هرگاه [مأمور اعزامی] به عرض برسد، بابت دخول اسلحه، تنخواهی از خودم گرفته و تنفگی داخل شده و برخلاف مأموریت خود رفتار نموده؛ حکم خواهد شد که در همان‌جا مورد تنبیه، و مجازات نمایند و آنچه تفنگ هم ضبط کرد در هر ده قبضه، قیمت دو قبضه به خود شما داده خواهد شد.
دستورالعمل مورد بحث، تلاشی بود برای یافتن راهکاری جهت مقابله با مشکل امنیتی ایران در جنوب ولی آن دستورالعمل تنها شامل موضوع فوق نمی‌شد. مأمور اعزامی، اختیارات بسیار وسیعی داشته و برآن اساس می‌باید وظایف گسترده‌ای را به انجام می‎رساند؛ از نظارت بر رفتار حکّام و شیوخ (فصل چهارم) و حرکات مأمورین خارجه، مراقبت در امور تجارت و صنعت و یا سیر و سلوک کشتی‌های بخاری و شراعی در خلیج فارس گرفته تا منع خروج زن‌های مجهول‌الحال از کشور به دلیل جلوگیری از بدنامی و افتضاح ملّت (فصل سیزدهم).
نخستین مأمور اعزامی حاجی میرزا علی­خان واثق­ الملک بود که می­ باید در مرکز فعالیتش در شهر محمره (خرمشهر) (مقدّمة دستورالعمل) مستقر شده و از آنجا به «سیاحت و گشت و گذار در کلیة بنادر و تمامی جزایر فارس» بپردازد.
در آغازین سال قرن بیستم (1318هجری قمری ـ سال 1900میلادی) تنها تغییر در دستورالعمل مذکور، تغییر محلّ مرکزیّت مأمور اعزامی بود. به نظر می­رسد مرکزیّت یافتن بندر بوشهر نسبت به نقاط مختلف خلیج فارس و نیز سهولت و افزایش تردّد کشتی­ها به آن بندر، سبب تغییر مزبور شده باشد. علی‎رغم این موضوع علاوه بر مأمور اعزامی، دیگر کارگزاران خارجة مستقر در نقاط مختلف جنوب کشور (از جمله خرمشهر) نیز همچنان می‎باید مفاد آن دستورالعمل را به مورد اجرا گذارده و گزارش­های خود را به مرکز مخابره می‌کردند. اسناد ارائه شده در مجموعة حاضر، گلچینی از گزارش­ های مزبور در فاصلة سال­های 1318ـ1322 هجری قمری (1904ـ1900میلادی) و گویای وضعیّت جنوب کشور در آن مقطع زمانی هستند. در لابه‌لای گزارش­ها، آنچه کاملاً مشهود است حساسیت مأموران ایرانی به فعّالیت سیاسی و غیرسیاسی خارجیان در مناطق جنوب است. آنان تلاش­ می­کردند با ارائة راهکارهایی (از جمله مفاد مجموعة سند شمارة 6؛ بخش کشتیرانی در خلیج فارس) توانایی ایران را برای مقابله با اقدامات کشورهای خارجی در جنوب، افزایش دهند اما متأسفانه به دلیل ضعف کلّی اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در آن سال­ها، راهکارهای مزبور تنها بر روی کاغذ مانده و به اجرا در نمی­ آمدند.
برای سهولت بررسی، مجموعه اسناد حاضر در دو بخش دسته­ بندی و ارائه شده ­اند: الف)دستورالعمل نماینده و مأمور اعزامی به جنوب (1315 هجری قمری)
ب)اسنادی از انگلیسی­ ها در خلیج فارس؛ روس­ها در خلیج فارس؛ و کشتیرانی در خلیج فارس.
بخش الف)
[دستورالعمل نماینده و مأمور اعزامی به جنوب (1315 هجری قمری)]
بسم‌الله الرحمن الرحیم
دستورالعمل عمدۀ‎الامراء العظام حاجی میرزا علیخان واثق­الملک که بعنوان مفتش و مأموریت منع اسلحه محمره و اهواز بسیاحت و گشت و گذار کلیه بنادر و تمامی جزایر فارس و توقف در محمره معین و مأمور است.
بتاریخ شهر شوال المکرم تخاقوی ئیل سنه 1315 [هجری قمری]
فصل اول:آن عمدۀ‎الامراء العظام که این مأموریت عمده و خدمت مهم دولتی را کفالت می­نماید، باید موافق فصول این تعلیمات و بر طبق آنچه شفاهاً دستورالعمل داده شده، رفتار نموده؛ مشغول تقدیم خدمات مرجوعه گردد و همیشه راپورتهای صحیح کتبی و تلگرافی باولیای دولت ابد مدت قاهره بدون فوت فرصت بفرستد که هرگاه در امری مقتضی، اقدامی از طرف اولیای دولت قویشوکت بوده باشد، فوراً  بدون افاته موقع اقدام شده [تا] جالب فواید و نتایج مطلوبه و مانع مضرات محتمله بوده باشد. بمنه تعالی و حسن توفیقه.
فصل دویم:چون در اینمأموریت، بمنزله چشم و گوش اولیای دولت هستید باید با کمال بصیرت و حقیقت نیت و صدق چاکری، مراقب بوده، راپورتهای کتبی که میدهید به هر امری که راجع است باید مشروح و میان­دار و شامل اطراف آنمسئله و حاوی کم و کیف و منافع و مضرات آن باشد.
(سواد دستخط مبارک همایونی)
راپورتی که میدهد باید خیلی راپورت صحیح و راست باشد که مطابق ماوقع باشد که ما [اگر] خواستیم عین آن را بسفرا بنمائیم، اطمینانی داشته باشیم.
(محل صحه مبارک)
فصل سیم:غالباً توقف شما در محمره خواهد بود که مواظبت بمنع دخول اسلحه و ادوات ناریه بوده و آنچه وارد میشود [را] ضبط و توقیف نموده؛ بعرض اولیای دولت برساند و بطوریکه تعلیمات داده خواهد شد، با نهایت مراقبت، حمل دارالخلافه نمایند. (سواد دستخط مبارک همایونی)
هر گاه بعرض برسد، بابت دخول اسلحه، تنخواهی از خودم گرفته و تفنگی داخل شده و برخلاف مأموریت خود رفتار نموده، حکم خواهد شد که در همانجا مورد تنبیه، و مجازات نمایند و آنچه تفنگ هم ضبط کرد، در هر ده قبضه، قیمت دو قبضه، بخود شما داده خواهد شد.
 (محل صحه مبارکه)
فصل چهارم:مراقب رفتار و حرکات حکام و مشایخ و مأمورین دولت علیه بوده و از تعدیات آنان بآحاد رعیت و تسامح آنان در حفظ حقوق دولت و ملت و خیال شخصیه آنان که منشاء[2] اینگونه اطوار میشود، اطلاعات صحیحه بدست آورده و بدون افراط و تفریط بعرض اولیای دولت برساند.
فصل پنجم:حرکات و سعایات مأمورین خارجه را هم مواظبتی داشته؛ از وضع رفتار و خیالات نافذانة هریکی، همواره اطلاعات صحیحه، تحصیل و راپورت نمایند.
فصل ششم:مراقبت خاصی باید در امور تجارت و صنعت و زراعت و فلاحت آنصفحات داشته؛ معلوم نمائید بالفعل بچه درجه است و نقصانش چیست؛ راه تزیید و ترویج آن چیست و خودتان هم اهالی و تجار و ملاّک و حکام و غیره را تشویق و راهنمائی کرده و سعی نمائید روز بروز باین فواید عامّه یعنی مکنت مملکتی و دولتی افزوده شود.
فصل هفتم:باید در کلیة بنادر خلیج فارس از محمره تا بندرعباس و جزایر تفتیش نموده؛ مراقبت کامله بعمل بیاورید که اسلحه و ادوات ناریه و هرچه از جانب دولت علیه [ورودش] بممالکت محروسه ممنوع­الدخول است از اتباع داخله و خارجه ادخال ننمایند و بمحض اطلاع، بمحل اقتضاء و مأمور اسلحه بوشهر اخبار بدهند تا ضبط نمایند و بالدی‎اللزوم خودتان ضبط کرده و اطلاع بدهید.
فصل هشتم:مواظبت تامّه داشته باشید که در تمامی بنادر و جزایر، متاعی را که از جانب دولت علیه اخراجش به ممالک خارجه قدغن است؛ اعم از اینکه حامل، از اتباع داخله باشد و یا خارجه، حمل بخارج ممالکت محروسه ننمایند مگر باجازه مخصوص اولیای دولت قاهره.
فصل نهم:در جمیع جزایر و بنادر دقت نموده و احداث و یا رفع مطالبی که صرفه و صلاح دولتعلیه در آن ملحوظ باشد فوراً باولیای دولت ابد مدت اطّلاع بدهید.
فصل دهم[3]: معادنی که فعلاً در جزایر و بنادر موجود و یا بعد کشف و ظاهر میگردد، کیفیت آنها را در نهایت تدقیق مشروحاً راپورت نمائید و [در] جزیره هنگام و بندر لنگه و بستانک وجدحیطان معادن نمک زیادی هست [که] رسیدگی و معلوم خواهید نمود که هرکدام در دست کیست و محصولش چیست و فواید آن چه‌قدر بدولت عاید میگردد. فصل یازدهم: سیر و سلوک کشتیهای بخاری و شراعی که با بیرق دول متحابه در بنادر و جزایر آمد و شد می­کنند [را] ملاحظه نمائید که برخلاف عهود، از حدودیکه دارند تجاوز نکرده و حقوق دولت علیه را ضایع ننمایند.
فصل دوازدهم:تحقیق میکنید آنچه را که دولتهای همسایه موافق عهود و قوانین مرسومه از هر بابت در حق مسافرین ایرانی چه در سرحدات و چه در بنادر معمول می­دارند و از طرف مأمورین دولت علیه بی­اعتنائی شده و متروک مانده، اطلاع بدهید که در مقام حفظ حقوق، بموقع اجرا گذاشته شود.
فصل سیزدهم:زنهای مجهول­الحال که بممالک خارجه مسافرت میکنند و موجب بدنامی و افتضاح ملت میشوند، جداً آنها را مانع از مسافرت گردیده و نگذارید که از ممالکت محروسه خارج شوند.
فصل چهارهم:بسامیشود که میانة مأمور منع اسلحه و حکومت و اشخاصیکه مباشر ادخال اسلحه هستند و یا سایر اهالی، معاندتی بهمرسیده؛ در علیه یکدیگر شکایت میکنند و اسباب اشتغال اولیای دولت علیه را فراهم میآورند؛ شما باید همهوقت[4] مناظرت نموده؛ اسباب شکایت و حقیقت امر رابیغرضانه بعرض اولیای دولت برسانید که در هر فقره، تقصیر از کدام یکی است.
فصل پانزدهم:بالجمله در ضمن گشت و گذار خودتان در هر موقع و هرجا مطلبی [علیه] مصالح و یا موجب مضرت دولت و یا ملت است، فوراً بالاطراف به عرض اولیای دولت ابد مدت قاهره برسانید.
(سواد دستخط مبارک همایونی)
این دستورالعمل برای شما نوشته شده است و باید بهمین قرار، رفتار نمائید و تخلف نکنید.
فی شهر ذی­حجه 1315 [هجری قمری]
(محل مهر مشیرالدوله مرحوم)
 این کتابچه دستورالعمل که حاشیه و آخر آن بدستخط آفتاب نقط ملوکانه موشح گردیده و در ذیل دستخط همیونی، بمهر وزارتخارجه [مشیرالدوله] مزین شده، در دفتر وزارت جلیله امور خارجه راجع باداره انگلیس ثبت شد. (جهانگیر ناظم­الملک)
[حاشیه:]نمره 3291، فی 8 شهر جمادی­الاول 1318 [هجری قمری] چون حالا کارگذاری[5] بنادر بعهده شما واگذار شده، باید دائمی در بوشهر اقامت نموده؛ سایر فصول این دستورالعمل را عمل نمائید.
ربیع­الثانی سیچقان ئیل 1318 [هجری قمری]
 (محل مهر حضرت مستطاب اجل مشیرالدوله میرزا  نصرالله­خان وزیر امور خارجه)[6]   بخش ب)
انگلیسی‌ها در خلیج‌فارس(1322 ـ 1318 قمری)
 [سند شمارۀ 1]
 [لزوم ثبت واردات کالاهای خارجی و انگلیسی به کشور]
راپورت بندر بوشهر، نمره 66، به تاریخ دوازدهم شهر محرم الحرام سنه 1318 [هجری قمری]
از قرار معاهده فیمابین دولتین قوی شوکتین ایران و انگلیس، همیشه اوقات مال‌التجاره خارجه که به هر نقطه‌ای از ایران حمل می‌کردند، با جواز بالیوزگری و کارگذاری بوده. الحال مدتی است که حضرات خارجه آنچه تنخواه از بوشهر حمل می‌نمایند، بدون جواز کارگذاری است و این مطلب، مغایر معمول سابقه و معاهدات فیمابین دولتین قوی شوکتین است.
و دیگر ثبت جواز امتعة محموله رعایای خارجه در کارگذاری برای این است که اگر زمانی خدای نخواسته مال‌التجاره در بین طرق و شوارع واقعه در خاک ایران، ناقص شود، وقتی که رجوع به مقام رسمی آن می‌شود، ثبت آن جواز در دفتر کارگذاری که اول مصدق آن بار و مال‌التجاره است، باشد که بعدها اسباب زحمتی برای امنای دولت قوی شوکت فراهم نباشد.
علیهذا از تاریخ سوم ذی‌حجة الحرام [1317قمری] تاکنون رعایای خارجه آنچه بار به طرف شیراز و اصفهان حمل نموده‌اند، خارج از اطلاع و استحضار کارگذاری بوده است. این مطلب را رسماً به مدیر گمرک بوشهر اعلام کرده و جواب داده است که به کلی از این مطلب خبر ندارم و همچو غدغن نکرده‌ام و به بالیوزگری هم رسماً اطلاع داده شده که هر وقت رعایای دولت انگلستان ادعائی در ماده اموال محموله خود بنمایند و ثبت جواز امتعه آنها را در کارگذاری وارد نکرده باشند، مسئولیت، به عهده خودشان است و ابداً کارگزاری و حکومت مصدق حمل آن مال‌التجاره نخواهد بود. چون این کار مآلاً نتیجه مستحسن ندارد لهذا خوب است وزارت جلیله امور خارجه این مطلب را به سفرای انگلیس و فرانسه و هلند رسماً اعلام فرمایند که آنها هم به وکلاء خودشان که در بندر بوشهر هستند اطلاع دهند که مال‌التجاره خود را بدون جواز کارگذاری حمل ننمایند.(غلام خانه‌زاد، عبدالله)[7]
[مجموعه سند شمارۀ 2]
[مکاتباتی در زمینۀ حمایت غیرقانونی انگلیسی‌ها از اتباع ایرانی]
[سند شمارۀ 2ـ 1]
از بوشهر، نمره 6، 14 شهر شعبان 1318 [هجری قمری]
حمایت غیرقانونی بالیوزگری درباره مستخدمین موظف و غیرموظف ایرانی از قبیل بنا و سقا و سایرین، از حد اعتدال تجاوز نموده و اگر کار بدین منوال بگذرد، رفته‎رفته از نفوس تبعه داخله کاسته و بسا حقوق دولت و ملت در کلیه خلیج[فارس] ضایع خواهد گردید. چنانچه سال گذشته آقا محمدرحیم بوشهری وکیل بالیوزگری در بحرین وفات نموده و بالیوزگری محض ملاحظه وکالت [آن] مرحوم، بستگان و بازماندگانش را به زیر حمایت گرفته و تمامی اوراق و دفاتر شخصی [آن] مرحوم را در بوشهر و بحرین ضبط کرده است و همین حمایت زاید از حد، موجب تعویق تصفیه متروکات و تولید منازعه فیمابین ورثه مرحوم شده.
هرگاه مقرر فرمایند که در این باب جداً با سفارت دولت بهیه انگلیس مذاکره نموده و به موجب عهود مقدسه و حقوق مرسومه، قراری در این خصوص گذارده و حدودی را برای حمایت این­گونه اشخاص معین نمایند که هم حقوق دولت ضایع نماند و هم تولید اشکالات نشود، البته فواید کلیه خواهد بخشید.
 آخر بنائی که گاهی مباشر ترمیم عمارات بالیوزگری می‌‌شود و یا سقائی که همه­جا آب می‌دهد و امثال آنها به چه قاعده باید تحت حمایت باشند و کسانی که یک وقت بدون اجازه اولیای دولت به وکالت یا کتابت مستخدم بوده‌اند، اولاد و ورثه و بستگان اینها از روی چه ماخذ و تا چه درجه مستحق حمایت هستند؟
در این موقع لازم دید تاریخ زندگانی آقا محمدرحیم و کیفیت استخدام او را مشروحاً معروض دارد تا وزارت جلیله از چگونگی [ما وقع] مسبوق و لدی‎اللزوم به هرچه مقتضی است، اقدام فرمایند. چاکر خانه‌زاد، علی[8]
[سند شمارۀ 2ـ2]
از بوشهر، 14 شهر شعبان سنه 1318 قمری، جزو نمره 6
مرحوم حاجی عبدالنبی پسر مرحوم حاجی محمدعلی ابن مرحوم حاجی صفر کازرونی الاصل است. مرحوم حاجی صفر از کازرون آمده و در بوشهر متوطن شده و مرحوم حاجی محمدعلی در بوشهر متولد گردیده و در بوشهر بوده تا در سن پنجاه سالگی برای کسب معاش از بوشهر به بندر مخا رفت و دو پسرش حاجی عبدالرسول و حاجی عبدالنبی را که هر دو متولد در بوشهر بودند، همراه برد و مدتی در آنجا اقامت داشت. بعد پسر خود حاجی عبدالرسول را در مخا گذارده و حاجی عبدالنبی را همراه خود به بمبئی حرکت داده و از آنجا به بوشهر فرستاد.
حاجی عبدالنبی به بوشهر آمده و دختر مرحوم حاجی محمدطاهر را به حباله نکاح خود درآورد وآقارحیم و باقی اولادش ذکوراً و اناثاً از آن عیال متولد شدند. حاجی محمدعلی پس از چندی اقامت در بمبئی، در سنه 1261 [هجری قمری] مراجعت به بوشهر نموده و در همان سال، وفات یافت و حاجی عبدالنبی را وصی خود قرار داد. حاجی عبدالنبی بعد از فوت پدر، در بوشهر به تجارت مشغول بود و هرگز ادعای تبعیت به خارجه نکرد و مال‌التجاره‌اش را تا حین وفات به رسم رعیتی دولت علیه، [مالیات] عشور می‌داد.
در سنه 1298 [هجری قمری] کولونیل[9] پیلی بالیوز، دوستانه از حاجی عبدالنبی خواهش یک نفر برای وکالت بالیوزگری در بحرین نمود. مرحوم مومی الیه، برادرزاده خود احمد را ارائه داشت. کلنل پیلی او را در بحرین وکیل قرارداد و احمد مشارالیه در سنه 1309 [قمری] فوت شد. پس از مرگ او، آقا محمدرحیم پسر حاجی عبدالنبی وکیل در بحرین مقرر آمد و در آنجا بود تا سال گذشته [1317 قمری] مریضاً به بوشهر آمده و در نهم شوال سنه 17[13] لبیک حق را اجابت نمود.
 از طرف بالیوزگری تمام اوراق و دفاتر مشارالیه در بوشهر و بحرین ضبط، و بنات و دامادهای آقا محمدرحیم با یک خانواده بزرگ و کوچک، به زیر حمایت کارگذاران دولت بهیه انگلیس برآمدند. معلوم نیست که حمایت اینها از چه رهگذر و موافق کدام عهود و قوانین است. بالیوزگری در بوشهر و خلیج‌فارس خیلی مستخدم ایرانی دارد و اگر بنا بشود پس از مرگ هرکدام بازماندگانشان ذکوراً و تحت حمایت دولت انگلیس باشند، اهالی این صفحات گنجایش این قدرها را ندارند. علاوه بر این وکلاء مامورین دول [دیگر] هم در بنادر موجودند. البته آنها هم حقوق دولت خود را کمتر از حقوق دولت انگلیس نمی‌شمارند. اگر اینها نیز رفتار بالیوزگری را مسلک خود قرار بدهند و به این داعیه، دیگر چیزی برای داخله نخواهد ماند.
با این ملاحظات عمیقه هرگاه اولیای دولت علیه به عریضه دولت خواهانه نمره 6 چاکر توجه و اعتناء فرمایند و با سفارت دولت مشارالیها جداً مذاکره نموده و قرار محکمی در این خصوص بگذارند و حدود حمایت مستخدمین موظف و غیرموظف بالیوزگری را معین فرمایند، البته فواید کلیه را منتج خواهدگردید و از نفوس رعایای داخله کاسته نخواهد شد.
حسب الوظیفه به عرض مراتب جسارت ورزید. چاکر خانزاد علی.
[حاشیه:]جناب اشرف اتابک اعظم، این مطلب لازم است عرض کرده‎اند باید قرار صحیحی وزیر بدهند و ضمناً با جاهای لازم هم مذاکره کنند.
[امضاء:][ناخوانا][10]
[سند شمارۀ 2ـ3]
کاغذ وزارت خارجه به کارگذار، نمره 7008، به تاریخ 26 شهر شوال 1318 [هجری قمری]
از مضمون راپورت نمره 6 در باب حمایت غیرقانونی بالیوزگری در باب مستخدمین ایرانی خود، استحضار حاصل گردید. در خصوص تصفیه ترکه مرحوم آقا محمدرحیم بوشهری که مذاکرات لازمه شد و قرار داده شد که به شرع مرضی­الطرفین رجوع شود اما مذاکره با سفارت بدواً در باب حمایت کردن آنها از مستخدمین ایرانی، غیرصحیح است؛ فقط تکلیف کارگذاران دولت علیه این است که موافق قوانین جاریه و دستورالعملی که دارند، حمایت غیرحقه آنها را در مواقعی که حمایت می‌کنند، قبول ننمایند تا اگر از سفارت در این باب به وزارت خارجه اظهار بشود، آن وقت مذاکراتی که لازم باشد، به عمل خواهند آمد. (نصرالله مشیرالدوله)[11]
[سند شمارۀ 3]
[اعتراض به ورود نیروهای انگلیسی به بندرعباس به بهانۀ محافظت از کنسولگری]
نمره 51، استخراج تلگراف رمز واثق­الملک از بوشهر
توسط جناب جلالتمآب اجل آقای مفتاح السلطنه [به] حضور مبارک
انگلیسی‌ها بیست و چهار نفر سپاهی با یک نفر صاحب منصب در بندرعباس به عنوان محافظت ویس قنسول بیرون آوردند، در صورتی که این اقدام بدون اجازه و اطلاع اولیای دولت علیه بوده و البته موجب تولید بسا محذورات می‌گردد زیرا که لابد فردا روس‌ها هم به همین قیاس در هر بندر چندین قزاق حاضر خواهند ساخت و به رقابت یکدیگر نمایش‌ها خواهند نمود و در هرحال، مآل و نتیجه این کار خوب نیست و از این بابت خیلی مفسده برپا خواهند شد. پس لازم است مقرر فرمایند فوراً باسفارت انگلیس در این باب مذاکره نموده و جداً اعاده سپاهی را بخواهند و اگر بگویند سبب این اقدام ترس شرارت ــــــ[12] ساکن و متحرک آنجا است و حرفی است واهی، البته حکومت به دفع شرارت آنان قادر است و محافظت مامورین خارجه به عهده اوست.
وانگهی اداره قنسول هرگز شایستگی وجود ـــــ2 بیست و چهار سپاهی را نخواهد داشت.
محض دولت­خواهی و عاقبت­اندیشی جسارت ورزید.
 [امضاء:] چاکر خانه زاد علی
فی 18 شهر ذی‌قعده الحرام 1318 [هجری قمری][13]
[سند شمارۀ 4]
[گزارشی از ادّعاهای بالیوزگری انگلیس در بوشهر]
کارگذاری مهام خارجه در بوشهر،
نمره 38،‌
 24 ذی‎قعده الحرام سنه 1318 [هجری قمری]
کتباً و تلگرافاً معروض حضور مبارک داشته است که این اوقات نقطه خلیج و بنادر فارس اهمیت به­هم رسانیده و اولیای دولت علیه به اقتضای وقت، باید بیشتر از همه­جا به طرف بنادر بذل دقت و اعتناء فرمایند و مامورین بنادر از هر طبقه لازم است تمام همم خود را صرف مراقبت و مواظبت به حرکات مغرضین نموده و آنی غفلت نورزند که در اول آمدن روس‌ها این دو رقیب برای پیشرفت مقاصدشان بسا نمایش‌ها خواهند نمود و هرکدام در ازدیاد حیثیت و نفوذ تجاری و پلتیکی خود خواهند کوشید و به اندک غفلتی، اسباب زحمت زیاد فراهم خواهند کرد.
چنانچه تلگرافاً معروض داشت بالیوز انگلیس در حین ملاقات با حضور جناب دریابیگی دو مطلب عنوان داشت که هر دو خیلی اهمیت دارد: یکی [اینکه] می‌گفت: «راه شوسه از ریشهر الی هلیله را بالیوز اسبق ساخته و مبالغ زیادی صرف نموده است.»
 کیفیت این راه این بوده که در سال قحطی و وبائی،[14] از هند وجوهات اعانه به جهت فقرا می‌فرستادند. مسترپیلی بالیوز از آن تنخواه فقرا به ساختن راه واداشته و قریب نیم فرسخی [راه] شوسه نموده.
عنوان ثانوی [بالیوز انگلیس] اظهار داشت که یکی از نوابان هند عرض حالی داده و مدعی مالکیت بندر دیلم و متعلقات آنجا است و اوراق او را فرستادم به سفارت. پرنس دالیجا هم در اول ورود، وساطت از شخص ریشهری می‎کند که با فرامین سلاطین صفویه و رقم پسر مرحوم نادرشاه، ادعای مالکیت و حقوق حکومتی تمام ریشهر را می‌نماید که سبزآباد عمارت بیرونی انگلیسی‌ها هم از توابع آنجا محسوب است. و این اولین گفتگو است که نماینده دو دولت بدون هیچ مقدمه اظهار می‌دارند. البته از سفارت هم اظهار خواهد شد. اگر چه این اظهارات واهیه بی‌مأخذ را اولیای دولت علیه به خوبی رد کرده و جواب خواهند داد که دیلم در زمانی که تمام بنادر به تصرف مشایخ طوایف بوده، به تصرف مشایخ بنی‎ذئاب بوده که فعلاً ورثه آنها منحصر به دختر شیخ حسین است که معروفة اولیای دولت علیه است ولی انتشار این مطلب کلیتاً مضر عوالم سیاسی و پلتیکی است. بهتر آن است که سئوال و جواب این مسئله را کلیتاً به جناب دریابیگی محول فرمایند که بیشتر از همه، آگاهی به وضع و تواریخ بنادر به هم رسانیده‌اند بلکه بعد از این هم اگر روس‌ها و یا اتباع سایر دول اراضی و املاک برای خانه و انبار ساختن بخواهند، سئوال و جواب را به عهده کفایت ایشان واگذار و در نیک و بد این کار، معزی الیه را مسئول بشمارند. در هر حال وقت، مقتضی بذل توجهات مخصوصه به آن صفحات است. محض چاکری و دولت‌خواهی جسارت ورزید.چاکر خانه‌زاد، علی.[15]
[سند شمارۀ 5]
[انگلیسی‌ها و راه‎آهن بغداد ـ خلیج فارس]
[نشان شیر و خورشید]
کارگذار اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1426، خصوصی 475، مورخ 12 شهر محرم‌الحرام، لوی‌ئیل سنه 1322 قمری
 مسئله راه آهن بغداد که مهم است اگرچه به شرح معروض سابق شروع آن پیشرفتی پیدا کرده ولی چون این طریق لابد باید از این حدود به دریا منتهی شود، با اقداماتی که انگلیس در کار کویت نموده و سدی که در جلوگیری این مقصود کشیده است، زمان نزدیکی که راه به اینجا برسد، نقطه خیلی خطرناک خواهد بود که حال آن زیاد شایان ملاحظه است. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین[امضاء][16]
[سند شمارۀ 6]
 [اعطای یک قبضه شمشیر از سوی ملکة انگلیس به دریابیگی]
 راپورت بوشهر، نمره 71، به تاریخ 18 شهر صفر المظفر سنه 1318 [هجری قمری]
در چند روز قبل، یک قبضه شمشیر از طرف اعلیحضرت ملکه انگلیس در ازاء خدمتی که جناب دریابیگی از بابت [قتل] یک نفر انگلیسی را که در چندی قبل در بلوچستان به قتل رسانیده بودند و جناب دریابیگی قاتل مزبور را دستگیر کرده بود، به توسط بالیوزگری برای جناب معزی الیه به رسم خلعت فرستاد بودند؛ در روزی که خلعت مزبور را پوشیدند، جناب دریابیگی عمدة‎الامراء العظام میرپنج فوجچهارمحال و کارگذار و ناظم التجار و مسعودالممالک و سرتیپ تلگراف‌خانه را دعوت  فرموده و به اتفاق یکدیگر، نزد بالیوزگری رفته؛ خلعت مزبور را پوشیدند. غلام خانه‌زاد، عبدالله.[17]  
[سند شمارۀ 7]
[لزوم حضور مأمورین و نیروهای ایرانی در جزایر و بنادر خلیج فارس]
کارگذاری عربستان، نمره عمومی 1716، نمره خصوصی 528، مورخ 4 رجب 1322 [هجری قمری]
اوقاتی که چاکر به چاه­بهار[18] می‌رفت، در عرض راه همچو می‌گفتند انگلیسی‌ها مجدداً در جزیره هنگام بنای تلگراف­خانه کرده‌اند و واضح است تلگراف‌خانه آنها همه قسم ملحقات و حقوق از قبیل سرباز و سربازخانه و تردد و توقف کشتی‌های جنگی و غیره، همه چیز هم خواهد داشت. حال اینکه در ابتدا انگلیسی‌ها در این جزیره تلگراف‌خانه ساخته بودند و بعد به میل و خواهش خودشان به چاسک انتقال داده‌اند، مشروط بر اینکه در اینجا دیگر تلگراف‌خانه نداشته باشند و تلگراف‌خانه اینجا را متروک و معدوم نمایند. با این سابقه معلوم نیست این لاحقه را چه نحو نموده‌اند و اظهار و تحصیل اجازه جدیدی با خودسر [بنای تلگراف‌خانه] کرده‌اند. در جاسک و جزیره هنگام نیز مثل غالب بنادر و جزایر بلوچستان و خلیج[فارس] ایران که جولانگاه انگلیسی‌ها است تلگراف‌خانه و سرباز و سرباز‌خانه ایرانی و بلکه در مقابل خارجه یک نفر مامور به قاعده ایران نیست و حتی کمتر وقتی از داخله، آدم بصیری آنجاها قدم می‌گذارد و جهت هم معلوم است که نه صفا و آب و هوای خودی و نه مداخلی دارد و بی‌ریا و بدون اینها کسی خدمتگذاری نمی‌نماید. الامر الاشرف مطاع.    فدوی حسین [امضاء][19]
[سند شمارۀ 8]
[گزارشی از وضعیّت حضور انگلیسی‌ها در چابهار]
کارگذاری عربستان، نمره عمومی 1728، نمره خصوصی 530، مورخ 4 رجب 1322 [هجری قمری]
سابق عرض کرد در بلوچستان و حدود آن بناء و جزایر خلیج[فارس] ایران؛ طوری که لازمه هر سرحد است؛ بدیهی است همه‎جا سرباز و نوکر ساخلو و تلگراف‌خانه و غیره باشد؛ مخصوص نقاطی که دولت انگلیس تلگراف‌خانه و سربازخانه دارد که از آن جمله چاه­بهار[20] است و با اینکه حدود هند انگلیس و بندر معروف و معتبر بلوچستان ایران است و انگلیس که دولت خارجی است، در آنجا اساس تلگراف‌خانه و سربازخانه مفصل متینی گذارده و قدرت و نفوذ فوق‌العاده نموده است و به عکس آن، از داخله از هرگونه لوازم سرحدی، عاری و بری است؛ اینک نیز محض ایضاح، معروض می‌دارد قلعه دولتی هم که البته با مخارج زیادی در آن حدود بنا شد، یک­باره بایر و مخروبه گردیده است که از آنجا که همواره همّ همایون سلطنت و همت اولیای دولت ابد مدت به نظم امور و حفظ معطوف و مصروف است، شک نیست امر وارده به تعمیر و ترمیم آن فرموده و مقرر می‌فرمایند؛ لامحاله به همان قرار که انگلیسی‌ها در چاه­بهار2 سربار دارند، از داخله نیز در این قلعه نوکر سانلو بگذارند و توجهی به رفع نواقص ملزومات و کارهای دیگر این سرحد، خصوصاً و سایر بنادر و جزایر این حدود، عموماً بنمایند که ـ انشاء‌الله ـ نقیصه نماند و از هر جهت با مقاصد مقدسه ملوکانه موافق و با منظورات عالیه اولیای دولت علیه مطابق باشد. حاجتی به عرض نیست، امروز دولت‌های انگلیس و روس و غیره تا درجه[ای] به این حدود اهمیت داده‌اند که در حقیقت نظر عالمی را به این سواحل و بنادر جلب و جذب کرده‌اند و در زمان وصول راه­آهن بغداد هم به اینجاها که چندان طولی نخواهد داشت بنا به مقتضیات پلتیکی و تجارتی، معلوم است همه به مراتب بیشتر اهمیت می‌دهند و در این صورت البته اولیای دولت قاهره که تمام دقایق را در تحت دارند، شک نیست هیچ وقت تجویز تغافل نمی‌فرمایند. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین[امضاء][21] 
[سند شمارۀ 9]
[پاسخ مثبت به درخواست انگلیسی‌ها پیرامون مساحی بندر بوشهر]
بوشهر، عربستان، 1322[هجری قمری]،
نمره 568
جناب جلالتماب اجل دریابیگی حکمران بنادر فارس ـ دام اقباله در سال گذشته از سفارت اظهار شد که حکومت هندوستان مایل می‌باشد مساحی جدیدی از بندر بوشهر به عمل بیاید. مراتب به عرض خاکپای مبارک اقدس همایونی ـ ارواحنا فداه ـ رسید؛ اجازه فرمودند و مقرر شد که هر وقت مأمورین ورود می‌شوند، یک نفر از طرف دولت علیه ایران مامور شود که با آنها در همه‎جا همراه و مواظب اقدامات[شان] باشد. اکنون از قرار خبر مجددی که از سفارت رسیده است، تا چند روز دیگر مامورین این کار در بندر بوشهر وارد خواهند شد و برای ماموری که از طرف دولت علیه معین خواهد شد، چند اطاق و منزل مخصوص در کشتی معین کرده‌اند لیکن اگر مامور از تهران روانه شود، به موقع نخواهد رسید. لهذا خود جنابعالی یک نفر مامور بصیر آگاهی به زودی معین کرده و همراه آنها نمائید و اسم مأمور را هم تلگراف کنید. و مقرر شده است که اگر مامورین مساحی بخواهند اقدامی در عملیات دریا و ساحل به عمل بیاورند، اجازه داده نخواهد شد و فقط به عملیات مساحی، از قبیل گردش و بازدید و ملاحظه نقاط می‌توانند بپردازند نه به اقدامات دیگر. بدیهی است زودتر مامور زیرک بااطلاع معین نموده و اطلاع خواهید داد و این مامور را با اطلاع کارگذار بفرستید. [امضاء:][ناخوانا][22]
]روس‌ها در خلیج فارس )1322 ـ 1318 هجری قمری[(
 [مجموعه سند شمارۀ 1]
[گزارش‌هایی از رفت و آمد مأمورین، سیّاحان و مسافران روسی به خلیج فارس]
 [سند شمارۀ 1ـ1]
راپورت بندر بوشهر، بندر 67، به تاریخ 19 شهر محرم الحرام 1318 [هجری قمری]
از قرار تلگراف حضرت مستطاب اشرف اعظم وزارت اعظم وزارت جلیله امور خارجه ـ روحی فداه ـ به حکومت بنادر و کارگذاری، قنسول دولت فخیمه روس، دو سه روز دیگر از سمت دریا وارد بوشهر خواهد شد؛ حکومت و کارگذاری در تدارک پذیرائی مرسوم هستند. از استماع این خبر انگلیسی‌ها این اوقات در احقاق حقوق رعایای ایرانی بالنسبه به رعایای خارجه، نهایت سختگیری را دارند و عادتاً کمال بی‌اعتدالی را می‌نمایند. (غلام خانه‌زاد، عبدالله)[23]
[سند شمارۀ 1ـ2]
از بوشهر، نمره 81، به تاریخ دوازدهم جمادی الاول 1318 [هجری قمری]
شخص روسی که در سه ماه قبل به بوشهر آمد و بعضی می‌گفتند قنسول است، [از بوشهر] رفت و بعد از آن در این هفته مراجعت به بوشهر کرده. خودش یک نفر مترجم است و ابداً با کسی معاشرت ندارد. (غلام خانه‌زاد، عبدالله)[24]
 [سند شمارۀ 1ـ3] از بوشهر، نمره 68،
به تاریخ 26 شهر محرم 1318 [هجری قمری]
به تاریخ بیست و یکم شهر محرم، یک نفر روس، از طریق محمره با یک نفر دیگر که می‌گویند سیاح مقیم بوشهر [است] آمده‌اند؛ یوم 23 شهر محرم‌الحرام هم یک نفر مترجم و دو نفر روسی دیگر از راه شیراز به بوشهر آمده‌اند و آنها از قراری که مذکور داشته‌اند نیز سیاح می‌باشند. دو نفر از آنها باین [کشتی] میل می‌روند به پرت سعید و یک نفر آنها از راه فیروزآباد مراجعت به شیراز می‌نمایند. از قراری که مذکور است، دو نفر دیگر هم از راه داراب و لار، خیال آمدن به بندر عباس را دارند و از قرار معلوم آنها هم سیاح می‌باشند. (غلام خانه‌زاد، عبدالله)[25]
[سند شمارۀ 1ـ4]
راپورت بندر بوشهر، نمره 69، به تاریخ چهارم شهر صفر سنه 1318 [هجری قمری]
سه نفر روس‌ها که به بوشهر آمده بودند، تاکنون در منزل داکتر[26] روس منزل دارند و جائی نرفته‌اند ولی دو یوم قبل، جناب دریابیگی آنها را ملاقات کردند. چون ورود خودشان را رسماً به کارگذاری اعلام نداشتند، کارگذاری هم تاکنون آنها را ملاقات نکرده. (غلام خانه‌زاد، عبدالله)[27]
[سند شمارۀ 1ـ 5]
سواد حکم وزارت خارجه به مدحت‌الوزراه، نمره 1284، 25 صفر 1318 [هجری قمری]
 از مفاد راپورت نمره 69 شما در خصوص ورود سه نفر سیاح روسی به بوشهر استحضار حاصل شد. چون ماموریت رسمی ندارند، دیگر ملاقات شما با آنها لازم نیست. البته از حرکت آنها هم خبر خواهند داد. زیاده هم بنگارید. [امضاء:] نصرالله. ملاقات نمائید. چه ضرر دارد؟ مقصود این است. دید و بازدید و احترامات رسمی ندارند و اول البته باید از شما دیدن نمایند و [سپس] شما آنها را ملاقات کنید.[28]
[سند شمارۀ 1ـ 6]
راپورت بندر بوشهر، نمره 70،
 به تاریخ یازدهم شهر صفر المظفر سنه [هجری قمری]
سه نفر روس‌ها که چند وقت است در بوشهر هستند، از قراری که مذکور شد، دو نفر آنها خیال رفتن به بندر عباس را دارند ]...[ رفتن آنها سر بگیرد یا اینکه نگیرد، معلوم نیست.  (غلام خانه‌زاد، عبدالله)[29]
[سند شمارۀ 1ـ 7] سواد کاغذ وزارت خارجه به مدحت الوزاره در بوشهر،
نمره 1495،
 2 ربیع‌الاول 1318 [هجری قمری]
اینکه اشعار داشته‌اید سه نفر از سیاحان روس چند وقت است در بوشهر اقامت دارند و دو نفر از آنها خیال رفتن به بندرعباس دارند، مطلع شدم. وظیفه ماموریت شما این است که به هر وسیله‌ای از خیالات آنها کسب اطلاع نموده و مرا مستحضر کنید و خود[تان] ملتفت و ناظر احوال آنها باشید و از حرکت آنها هم اطلاع بدهید. (نصرالله مشیرالدوله)[30]
[سند شمارۀ 1ـ8 ]
راپورت بندر بوشهر،
نمره 72،
به تاریخ دوم شهر ربیع‌الاول سنه 1318 [هجری قمری]
دو نفر روس با یک نفر مترجم که هفته قبل معروض داشت از طرف دریا وارد بوشهر شده‌اند؛ از قراری که مذکور گردید، خیال آنها به افتتاح آفیس و تشکیل تجارتی است که در بوشهر به طور کمپانی آفیس تجارتی مفتوح نمایند. ظاهراً که خیالات بر این مطلب است ولی باطن افکار آنها چه باشد، خدا می‌داند. غلام خانه‌زاد، عبدالله[31]
[سند شمارۀ 1 ـ 9]
سواد کاغذ وزارت خارجه به کارگذاری عربستان،
نمره 265، 26
 شهر ربیع‌الاول 1322 [هجری قمری]
از شرحی که در ضمن راپورت نمره 438 در باب آمدن چند نفر اتباع روس به عنوان صید حیوانات در آن نقاط اشعار داشته بودید، اطلاع حاصل شد و اینکه نگاشته بودید ویس قنسول انگلیس صحبت می‌داشت  که باید اینها غیر از صید، مقصود دیگری داشته باشند، مستحضر گردید. البته باز هر اطلاعی از اعمال و رفتار آنها حاصل می‌کنید، راپورت بدهید. [امضاء:] نصرالله مشیرالدوله[32]
[مجموعه سند شمارۀ2]
[اعطای نشان از سوی دولت روسیه به شیخ خزعل]
[سند شمارۀ 2ـ1]
[نشان شیر و خورشید]
 کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1358، خصوصی 450، مورخ 21 شهر ذی‎حجه لوئیقان ئیل سنه 1321 [هجری قمری]
چون این دو روزه، کشتی روسیه با جنرال قنسول دولت مشارالیها مقیم بنادر، از بوشهر به محمره وارد خواهد شد، لهذا مسیو ترمولان آکنت آن دولت مقیم اهواز هم از محل اقامت خود به محمره آمده است. از قرار مسموع، جنرال قنسول معزی­الیه حامل عطیه و نشانی از دولت متبوعه خود برای جنابشیخ خزعل­خان معزالسلطنه است و شک نیست این­گونه اقدامات روس در این حدود و این موقع، محض مقابله و حفظ موازنه با انگلیس و رقابت پلتیکی و تجارتی این دو دولت با یکدیگر است و شبهه نمی‌رود به شرحی که سابق عرض شده اگر انگلیسی‌ها از این قبیل معامله و مخالطه با این شیخ نکرده بودند، روس‌ها هم نمی‌نمودند. الامر الاشرف مطاع. فدوی حسین [امضاء][33] 
  [سند شمارۀ 2ـ 2]
 [نشان شیر و خورشید]
کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگزاری،
نمره عمومی 1390،
خصوصی 475،
مورخ 5 شهر محرم‌الحرام لوی ئیل سنه 1322 [هجری قمری]
جناب جنرال قنسول دولت بهیه روسیه مقیم خلیج[فارس]، با کشتی تجارتی آن دولت و همراهان خود به محمره آمدند و چون کشتی جناب شیخ خزعل­خان معزالسلطنه سردار ارفع حاضر و منتظر بود، با کشتی مزبور نزد معزی الیه عزیمت نموده و از طرف کارگذاری به قدری که در چنین موقعی مقتضی بود، شرایط احترام و اتحاد به عمل آمد. محتمل است که معزی­الیه پس از ملاقات شیخ و تبلیغ عطیه دولت متبوعه خود، به شوش هم برود و [در] مراجعت گویا برای سایر کارها و دید و بازدیدها در محمره بالنسبه توقفی نماید. الامر الاشرف مطاع.                                                                   فدوی حسین [امضاء][34]
[سند شمارۀ 2ـ3]
 [نشان شیر و خورشید]
کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1423، خصوصی 472، مورخ 12 شهر محرم‌‌الحرام لوی‌ئیل سنه 1322 [هجری قمری] جناب جنرال قنسول دولت بهیه روسیه که از محمره یکسر برای ابلاغ عطیه دولت متبوعه خودشان به طرف‌های کارون نزد جناب شیخ خزعل­خان معزالسلطنه سردار ارفع و از آنجا به ناصری و شوشتر رفته بودند، به محمره مراجعت و در عمارت گمرک اقامت نمودند و پس از شش شب توقف، به طرف بوشهر عزیمت کردند و اوقاتی که اینجا بودند فیمابین ایشان و کارگذاری، مراسم لازمه و دید و بازدید به عمل آمد. چنانچه کراراً در طی راپورت‌ها عرض کرده است، تأسیس این جنرال قنسولگری از [سوی] دولت بهیه روسیه در خلیج [فارس]و مراودات پلتیکی و تجارتی آن دولت در این حوالی، برای منافع دولتین ایران و روس که فی­الحقیقه اینجا مشترک است، از نتایج حسنه خالی نیست و اگر حالا قدری کمتر باشد، مالاً به مساعدت اولیای دو دولت، ثمرات بزرگ‌تر دارد. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین [امضاء][35]
[سند شمارۀ 3]
[گزارش از تلاش یک گروه روسی برای ایجاد نمایندگی کارخانۀ منسوجات شایلبر در خرمشهر]
[نشان شیر و خورشید]
کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری،
 نمره عمومی 1846،
خصوصی 575،
مورخ 17 شهر شعبان لوی‌ئیل سنه 1322 [هجری قمری]
مسیو وُالمانی نام که از عمال کارخانه منسوجات بزرگ روسی معروف به شایلبر است، برای پاره‌ای کارهای تجارتی به بندر محمره آمده و چون اینجا برای او [تهیه] مسکنی میسر نشده بود، از کارگذاری خواهش منزلی نمود، لهذا چاکر هم پذیرفته و پس از چند روز توقف به سمت ناصری و شوشتر رفت و بعض منسوجاتی که پیشتر با تجار مقاوله [کرده] و از آن کارخانه به این بندر وارد شده بود [را] همراه برد و در حقیقت حالا تازه آن کارخانه روسی تجارت خود را در این صفحات مرتب کرده و نتیجه پیشرفت و عدم پیشرفت آن را در آتیه باید مترقب بود لیکن از آنجا که روس‌ها در مقابل انگلیس از زحمت و خرج دریغ ندارند و از روی ترتیب درست و علم تجارت و پلتیک شروع به کار می‌نمایند، امید است تجارتشان کساد نماند و اسباب مزید رونق تجارت اینجاها باشد. الامر الاشرف مطاع. به موجب اظهار مسیو والمانی و همراهان او، در عرض راه از اصفهان به اینجا می‌آمده‌اند، در حدود بختیاری و عربستان؛ فدوی بی‌احترامی و بی‌نظمی نسبت به آنها شده است و برحسب خواهشی که کردند، این فقره و توصیه آنها هر دو را به حکومت جلیه عربستان نوشت. فدوی حسین [امضاء][36]
]کشتی‌رانی در خلیج فارس(1322ـ 1318 هجری قمری)[
  [سند شمارۀ 1]
[گزارشی از رفت و آمد کشتی‌های انگلیسی در بوشهر و بندرعباس]
راپورت بندر بوشهر،
نمره 65، به تاریخ پنجم شهر محرم‌الحرام سنه 1318 [هجری قمری] ج
هاز اسپنس و لارنس هر دو در بندر بوشهر است. جهاز لارنس هم که در بندرعباس اقامت داشت، نهم [ذی‌حجه] به بوشهر آمده است. انگلیسی‌ها این اوقات به واسطه جنگ ترانسوال[37] به خود مشغولند.[38]
 [سند شماره2]
[اعلام برنامة استقبال از ورود کشتی جنگی فرانسه به بوشهر]
 از قراری که امروز ویس قنسول فرانسه به کارگذاری رسماً اطلاع داده است، جهاز جنگی دولت فرانسه که کمندران صاحب منصب و یا چند نفر اجزاء محترم دیگر که در آن جهاز است، در این چند روزه از سمت بندرعباس و لنگه، به خلیج فارس وارد می‌شود و ویس قنسول مزبور مذکور داشت که از جانب اولیای دولت قاهره، حکمی به توسط کارگذاری، شرفصدور یافته که در ورود جهاز مزبور احترامات لازمه معموله [را] درباره آنها مرعی دارند. خانه‌زاد مراتب را به عمدةالامراء امیرپنجه نایب‎الحکومه اطلاع داد و ایشان هم به واسطه اینکه سربازانی که در بوشهر هستند، ملبوس تمیز به­قاعده ندارند، لهذا در تهیه و تدارک پنجاه دست لباس برای پنجاه نفر از سربازها برآمدند که در وقت ورود جهاز و اجزائی که در جهاز مزبور است، تمام شده و بپوشند که اسباب توهین فراهم نباشد. خانه‌زاد هم به کارگذاران بندرعباس و لنگه اخبار داد که مستحضر باشند و در وقت ورود جهاز مزبور و اجزاء محترمی که در آن جهاز است، احترامات لازمه معموله را درباره آنها به عمل آورند و الیوم مراتب را تلگرافاً معروض آستان مبارک داشت و کسب تکلیف و اجازه در پذیرائی نمودن آنها، نمود و عجالتاً منتظر جواب تلگراف مبارک است که هر قسم امر و مقرر فرمایند، از همان قرار اطاعت شود. (غلام‌خانه‌زاد، عبدالله)[39]
 [سند شمارۀ 3]
[گزارش عمومی از ورود و خروج کشتی‌های خارجی به خرمشهر]
 [نشان شیر و خورشید]
کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1389،
خصوصی 456،
مورخ 5 شهر محرم‌الحرام لوی ئیل سنه 1322[هجری قمری]
کشتی دولتی انگلیس مرسوم به لپونیک از بوشهر به بندر محمره آمد و به بصره عزیمت و از همین طریق عودت نمود. کشتی تجارتی دولت بهیه روسیه مرسوم به (ژوپی‌تر) از خلیج‌ [فارس] به اینجا وارد و پس از قدری مکث و اخراج مقداری اقمشه و اشیاء تجارتی، به بصره عازم شد. کشتی جدید عثمانی موسوم به سلطانی از بصره به این بندر آمد و بعد از یک دو ساعت توقف، معاودت کرد. کشتی کمپانی لنچ انگلیس که از محمره به ناصری رفته بود، عودت نمود. کشتی کمپانی عجم موسوم به هندی بالکو، از بنادر هند و بمبئی چند عدل قماش به این بندر آورد و از اینجا به بصره عزیمت و مراجعت کرد. کشتی میل انگلیسی که حامل پست است، پست انگلیسی و خلیج‌[فارس]ایران را به محمره وارد و به بصره عزیمت و در موقع معاودت کرد و پست این بندر را برد. کشتی‌های سائره از تجاری و شراعی در اوقات خود به ترتیبی که دارند به آسایش و امنیت ورود و خروج، اموال و اشیاء تجارتی حمل و نقل می‌کنند. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین[امضاء]
[حاشیه:] جواب بدهید.[40]
[سند شمارۀ 4]
[گزارش دیگر از ورود و خروج کشتی‌های خارجی به خرمشهر]
[نشان شیر و خورشید]
کارگزاری اول دولت ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1422، [نمرة]خصوصی 471،
مورخ 12 شهر محرم‌الحرام لوی‌ئیل سنه 1322 ‍[هجری قمری]
ـ کشتی دولتی انگلیس موسوم به لارنس به این بندر آمد و مراجعت نمود. کشتی لپرتک آن دولت هم مجدداً آمده و معادت کرد. ـ کشتی تجارتی روسیه موسوم به (ژوپی‎تر)که از اینجا به بصره رفته بود، عودت و بلادرنگ به فو[41] که آنجا احمال[42] بارگیری کرده و به خلیج‌ ایران و غیره و از آنجاها به روسیه برود. ـ کشتی مال سیر کمپانی لنج انگلیس از محمره به بندرناصری رفت و مراجعت نمود. ـ کشتی مبارکه پرس‌پلیس به اینجا آمد و پس از یک شب توقف، جناب جنرال قنسول دولت بهیه روسیه مقیم خلیج [فارس] و همراهانش با کشتی مزبور به سمت بوشهر رفتند. ـ کشتی میل پست‌های انگلیس و ایران را به این بندر آورد و برای پست و غیره به بصره رفت که در موقع حرکت پست اینجا بیاید و به سمت بنادر خلیج [فارس] و هند برود. ـ کشتی‌های تجارتی انگلیس و ایران از تجاری و شراعی کماکان در سایه عاطفت دولت ابدی بنیان به آسودگی آمد و شد و اشتغال به وظایف خودشان دارند. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین [امضاء][43]

[سند شمارۀ 5]
[گزارشی از ورود و خروج کشتی‌های روسی و انگلیسی به خرمشهر]
 کارگذاری عربستان، نمره عمومی 1714، نمره خصوصی 526، مورخ 4 رجب 1322 [هجری قمری]
 کشتی دولتی یعنی جنگی دولت انگلیس موسوم به «مورلین» که از این حدود عبور کرده و به بصره رفته بود، به این بندر آمده [و پس از] سه شب اقامت، به طرف فو عزیمت نمود ولی به لحاظ ترتیبات قرنطینه، نه احدی از آنها اینجا پیاده شد و نه کسی حتی از کنسولگری و غیره داخل کشتی رفت. به هر حال، این اول مسافرت این کشتی به این حوالی است و از قرار معلوم از سایر کشتی‌های دولتی انگلیس هم که به این بنادر آمد و شد دارند، بهتر و بزرگتر است. کشتی تجارتی بهیه دولتی روسیه موسوم به «ته‌روود» به این بندر آمد و بلادرنگ به بصره رفت و در مراجعت اینجا توقف خواهد کرد. کشتی کمپانی مال سیر کمپانی لنج انگلیس از اهواز به محمره معاودت و پس از یک شب اقامت به بصره عزیمت و باز به محمره مراجعت نمود. کشتی پست دولتی انگلیس به این بندر آمده و پست را مبادله کرد و برای ابلاغ پست بصره و بغداد، به سمت بصره رفت. سایر کشتی‌ها از تجاری و شراعی به طور مقرر آمد و شد دارند و کماکان به آسایش و امنیت، اموال و اشیاء تجارتی [را] وارد و خارج می‌نمایند. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین [امضاء][44]
[مجموعه سند شمارۀ 6]
 [اعلام ورود کشتی جنگی عثمانی به خرمشهر و تقاضای انجام عمل متقابل در کلیۀ بنادر خلیج فارس و پاسخ آن]
[سند شمارۀ 6ـ1]
[نشان شیر و خورشید]
کارگذاری اول دولت علیه ایران در ایالت عربستان و مضافات، اداره مهام کارگذاری، نمره عمومی 1392، خصوصی 459،
مورخ 5 شهر محرم الحرام لوی‌ئیل سنه 1322 [هجری قمری]
دولت عثمانی تازه دو فروند کشتی برای بین [راه] بصره و بغداد تهیه نموده و یکی از آنها که موسوم به سلطانی است، چنانچه در طی راپورت کشتی‌های وارد و صادر عرض و اشاره شده، به این بندر آمد و عودت کرد و کلیتاً این هم اول حرکت و مسافرت این کشتی و هم نخستین مرتبه بود که به اینجا عزیمت نمود و در حقیقت مقصود آزمایش و نمایش، هر دو بود. سفینه معروض، دولتی و کشتی خوبی است ولی از آنجائی که ظاهراًٌ جنگی نیست و یا اعلام رسمی نشده بود، در پذیرائی او تکلیفی نبود؛ وانگهی که خیلی کم توقف کرد. البته در محضر انور پوشیده نیست که تردد کشتی‌های دول متعدد یا منفرد به بنادر سائره عموماً و سواحل مجاور خصوصاً از اصول جاریه بحری و هم یک نوع وسایل نمایش و شکوهی و هم یک طور علائم قوانین دولتی است. در حالتی که به همین جهات؛ مثلاً این کشتی عثمانی اول سفر خود را به این بندر می‌کند یا کشتی‌های جنگی و غیرجنگی دول و ملل دیگر به هر اسم و عنوان باشد به اینجا می‌آید و قدری قبل [هم که] مسافرت فرمانفرمای هندوستان با چند فروند کشتی به بنادر و سواحل عمان وخلیج‎فارس و مسقط و بحرین و غیره باطن برای هر مقصد بوده، ظاهراً از این قبیل و در حکم این قاعده معدود است. در این صورت خیلی به موقع و موافق باشأن بلند این دولت ابد مدت لازم و لایق است که سفینه مبارکه پرس‌پلیس و کشتی همایونی مظفر[ی] جمعاً یا منفرداً به بنادر بصره و کویت و بحرین و مسقط و سواحل خارجه و داخله این خطه مسافرتی کند که خارجاً و داخلاً تجدید ارتباط قدیمه و تحصیل اطلاعات صحیحه هر دو شده باشد. اینها نیز واضح است که سفاین هر دولت در بنادر داخله دائماً تردد و ترقب دارد و حرکات کشتی‌های سائره را هم باید قسم مناسبی تحت نظر و دقت داشته و تعقیب نماید و لامحاله این اصولی را که عادی و جاری است که هر دید کشتی‌های دول خارجه را به سواحل داخله، بازدیدی کنند، معمول و مرعی دارد و این معامله عجالتاً [اگر] با دولت انگلیس که اول دولت بحری و بنادر هند و غیر هند را تا اینجا مسافتی است، مقتضی نباشد، لااقل تا بصره عثمانی که از اینجا بیش از سه چهار ساعت راه نیست و یا مثل کویت که متصل و یا امثال بحرین و مسقط و نظایر آن که هم به سواحل ایران نزدیک و هم لزوم و مناسبات آن معلوم است، علی­الظاهر هیچ محذور و مانعی ندارد و این فقره مخصوصاً در بنادر داخلی خلیج [فارس] و عمان که سواحل غیرمعروفه آن لابد بیشتر مطمح نظر است و کشتی مامورین داخله کمتر تردد نموده یا بلکه هیچ نکرده و تحقیق نشده است، در این وقت حاضر کمال لزوم را دارد. ملاحظه فرمایند دولت انگلیس و فرمانفرمای هند و خارجه با [آن] سوابق بصیرت، چرا باید سابقاً و لاحقاً تمام این نقاط را وجب به وجب پیموده و افراد و اهالی آنجا را از بزرگ و کوچک آزموده و بر پیشرفت پلتیک و تجارت و نفوذ و حقوق خود افزوده باشند و مامورین داخله این حدود با وجودی که ذات اقدس اعلی ـ ارواحنا فداه ـ همه نوع اسباب از کشتی و غیر کشتی در بر و بحر، و همه­گونه وسائط سعادت و ترقی را موجود و مهیا فرموده‌اند، به راحت غافل ننموده و از اقدامات خارجه و ملاحظات آتیه آسوده باشند و از حال و کار کویت و بحرین و مسقط و سرحد مملکت، بی‌خبر و فارغ‎البال بمانند و خدای ناخواسته به دست خود برای آنها ]...[ و در آینده، زیاده برای دولت، اشکال درست نمایند و که به اینجاها می‌آید و می‌رود و چه شده و می‌شود، ابداً در خیال نباشند. الامر الاشرف مطاع.فدوی حسین [امضاء]
[حاشیه:] جواب بنویسید.[45]
[سند شمارۀ 6 ـ2]
سواد کاغذ وزارت خارجه به کارگذار محمره،
نمره 288،
 28 شهر ربیع‌الاول 1322 [هجری قمری]
از مندرجات راپورت نمره 459 آن جناب راجع به ورود کشتی دولت علیه عثمانیه موسوم به سلطانی، به محمره و مراجعت او، استحضار حاصل گردید. اینکه اشعار داشته بودید، لازم است کشتی پرس‌پلیس گاهی به بعضی نقاط سیر و سفر کند که بازدیدی از کشتی‌های خارجه شده باشد؛ سیر و سفر کشتی مزبوره در بنادر داخله برای خدمت و انجام امور دولتی، الزم از آن است که به نقاط دیگر برود. حالا به جهت اینکه هنوز کشتی‌های جدید که باید ابتیاع شود، ابتیاع نشده است، این کشتی‌های مظفری و پرس‌پلیس برای عزیمت به بنادر داخله لازم‌تر است؛ بعد از آنکه کشتی‌های جدید، حاضر شد، آن وقت ترتیبات لازمه داده می‌شود.
[امضاء:]نصرالله مشیرالدوله[46]

منبع: اسناد بهارستان؛ شماره 5
[1]. نک: سند شمارة یک.
[2]. منشأ.
 [3]. در اصل: نهم.
 [4]. همه وقت.
[5]. در برخی موارد، چنین و برخی دیگر، به صورت «کارگزاری» آمده است.
[6]. مرکز اسناد قدیمی وزارت امور خارجه، اسناد شمارۀ 2 و 1ـ 199ـ 11ـ 16ـ 1321هـ.ق.
[7]همان؛ سند شمارة 233ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[8]همان؛ سند شمارۀ 050ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[9] کلنل.
[10] همان؛ سند شمارۀ 252ـ 11ـ16ـ1321هـ.ق.
[11] همان؛ سند شمارۀ 061 ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[12]. در اصل، خط تیره.
[13]. همان؛ سند شمارۀ 245 ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[14] اشاره به قحطی بزرگ سال­های دهۀ 1280هـ.ق. در ایران است.
[15]همان؛ سند شمارۀ 247 ـ11ـ16ـ 1321هـ.ق.
[16]همان؛ سند شمارۀ 42 ـ7 ـ 13 ـ 1322هـ.ق.
[17] همان؛ سند شمارۀ 019 ـ 11ـ16ـ1321هـ.ق.
[18]چابهار. [19]. همان؛ سند شمارۀ 152 ـ 7ـ 13 ـ1322هـ.ق.
[20]چابهار.
[21]همان؛ سند شمارۀ 74 ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
[22] همان؛ سند شمارۀ 143 ـ 7 ـ13ـ 1322هـ.ق.
[23]. همان؛ سند شمارۀ 239ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[24] همان؛ سند شمارۀ 78ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[25]همان؛ سند شمارۀ 111 ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[26]دکتر.
[27]. همان؛ سند شمارۀ 052 ـ11ـ16 ـ1321هـ.ق.
[28]. همان؛ سند شمارۀ 051ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[29]همان؛ سند شمارۀ 243 ـ11ـ16ـ1321هـ.ق. 
[30]همان؛ سند شمارۀ 054ـ11ـ16ـ 1321هـ.ق.
[31]همان؛ سند شمارۀ 101ـ11ـ16ـ 1321هـ.ق.
[32] همان؛ سند شمارۀ 28 ـ7ـ13ـ 1322هـ.ق.
[33]همان؛ سند شمارۀ 147 ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
[34]همان؛ سند شمارۀ 162 ـ 7ـ 13ـ1322هـ.ق.
[35]همان؛ سند شمارۀ 174 ـ7ـ13ـ 1322هـ.ق.
[36]همان؛ سند شمارۀ 103ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
[37]منظور جنگ انگلیسی‌ها با بوئرها در جنوب آفریقاست.
[38]همان؛ سند شمارۀ 234ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[39]. همان؛ سند شمارۀ 178ـ11ـ16ـ1321هـ.ق.
[40].همان؛ سند شمارۀ150ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
[41]. فاو. .
[42]صحیح: احتمالاً.
[43]. همان؛ سند شمارۀ 41 ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
[44]همان؛ سند شمارۀ 44ـ7ـ13ـ1322هـ.ق.
45]همان؛ سند شمارۀ 5 ـ7ـ 13ـ 1322هـ.ق.
[46].همان؛ سند شمارۀ 10ـ 7ـ 13ـ1322هـ.ق.