اهمیت نفت ایران برای انگلیس در جنگ جهانی دوم (2)
در گزارش دیگری که اروین تل[2]سفیر آلمان در تهران، مورخ 29 اردیبهشت 1319.ه ش /19 می 1940.م به برلین می فرستد؛ ضمن اعتراف به نیاز جدی ماشین آلات جنگی آلمان به نفت ، توصیه می کند دولت آلمان باید تمام توان خود را برای تسخیر منابع نفتی ایران به کار گیرد و از آنجائی که ایتالیا نیز همانند آلمان به نفت ایران چشم دارد، اروین تل پیشنهاد می کند، دو کشور هم پیمان در این مساله سیاست های خود را با یکدیگر یکدست و هماهمگ نمایند. علاقمندی آلمان به نفت مخصوصا نفت خاورمیانه به جز گسترش روزافزون بوروکراسی نظامی، رشد سریع صنایع تسلیحاتی و نوسازی دو نیروی زمینی و دریائی هیچ دلیل دیگری نداشت. نیازمندی این کشور به نفت، مخصوصا از بهار سال 1942 به خاطر مسدود شدن راه دونا و عدم دسترسی آلمانی ها و به نفت بلغارستان اضافه گردید.
به هر حال با توجه به خطر انفجار حوزه ای نفتی ایران توسط ایرانیها و یا جاسوسان آلمانی و دستیابی احتمالی آلمانی ها به این مناطق پس از پیروزی بر شوروی، حفاظت از مناطق نفتی جنوب ایران توسط انگلیسی ها کاملا ضروری تلقی می شد. به ویژه اینکه دولت انگلستان مدارکی به دست آورده بود که که نشان می داد، ارتش آلمان قصد اشغال مناطق نفتی ایران را دارد. البته تمایل دولت آلمان برای دست یابی به چاه های نفت ایران و عراق مساله تازه ای نبود. حتی قبل از شروع جنگ جهانی محافل رسمس آلمان بارها تمایل خود را به نفت این منطقه ابراز داشته بودند. واقعیت امر این است که؛ از اوایل آبان ماه سال 1318.ه ش / دسامبر 1939.م ستاد مشترک آلمان گروهی را برای پیدا کردن راهی به منظور اشغال حوزه های نفتی شرکت ایران و انگلیس و یا خرابکاری در پالایشگاه آبادان و سایر تاًسیسات نفتی جنوب مامور کرد. این گروه تحقیق پس از دو ماه مطالعه، برنامه ای در این زمینه تهیه کردند و در اختیار ستاد مشترک قرار دادند. پس از آنکه برنامه پیشنهادی توسط ستاد مشترک قابل اجرا تشخیص داده شد، توسط شخص هیتلر دستور اجرای آن صادر گردید. اما به علت توقف هجوم ارتش آلمان در منطقه قفقاز در اواخر تابستان 1941م. آلمانی ها مجبور شدند از اجرای نقشه خود صرف نظر نمایند.
به هر حال انگلیسی ها که از نقشه های آلمانی ها جهت انفجار حوزه های نفتی جنوب ایران مطلع شده بودند، مجبور شدند برای خنثی کردن نقشه های هیتلر دست به اقدام موثری بزنند. چنانکه قبلا آمد، ایدن وزیر امور خارجه انگلستان در 22 ژوئیه 1941.م/ 21 تیرماه 1329. ه ش گزارشی تقدیم چرچیل کرد که در آن اظهار امیدواری شده بود، هر چه زودتر مناطق نفتی جنوب محاصره و توسط سربازان انگلیسی ها حفاظت شود. چرچیل متقابلا بر ضرورت تقویت نیروهای انگلیسی مستقر در عراق جهت حفاظت از چاه های نفتی ایران و عراق تاکید می کند و در پاسخ گزارش ایدن می نویسد :"اگر شوروی ها شکست بخورند، ما باید آماده باشیم که خودمان مناطق نفت خیز ایران را اشغال کنیم زیرا در چنین موردی ایران قادر نخواهد بود، در مقابل فشار آلمان برای اخراج ما از ایران مقاومت کند. در همان روز ژنرال ویول که فرماندهی نیروهای انگلیسی در عراق را به عهده داشت؛ دستور گرفت قوای تحت فرماندهی خود را جهت تصرف مناطق نفتی ایران و کنترل پالایشگاه آبادان آماده نگهدارد.
دفاع از منابع و مناطق نفتی و موقعیت سوق الجیشی ایران برای مقامات سیاسی و نظامی انگلیسی حتی پس از اینکه جنگ برق آسای هیتلری به جنگی فرسایشی تبدیل شده بود و به خاطر مقاومت روس ها حمله نیروهای آلمانی به مناطق نفتی ایران و عراق کاهش یافته بود اهمیت خود را حفظ کرده بود. به طوری که در7 نوامبر1941م. / آبان 1320.ه ش کابینه جنگ انگلستان تلگرافی به شرح ذیل به فرمانده کا نیرو های مستقر در خاورمیانه ارسال می کند:
چنانچه فشار آلمانی ها به شوروی افزایش یابد و مقاومت شوروی در هم شکسته شود، هیچ امکانی برای ما وجود نخواهد داشت تا بدان وسیله بتوانیم از تصرف منابع نفتب توسط دشمن جلوگیری به عمل آوریم. علاوه بر این ما هیچ گونه تضمینی نداریم که روس ها بتوانند این چاه ها را به صورت موثری ویران کنند. شما بایستی به این دلیل از هم اکنون طرحی جهت فرستادن چهار تا پنج اسکادران بمب افکن و هواپیما های شکاری به فرودگاه های شکاری به فرودگاه های ایران در شمال آماده کنید تا دو هدف زیر تحقق یابد:
"الف: روس ها را با بمباران و تخریب خطوط لوله ارتباطی آلمانی ها، در دفاع از قفقاز یاری دهیم.
ب: به مناطق نفتی باکو، چنانچه امکان تصرف کامل این مناطق به دست آلمانی ها فراهم آید، بیشترین خسارت ممکنه را وارد نمائیم.[3]"
بنابراین ایران هم از نقطه نظر سیاسی و هم از نظر نظامی برای انگلیس اهمیت داشت. ایران صاحب نفت بود و نیز موقعیتی مناسب برای انجام دادن عملیات و فعالیت های دشمن ارائه می داد. با توجه به وضعیت جبهه جنگ در روسیه شوروی و احتمال اینکه روسیه شوروی در مقابل فشار نظامی آلمان نتواند تاب آورد و با توجه به اینکه ارتش آلمان بعد از پیروزی در روسیه شوروی و تصرف چاه های نفت قفقاز، پیشروی خود را به سمت ایران ادامه می داد، و با در نظر گرفتن این نکته که آلمان از همدردی مردم ایران برخوردار بود، ارتش آلمان مسلما می توانست بدون مقاومت قابل ملاحظه ای از جانب ایران بر تمامی سیستم های حمل ونقل و ارتباطات و سایر امکانات موجود در این کشور جهت وارد آوردن ضربه ای به امپراتوری انگلستان تسلط یابد.[4]
انگلیس نمیتوانست برای حفظ منافع نفتی شرکت نفت ایران و انگلیس به ارتش ایران متکی باشد. پس باید خود وارد عمل می شد. برای این منظور باید ایران اشغال می شد، اما اشغال کشوری که اعلان بی طرفی کرده بود در نظر افکار عمومی توجیه شدنی نبود. لذا حضور آلمانی ها را بهانه قرار داده و تبلیغاتی علیه ایران راه انداختند مبنی بر اینکه ایران در جهت منافع نازی ها حرکت می کرد و چون کشوری با موقعیت استراتژیک بود، اظهار شد که تداوم این وضع امنیت بین الملل را به خطر می اندازد.[5]
با توجه به اهمیت منافع انگلیس در ایران ، بعد از اینکه دولت ایران در پیامی که در تاریخ 16اوت 1941.م/15 مرداد 1329. هش برای متفقین فرستاد و قاطعانه اعلام کرد که به هیچ رو ماًموران و اتباع آلمانی مقیم ایران را اخراج نخواهد کرد؛ این پیام بهانه لازم را به نیروهای بریتانیا و شوروی و بعد نیز آمریکا داد تا بتوانند سرزمین ایران را تحت اشغال در آورند.
پس از آغاز عملیات اشغال بی درنگ پالایشگاه آبادان تصرف شد و تحت کنترل واحد های نظامی بریتانیا قرار گرفت. در 27 اوت / 5 شهریور نیرو های اشغالگر نخست وزیر ایران را تغییر دادند و محمد علی فروغی به جای علی منصور را گرفت، و یک روز بعد نخست وزیر جدید فرمان رضا شاه را که به ارتش ایران دستور می داد دست از مقاومت بردارد انتشار داد. نیروهای بریتانیائی پس از آن که واحد های مدافع شهر اهواز را وادار به تخلیه آن شهر کردند به آسانی کنترل نفتی جنوب کشور را به دست گرفتند. رضا شاه که از سوی انگلیسی ها متهم به همکاری با نازی ها بود ،مجبور شد در 17 سپتامبر 1941 .م /25 شهریور 1320م. هش به نفع پسر ارشدش از سلطنت کناره گیری کند.
در 29 ژانویه 1942 م./9 بهمن ماه 1320ه ش پیمان اتحاد سه گانه ایران، بریتانیا، اتحاد شوروی به امضاء رسید که در آن متفقین متعهد شده بودند به تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلا ل سیاسی ایران احترام و اعلام کردند که نیرو های اشغال کننده حداکثر شش ماه پس از پایان جنگ، ایران را تخلیه خواهند کرد[6].
-عملیات محافظت از مناطق نفتی ایران در جنگ جهانی دوم و توسعه عملیات شرکت نفت ایران و انگلیس
پس از آنکه ارتش های روس و انگلیس در شهریور 1320. ه ش/ اوت 1941. م به ایران حمله کرده و نقاط مختلف را اشغال کردند اقدامات حفاظتی در نواحی معادن و بخصوص پالایشگاه آبادان توسعه بسیار یافت. روی پالایشگاه آبادان پوششی از بالن های متعدد تعبیه کردند و در اطراف پالایشگاه وسایلی ایجاد کردند که در موقع لزوم بتوان با پرده ای از دود تمام سطح پالایشگاه را پوشاند. کمی دورتر از پالایشگاه آبادان، یک پالایشگاه دروغی از حلبی با شعله های فروزان ساختند که دشمن را گمراه نمایند. و توپ های ضد هوائی در نقاط مختلف قرار دادند و هواپیما های جنگنده در فرودگاه حاضر ساختند.
و اطراف ایستگاه های تلمبه در مسیر خطوط لوله را سیم های خاردار کشیده شد و حصار های فلزی در سر تمام چاه های نفت نصب شد و ورود و خروج افراد به پالایشگاه آبادان با پروانه مخصوص انجام می گرفت. مقدمات برای بی مصرف ساختن چاه های نفت فراهم گشته بود که اگر معادن به دست آلمانی ها بیفتد بتوانند در مدت کمی چاه ها را تخریب نمایند. پس از آنکه در سال 1940.م پالایشگاه بحرین مورد تعرض قرار گشت، چراغ های آبادان را شب ها خاموش کرده و تمام شهر در سرتاسر جنگ تاریک بود.[7]به طور خلاصه وسایل دفاعی را هر لحظه آماده ساختند. برای انکه بتوانند مقادیر زیادی بنزین هواپیما به روسیه حمل کنند، کارخانه حلبی سازی آبادان را به سرعت توسعه داده و محصول آنرا دو برابر کردند. از سال دوم جنگ که معلوم شد نفت ایران باید مقادیر زیادی فرآورده های نفتی برای شرکت تهیه نماید، توسعه عملیات شرکت که متوقف شده بود دوباره آغاز گشت و دولت های انگلیس و آمریکا تصمیم گرفتندکه لوازم لازم برای توسعه عملیات را به ایران ارسال دارند. اولین اقدامی که شد این بود که استخراج از معدن آغاجاری شروع گشت. یک خط لوله ای به قطر سی سانتی متر ونیم از آغاجاری به آبادان کشیده شد. در سال 1944.م /11323. ه ش بکار افتاد. سال بعد استخراج از معدن گچ سفید آغاز گشت و خط لوله ای به قطر بین بیست و پنج و سی سانتی متر از معدن مزبور به نقطه ای بین اهواز و شوشتر که موسوم به" ریس" است کشیده شد و به خط لوله بین مسجد سلیمان و آبادان متصل گردید.
در آبادان هم دستگاه های جدید برای تهیه بنزین هواپیما و سایر فرآورده ها آماده و فراهم گشت و گنجایش پالایشگاه آبادان که قبل از جنگ سالی دو میلیون تن بود در سال 1945.م به سالی هفت میلیون تن بالغ گشت.
در اندک مدتی قبل از آغاز جنگ شرکت نفت کارخانه ای برای تهیه بنزین هواپیما (معروف به یکصد اکتان) سفارش داده و به آبادان وارد کرده بود. کارخانه مزبور در سال 1940 م. به کار افتاد ولی در سال 1942م. معلوم گشت که دستگاه مزبور کافی برای رفع همه احتیاجات جنگی نیست و لذا در ایام جنگ اضافاتی به دستگاه مزبور شد و به اندازه ای توسعه یافت که در سال 1944.م آبادان توانائی این را پیدا کرد که سالی یک میلیون تن بنزین هواپیما به عمل آورد. تهیه این مقدار بنزین هوائی باعث شد که قسمت عمده مصرف نیروی هوائی انگلیس و آمریکا در خاورمیانه و خاور دور از آبادان تحصیل گردد.علاوه بر این مقدار زیادی هم بنزین هواپیما به روسیه فرستاده می شد که احتیاجات شوروی ها را تاًمین می کرد.[8]
"احتیاج مبرمی که به بنزین هواپیما برای مقاصد جنگی بود از اینجا آشکار می شود که؛ در سال 1945.م یکی از مدیران شرکت نفت عازم آمریکا گردید که دستگاه ها و کارخانه های مربوط به آن را خریداری نماید. پس از آنکه ماشین ها و لوازم کار خریداری و به طرف ایران حمل شد. تمام لوازم در اقیانوس اطلس غرق گردید و از میان رفت. برای بار دوم و سوم نیز همین اتفاق تکرار شد و هر سه مرتبه کشتی هائی که لوازم کار را حمل می کردند غرق شدند. تا بالاخره در دفعه چهارم دستگاه های لازم به آبادان حمل و به مقصود رسید.
در آغاز جنگ شرکت دارای نود و سه کشتی نفت کش بود که تقریباً نصف این کشتی ها در ایام جنگ غرق گردید و اگر چه شرکت نفت عواید سرشاری از فروش نفت برد ولی ضایعات آن هم کم نبود که بعدها از طرق مختلف جبران گردید.
این توسعه عملیات متضمن استخدام کارکنان جدید بود و چون در ایام جنگ کارمندان متخصص کمیاب بودند، شرکت عده لازم را از چک اسلواکی، دانمارک، یونان، سوئیس، و فلسطین استخدام کرد و به ایران فرستاد و با عجله زیاد ، برنامه جنگی را به اتمام رسانند. در همان حال بر عده مستخدمین ایرانی شرکت افزوده گشت.
در اوایل جنگ که بیشتر عملیات جدید شرکت متوقف شده بود برنامه ساختن خانه و سایر وسایل رفاه کارگران هم قطع گردیده بود. و تمام توجه شرکت معطوف به این بود که وسایل دفاعی حفظ معادن و پالایشگاه آبادان را تامین نماید.همینکه برنامه توسعه عملیات برای مقاصد جنگی شروع گشت و بر عده کارکنان شرکت افزوده گشت جمعیت آبادان رو به فزونی گذاشت و قضیه مسکن بی نهایت مشکل گشت و عدم رضایت بین کارکنان ایرانی شرکت هم روز به روز افزایش یافت تا اینکه بالاخره منجر به اعتصاب عمومی شد.[9]
تمامی این اقدامات به دلیل ارزش بی نهایت نفت ایران برای متفقین بود. ارزش نفت ایران در جنگ دوم جهانی برای متفقین اگر بیشتر از پل پیروزی نبود مسلما ارزش و اهمیت آن کمتر هم نبود. شکی نیست که جنگ جهانی دوم نبرد مکانیزه ای بود که عامل اصلی آن نفت بود و.نفت ایران در نبردهای خاور میانه، خاوردور، روسیه ،مدیترانه ، و آفریقا سهم بزرگی را به عهده داشت و پیروزی متفقین مدیون و مرهون آن بود[10].
بدون تردید اگر نفت ایران از تسلط دولت انگلستان خارج می شد، آغاز و یا ادامه عملیات نظامی بر علیه قوای محور در خاورمیانه برای ارتش انگلستان تقریبا غیرممکن می گردید، زیرا تمامی نیروی دریائی انگلستان در اقیانوس هند و خلیج فارس و تمامی کشتی های تجارتی انگلستان در قسمت جنوب کانال سوئز متکی به نفت ایران بودند. رابینستن مورخ آمریکائی در این باره ذکر می کند:
"مناطق عظیم نفت ایران ، شریان حیاتی کل سیستم دفاعی انگلستان در شرق است، این جاده ها در سال نزدیک 10200000 تن نفت ،یعنی دو برابر تولید در عراق و سه برابر تولیدات نفتی رومانی تولید می کند."[11]
حتی چنانچه انگلستان می توانست جایگزینی برای این منبع پیدا کند و برای مثال تصمیم می گرفت نفت مصرفی خود را از آمریکای شمالی تامین کند. هرگز موفق نمی شد. انگلیسی ها هرگز در موقعیتی قرار نداشتند که آن را از آمریکای شمالی به خاورمیانه حمل کنند. چرا که اولاً: کشتی های لازم برای این کار را نداشتند و ثانیاً: این راه دریائی به قدری خطرناک بود که اقدام به حمل این مقدار نفت اگر هم به فرض محال مساله کمبود کشتی های بارکش در میان نبود، از ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه جز از دست دادن کشتی های بیشتر و غرق آنها توسط دشمن ثمر دیگری به بار نمی آورد. ستاد ارتش انگلیس در یک بند محرمانه، دفاع از مناطق نفت خیز ایران و تصفیه خانه آبادان را به عنوان هدف اصلی ارتش انگلستان در خاورمیانه ذکر می کند. با از دست دادن نفت ایران ادامه جنگ در خاورمیانه بر علیه دولت های محور برای متفقین مشکل و حتی غیر ممکن می شد. انگلستان با تمام قوا می کوشید که تسلط خود ا بر این منطقه نفت خیز ادامه داده و در هر حال از به تصرف در آمدن آن توسط دولت های محور جلوگیری به عمل آورد.
مشاهده می شود که نفت ایران عامل بسیار مهمی در براه انداختن ماشین جنگی نیروی دریائی و سایر نیرو های انگلستان در دو جنگ جهانی بود. بدون در اختیار داشتن منابع نفتی منطقه خاورمیانه، حفظ موقعیت و منافع اقتصادی و استراتژیک انگلستان در این نواحی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ امکانپذیر نبوده است. لازم است به این واقعیت اشاره شود که در آن زمان بیش از نود درصد نفت مصرفی انگلستان از خارج تامین می گردید. اهمیت نفت برای صنایع انگلستان و تامین سوخت ماشین آلات جنگی این کشور روز به روز افزایش می یافت. درگیر شدن دولت انگلستان در جنگ با آلمان به اهمیت چاه های نفت باز هم افزود. این عوامل همه باعث افزایش استخراج و صدور نفت ایران شد.
میزان استخراج نفت ایران بین سال های 1935.م - 1314. ه ش / تا 1946.م1325 ه ش به شرح زیر بود:
سال مقدار
1933.م 871198 تن
1935.م 874100 تن
1936.م 8915721 تن
1937.م 11229195 تن
1938.م 11280695 تن
1939.م 11327315 تن
1940.م 10445020 تن
1941.م 8741564 تن
1942.م 11814272 تن
1943.م 12513917 تن
1944.م 15265631 تن
1945.م 18310898[12] تن
عامل پیروزی متفقین بر آلمان و ژاپن تا حد بسیاری بر این متکی بود که آنها صرف نظر از برخی استثناها توانستند سوخت رسانی به واحد ها را در هر نقطه و مکانی تامین کنند. فقط یک بار این تدارکات به وجهی مثبت واقع نشد؛ به هنگام پیاده شدن متفقین در فرانسه پیشروی متفقین چنان با سرعت انجام شد که واحد های تدارکاتی نتوانستند به ایشان برسند. خطوط تدارکاتی چنان طولانی شد که دیگر میسر نبود به اندازه کافی مواد سوختی به جبهه ها رسانده شود. بدین ترتیب پیشروی برای چند روزی متوقف شد. در این فاصله آلمان ها توانستند واحد هایشان را از نو بازسازی کنند. پی آمد آن ماهها جنگ پر تلفات بود. آزاد سازی اروپای غربی میلیون ها کشته و زخمی بر جاگذاشت که قسمت اعظم آن بعد از این دوره کوتاه کمبود مواد سوختی به وقوع پیوست. شاید به دلیل کمبود نفت یکی از بخت های مهم تاریخی از دست رفت ، اینکه جنگ جهانی دوم در پائیز 1944م. پایان پذیرفت.[13] این مورد به خوبی اهمیت نفت و سوخت رسانی را در جنگ آشکار می کند. تلاش طرفین برای دستیابی به نفت بی جهت نبود. متفقین به خوبی اهمیت نفت را دریافته بودند، و در این راستا بود که به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن نفت خاورمیانه و به خصوص ایران را که در اختیار خودشان نیز بود ، نبودند. بدون نفت ایران لوازم و مهمات به سرعتی که لازم بود به روسیه نمی رسید و بدون نفت ایران کامیابی های متفقین به سهولت انجام نمی گرفت.
نتیجه
در جریان جنگ جهانی دوم بیطرفی ایران نقض گردید و کشور عرصه تاخت و تاز نیروهای مهاجم قرار گرفت، عدم اخراج آلمان ها از ایران بهانهای بیش نبو؛ سودای اشغال ایران در چارچوب اهداف استراتژیک کلانتر متفقین قرارداشت ،که یکی از این اهداف نفت بود. در قرن بیست نفت به سرعت به یک عنصر مهم در رقابت های میان ابرقدرت ها تبدیل شد و در جریان جنگ جهانی دوم نقش بسزائی ایفاء نمود. نفت ایران نیز به دلیل وابستگی حیاتی انگلیس به آن از این امر مستثنی نبود.
حضور آلمان ها مستمسکی بود که انگلیس خود بتواند ایران را اشغال و از منافع خویش من جمله منافع نفتی دفاع کند. تا زمانی که اعلام بیطرفی ایران منافع انگلیس را تهدید نمیکرد، با این سیاست ایران مخالفتی نشد. اما در حین جنگ به دلیل اینکه سیاست های آلمان نسبت به منطقه خاورمیانه تهدید آمیز بود؛ سیاست انگلیس در مورد ایران تغییر کرد و ایران اشغال شد.
انگلیس تمایل داشت به ایران حمله کند؛ زیرا میدانست رژیم شاه برای جنگ آمادگی ندارد. آنان ارتش ایران را به قیمت فقر و تهیدستی مردم تجهیز کرده بودند، اما این ارتش تنها میتوانست امنیت لازم برای ادامه فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس را در شرایط صلح فراهم کند. در جریان جنگ جهانی دوم نفت ایران کاملاً در کنترل دولت انگلستان قرار داشت. با استفاده از این موقعیت انگلستان توانست بدون کوچکترین توجهی به خواسته ها و برنامه دولت ایران، چاه های نفت ایران را بدون هرگونه حد و مرزی مورد بهرهبرداری قرار دهد و تولیدات آن را بدون پرداخت وجهی به مصرف نیاز های خویش برساند. بدین وسیله متفقین با استخراج نا محدود نفت از چاه های نفت ایران و بدون پرداخت بهای آن مقدار فراوانی از منابع ایرانرا به غارت بردند و ضمن استفاده از ثروت ایران از مخارج ماشین جنگی خود به طرز فاحشی کاستند.
فهرست منابع و مآخذ
ازغندی، علیرضا، روابط خارجی ایران، قومس، تهران، 1387، چ هشتم.
اسدی، بیژن، خلیج فارس و مسائل آن، سمت، تهران، 1381، چ اول.
الهی، همایون، اهمیت اشتراتژیک ایران در جنگ جهانی دوم، ققنوس، تهران، 1384.
پژوهش از مابی، گذشته چراغ راه آینده است، ققنوس، تهران، 1377، چ هشتم.
چرچیل، وینستن، خاطرات جنگ جهانی دوم، ترجمه تورج فرازمند، نیل، تهران، 1347، ج3.
فاتح، مصطفی، پنجاه سال نفت ایران، علم، تهران، 1384، چ اول.
هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، امیرکبیر، 1379،چ هفتم.
وزیری، شاهرخ، نفت و قدرت در ایران(از قنات تا لوله)، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، عطائی 1387، چ اول.
یعقوبی نژاد، علی، رئیس نفت، تهران، یادواره کتاب، 1373، چ اول .
مقالات و نشریات
آبادیان، حسین، قدرت های بزرگ و اشغال ایران در جنگ دوم جهانی، فصلنامه روابط خارجی، سال هفتم، شماره28، زمستان 1388.
محسن، گنج بخش زمانی، تحلیل اشغال ایران در جنگ دوم جهانی در چارچوب اهداف و استراتژی های کلان متفقین(انگلیس و روس)، فصلنامه روابط خارجی، سال هشتم، شماره 30، بهار 1386.
[1] ازغندی، همان منبع، صص4-73.
[2] Erwin tel.
[3] ازغندی، همان منبع، صص 6-75.
[4] الهی، همان منبع، ص 111.
[5] آبادیان، همان منبع ،صص8-167.
[6] وزیری، شاهرخ، نفت و قدرت در ایران(از قنات تا لوله)، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، عطائی،0 138، چ اول، صص 9-178 .
[7] فاتح، همان منبع،ص 317.
[8] فاتح، همان منبع، ص 316.
[9] همان منبع، صص 19-318.
[10] همان منبع، همان جا.
[11] همان منبع، همان جا.
[12] ازغندی، همان منبع، صص3-72.
[13] یعقوبی نژاد، همان منبع، ص124.
این وبلاگ با همکاری فارغ التحصیلان رشته ی مطالعات خلیج فارس دانشگاه تهران و با هدف فراهم نمودن پایگاهی جهت اطلاع رسانی، جمع آوری مطالب مستند و علمی و نیز ایجاد بانک مقالات، مدارک، نقشه و اسناد در زمینه خلیج فارس راه اندازی شده است.