است. ارتفاع بعضی از ساختمانها به بیش از شش متر میرسد که دال بر وجود طبقات متعدد است،نزدیک به ساحل آثار ساختمان عظیمی دیده میشود که با چند راهرو و دهانه سنگی و پلکان به دریا راه دارد.این بنا دارای پشتیبانهای نیمدایره بیرونی است.
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
عکس 2-منظره عمومی از بقایای آثار معماری شهر قدیمی جزیره کیش.
مجاور ساختمان مزبور بنای دیگری خودنمائی میکند که اهالی بدان«قصر حریره»گویند،(عکس 3).آثار قابل توجه دیگر بقایای یک مسجد و تعدادی آبانبارهای بیضیشکل است که مشابه آن را در سیراف داریم.سراسر محوطه مملو از سفالهای فراوان و متنوع مربوط به سدههای چهارم تا هفتم هجری است.رایجترین آنها قطعات سلادن با نقوش اژدها،ماهی و گلهای تزئینی است. قطعات معروف به اسگرافیاتو،و ظروف لعابدار با نقوش سیاهآبی بر زمینه نخودی نیز به مقدار زیاد پراکنده است.
با بررسی و کاوشهای باستانشناسی در کیش امید میرود که
اوضاع اقتصادی و بازرگانی بین سیراف-کیش از یک طرف و کیش-هرمز از سوی دیگر هرچه بیشتر روشن شود.و نیز سیر
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
عکس 3-نمائی از ساختمان مشهور به«قصر حریره»جزیرهء کیش.
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
عکس 4-بقایای یک ساختمان قدیمی با شتیبان نیمدایره-جزیره کیش
تجارت و سایر جنبههای تاریخی و سیاسی از ابله به بصره،سیراف، کیش و هرمز مورد تحقیق قرار گیرد.از طرف دیگر روابط این نقطه با شرق دور،سواحل آفریقای شرقی،نواحی جنوبی خلیج فارس،شهرهای بین النهرین خصوصا بغداد و نواحی ساحلی دریای سرخ مورد توجه خواهد بود.
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
عکس 5-بخش داخلی یکی از بناهای قدیمی جزیره کیش با مصالح قلوهسنگ و ملاط گچ
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
این وبلاگ با همکاری فارغ التحصیلان رشته ی مطالعات خلیج فارس دانشگاه تهران و با هدف فراهم نمودن پایگاهی جهت اطلاع رسانی، جمع آوری مطالب مستند و علمی و نیز ایجاد بانک مقالات، مدارک، نقشه و اسناد در زمینه خلیج فارس راه اندازی شده است.