ساکنان خارک فرار را برقرار ترجیح داده بودند وجود همان دزدان دریائی بوده‏ است با وجود آنکه جزیره نامبرده دارای آب آشامیدنی گوارا و قناتی بزرگ‏ و خاک حاصلخیزی بوده است.9

وضع جغرافیائی جزیره خارک که تقریبا ده کیلومتر درازا و چهار تا پنج‏ کیلومتر عرض دارد(شکل 1)طوری است که مسلما از دورانهای باستانی‏ مورد توجه بوده است.10

کنیپهاوزن پس از آنکه توانست نسبت به بنای تجارتخانه و ساختمان انبار (9) -Niebuhr,II,S.202

(10)-منابع تاریخی که ذکری از جزیره‏خارک کرده‏اند قدیم‏تر از سده اول پیش‏ از میلاد نیست.بنا بعقیده پرفسور گیرشمن:«جزیره میبایست از سه هزار سال پیش از میلاد مسیح جزو قلمرو کشورعیلام بوده باشد زیرا با کشتی بادی فقطه سه یا چهار ساعت با بوشهر،بندر مهمی که در کرانه ایرانست،فاصله دارد و قلمرو عیلام که شوش پایتخت آن‏ بود تا باین قسمت خلیج فارس میرسید...»(«جزیره خارک»نشریه شرکتهای عامل نفت‏ ایران چاپ دوم تهران 1342 ص 6).پلین Pline نویسنده رومی که در سده اول میلادی‏ میزیسته این جزیره را بنام آراکیا Aracia خوانده که میتوان در آن ریشه واژه خارک‏ را یافت.کلود پتولمه Claude Ptole?me?e که یکقرن بعد از این نویسنده رومی میزیسته‏ او هم نام جزیره‏آراکیا را برده و بدان نام دیگری یعنی«جزیره‏اسکندریه»هم داده‏ است.سترابون Strabon نویسنده سده اول پیش از میلاد میگوید:«آندرستن‏ -Androsthene de Thasos یکی از سرداران اسکندر که بفرمان نئارک Ne?arque مأمور کشفیاتی در خلیج فارس شده بود انتهای خلیج را دور زد و همچنانکه پیش میراند و خشکی در جانب راست وی بود به جزیره‏ایکار Icare نام رسید.او در این جزیره معبد آپولو Apollon و یکی از هاتفان آرتمیس توروپل Arthe?mis Tauropole را یافت‏ (همان منبع و همان صفحه).با ذکر مشخصات فوق میتوان پنداشت که جزیره‏ای که‏ آندرستن دور زده همان جزیره‏خارک(ایکاریوس)بوده که در نوشته‏های سترابون‏ تغییر شکل داده است.

برای اطلاع بیشتر درباره سابقه تاریخی و باستانی جزیره‏خارک به کتاب«جزیره‏خارک» و سفرنامه نیبور Niebuhr و همچنین کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب چاپ تهران‏ 1340 ص 20 مراجعه نمائید.

و غیره نظر شیخ‏ناصر را11جلب نماید،به یکی از شعبات شرکت هندشرقی‏ هلند که در بوشهر بود رفته از آنجا نامه‏ای به یکی از همکاران خود فان در اوست‏ Van der oust که در بصره اقامت داشت نوشته و دستور داد که حتی المقدور هرچه زودتر با سایر هلندیهای مقیم بصره به بوشهر آمده اداره امور کارهای‏ مربوطه را بدست بگیرد.نامبردگان هنگامیکه قصد خروج داشتند توسط متسلم بصره دستگیر و زندانی شدند و چند ماه بعد توانستند با پرداخت مبالغی‏ زیاد پول آزاد شده بصره را ترک کنند و به بوشهر بروند.12

در ضمن این جریانات بارون کنیپهاوزن به باتاویا Batavia رفته و پس‏ از مذاکرات زیاد با رؤسای شرکت هندشرقی هلند،آنها را با نظر خود موافق‏ نموده‏13سپس در اواخر ماه‏نوامبر 1753 میلادی(1167 هجری)همراه با سه‏ کشتی به بندرریگ بازگشته و بلافاصله در جزیره‏خارک مشغول بنای قلعه و ساختمانهای مسکونی و انبارهای بزرگ گردید.14(ش 2)

جزیره‏خارک از این پس اهمیت زیادی پیدا کرده و با سرعت عجیبی توسعه‏ یافت بطوریکه جمعیت یکصد نفری آن بزودی به 12000 نفر رسید.15پس‏ از آنکه قلعه و برج و سایر استحکامات دفاعی جزیره‏خارک ساخته شد بارون- کنیپهاوزن بفکر تلافی افتاده به کشتی‏های دولت‏عثمانی که از خلیج‏ (11)-در بعضی از منابع نام این شخص را«میرناصر»نیز گفته‏اند.(از جمله نیبور)

(12) -A Chronicle of...,P.692

(13) -Niebuhr TT,Se? 182/Malcolm II,P.144-5/Parsons,P.180/Milson.180

(14) -Niebuhr,II,182/A Chronicle....P.692/Malcolm II,P.145/Wilson,P. 180/Shepherd,Killiam Ashton,from Bomba to Bushire and Bussora, P.161

متأسفانه آثاری از این بناها دیگر باقی نمانده است چون در سالهای مابین 1293 و 1304 سنگهای آن بناها را به بصره و آبادان و گناوه حمل کرده‏اند(نقل از کتاب بحرین‏ و مسائل خلیج فارس ص 93

(15) -Malcolm II.145-6/Wilson,P.180

فارس گذشته و بسوی بصره میرفتند حمله کرده مزاحمت آنها را فراهم میآورد.

در ضمن این حملات یکبار توانست دو کشتی پر از کالاهای تجارتی را که متعلق‏ به بازرگانان بصره بود توقیف کند.بارون کنیپهاوزن پس از بدست آوردن‏ آن دو کشتی دستور داد،بادبانها و پاروهای آنها را بردارند تا از ادامه حرکت‏ آنها جلوگیری شود.سپس صالح‏چلبی ناخدای آن کشتی‏ها را به بصره روانه‏ نموده به متسلم بصره پیغام داد که تا پولهائی را که وی بزور از او و سایر هلندیها گرفته است،پس ندهد،کشتی های توقیف شده-که دارای کالاهای‏ فراوان و گرانبها بودند-آزاد نخواهند شد.بدین ترتیب متسلم بصره ناچار شد پولهائی را که اخاذی کرده بود پس بدهد.16وضع اقتصادی و آبادانی‏ جزیره خارک از این پس بیشتر توسعه یافته و بسبب امنیتی که در آنجا برقرار شده بود همه تجار اروپائی و آسیائی مال التجاره‏های خود را در انبارهای‏ متعد آن نگهداری مینمودند.دوران آرامش جزیره خارک دیری نپائیده‏ با پیدا شدن سر و کله میرمهنای زعابی پسر شیخ‏ناصر حکمران بندر ریگ،دچار رکود گردید.میرمهنا،که از معروفترین دزدان دریائی آنزمان‏ بشمار میرود،برای رسیدن بحکومت و قدرت با بیرحمی هرچه تمامتر پدر و برادران خود را نابود نموده بود.17

(16) Niebhur II,S.182/A Chronicle...,p.692-3/Malcolm II,145

(17)تاریخ گیتی گشای نامی ص 161/گلشن مراد نسخه خطی کتابخانه ملی ملک تهران‏ برگ 85 الف/آتشکده آذر ص 372/روضة الصفای ناصری ج نهم ص 82 و همچنین:

A Chronicle...,P.670/Parsons,P,194/Low,Charles R.:History of the Indian navy...,P..162

بنابر گزارشی که نماینده هند شرقی انگلیس مقیم گمبرون(بندر عباس)در تاریخ سوم‏ اوت 1754 برای رؤسای خود ارسال داشته است چنین اظهار نموده که:میرناصر شیخ بندر ریگ چندی پیش بدست پسرش میرمهنا کشته شده است.در این گزارش علت قتل میرناصر چنین بیان شده که وی یکی از زنان گرجی پسرش میرمهنا را به بارون کنیپهاوزن تسلیم‏ کرده است.نماینده مزبور ضمنا اظهار عقیده کرده میگوید«ممکن است این شایعه بسبب‏ دشمنی‏ای که مردم نسبت به هلندی‏ها دارند بر سر زبانها افتاده باشد»

A Chronicle...,P.670

چندی بعد میان بارون کنیپهاوزن و میرمهنا اختلاف افتاده وی قرارداد میان هلندی‏ها و پدرش شیخ‏ناصر را نپذیرفته از آنها ادعای مالیات و اجاره‏ بهای جزیره خارک را مینمود.این اختلاف مدتها ادامه داشت تا بالاخره‏ با رفتن بارون کنیپهاوزن و آمدن شخصی دیگر بنام فان در هولست- Van der Hulst کار بمصالحه و دوستی کشید.بدین ترتیب جزیره خارک تا سال 1759 میلادی(1173 هجری)تنها مرکز تجاری هلندیها در خلیج فارس بود.18از سال 1765(1179 هجری)جنگهای جدیدی در منطقه خلیج فارس بوقوع‏ پیوست که باعث آن همان میرمهنای معروف بود.رئیس شرکت هلندی و فرمانده جزیره خارک در این زمان یکنفر هلندی بنام بوشمن Buschmann بود.19وی مدت زمانی بود که بجای فان در هولست رئیس قبلی بدانجا فرستاده‏ شده بود.فان در هولست در زمان ریاست خود مدتها با متنفذین محلی خلیج‏ فارس در زد و خورد بوده و آنچنانکه باید و شاید از عهده رتق و فتق امور بر نمیآمد و احتمالا بهمین سبب هم رؤسای شرکت هند شرقی هلند در باتاویا او را از کار برداشته بوشمن را بجای وی منسوب نموده بودند.بوشمن پسر یکی از روحانیان و مبلغین معروف هلند بود که در شرکت هند شرقی هلند در باتاویا مشغول انجام وظیفه بوده.20

این شخص برخلاف رؤسای پیشین با شدت عمل و کوشش فراوان مشغول کار شده و در ساختن برج و باروی قلعه جزیره و نصب توپهای قوی و دورزن اقدام‏ نموده خود را برای دفاع در مقابل هرگونه حمله آماده کرده بود.

(18) Wilson,P.180-1

(19) Niebuhr,II,S.183

(20)نیبور که مدتها در قلعه جزیره خارک میهمان بوشمن بوده است درباره وی مینویسد که‏ وی پیش از ترک هلند به غیب‏گویان مراجعه نموده آنها باو گفته بودند که قبل از رسیدن‏ به سن چهل سالگی خواهد مرد.بدین سبب این جوان برای فراموش کردن غم و غصه خود دست بدامان شراب زده و اغلب در حال مستی بسر میبرده.نیبور در جای دیگر از پشتکار و فعالیت زیاد وی نیز یاد میکند.

Niebuhr II,S.183

چندی از آمدن بوشمن نگذشته بود که میرمهنا عده‏ای از سرداران خود را برای گفتگو در امر مهمی به جزیره خارک فرستاد.بوشمن بمحض ورود آن‏ عده،سربازان و ملوانان را به پست‏هایشان فرستاده سپس محض احتیاط فقط تعداد محدودی از سرداران میرمهنا را بداخل سالن پذیرائی خود راه داد.

بوشمن بلافاصله پس از گفتگوهای لازمه دیوارهای بلند و توپهای قوی قلعه‏ را به آنها نشان داده گوشزد نمود که هلندیها با کمال قدرت قادر بدفاع از جزیره خارک میباشند.بطوریکه نیبور-که خود شاهد جریان بوده-گزارش‏ میدهد،در ضمن این بازدید نماینده سرداران نامبرده دست بشانه بوشمن نهاده‏ بوی چنین گفته:«اگر بگذاری این قلعه را از تو بگیرند لیاقت حکمرانی نداری»21

پس از این واقعه رابطه میان میرمهنا با هلندیهای مقیم خارک عادی بوده و بدان سبب تجار هلندی با کمال آسودگی مشغول تجارت شده و روزبروز بر ثروت خود می افزودند.

بنا بگفته نیبور،کریم خان زند نیز یکبار از هلندیها مطالبه مالیات نموده بود ولی بواسطه زد و خوردهای داخلی این موضوع را بدست فراموشی سپرده‏22 و یا شاید آنرا موکول به آینده نموده بود.

در همین اوقات میرمهنا بواسطه راهزنیهائی که در راه کاروانروی میان‏ بوشهر و شیراز و نواحی بندر ریگ مینمود مورد حمله سپاه کریمخان زند قرارگرفته بود.سردار این سپاه،امیر گونه‏خان افشار،با سربازان خود بطرف‏ بندر ریگ حمله کرده شیخ‏سعدان‏23حاکم بندر بوشهر نیز با کشتی‏های‏ خود از راه دریا عازم سرکوبی میرمهنا گردید.میرمهنا خود را برای دفاع آماده‏ نمود ولی عده‏ی زیادی از ساکنان بندر ریگ و حتی مقداری از سربازان وی از ترس‏ (21) Niebuhr II,S.182-3

(22) Niebuhr II,S.184

(23)در کتاب نیبور و کرونیک کارملیت‏ها همه جا بجای شیخ‏سعدان«شیخ‏ناصر» آمده است.

فراری شده بطرف جزیره خارک رفتند.هلندی‏ها با در نظر گرفتن سیاست وقت‏ از ورود آنها جلوگیری بعمل آوردند چون در صورت پذیرفتن و راه دادن‏ آنها دولت ایران را نسبت بخود بدبین نموده و بازار خوب تجارتی آن از دستشان خارج میشد.از طرف دیگر از ورود آن عده بداخل قلعه ترس داشتند و میدانستند که بمجرد قبول آنها در درون قلعه راه نفوذ میرمهنا را باز خواهند کرد.فراریان ناچار بطرف بندر ریگ بازگشتند.در این زمان حلقه محاصره‏ سپاهیان دولتی لحظه بلحظه به بندر ریگ نزدیکتر میشد.میرمهنا خانواده و نزدیکان خود را سوار بر کشتی کرده و با همراه نمودن مقدار کافی خواربار و مایحتاج زندگی آنها را بجزیره خارکو24فرستاد.

سپاهیان دولتی بزودی به بندر ریگ رسیده و کار را بر اهالی آن تنگ‏ نمودند.عده زیادی از سربازان میرمهنا که دفاع را بی‏نتیجه میدانستند وی‏ را ترک کرده به سپاهیان دولتی پیوستند.میرمهنا ناچار در روز اول جون 1765 کلیه اموال خود را برداشته و با پنج گالیوت Galliott 25و 12کشتی کوچکتر (باطیل)و تعدادی قایق بندر ریگ را ترک کرده روانه جزیره خارکو گردید.26

سه روز پس از فرار میرمهنا یعنی در 4 جون،شیخ‏سعدون تعدادی‏ کشتی پر از سرباز که یکی از آنها بفرماندهی یکنفر انگلیسی بنام ناتر Natter هدایت میشد.برای سرکوبی میرمهنا بدریا فرستاد.نماینده بازرگانی انگلیس‏ هم یک کشتی جنگی بفرماندهی کاپیتان پرایس Price همراه آنان فرستاد.در حین جنگ با میرمهنا بواسطه اختلافی که میان این کاپیتان و پسر جوان شیخ‏ (24)این جزیره بی‏آب و علف و بدون جمعیت در نزدیکی جزیره خارک قرار دارد و مسافت آن تا کرانه تقریبا 30 کیلومتر و طول آن 5/4 کیلومتر و عرض آن 700 متر میباشد.

(25)نام کشتی‏های بلند و باریک توپ‏دار تجارتی در قرنهای 17 و 18 میلادی.

(26)تاریخ گیتی گشا ص 162/فارسنامه ناصری ج اول ص 216/روضة الصفا ج نهم‏ ص 83 و همچنین Niebuhr II,S.180,185/Low,P.162

سعدون رخ‏داد کارشان بمشاحره و نزاع کشیده‏27بدون هدف معین در اطراف‏ جزیره خارک و خارکو مانور میدادند و طرفین مخاصمه گاهگاهی بطرف‏ یکدیگر شلیک مینمودند.این جریان در حدود دو هفته بطول انجامید و در این‏ مدت کشتی های شیخ‏سعدون و انگلیسها در کناره‏های جزیره خارک لنگر انداخته بودند.بوشمن که از توقف ممتد آنان در ساحل خارک نگران شده‏ بود نیمه شبی فرمان داد که توپهای 18 پوندی قلعه را آتش داده و چندین‏ گلوله شلیک کردند.صبح روز بعد کشتی‏های مزبور فرار را برقرار ترجیح‏ داده کرانه‏های جزیره را ترک کردند.یکی از نمایندگاه انگلیسی بنام‏ جرویس Jervis که از همکاری شیخ بوشهر مأیوس شده بود کوشش نمود تا شاید بتواند هلندی‏ها را برای سرکوبی میرمهنا با خود همراه کند ولی بوشمن‏ مانند گذشته از همکاری آنان شانه خالی نمود.جریان جنگ با میرمهنا بزودی خاموش شده و بصورت جنگ و گریز درآمده بود تا آنکه بالاخره پسر شیخ بوشهر بواسطه تمام شدن آذوقه و دیر رسیدن حقوق سربازان و ملوانان‏ ناچار ببازگشت گردید.کشتی جنگی انگلیسی هم پس از تحمل خسارات زیاد از ادامه جنگ خسته شده بدون گرفتن نتیجه میدان را ترک نمود.28

هلندیهای مقیم جزیره خارک در این زمان ناظر جریانات بوده و بطوریکه‏ بدان اشاره شد حتی المقدور خود را از شرکت دادن در آن نزاع‏ها دور نگه میداشتند.وضع دفاعی جزیره خارک کاملا خوب و مجهز بود.قلعه محکم آن‏ جزیره توسط صد نفر سرباز محافظت میشد.علاوه بر آن در حدود 40 تا 50 نفر ملوان هم در کشتی‏های بزرگ جنگی هلندی(گلیوت)که مجهز بتوپهای‏ بسیار قوی بودند خدمت کرده و در سواحل جزیره آماده دفاع بودند.ولی‏ در این زمان رهبر و فرمانده خوبی که بتواند این سربازان و ملوانان را تحت‏ (27) Niebuhr II,S.187,195/A Chronicle...,P.667/Low,P.164

(28)همان منابعفرمان خود درآورده نظمی برقرار سازد وجود نداشت.تنها افسر باتجربه‏ای‏ که در قلعه وجود داشت چندی پیش مرده بود.دراین اوان شرکت هند شرقی هلند بوشمن را به باتاویا خوانده و بجای او شخصی بنام فان هوتینگ‏ VAn Houting را بدانجا اعزام نموده بود.رئیس جدید در 22 جولای‏ آنسال(1765)به جزیره خارک رسیده اداره امور قلعه و بازرگانی هلند را بدست گرفت.فان هوتینگ برای سرپرستی و رهبری سربازان و امور حفاظتی جزیره خارک یک افسر جوان با خود آورده بود ولی این افسر بنا بگفته نیبور هیچگونه تجربه نظامی نداشته و تا آنزمان حتی یکبار هم در جنگ شرکت نکرده بود.بهمین جهت هم سربازان به فرامین ودستورات‏ وی اعتنائی نمینمودند.با این وصف اوضاع داخلی قلعه خارک کم‏کم در اثر ناشی گری و عدم اطلاع رهبران تازه کار رو بوخامت نهاد.میرمهنا نیز پس‏ از بازگشتن کشتی‏های شیخ بوشهر و رفتن کاپیتان پرایس به هندوستان‏ میدان را خالی دیده مشغول جلوگیری از کشتیهائی که عازم جزیره خارک‏ بودند شد.باید در نظر داشت که میرمهنا برای بقای خود مجبور به اینگونه‏ اعمال بود چون وضع زندگی وی و فامیلش در جزیرهء بی‏آب و علف خارکو گرفتار پریشانی شده بود.حال مزاجی خود او نیز چندان رضایت بخش‏ نبود.از مدتها پیش یک چشم خود را از دست داده و در این اواخر در اثر هوای‏ بسیار گرم جزیره خارکو مبتلا بچشم درد گردیده نزدیک بود بینائی چشم‏ دیگر خود را نیز از دست بدهد از همه بدتر گاو و گوسنفدی که جهت تغذیه‏ خود و سربازانش همراه آورده بود بواسطه نبودن علف یکی پس از دیگری‏ تلف میشدند.لذا تنها راه چاره وی دسترسی به جزیره خارک بود چون‏ بازگشت وی به بندر ریگ هم-بواسطه اشغال آن توسط امیر گونه‏خان‏ افشار-غیر ممکن بود.هلندیها چون از جسارت و شهامت میرمهنا اطلاع کافی‏ داشته و از او بیمناک بودند بفکر یافتن همدست افتاده با شیخ بوشهر تماس‏ گرفته برای سرکوبی میرمهنا از وی کمک خواستند.

متحدین جدید یعنی هلندیها و شیخ‏بوشهر متفقا کشتی‏های خود را آماده‏ کرده در ماه اکتبر آنسال بسوی جزیره خارکو حمله بردند.در یورش اول‏ که بطور ناگهانی صورت گرفت موفق شدند چند کشتی میرمهنا را از کار بیاندازند و بلافاصله به جزیره خارکو پیاده شوند.متحدین نامبرده بمحض‏ ورود بجزیره در اثر بی‏نظمی و اختلاف عقیده از هم جدا شده و بقولی کار اختلافشان بالا گرفته با یکدیگر به زد و خورد مشغول شدند.میرمهنا که‏ در نقطه‏ای کمین کرده بود از موقع مناسب استفاده کرد بسرعت بی‏سابقه‏ای‏ بدانها حمله کرده عده بیشماری از آنان را از دم تیغ گذرانید.تنها چند نفر توانستند بدریا زده و جان خود را نجات دهند.29

پس از این پیروزی میرمهنا با کلیه سربازانش به قلعه خارک حمله کرده‏ و از غفلت هلندیها و اوضاع مغشوش و درهم درون قلعه استفاده کرده در شب‏ ژانویه 1766(زمستان 1180 هجری)جزیره و قلعه خارک را بتصرف خود درآورده انبارهای پر از کالاهای تجارتی و گرانبها و پولهای نقد(000،000،3 روپیه)هلندیها را باضافه کشتی‏های کوچک و بزرگ شرکت هند شرقی‏ هلند را که در کناره‏های خارک لنگر انداخته بودند تصاحب نماید30.

درباره تصرف جزیره خارک بدست میرمهنا عقیده‏های مختلفی بیان‏ شده است.از جمله پارسونس اظهار میدارد:«میرمهنا با خدعه و نیرنگ رؤسا و افسران هلندی قلعه خارک را نزد خود بمیهمانی دعوت کرده و بمحض ورود آنها را توقیف نموده مجبور کرد تا نامه‏ای به محافظان هلندی قلعه خارک نوشته دستور دهند دروازه قلعه را بروی سربازان میرمهنا باز کرده آنجا را تحویل دهند»31

نیبور عقیده داری که پیروزی میرمهنا(گذشته از موقع‏شناسی و شجاعت‏ (29)تاریخ گیتی‏گشا ص 163 و همچنین: A Chronicle...,O.667/Niebuhr II,S.190-195

(30) Niebhur II,S196/A Chronicle...,P.667/Kelly,John B.Britain and the Persian Gulf,P.54/Wilson,P.181/Malcolm II,Pp.136 و همچنین کتاب بندر عباس و خلیج فارس نوشته سدید السلطنه کبابی ص 627

(31) Parsons,P.193

وی)بواسطه خیانت یکی از ایرانیان ساکن قلعه بوده است.32

اسقف کارنلیوس Bishop Cornelius یکی از روحانیون کارملیت در نامه‏ مورخ 11 مارس 1766 که بکاردینال پرفکت Kardinal Perfect نگاشته‏ چنین گزارش میدهد:

«پس از آنکه میرمهنا جزیره‏خارک را بمدت 9 روز در محاصره داشت‏ هلندیها بدون هیچگونه دفاع و مقاومتی تسلیم شدند.میرزا حسن فسائی‏ شرح این ماجرا را بنحو دیگری بیان کرده مینویسد که هلندیها با شلیک توپ‏ از خود دفاع کردند ولی میرمهنا موفق شد با شجاعت قلعه را تسخیر نماید.33

در هر حال:میرمهنا پس از ورود به قلعه بزرگواری کرده هلندی‏ها را از کشتن معاف داشته بدانها اجازه داد که تنها با لباس خود و آنچه بر پشت‏ خود میتوانند حمل کنند جزیره را ترک نمایند.وی گذشته از کالاها و اموال‏ زیادی که بدان اشاره شد تعداد 200 توپ و انبار مهمات و باروت قلعه را که‏ متعلق به هلندی‏ها بود نیز بدست آورد.

هلندی‏ها پس از شکست دیگر کوششی برای تجدید بنای ساختمان‏های‏ تجارتی و تأسیس شرکت‏های بازرگانی نکرده کناره گیری نمودند و بدین‏ ترتیب از آن به بعد به تجارت هلند در خیلج‏فارس پایان داده شد.34

پس از آنکه میرمهنا در جزیره‏خارک مستقر گردید شروع به دست‏اندازی‏ به کشتی‏های تجارتی،که در خلیج فارس رفت‏وآمد داشتند،کرده و مزاحمت‏ زیادی برای همه ایجاد مینمود.حکومت میرمهنا در جزیره‏خارک و یا خلیج‏ فارس بیش از چندی طول نکشیده دوامی نیافت و بزودی در اثر محاصره آن‏ جزیره توسط سربازان دولتی ایران بفرماندهی زکی خان زند میان همراهان‏ میرمهنا با او بهم خورده سبب فرار وی گردید.35

(32)- Niebuhr II,S.196

(33)-فارسنامه ناصری ج اول ص 216

(34)- Wilson.P,181 A Chronicle o...P.667

(35)-برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله اینجانب در مجلهء بررسیهای تاریخی شمارهء 2 سال ششم ص 290 مراجعه فرمائید.

منابع و مآخذ
1-کتابهای فارسی:

آتشکده آذر،لطف علی بیگ بیگدلی آذر،چاپ سنگی،بمبئی‏ 1277(1860)

بحرین و مسائل خلیج فارس،جهانگیر قائم‏مقامی،تهران 1335

بندرعباس و خلیج فارس،سدید السلطنه(کبابی)چاپ تهران 1342

تاریخ زندیه،دکتر هادی هدایتی،چاپ تهران 1337

تاریخ گیتی‏گشا،میرزا محمد صادق نامی،تهران 1317

جزیره‏خارک،نشریه شرکتهای عامل نفت ایران،چاپ دوم،تهران 1342

حدود العالم من المشرق الی المغرب،چاپ تهران 1340

روضة الصفای ناصری،رضا قلی خان هدایت،قم 1339(جلد نهم)

فارسنامه ناصری،حاجی میرزا حسن فسائی،تهران 1313

تاریخ روابط ایران با اروپا نصراللّه فلسفی

2-کتابهای آلمانی و انگلیسی

A Chronicle of the Carmelites in Persia and the Papal Moission of the XVIIth and XVIIIth centuries,Vol,I,II,London 1939.

Kelly,John B.:

Britain and the Persian Gulf,Oxford 1968.

Low,Charles Rathbone:

History of the Indian navy 1613-1863,London 1877,I.Bd.

Luft,Paul:

Iran unter Schah Abbas II,Diss.,Goettingen 1968

Malcolm,Sir Gohn.

The History of Persia,London MDCCXV,Vol.II

Niebuhr,Carsten:

Reisebeschreibung nach Arabien und andern umliegenden

La?ndern,Kopenhagen 1774,I.BD.

Parsons,Abraham:

Travels in Asia and Africa London 1808

Sykes,Sir Percy:

History of Persia,Vol II,London 1958

Shepherd,William Ashton:

From Bombay to Bushire and Bussora,London 1857

Wilson,Arnold T.:

The Persian Gulf,Oxford 1928