تصویر کتاب

ششمين مجلد مجموعه مقالات «پژوهشنامه خليج فارس» كه به كوشش دكتر عبدالرسول خيرانديش و آقاي مجتبي تبريزنيا فراهم آمده است،‌ در آستانه­ ي روز ملي خليج فارس (دهم ارديبهشت) و به مناسبت اين روز تاريخي، در 700 صفحه و قطع وزيري منتشر شد. اين دفتر مشتمل بر 33 مقاله­ ي پژوهشي درباره­ ي خليج فارس است. در ديباچه­ ي كتاب آمده است: «در اين دفتر نيز همچون دفترهاي پيشين، تأكيد بر تأليف،‌ پرهيز از ترجمه، تحديد حوزه­ هاي موضوعي، كوتاهی مقالات، جزئي­ نگري و عمق مباحث و دقت در مستندات، سرلوحه­ ي كار بوده است. همچون گذشته، از نظر جغرافیایی، تمام پهنه­ ی آبی «دریای پارس» (خلیج فارس و دریای عمان) در حيطه­ ي موضوعي پژوهشنامه قرار داشت و از اين رهگذر، قلمروهاي آبي اقيانوس هند، به ويژه شرق افريقا و غرب شبه‌قاره‌ی هند، تا سواحل چين را شامل شده است. اما از نظر موضوع تخصصي، نسبت به مجلد پيشين، دو حوزه­ ي «مستندنگاري» و «زبان­شناسي و ادبيات» به چهار حوزه­ ي پيشين، يعني: «پژوهش­هاي تاريخي»، «پژوهش­هاي باستان­شناسي»، «پژوهش­هاي مردم­شناسي» و «نقد و معرفي كتاب» افزوده شده و در شش فصل سامان گرفته است».

به گفته­ ي آقاي تبريزنيا، دفتر هفتم نيز در دست تدوين است. ايشان افزودند مهلت دريافت مقالات براي اين دفتر تا پايان بهار 1392 است و انشاءالله در پاييز امسال نيز منتشر خواهد شد.

به منظور آشنايي با محتواي دفتر ششم، گزارش كوتاهي از عناوين مقالات، اسامي نويسندگان و موضوع مقالات آن،‌ برگرفته از ديباچه­ ي كتاب در زير آمده است:

فصل نخست: پژوهش­هاي تاريخي

اين فصل شامل چهارده مقاله ­ي پژوهشي تاريخي است كه بر اساس موضوعِ آنها، به ترتيب زماني، بر اساس تقدم و تأخر دوره­ هاي تاريخي ايران، از عصر باستان تا دوران معاصر مرتب شده­ اند:

1.    در سرآغاز كتاب، دكتر عبدالرسول خيرانديش در مقاله­ ي «درياگرايي؛ بررسي نقش و سهم دريا در تاريخ و تمدن ايران»، نظريه­ ي بي­ پايه­ ي «صرفاً ارضي بودن تاريخ ايران» كه بيشتر از سوي ایران‌شناسان غربي مطرح مي­ شود را به چالش كشيده و ضمن مروري اجمالي بر تاريخ ايران، سهم و نقش تأثير­گذار دريا در شكوفايي تمدن و سرگذشت مردم این سرزمین را نشان داده است.

2.    دكتر احمد فضلي­ نژاد در مقاله­ ي «دريانوردي و حاكميت ايرانيان از خليج فارس تا فراسوي آب‌های جنوب، با تكيه بر متون حماسي تاريخ ميانه­ ي ايران» نگاه ايرانيان به درياهاي جنوب را بر اساس روايات حماسي، از جمله شاهنامه، گرشاسب­نامه، کوش­نامه، داراب­نامه طرسوسی و داراب­نامه بیغمی بازتاب داده است.

3.    در مقاله­ ي «حاكميت سياسي و اقتصادي ايران بر درياي پارس در عصر سلوكي و اشكاني» دكتر محمدجعفر چمنكار تكاپوهاي يونانيان در شناخت و بهره­ مندي از موقعيت درياي پارس و پس از آن، تداوم حاكميت ايرانيان بر اين پهنه­ ي آبي در عصر پارت­ها را به اتكاي منابع و متون تاريخي مورد بررسي قرار داده است.

4.    در مقاله­ ي « ارتباط تجاری بنادر و مراکز تجاری خلیج فارس با محوطه­ های همزمان با دوره­ ی اشکانی و ساسانی در شرق آفریقا بر اساس مدارک نوشتاری و باستان­شناختی» دكتر عليرضا خسروزاده با اتكا به يافته­ هاي باستان­شناسي و نيز استناد به منابع نوشتاري، از جمله منابع کلاسیک یونانی و رومی مانند پریپلوس، آمیانوس مارسلینوس و پلینی، به نشانه­ هاي روشني از وجود ارتباطات تجاري ميان خليج فارس با سواحل شرق آفريقا در دوره­ هاي اشكاني و ساساني دست يافته است.

5.    در مقاله ­ي «اوضاع اقتصادي خليج فارس و بنادر آن در قرن چهارم و پنجم هجري قمري، با تکیه بر بنادر مهروبان، سينيز و سيراف»، آقايان دكتر عبدالرفيع رحيمي و علي غلامي فيروزجائي كوشيده­اند با استناد به منابع دست اول تاريخي و جغرافيايي، جايگاه اقتصادي و بازرگاني خليج فارس در عصر آل­بویه را بر مبناي موقعيت سه بندر معتبر آن عصر، يعني «مهروبان»، «سينيز» و «سيراف» تبیین نمايند.

6.    در مقاله­ ی «رابطه­ ي تجاري خنج با خليج فارس در تاريخ ميانه­ ي ايران» آقاي يونس صادقي با همكاري خانم مرضيه محمدي به استناد منابع تاريخي و جغرافيايي نشان داده ­اند كه چگونه شهر کهن «خنج» در استان فارس، از رهگذر رونق تجارت بنادری چون سیراف، و قرار داشتن در مسیر شهرهای پس­کرانه­ ای همچون «کُران»، «گله­دار» و «فال»، در قرون نخستین اسلامی، به ویژه قرون سوم تا پنجم، به رشد و شكوفايي رسيد و اين رونق را تا قرون بعد حفظ كرد.

7.    در مقاله­ ي «کنش­های متقابل بومیان و پرتغالي­ها در خليج فارس، (نیمه­ی اول قرن10ﻫ.ق/16م)» آقاي يعقوب تابش (فراشياني) واكنش­ هاي بوميان خليج فارس را در مواجهه با خشونت و اجحاف و زياده ­ستاني­هاي پرتغالي­ها، از دل منابع تاريخي بيرون كشيده است. قيام رئيس شهاب ­الدين، اعلام استقلال امراي قطيف و بحرين، مقاومت امراي هرمز از جمله تورانشاه و رئيس شرف­ الدين از جمله واكنش­ هاي بوميان خليج فارس  به خشونت پرتغالي­ها بود.

8.    آقاي عليرضا خليفه­ زاده در مقاله ­ی «ظهور و سقوط اميران زعابی در بندر ریگ» سرگذشت یکی از خاندان­ های حکومتگر محلی خلیج فارس به نام «آل زعاب» را از تاریکی سده ­ها به روشنايي تاریخ كشانده است. مرکز قدرت زعابی­ها «بندر ریگ» بود و از دوران شاه سلیمان صفوی تا زمان محمدشاه قاجار در رخدادهای سیاسی و نظامی و فعالیت­ه ای تجاری جنوب ایران و منطقه­ ی خلیج فارس نقش ­آفرین بودند. میرمهنا بندرریگی یکی از مشهورترین امیران این خاندان بود.

9.    «رقابت فرانسه با انگلستان در خليج فارس در عصر استعمار»، عنوان و موضوع مقاله­ ي ‌آقاي ابوالفضل حسيني است. در اين مقاله ضمن مروری مختصر بر تاریخچه ­ی حضور فرانسه در خلیج فارس که با ميسیونری مذهبی و تجارت آغاز شد تا قرون پسين، به ویژه از دوره ­ی ناپلئون به بعد، در زمینه ­های تجاري، نظامی، دیپلماتیک (در ایران و عمان)، دستیابی به هند، تصرف مصر، صید و تجارت مروارید، کاوش­ های باستان­شناسی، تبلیغات سیاسی و مبارزه­ ی فرهنگی، و سرانجام موضوع جزیره­ ی موریس مطرح شده است.

10.  دكتر محمد حسن­نيا در مقاله­ ی «تأثیر كشف نفت در ايران بر ديپلماسي انگلستان در خليج فارس» نشان داده است که اگرچه برای چندین قرن، حفاظت از مستعمره­ ی هندوستان، مهم­ترین هدف استراتژیک انگلستان در شرق، از جمله در خلیج فارس بود، اما با کشف و استخراج نفت در ایران و نیز ظهور رقبای جدید بین­ المللی، دیپلماسی انگلستان تغییر يافت و از آن پس اولویت آن دولت ، استحکام موقعیت خود در خلیج فارس به منظور بهره­ مندی از منافع سرشار نفت شد.

11.  خانم بدرجهان ابراهيمي­ نژاد در مقاله­ ی «نقش بریتانیا در روابط ایران و عمان در دوره­ ی ناصری (1264ـ1313ﻫ.ق/1848ـ 1896م)» ضمن تبیین جایگاه امامان مسقط (عمان امروزی) به عنوان اتباع دولت ایران، در مقام حکمرانی بندرعباس، در ادامه، نقش انگلستان را در روابط ميان امامان مسقط با شاهان قاجار، كه در راستاي سياست حفظ وضع موجود در منطقه و محافظت از مستعمره­ ی هندوستان بود، مورد بررسي قرار داده است.

12.  در مقاله­ ی «نگاهی به زندگی سیاسی حاج احمدخان کبابی» آقاي احمد بازماندگان خميري ضمن مروری بر سرگذشت سیاسی حاج احمدخان، تلاش کرده جایگاه و نقش او را در ارتباط با حکومت امامان مسقط از یک سو، دولت قاجار و به تبع آن حکومت فارس از دیگر سو و سرانجام با دولت انگلیس از سوي ديگر، بازشناسی کند. به باور نویسنده، عملکرد حاج احمد خان را باید بر اساس خاستگاه دیوانسالاری­ اش تحلیل کرد نه مفاهیم جدیدی از جمله ملیت. به نظر نويسنده علی­رغم تردیدهایي که در مورد وفاداری او به دولت ایران، به دلیل روابط ویژه ­اش با انگلستان مطرح شده است، اما هیچ مدرک متقن و قاطعی در این مورد وجود ندارد و آنچه هست بر گمانه­ زنی استوار است.

13.  دكتر مريم شيپري در مقاله­ ی «تأثیر رفت‌وآمد کشتی­های بخار بر رشد تجاری بندر خرمشهر» با استناد به داده­ های آماری و نمودار، ضمن بررسی ورود و خروج کالاهای تجاری و شناورها، نشان داده است که رشد تجاری بندر خرمشهر، بعد از افتتاح کشتیرانی در رود کارون، ناشی از تردد کشتی­های بخار به این بندر بوده است.

14.  دكتر هيبت ­الله مالكي در مقاله­ ي «نقش جمال خان اميرپنج دشتي در مبارزات ضد استعماري جنوب» يكي از قهرمانان مبارزات ضد استعماري جنوب كشور در مبارزه با انگليسي­ها را معرفي كرده است. جمال خان حاكم مقتدر و پرنفوذ منطقه­ ي «دشتي» بود كه اگر چه در مبارزات مستقيم كمتر نامي از او برده شده، اما اسناد اين مقاله نشان مي­دهند كه خصومت انگليسي­ها با او، به دليل حمايتش از مجاهدان جنوب بوده است.

فصل دوم: مستندنگاری

 فصل «مستندنگاری» شامل مستندات تاریخی است. متون، اسناد و گزارش­هایی که در زمره­ ی منابع دست اول تاریخی به شمار می­روند، اعم از دست­نوشته ­های انتشار نیافته و اسناد و متون ترجمه نشده، در تعریف این پژوهشنامه از مستندات می­گنجند. اگرچه در این مجلد دو مقاله از این دست منابع به چاپ رسیده است، اما امیداوریم بر شمار آنها در مجلدهای آینده افزوده شود.

15.  در نخستین مقاله­ ی این فصل بخشي از «گزارش­هاي هربرت چيك، كنسول انگليس در بوشهر در جنگ جهاني اول» توسط دكتر افشين پرتو به فارسي ترجمه شده است. هربرت چیک ویس، از سال 1910 تا 1919م کنسول انگلیس در بندر بوشهر بود. او هفته­ ای یک بار گزارشی تحلیلی از رویدادها و اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه­ ی خلیج فارس به فرمانروای انگلیس بر هند، در «سمیلا»، می­فرستاد. اين مقاله برگردان فارسي گزارش­هاي سال 1914م اوست.

16.  در دومین مقاله­ ی این فصل با عنوان «ملاحظاتي در مسير دو سفر از بوشهر به شيراز» آقاي مصطفي نامداري منفرد، دو سفرنامه­ ی کوتاه، نوشته­ ي صاحب منصب انگليسي، ویلیام مونتیث، از مناطق خوزستان و فارس را به فارسي برگردانده است. مونتيث عضو گروهی بود که در سال 1225ﻫ.ق / 1810م همراه سرجان مالکوم به منظور ارزیابی ویژگی­ های جغرافیایی و نقاط راهبردی به ایران آمدند. سفرنامه­ ی نخست، گزارش سفرِ او از بوشهر به خوزستان، در خط ساحلی و با عبور از شهرهای بندر ریگ، گناوه، دیلم، هندیجان، معشور (ماهشهر)، محمره، بصره، شوشتر، اهواز، رامهرمز، ممسنی، بهبهان است. گزارش دوم، شرح سفرِ وي از جزیره­ ي خارک به شیراز، از مسیر بوشهر، برازجان، دالکی، کنارتخته، کازرون، دشت ارژن است.

فصل سوم: پژوهش­های باستان­شناسی

با توجه به اهمیت يافته­ هاي باستان­شناسی در شناسايي پيشينه و هویت فرهنگ ایرانی در پیرامون دریای پارس (خلیج فارس و دریای عمان) همواره بخشی از مقالات پژوهشنامه به این حوزه اختصاص داشته و سعي شده یافته­ های بکر و جدید کاوش­های باستان­شناسی ارایه گردد. این فصل شامل سه مقاله­ ی باستان­شناسی است.

17.  نخستین مقاله­ ی این فصل با عنوان «گزارش اوليه­ ی شناسايي كارگاه ابزارسازي پارينه­ سنگي مياني از دشت ساحلي كنگان (استان بوشهر)، شمال خلیج فارس در مطالعات پله استوسن»، گزارشی از نتایج به دست آمده از بررسی نویسنده، ‌آقاي عبدالرضا دشتي­زاده در سال 1388، در قسمت­های شرقی دشت ساحلی «کنگان»، در جنوب شرقی استان بوشهر است. به نظر ايشان نمونه­های سنگی گردآوری شده از این منطقه حاکی از وجود استقرار جوامع پارینه سنگی میانی و اوایل هولوسن در این قسمت از ساحل شمالی خلیج فارس است.

18.  در دومین مقاله­ ی این فصل با عنوان «کاوش­های باستان­شناسی در محوطه­ ي نخل ابراهیمی و مغ­بریمیِ شهرستان میناب، 1386ـ1390» آقاي سيامك سرلك نتایج کاوش­های باستان­شناسیِ خود را در دو محوطه­ی کلیدی و مرتبط با هم، در دو بخش کرانه (مغ بریمی) و پس­کرانه­ ی  خلیج فارس (تم مارون) همراه با تصاویر متعدد ارایه نموده است. نتایج این کاوش، مشخص شدن بقایای یک استقرارگاه یا دژ و گورستان مربوط به آن، از دوره­ ی­ اشکانیان است.

19.  در سومین مقاله­ ی باستان­شناسی با عنوان «بندر امام حسن (ع)؛ پیشنهادی بر جای نام بندر باستانی سینیز در خلیج فارس»، دكتر محمداسماعيل اسمعيلي جلودار با اتکا به یافته­ های باستان­شناسی و نیز با استناد به منابع دست اول تاریخی و متون جغرافیایی کهن، معتقد است که «بندر امام حسن (ع)» امروزی همان بندر معروف «سینیز» در دوره ساسانی و اوایل اسلامی است.

فصل چهارم: پژوهش­های زبان­شناسی و ادبیات

با توجه به وسعت سرزمین­ های ساحلی ایران در دریای پارس (خلیج فارس و دریای عمان) و تنوع زبانی و گویشی ساکنان کرانه­ ها و پس­کرانه­ های آن، گشودن بخشی در پژوهشنامه در این زمینه ضروری می­نمود. «ادبیات» نیز عرصه­ای در پیوند با زبان و فرهنگ است. از این رو چهار مقاله در زمینه­ ی پژوهش­های تخصصی زبان­شناسی و ادبیات در این فصل قرار گرفتند.

20.  در مقاله­ ی «ارتباط زبان و فرهنگ: تجارت دریایی و پیوندهای فرهنگی میان خلیج فارس و اقیانوس هند»، نوشته­ ي ديونيسيوس ا. اگيوس و ترجمه­ ي خانم فاطمه رستمي­ راد، تجارت دریایی و نقش آن در پیوندهای زبانی و نیز تبادل فرهنگی از طریق ارتباطات دریایی در سراسر خلیج فارس و اقیانوس هند، طی دوران باستان و سده­ های میانه بررسی شده و همچنین کاربرد اصطلاحات دریانوردی فارسی، عربی، سانسکریت و پرتغالی در کرانه­ های خلیج فارس و اقیانوس هند با تکیه بر متون دسته اول و مطالعات محلی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس یافته­ های این تحقیق، تقریباً بخش عمده و اصلی اصطلاحات دریانوردی در خلیج فارس و اقیانوس هند برگرفته از زبان فارسی بوده است. این مقاله، تنها پژوهش ترجمه شده در این مجموعه است.

21.  آقاي سلمان ذاكري در مقاله­ ی «دستگاه واجی گویش مینابی» که بر مبنای پژوهشی میدانی و گردآوری نمونه­ های متعدد از نواحی مختلف میناب سامان گرفته است، این دستگاه گویشی را که 32 واج (متشکل از 25 همخوان و 7 واکه) دارد و از دسته گويش­هاي جنوب غربي زبان­هاي ايراني به شمار مي­رود، معرفی كرده است. به عقیده­ی نویسنده، در مقایسه با فارسی، از 32 واج این گویش، تعداد 3 واج /gw/،/xw/ و/ow/ در فارسی معیار نیست که از آن سه، دو واج /gw/ و/xw/ از واج­های بازمانده­ی فارسی باستان‌اند.

22.  در مقاله­ ی «زبان مردم خلیج فارس؛ یادگار زبان زمان سعدی» آقاي احمد حبيبي بستكي با موشکافی بر روی یک بیت شعر سعدی در گلستان که به گویش محلی شیرازی است و تطبیق واژه واژه­ی آن با کلمات مشابه رایج امروز در مناطق جنوبی کشور، اصالت و دیرپایی گویش­های فارسی در کرانه­ ها و پس­کرانه­ های خلیج فارس را بازتابانده است.

23.  در مقاله­ی «رد پای عناصر بومی در امثال و حکم بندرلنگه» خانم ليلا سياوشي به راهنمايي دكتر سيدمحمود الهام­بخش، مجموعه­ ای از مثل­های رایج در بندر لنگه را گردآوری كرده و علاوه بر آوانگاری، معنی و کاربردهای اجتماعی آنها را نیز ذکر نموده است. در این مثل­ها مجموعه­ ای از تعابیر و اصطلاحات بومی منطقه ثبت شده است.

 فصل پنجم: پژوهش­های مردم­شناسی

تعدد قومی و تنوع آیینی سرزمین­های پهناور ساحلی جنوب کشور که تحت تأثیر شرایط اقلیمی، زیست ­بوم دریایی، جابجایی جمعیت­های انسانی و رفت‌وآمد ملیت­های گوناگون، ویژگی­های خاص و منحصر به فردی یافته ­اند، اهمیت و ضرورت اختصاص یافتن بخشی جداگانه با عنوان «مردم­شناسی» را در پژوهشنامه ایجاد کرده است. برخی از آیین­ها مانند «زار» خاص جنوب کشور هستند و در برخی دیگر مانند آیین­های محرم که در سراسر کشور رواج دارند، در سواحل جنوبی جلوه­ های خاصی دارند. در فصل پنجم شش مقاله­ ی مردم­شناسی به چاپ رسیده است.

24.  در مقاله­ ی «درآمدی بر مفهوم خشبات در سواحل دریای پارس» آقاي مصطفي كريمي یک سازه­ ی دریایی ایراني به نام «خشبات» یا «فانوس دریایی» را معرفی كرده است. این سازه ­ی دریایی برای جلوگیری از مخاطراتی که ممکن بود برای کشتی­ها به­ وجود آید، از قبیل تُنُکی آب و ته­­ نشین شدن گل و لای در نزدیکی سواحل، عمقِ اندك و باريكي رودها، در دهانه­ ی رودها و کناره­ های دریا ساخته می­شد. نویسنده با استناد به متون جغرافیایی و تاریخی، کاربرد این فانوس دریایی را تا قرن هفتم هجری دانسته است.

25.  در مقاله­­ ی «صید ماهی در سواحل شمالی خلیج فارس، از آغاز تا سلطه­ ي پرتغالی­ها» دكتر علي بحراني­ پور و خانم الهام حيدري مطالب جالب و متنوعی در مورد ماهی و ماهیگیری در خلیج فارس كرده ­اند که اهم آنها از این قرارند: ويژگي­هاي ماهیان خلیج فارس و تفاوت آنها با ماهیان دریای مازندران، ارزش غذایی ماهی، قدمت ماهیگیری، وسایل صیادی، مهمترین بنادر صیادی، نگاهداری مازاد ماهی صيد شده و تجارت ماهی خشک.

26.  در مقاله­ ی «صیادی به روش سنتی در چابهار» که برآمده از پژوهشی میدانی در نیمه ­ی دهه­ ی 1370ﻫ.ش است، خانم زليخا قرنجيك مجموعه مطالبی درباره­ ی صید سنتی در بندر چابهار، بر كرانه­ ي درياي عمان ارائه كرده است. مطالب اصلی مقاله از این قرارند: ابزارهای ماهیگیری سنتی (تور، قلاب، گرگور) و اجزای آن با اسامی بومی آنها، روش صید ماهی با ابزار سه گانه­ ی مذکور، انواع شناورها و قایق­ های ماهیگیری و کاربرد آنها، وسایل مورد نیاز صیادان در هنگام صیادی، شیوه­ های بهره­ برداری از صید و تقسیم آن، انواع ماهی­ها و آبزیان، فصل­های ماهیگیری، شیوه­ های عرضه تولید صید.

27.  در مقاله­ ی ««نِيمه»، ترانه­ ي كار دريايي» گونه­ ای موسیقی عامیانه، عجین شده با کار دریایی به نام «نِیمه» به قلم آقاي محمود حيدريه معرفی شده و نمونه­ هایی از ترانه­ های آن که در میان جاشوان (ملوانان)، در هنگام کارهای دریایی مانند ماهیگیری یا تعمیر قایق یا کارهای کشتی در سفرهای دریایی رایج بوده، در این مقاله گردآوری شده است. این نوع موسیقی گونه­ های مختلفی دارد و به منظور نشاط ملوانان و کاستن از سختی کار و ايجاد تنوع اجرا می­ شود و برای هر نوع کار دریایی، یک نوع آهنگ مورد استفاده قرار می­گیرد. «نيمه» توسط يك تك­خوان و پاسخ دسته­ جمعيِ ساير جاشوها اجرا مي­شود.

28.  در مقاله­ ی «جلوه­ هایی از آیین­ های محرم در میناب»، آقاي عباس كريمي حاجي­ خادمي برخی از آیین­ های مربوط به ماه محرم در شهرستان میناب، ‌در استان هرمزگان را معرفی كرده است که عبارتند از: «علم گردانی»، «حمل تابوت»، «شیر و کتل»، «نوحه­ خوانی» و «سینه ­زنی».

29.  در مقاله­ ی ««گاچاه»، صنعت آبیاری سنتی در هرمزگان» آقاي سهراب سعيدي، دانشِ به یاد مانده در ذهن گروهی از کهنسالان روستاهای میناب را در مورد صنعت آبیاری سنتی «گاچاه» (گاو چاه) که تا چهار دهه قبل رواج داشته است، به روش مصاحبه و تحقیق میدانی گردآوری نموده و اجزای مختلف دستگاه، جنس و شیوه­ ی ساخت آنها، نحوه­ ی قرار گرفتن و اتصال اجزای دستگاه، شیوه­ ی کار توضیح داده است. ویژگی مقاله، ثبت اسامی و اصطلاحات بومی مربوط به «گاچاه» است.

30.  در مقاله­ ی «حصیربافی در سیستان و بلوچستان، با تأکید بر گیاهان بومی سواحل جنوبی ایران» خانم مريم پهلوان شريف با استفاده از روش اسنادی، یکی از صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان به نام «حصیر بافی» را با تکیه و تأکید بر عامل اقلیم و گياهان بومي، از منظر مردم‌شناسی، مورد بررسی قرار داده است. استفاده از گیاهان بومی «نخل»، «داز»، «گز»، «لوئی» و «نی» در ساخت وسایلی همچون جارو، بادبزن، حصیر، بادل، پردگ (پرده)، پَروُند (نوعی کمربند)، تت (تور)، تَگِرد (نوعی زیرانداز)، تیچک (غربال)، چیلُک (نوعی طناب)، روپک (نوعی جارو)، سَفَت (سبد)، سُند (نوعی سبد)، سواس (نوعی پاپوش)، شاهیم (ترازوی دو کفه­ای)، کَتَک (خورجین)، کَتَل (کیسه)، کپر، پرده و... محتوای مقاله­ ی را تشکیل می­دهند.

 فصل ششم: نقد و معرفی کتاب

در بخش نقد و معرفی کتاب اولویت با مقالاتی است که به نقد یا معرفی کتاب­های شاخص، علمی، جدید، به ویژه نسخه­ های خطی یا آثار شاخصی که درباره­ ی خلیج فارس به زبان­های خارجی منتشر شده ­اند، بپردازند. در این فصل سه مقاله به چاپ رسیده است.

31.  در نخستین مقاله­ ی این فصل با عنوان «نقد و نظر درباره­ ی کتاب بريتانيا و بهره ­برداري از امتياز كشتيراني كارون و جاده لينچ» آقاي امين تريان كتابي با مشخصات زیر معرفی و نقد كرده است:

Shahbaz Shahnavaz: Britain and the Opening up of South-West Persia, 1880–1914; a study in imperialism and economic dependence; London & New York: RoutledgeCurzon, 2005, 290 pp

در این کتاب که گزیده­ ای از پایان­نامه­ ی دکتری نویسنده است، روابط ایران و بریتانیا در دوره­ ی یادشده، قراردادهای منعقد شده و به ویژه امتیاز کارون و تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن بر جنوب غربی ایران تشریح شده است.

32.  در دومین مقاله­ ی این فصل که «گزارشي از يك نقد كتاب: خلیج فارس؛ تاریخ سیاسی و اقتصادی پنج شهر بندری ـ 1500-1730» نام گرفته، آقاي منصور چهرازي گزارشی از مقاله­ ي رودی ماته در نقد کتاب ویلم فلور ارائه نموده است. مشخصات کتاب مورد نقد چنین است:

Willem Floor: The Persian Gulf; A  political and Economic History of Five port cities, 1500-1730, Mage Publisher, Washington .D.C, 2006.

33.  آخرین مقاله «مروري بر کتاب «بندر عباس» اثر ویلم فلور» است. در این مقاله دكتر محمد حسن­نيا کتاب جدید دکتر ویلم فلور با مشخصات زیر را معرفی نموده است:

Willem Floor: BandarAbbas, The Natural Trade Gateway of Southeast Iran, Mage Publisher, Washington.D.C, 2011.