تحولات جمعیتی کیش و چیستی و چرایی آن ( 1278 - 1328 شمسی)
مقدمه:
منطقهی خلیج فارس یکی از مناطق دنیاست که تحرک جمعیتی در دو سوی آن بسیار بالا بوده است. مهاجرت اقوام در تاریخ خلیج فارس بسیار به چشم می خورد. مهاجرت اقوام تا قبل از وقوع انقلاب مشروطیت و اواخر قاجار عموماً مهاجرت از ساحل جنوبی به ساحل شمالی خلیج فارس بوده است. لیکن از این زمان به بعد این روند تغییر کرد و مهاجرت شمال به جنوب در تاریخ خلیج فارس ظاهر شد. مهاجرت نوع دوم مناسبات تجاری خلیج فارس را نیز برهم زد. به عبارت دیگر، جابجایی جمعیت در حقیقت جابجایی سرمایه و نیروی اقتصادی از ساحل شمالی خلیج فارس به ساحل جنوبی آن بود.
مهاجرت شمال به جنوب در این زمان جمعیت زیادی را از ساحل شمالی به ساحل جنوبی خلیج فارس کشاند. یکی از این مکان های ساحل شمالی خلیج فارس که درجریان مهاجرت شمال به جنوب جمعیت زیادی از خود را از دست داد جزیرهی مهم کیش بود. این جزیره از آن جایی که دارای قابلیت های ارتباطی و اقتصادی خاصی از گذشته تا زمان حاضر می باشد ، بررسی مسائل آن اهمیت خاصی برای ایران دارد. آب شیرین و کافی، خاک حاصلخیز، مغاصی صید مروارید از جمله قابلیت های این جزیره است. اما با این وجود، در دوران معاصر و به ویژه اواخر قاجار و اوایل پهلوی ساکنین این جزیره به مانند بسیاری از سواحل و جزایر ایران، جزیره کیش را ترک نموده و به سواحل جنوبی خلیج فارس مهاجرت کردند. شناخت دلایل اصلی این مهاجرت یکی از دغدغه ها و اهداف این مقاله است. شناخت دلایل مهاجرت سکنهی این جزیره به ساحل جنوبی خلیج فارس می تواند پرده از بسیاری از مشکلات مردم این جزیره و مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خلیج فارس که این مردم با آن روبرو بوده اند بردارد. دست یافتن به این شناخت به نوبه خود می تواند یک چارچوب مفهومی و یک الگوی کاربردی برای اعمال سیاست گذاری های جاری و آتی ایران در قبال جزایر و سواحل خلیج فارس فراهم کند.
برای نیل به این مقصود، ما برآنیم تا با استفاده از منابع دست اول آن دوره به ویژه بررسی نوشته های احمد فرامرزی در روزنامهی خاور به این مسئله بپردازیم. نوشته های احمد فرامرزی به عنوان یک نویسنده فعال در حوزه خلیج فارس ارزش والایی دارد. قابل ذکر است که ایشان قسمت مدیدی از عمر خود را در دو ساحل خلیج فارس گذرانده است و بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی خلیج فارس را به عینه نظاره گر بوده است.
در این نوشتار پس از بیان تاریخچه ای کوتاه از جزیره کیش به معرفی احمد فرامرزی و روزنامه خاور پرداخته می شود. در ادامه ابتدا دلایل رونق این جزیره که سبب شده بود جمعیت زیادی را در خود اسکان دهد بررسی شده و پس از آن دلایلی که منجر به مهاجرت جمعیت این جزیره به ساحل جنوبی خلیج فارس شد واکاوی می شود. در پایان نتیجه گیری و ره آورد این نوشتار آورده خواهد شد.
تاریخچه کیش:
جزیره آزاد کیش با 457/90 کیلومتر مربع مساحت (افشار سیستانی، 1370: 43) و با فاصله 19 کیلومتر از سواحل جنوبی ایران در میان آب های خلیج فارس قرار گرفته است و از نظر تقسیمات سیاسی تابع شهرستان بندرلنگه استان هرمزگان است(مختارپور، 1379: 2). این جزیره در درازای تاریخ همواره یکی از مراکز اصلی صید مروارید و دارای موقعیت ارتباطی(رزم آرا،1330: 39) و طبیعی خاص در خلیج فارس بوده است. کیش یا «قیس» همان جزیرهای است که یک شب بازرگانی، سعدی را به خانهی خویش برد و پریشان گویی اش مستوجب گله و شکایت شیخ اجل را فراهم کرد(سعدی، 1390: 147).
جزیره کیش پیشینه آبادانی مفصلی دارد. این جزیزه بعد از خرابی بندر سیراف که پس از سلطنت عضدالدوله دیلمی در جریان کشمکش های درون دودمانی خاندان دیلمی در پس کرانه های آن روی داد، جانشین بندر سیراف گردید و مبدل به مرکز تجارت خلیج فارس گردید. این جزیره به مرکز ملوک بنی قصر در جزیره کیش تبدیل گشت که بر عمان و اکثر جزایر خلیج فارس حکومت داشت و دو ثلث خراج ایالت بحرین که از بصره تا جلفار (راس الخیمه کنونی) امتداد داشته به انضمام عایدی جزایر فعلی بحرین به خزانه ملوک بنی قیصر وارد می شد. ملوک بنی قیصر به سبب موقعیت طبیعی و تجاری- ارتباطی این جزیره مکنت و تمول زیادی به هم رسانیدند که بعد از مدتی محسود ملوک و پادشاهان اطراف واقع شدند. پادشاه هرمز، سیف الدین و ابوبکر سعدی زندگی شهریار عادل فارس از رقیبان قدرتمند سلسله بنی قیصر کیش بودند که با همکاری هم در سال 626 هجری این سلسله (بنی قیصر) را منقرض نمودند(وصاف الحضره، 1338، 171) و بعد از آن این جزیره در سایه اقدامات برجسته و والای اتابک سعدی زنگی عنوان «دولت خانه» یافت.
به هر حال جزیرهی کیش به واسطهی موقعیت جغرافیایش و داشتن مغاصی مروارید، بعد از آن واقعه هم رو به آبادی گذاشت و مخصوصاً بعد از 1258 قمری که بین شیوخ فعلی بحرین (آل خلیفه) اختلاف افتاد و جنگ درگرفت، عدهی زیادی از مردم بحرین که طرفدار شیخ مغلوب بودند به قیس آمدند و آن گاه به بعضی از بنادر دیگر ایران مهاجرت نمودند، بر آبادی این جزیره افزودند و مجدداً به صورت یکی از نقاط معمور و آباد خلیج فارس درآمد(روزنامه خاور، سال پنجم، شمارهي 3، اول شهریور 1328، ص 2).
تنها منابع اندکی هستند که اطلاعاتی در مورد جزیره کیش به ما میدهند: «فارسنامه« ابن بلخی، «آثار البلاد و اخبار العبادِ» زکریای قزوینی و «تاریخ و صافِ» وصاف الحضره شیرازی از این منابع کهن هستند. اما از دوران معاصر، منابع محدودی از تحولات این جزیره در اختیار مورخ قرار دارد. یکی از منابع موجود از تحولات کیش در دوران معاصر مشاهدات احمد فرامرزی از جزیره کیش است که در روزنامه خاور به چاپ رسیده است.
احمد فرامرزی و جزیره کیش:
احمد فرامرزی، فرزند ارشد شیخ عبدالواحد فرامرزی در 24 ربیع الثانی سال 1306 ق/1888م در روستای گچویه، مرکز کلانتر نشین دهستان فرامرزان، در شمال غرب بندر لنگه، دیده به جهان گشود. پدر احمد، روحانی ای مبارز و آزادی خواه بود و ایستادگی وی در برابر خوانین و اشرار محلی، وی را نزد مظلومان و ستم دیدگان، مردی محبوب و مشهورکرده بود. شیخ عبدالواحد در محیطی نا امن و پراز هرج و مرج و زورگویی به تربیت اولادش همت گماشت. شیخ عبدالواحد هم در فرامرزان و هم در بحرین، دلبستگی، عائله، فرزند، ملک وکرسی درس داشت(فرامرزی، 1378: 50 و عبدالرحمن ملا، 1375: 11) و به همین خاطر، زندگی در هر دو جا برای او و خانواده اش امری عادی و طبیعی بود (فرامرزی، 1378: 50 و رکنزاده آدمیت ،1340: 71). خاندان فرامرزی و نیاکان آن ها به عنوان کلانتران دهستان فرامرزان در تحولات سیاسی و اجتماعی نواحی پس کرانه ای بندر لنگه و بندرعباس در اواخر قاجاریه و دوران پهلوی اول نقش اساسی ای ایفا کردند. احمد از سن 6 تا 10 سالگی در مکتب گچویه قرآن را ختم کرد(فرامرزی، 1378: 50) و در ده سالگی- 1316 ق/ م- به همراه پدرش به بحرین رفت و در مسیر این جابجایی از جزیره کیش دیدن نمود.
پس از چندی احمد فرامرزی به اتفاق خانواده اش از بحرین به زادگاهش روستای گچویه بازگشت لیکن به دلیل تشنج و ناامنی به واسطه وقوع انقلاب مشروطیت در ایران و مشکلات محلی و طایفه ای تصمیم گرفت خود را از جار و جنجال فارس دور کند و در بحرین به تربیت اولاد بپردازد. اما در بحرین احمد فرامرزی به همراه پدر و برادرش در مقابل سیاست های استعماری و ضد ایرانی انگلیس به پا خاستند این امر احمد و برادرش عبدالرحمن فرامرزی را در معرض تهدید به تبعید به جزیره سیلان یا سریلانکاری امروزی قرار داد. چرا که انگلستان در پی این بود که بحرین به عنوان منطقه ای مهم و استراتژیک از دسترس سلطه ایران به دور باشد و این گونه علاوه بر ضعیف نگه داشتن ایران بتواند شیخ نشین هایی وابسته به خود در ساحل جنوبی خلیج فارس به وجود بیاورد. لذا احمد و عبدالرحمن فرامرزی با آگاهی از این مسئله در ابتدا به یکی از شیوخ قطر و در نهایت به یکی از شیوخ روستای چاه کوتاه که چندی پیش علیه استعمار انگلستان جنگیده بودند و به شدت از انگلستان نفرت داشتند پناه بردند و پس از شش ماه به بوشهر و در نهایت در سال 1301 شمسی به تهران رسیدند و بعد از چندی جذب مشاغل دولتی و حکومتی شدند. احمد فرامرزی در سال 1311 شمسی که کارمند وزرات مالیه بود ماموریتی در جنوب یافت که از جزیره کیش نیز دیدن نمود. ایشان همچنین در سال 1328 شمسی که کارمند وزارت راه بود از جزیره کیش دیدن کرد که مشاهدات هر سه سال مذکور در روزنامه خاور در سال 1328 شمسی به چاپ رسید.
روزنامه خاور یکی از چندین روزنامه و فعالیت قلمی احمد فرامرزی بود که به طور جدی و نقادانه مسائل مربوط به خلیج فارس را برررسی کرده است. این روزنامه در سال 1328 ش/ 1941 م، از شمارهی 48 به بعد توقیف شد و از شمارهی 49 تا شمارهی 75 همین سال، با عنوان «صهبا» و صاحب امتیازی «نیرالملوک صدری پور» منتشر شد و پس از آن مجدداً با عنوان خاور انتشار یافت.
احمد فرامرزی از نویسندگان پرکار حوزه خلیج فارس است و آثار وی پیرامون خلیج فارس از منابع مرجع محسوب می شوند. آشنایی وی به زبان عربی و انگلیسی، مطالعات میدانی وی در دو ساحل خلیج فارس(ارتباط مستقیم و حضوری با شیوخ بحرین، قطر و غیره)، جابجایی های مکرر و تحصیل او در دو ساحل خلیج فارس، مسئولیت در مشاغل دولتی از جمله کارمند وزرات خارجه، وزارت مالیه و دادگستری، نمایندگی مجلس شورای ملی در دوره های پانزدهم، هفدهم و هجدهم از شهرستان بوشهر و کار در کتابخانه مجلس شورای ملی؛ آشنایی با جغرافیای خلیج فارس، وطن پرستی و دغدغه ملی، شناخت عميق از اوضاع سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي خليج فارس باعث می شود که آثار وی از جایگاه والایی در مطالعات خلیج فارس برخوردا باشد.
مشاهدات او پیرامون جزیره کیش برای نخستین بار در این مقاله آورده خواهد شد، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت و دلایل نوسانات جمعیتی کیش که نکته بارز مشاهدات او از این جزیره است واکاوی خواهد شد.
تحولات جمعیتی کیش:
احمد فرامرزی در روزنامه خاور در شهریور ماه 1328 هجری شمسی نتیجه مشاهدات خود را از جزیره کیش در سه سال متفاوت 1278 شمسی، 1311 شمسی و 1328 شمسی به شرح زیر آورده است:
«بنده در سن ده دوازده سالگی [سال های 1317 و 1319 هجری قمری / 1899 و 1901 م][1] که در خدمت پدرم به آن جا [کیش] رفتم خیلی آباد بود چنان که قصبهی ماشَه مرکز جزیره دارای چندین کاروانسرا و بازار مفصلی بود که یک راستهی آن به تجار هندو اختصاص داشت و در آن موقع در حدود چهارصد قایق غواصی داشت که در اطراف جزیره به صید مروارید مشغول میشدند و چندین کشتی بزرگ غواصی داشت که در مغاصهای بزرگ که بین طرفین سکنهی خلیج فارس مشترک و مشاع است غواصی میکردند و کشتیهای بارکشی متعدد و فراوانی داشت که به هندوستان و آفریقا و یمن و عراق عرب و غیره مسافرت میکردند و امتعهی ایران و عراق را به آن نقاط برده اجناس آن جا را به این سمت وارد میکردند و مایحتاج مردم را فراهم میساختند و در تابستان یکی از مراکز تجارت مروارید بود که عدهای از تجار این صنف از بحرین و قطر و عمان و کویت برای داد و ستد مروارید به آن جا میآمدند و قطع دارم که در آن موقع مجموع سکنه این جزیره کمتر از 15هزار نفر نبود ولی در سال 1311 شمسی که مأموریتی بر آن حدود پیدا نمودم، تمام خانهها و مساجد آن جا را خراب دیدم و جمعیت آن از دویست نفر تجاوز نمیکرد و امسال [1328 ش/ 1141 م] که باز به آن جا رفتم و تمام نقاط جزیره را دیدم در حدود 1800 تا دو هزار نفر جمعیت داشت[2] زیرا بعد از حوادث شهریور [1320 ش/ 1941 م] که فشار مأمورین کمتر شده بود و مردم آزادی بیشتری بدست آوردند یک عده مراجعت کردند و هنوز هم جمع زیادی مایل به مراجعت هستند.» ( روزنامه خاور، سال پنجم، شمارهي سوم، اول شهریور ماه، 1328ش، ص 3).
بارزترین نکته در این آینه تمام نمای جزیره کیش در یک دوران پنجاه ساله، کاهش جمعیت این جزیره است. جمعیت کیش در سال 1278 شمسی 15 هزار نفر، در سال 1311 شمسی حدود 200 نفر و در سال 1328 شمسی حدود 1800 تا 2000 نفر گزارش شده است. از آن جایی که احمد فرامرزی نویسنده ای دقیق و آشنا به وضعیت اجتماعی خلیج فارس و شاغل در پست های مهم دولتی بوده است این آمار و ارقام قابل اعتماد و اعتبار خواهد بود.
در این جا سئوالی که مطرح می شود از این قرار است که علل و عوامل جمیعت بالای کیش چه بوده است و چه علل و عواملی سبب کاهش مورد توجه جزیره کیش در یک دوران 50 ساله گردید؟ برای پاسخ به این سئوال به تفکیک مباحث به شرح زیر می پردازیم:
1. رونق و آبادانی جزیره کیش:
این جزیره در درازای تاریخ (که شرح آن قبلا گذشت) از مراکز تجاری خلیج فارس بوده است و هرچند افتان و خیزان، این موقعیت خود را حفظ نموده است. جمعیت کیش در سال 1278 شمسی در حدود 15 هزار نفر جمعیت داشته است(روزنامه خاور، همان، ص 3). این جزیره چه استعدادها و مزایایی داشت که توانست در طول تاریخ این موقعیت برتر خود را نسبت به دیگر جزایر حفظ کند؟ این استعدادها در دو محور الف) موقعیت طبیعی- جغرافیایی و ب) موقعیت تجاری این جزیره نهفته است.
الف) موقعیت طبیعی و جغرافیایی
این جزیره از روزگار قدیم به علت داشتن آب شیرین فراوان و وجود چاه های کم عمق و همچنین قنوات در آن اهمیت خاصی داشته است. این مسئله باعث شده بود که این جزیره از زمین حاصلخیز و پوشش گیاهی قدرتمندی برخوار باشد[3] و باغ های فراوانی از نخل، انجیر، انگور، انار، مرکبات، کنار در آن وجود دارد( روزنامه خاور، سال پنجم، شمارهي سوم، اول شهریور ماه، 1328ش، ص 3) به علت وجود آب شیرین و قرار گرفتن در حد فاصل بنادر بصره، بوشهر، بحرین و بندر عباس و بندر لنگه این جزیره لنگرگاهی مناسب برای کشتی هایی بود که در مسیر دریایی خلیج فارس به مقصد این بنادر تردد می کردند که می توانستند مایحتاج خود از جمله آب شیرین را از این جزیره آباد تامین کنند.
علاوه براین، دوری این جزیره از دو ساحل و عدم امكانات كافي حكومتهاي پسكرانهاي در لشكركشيهاي دريايي موقعيت امنتري را به اين جزيره می بخشید(وثوقی، 1389: 141).
ب) موقعیت تجاری:
اولین عاملی که بر موقعیت تجاری این جزیره، تأثیر شایانی داشته است موقعیت طبیعی ممتاز آن است. قرار گرفتن جزیرهی کیش در سر راه کشتیهای بادی که از کویت و بحرین و سایر بنادر عربستان به طرف مشرق آمد و رفت می کردند و همچنین در سر راه کشتیهای بادی خود اتباع ایران که به مشرق و غرب و شمال و جنوب مسافرت می نمودند باعث رونق تجارت این جزیره شد(روزنامه خاور، سال پنجم ، شمارهي 4، 3 شهریور 1328 ش، ص 1). مرواریدی که از مغاص های این جزیره صید می شد امتیازات طلایی و منحصر به فردی را به این جزیره می داد. در درازای تاریخ، جزیره کیش از نظر صید و تجارت مروارید شهرت بسیاری داشته است. مسعودی نویسنده قرن چهارم هجری در کتاب خود می نویسد« غوص و استخراج مروارید به دریای پارس می کنند . . . . که در خارک، کیش، قطر، عمان، سرندیب[4]، و دیگر نقاط این دریا به دست آید»(مسعودی، 1370: 146) صید و تجارت مروارید تا سال 1304 شمسی نیز به قوت خود باقی مانده بود. (سدیدالسلطنه کبابی، 1304: 754-755) تجارت مروارید در این جزیره بسیار پرسود و دائمی بود. کاروان سرا و بازار مفصلی داشت که تجار هندو که واسطه تجارت مروارید بین کیش و هندوستان بودند در بازار کیش به حدی زیاد بودند که راسته مخصوص به خود را داشتند. کاروانسراهای متعددی که در قصبه ی ماشه، مرکز جزیره وجود داشت پذیرای مسافران کشتی های تجاری بود که در خطوط منظم تجاری بین کیش تا هندوستان در رفت و آمد بودند. این خطوط منظم کشتیرانی مابین عراق، بحرین، قطر، هندوستان، یمن و آفریقا در جریان بودند. این جزیره در تابستان پذیرای عده ای از تجار مروارید از بحرین، قطر، عمان و کویت می شد و در این فصل یکی از مراکز اصلی تجارت مروارید بود.
خلاصه آن که تجارت مروارید برای جزیره کیش فرصت های زیادی ایجاد کرد. اشتغال، تجارت و امنیت در این جزیره ثروت و تمول خوبی را برای این جزیره به ارمغان آورد. عواملی که جمعیت زیادی را به جزیره کیش کشاند جمعیت این جزیره در سال 1278 شمسی به 15 هزار نفر رسید.
جزیره کیش بین دو بندر معمور بوشهر و لنگه قرار داشته و پس کرانه ی وسیعی را که شامل لار، خنج، فیروزآباد و شیراز می شده است در بر می گرفته است. مبادله تجاری با این مراکز یکی دیگر از عوامل اصلی رونق تجارت در آن بوده است.
ج) سیستم اداری بومی و آزادی عمل ساکنین
این جزیره تحت مدیریت افراد محلی و بومی قرار داشت. آشنایی این مدیران محلی به فرهنگ، آداب و رسوم، خلق و خو و نوع معیشت جزیره کیش امتیازی بزرگ برای این جزیره بود. آنان می دانستند که رونق زندگی ساکنین و همچنین خودشان به رونق تجارت این جزیره وابسته است. بنابراین همه سعی و تلاششان در جهت گسترش و بهبود وضعیت تجاری جزیره کیش متمرکز شد. آزادی عمل تجاری ساکنین، عبور و مرور آزاد ساکنین این جزیره در دو ساحل خلیج فارس و تساهل مذهبی جهت پیشبرد و جذب تجار غیر مسلمان از جمله هندو توانست باعث رونق تجاری این جزیره گردد. رونق تجاری ای که سرانجام جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
در حوزه حکومتی، آزادی عمل و استقلال مدیران بومی این جزیره از پایتخت در تصمیم گیری، باعث می شد رتق و فتق امور سریع، مناسب و هماهنگ با نیازهای جزیره کیش صورت گیرد. این شیوه مدیریت موجب می شد که مدیران محلی متناسب به نیاز ساکنین جزیره به وضع قوانین بپردازند. به تشخیص این مدیران محلی تعرفه های گمرگی که سخت می توانست بر تجارت جزیره کیش آسیب زند، وضع نشد.
2. افول جزیره کیش
گزارش فرامرزی مبنی بر این است که جمعیت کیش در سال 1311 شمسی به حدود 200 نفر رسید. جابجایی جمعیت همچنان ادامه یافت. دامنه مهاجرت چنان بالا گرفت که مقامات دولتی را به تکاپو انداخت چنان که در سال 1326 شمسی وزیر دارائی به وزیر کشور نوشت « جزیره کیش رو به ویرانی و جمعیت آن جا به بحرین و دوبی مهاجرت کرده و می کنند. . . سزاوار است به مامورین مسئول محل دستور فرمائید . . . . راه چاره بیندیشند و پیشنهاد کنند.» ( سازمان اسناد ملی ایران، نامه شماره 6739/1 مورخ 10/2/ 1326) در سال 1328 شمسی احمد فرامرزی جمعیت کیش را در حدود 2000 نفر ضبط کرده است. یعنی، ظرف مدت 50 سال حدود 13000 نفر از جمعیت آن کاسته شده است. چه مصیبتی بر این جزیره وارد آمد که باید این چنین جمعیت آن جزیره را رها کنند؟ در ادامه دلایل این کاهش قابل توجه جمعیتی آورده می شود و به این سئوال هم پاسخ داده می شود که جمعیت آن چه شدند. نگارنده با بررسی منابع این محدوده زمانی که اطلاعاتی در بردارند سعی نموده است که این عوامل را شناسایی کرده و آن ها را تجزیه و تحلیل کند. سقوط این جزیره همانند دیگر بنادر و جزایر خلیج فارس امری ناگهانی و دفعی نبوده (وثوقی، 1389: 360) بلکه در طی یک زمان 50 ساله و به تدریج صورت پذیرفته است. دلایل زیر عوامل و علل رکود جزیره کیش را توجیه می کنند:
الف) تعرفههای جدید گمرکی سال 1317ق/ 1938م:
این تعرفهها که توسط مستشاران بلژیکی بسته شد، به سبب عدم اطلاع این مستشاران و اولیای دولت بر زندگانی اجتماعی و تجاری بنادر خلیج فارس، بسیار ناکارآمد بودند که به زیان بنادر ایران و نفع بنادر جنوبی خلیج فارس تمام شد(روزنامه خاور، سال پنجم ، شمارهي 4، 3 شهریور 1328 ش، ص 1، همچنین بنگرید به: فرامرزی، احمد، 1379: 634-633). این دو تعرفه عبارت بودند از:
(1) «گمرکِ خیلی سنگین بر چوب و تخته و نخ و طناب که موادِ اولیه برای کارگاههای کشتیسازی در سواحل ایران بود». این تعرفههای سنگین باعث گردید که دیگر در بنادر ایران ساختن کشتی مقرون به صرفه نباشد چون در بنادر عربستان از این مواد اولیه، یا هیچ گمرکی نمیگرفتند مثل دبی و یا اگر هم میگرفتند خیلی کم و ناقابل بود. این مسئله، راه زندگی را بر صنعتگران در این سمت ساحل ساحل ایرانی خلیج فارس مسدود کرد و آن ها به ساحل جنوبی خلیج فارس که بازار آن ها مشتری داشت منتقل گشتند(روزنامه خاور، سال پنجم، شماره چهار، ص 3.). با این حساب این تعرفهی نامناسب، مستقیماً بر صنعتِ رایجِ سواحل ایران تأثیر منفی گذاشت. مهاجرت طبقهی صنعتگر سواحل ایران ـ که به دیگر معنی مهاجرت نیروی انسانی ماهر و ناقل ثروت بود ـ به آن سوی خلیج فارس، لطمهای سخت بر حیات اقتصادی سواحل ایران و جزیره کیش وارد آورد که صدمات آن جبران ناپذیر بود.
(2) بسته شدن تعرفه و مالیات 25 درصدی بر مروارید یکی دیگر از تعرفه های جدید گمرکی این سال بود. این تعرفهی جدید هم، حاصلِ ناآگاهیِ مستشاران بلژیکیِ گمرک بود. این تعرفه از اساس بی پایه بود و اشتباه بسته شد چرا که مروارید از آبهای خلیج فارس که جزء آبهای داخلی بود، صید میشد. به عبارت دیگر مروارید کالایی داخلی محسوب میشد که نباید گمرک بدان تعلق گیرد. این اقدام باعث شد که دیگر غواصها و طواشها (تاجران مروارید) مانند سابق به جزیره کیش توجه نداشته باشند و بحرین را جای گزینی برای آن قرار دهند. تجار و غواصهای جزیره کیش و دیگر سواحل ایران نیز چون دیدند شغل و حرفه آنان به آن طرف منتقل شده است، بدان جهت که دیگر زحمت آمد و رفت را به خود ندهند به کلی به آن سمت خلیج فارس مهاجرت کردند (همان، ص 3). این مهاجرت در حقیقت، جابجایی سرمایه از ساحل شمالی به ساحل جنوبی خلیج فارس بود. با این وجود، صید و تجارت مروارید همچنان در جزیره کیش تا سال 1304 شمسی یکی از عوامل اصلی رونق تجاری این جزیره بود. سدیدالسلطنه کبابی، نویسنده شناخته شده در حوزه خلیج فارس که در 1304 شمسی رئیس وقت اداره فلاحت و تجارت و فواید عامه بندرعباس و بندرلنگه بود، نوشته است، مرواریدی که اطراف جزیره کیش استخراج می شود از سایر نقاط ایران بیشتر است. (سدیدالسطنه کبابی، 1304: 754-755) ایشان در ادامه در مورد اهمیت صید مروارید و درآمدزایی آن برای ساکنین جزیره می نویسد:« تقریباً خود اهالی شصت فروند سفاین کبیره و یکصد و پنجاه سفاین صغیره دارند که بیشتر آن ها در اطراف خود جزیره غوص می نمایند و عایدات خلوت[خالص] آن جا سالیانه تقریباً متجاوز از سی هزار روپیۀ انگلیسی می شود» (همان)
صید و تجارت مروارید تا سال های آغازین سده چهاردهم شمسی پررونق بود. از آن پس ژاپنی ها با مرواریدهای پرورشی خود بازارهای جهانی مروارید را در دست خود گرفتند و بازار مروارید خلیج فارس به شدت تضعیف شد(سازمان اسناد ملی ایران، نامه شماره 804 مورخ 1/4/1326 و همچنین بنگرید به مختار پور، 1387: 170- 171). این امر سبب شد تا صید و تجارت مروارید در جزیره کیش از فعالیتی اصلی به فعالیتی جانبی تبدیل شود. این امر به نوبه خویش در نوسانات جمعیتی جزیره کیش نقشی اساسی ایفا کرد.
ب) گسترش ناامني در پس كرانههاي بندر لنگه از دوره مشروطيت و سالهاي پس از آن:
يكي ديگر از عوامل افول و ركود جزیره کیش را ميتوان در گسترش ناامني و اغتشاش در پس كرانههاي آن بين سالهاي 1285 شمسی تا 1302 هجري شمسی دانست. ناامنی در صفحات جنوبی ایران از بندرعباس تا بندر بوشهر در دوره مشروطیت و حوداث پس از آن(وثوقی،1383: 480 و همچنین بنی عباسیان بستکی، 1339: 312- 325)، بر روابط تجاری جزیره کیش با پس کرانه هایش تاثیر سوء برجا گذاشت. وابستگی تجاری جزیره کیش به مسیرهای تجاری پس کرانه ای اش در پیشرفت تجارت آن غیرقابل انکار است و ناامنی این مسیرهای تجاری بر حیاط اقتصادی و تجاری جزیره کیش ضربه سختی وارد آورد و کاهش جمعیت یکی از معلول های این علت قدرتمند بود.
ج) قانون انحصار تجارت و دخالت دولت: دولت ايران، در نهم خردادماه سال 1304 خورشيدي/ 1925 ميلادي، «قانون انحصار تجارت» را به تصويب رسانيد كه بر اساس آن، اجازة تجارت انحصاري چاي و قند و هر چه از قند و شكر به دست ميآيد به دولت واگذار شده و جهت صدور مجوز تجارت قند و چاي از هر من قند، دو قران و از چاي، شش قران به عنوان حق انحصاري دولت اخذ ميشد و اين ماليات علاوه بر حقوق گمركي بود(هدایت، 1361: 474). به دنبال آن در سال 1307 خورشيدي قانون انحصار تجارت ترياك نيز به تصويب رسيد كه حقّ تجارت ترياك را منحصر به دولت مينمود و نهايتاً در سال 1309 خورشيدي، بر اساس تصويب متمّم قانون انحصار، تجارت خارجي ايران به طور كامل در اختيار دولت قرار گرفت. در ماده واحدة آن آمده است: «از تاريخ تصويب اين قانون، تجارت خارجي ايران در انحصار دولت بوده و حق وارد كردن و صادركردن كلية محصولات طبيعي و صنعتي و تعيين ميزان واردات و صادرات مزبور به دولت واگذار ميشود و دولت ميتواند تا تصويب متمّم اين قانون از ورود مالالتجارة خارجي به خاك ايران جلوگيري نمايد.»(روزنامه اطلاعات، 1309، سال پنجم، شماره 1267).
این قانون بدون آگاهی از سواحل خلیج فارس و بنادر ایران بسته شد. تصویب این قانونِ ناهماهنگ با جریان تجاری و اجتماعی بنادر و سواحل ایران و اجرای بدتر آن توسط مأمورین دولتی جاهطلب، سختترین ضربه را به اقتصاد و تجارت بنادر و سواحل ایران وارد آورد. فرامرزی مینویسد: « این قانون، کسب آزاد را در جلو مردم بست و همهی کارها را در تهران تمرکز داد و روی این اصل، اهالی بنادر و شهرهای دوردست بهرهای از سهمیه تجارتی و ارز نمیبردند و سهمیهی اجناس مرغوب، تمام نصیب تجار بند و بست کن تهران گردید و لذا تجار بنادر مجبور بودند که برای گرفتن ارز و سهمیه، در تهران سرگردان بمانند. چون روزانه از اهمیت تجارت و کار در بنادر کاسته شد و همهی کارها در تهران تمرکز یافت»( روزنامه خاور، سال پنجم، شمارهي 5، 4 شهریور 1328ش، ص1.) فرامرزی در جایی دیگر از صفحات خاور سخت به این قانون تاخته است که دولت نباید تجارت کند و باید تجارت و تولید را به مردم واگذار سازد و از آنها حمایت کند و فقط راهنماییهای لازم را بنماید (روزنامه خاور، شمارهي 51، 29 مهرماه، 1328 ش، ص4.).
قانون انحصار تجارت همان گونه که پیش از این گفته شد امور تجاری بنادر و جزایر جنوب از جمله کیش را در تهران متمرکز کرد و استقلال رأی را از حاکمان بومی و مدیرت محلی بنادر و جزیره کیش سلب کرد. این امر باعث بسته شدن راه تجارت آزاد در کیش و سرگردانی ساکنین این جزیره گردید. مراودات تجاری و فرهنگی ساکنین جزیره کیش با سواحل جنوبی خلیج فارس و آگاهی آنان از تساهل تجارت در سواحل جنوبی، جمعیت کیش را به ساحل جنوبی متمایل نمود.
د) لجام گسیختگی و تعدی مأمورین دولتی بر مردم بنادر جنوب:
عملکرد ظالمانهی مأمورین دولتی در سواحل، عامل مهمی برای مهاجرت مردم بنادر و جزایر ایران از جمله کیش به ساحل جنوبی خلیج فارس بود. نمونههایی زیر مواردی است چند از ظلمِ مأمورین دولتی به مردم بنادر و جزایر که به مهاجرت این مردم مظلوم انجامید: (الف) مردم بندر کلات ـ بندری که روبروی جزیرهی کیش است ـ که از بنادر درجه دوم بود بر اثر اخاذی یک مأمور آمار به عمان مهاجرت کردند و در خور فکان یا خَصَب ـ واقع در عمان ـ ساکن شدند؛ (ب) مردم بندر مغویه ـ از بنادر حومهیی شهرستان لنگه استان هرمزگان- در نتیجهی تهدید مأمور آماری، با زن و اطفال خود در قایقهای کوچکی نشستند و به عمان گریختند و چند قایق آنها در بین راه غرق شد؛ (ج) شیخ بندرِ چیرو ـ بندری از دهستان عبیدلیِ بخش لنگه در استان هرمزگان- و عدهی دیگری از این بندر هم مدتی مهاجرت کردند و (د) بسیاری از مردم بنادرِ شیبکوه در نتیجهی مقررات سخت و ظلم و تعدی مأمورین، به قطر و کویت و احیاناً بحرین مهاجرت کردند و «دیگر اصلاً خیال بازگشت هم ندارند چرا که در آن جاها کار فراوان است و امنیت برقرار است»( روزنامه خاور، شمارهي 5، 4 شهریور ماه 1328ش، ص 3).
فرامرزی در 1328 شمسی شرحی اسفناک از جاه طلبی مأموران دولتی که به چشم دیده است ارائه می نماید: «در مسافرت اخیری که به بنادر کردم در جزیرهی قشم یک نفر یک گونی جو و یک گونی گندم از مرکز جزیره میخرد که با شتر برای عیال خود به قریهی مسکن خود ببرد. بین راه مأمورین او را میگیرند که قاچاق همراه داری. 64 ساعت در گمرک ناحیه او را توقیف مینمایند. وقتی که آزاد میشود به تفتیش میگوید من دیگر در این جا نمیمانم، دست عیال و خانوادهام را میگیرم و به دنبال هزارها از هم محلیها و برادران خود میروم که قبل از این به عربستان رفتند.... اگر یک نفر از اهالی بنادر محصولی را بخواهد از سر خرمن به منزل ببرد، جلو صاحب محصول را میگیرند که شما قاچاق دریا دارید....»(همان)
موارد فوق الذکر در مورد جزیره کیش نیز صدق می کند. چرا که این ها تنها نمونه ای از لجام گسیختگی مامورین دولتی است که بر تمام سواحل ایران حکمفرما بود. به سبب ظلم و ستم محمدرضا خان بستکی مالکِ جزیرهی کیش[5] بسیاری از اهالی این جزیره به سواحل عربستان (فرامرزی،1379: 677). و بسیاری نیز به کویت، شبه جزیره قطر، جزایر بحرین و دیگر شیخ نشین های خلیج فارس مهاجرت کردند. در نتیجه جمعیت کویت در ظرف 1326 تا 1328 شمسی از 30 هزار به 150 هزار نفر رسید (روزنامه خاور، سال پنجم، شماره 5، سال 1328 ش. ص 3). مأموران دولتی که برای امنیت و ادارهي بهتر بنادر گماشته شده بودند، خود از عوامل ناامنی و اغتشاش اداری بودند. این مأمورین، سمت خود را «وسیلهای برای کسب ثروت و کاسبی میدانستند (همان) و برای رسیدن به مقصود از هیچ چیز فروگذار نبودند، رشوه(همان،ص 170) ، «فساد مالی»( همان، شماره چهارم، آذر 1306ش، ص 245.) «فساد اخلاقی»(همان، 246) (اتهام، ضرب و شتم، جعل سند)، تعدي در حق مردم (همان، شماره سوم، آبان 1306ش، ص 178. ) ، وظيفه ناشناسي و كتمان قانون براي اغناي شخصي(همان، شماره چهارم، آذر 1306ش، ص 243.) ، شراکت در قاچاق کالا(همان، 243) ، دامن زدن به اختلاف محلی جهت امیال شخصی(همان، آبان 1306ش، ص 175.) ، شیوهي رایج و مرسوم حکام بنادر و مأمورین مالیه و گمرک بود. البته افرادِ وظيفه شناس هم در بین آنها بودند (همان، شماره چهارم، آذر 1306ش، ص 243). از آن جایی که مأموران واسطهي دولت و ساکنین بنادر و جزایر به حساب می آمدند، اعمال آنها در نظر مردم، اوامر حکومت تلقی میشد و سبب انفصال دولت و ساکنین بنادر بود از این رو مسئلهي مأمورین درستکار بیش از هر چیزی به بسط نفوذ دولت در سواحل خلیج فارس کمک میکرد (همان، شمارهي هفتم، تیر ماه 1307ش، ص 416).
گزارشات فرامرزی منبع موثقی برای اظهارِ نظر در مورد مأمورین دولتی سواحل و بنادر است: این مأمورین که جهت حفظ امنیت گماشته شده بودند، خود عامل اصلی نا امنی سواحل و بنادر شدند. هدف آنها تنها پرکردن جیبشان بود و نتیجه فقط بدتر شدن اوضاع اجتماعی سواحل بود که مهاجرت ساکنین را در پی داشت. ماموران لجام گسیخته که هیچ دلشان برای ساکنین نمی سوخت و پست و منصب خود را دستاویزی برای تمول مالی خود قرار می دادند جایگزینی برای حاکمان بومی بودند که مدیریت شایسته محلی را در جهت نفع خود و ساکنین بنادر و جزایر در پیش گرفته بودند. بارزترین نتیجه این جایگزینی بی فایده، ظلم بر ساکنین، تخریب فرهنگ عمومی بنادر و در نتیجه مهاجرت اهالی بنادر و جزایر از جمله جزیره کیش بود. قطعاً مدیریت بومی نقش زیادی بر آبادانی جزیره کیش ایفا می کرد که با نابودی آن جزیره کیش راه افول تجاری و در نتیجه کاهش جمعیت در پیش گرفت. احمد فرامرزی نیز بر نقش مخرب این جایگزینی اداری صحه گذاشته است. وی یکی از عوامل موفقیت جزیره بحرین و برتری یافتن آن بر جزایر کیش و قشم و بندرلنگه را عدالت و زحمات شیخ آن جا می داند. (فرامرزی، 1379: 678) عاملی که از جزایر کیش، قشم و بندرلنگه به واسطه ی فعالیت های مخرب مامورین دولتی گرفته شده بود.
شیوع پدیدهی قاچاق در خلیج فارس در دورهی پهلوی نیز به میزان قابلِ توجهی به عملکرد غیر مشروع این مأمورین ارتباط داشت. فرامرزی راست میگوید که: «اگر مأمورین دولت نخواهند قاچاق شود، محال است که یک عدد قاچاق وارد مملکت گردد» (روزنامه خاور، شمارهي سوم، اول شهریور 1328 ش، ص 3).
ه)سربازگیری:
سربازگیری و رفتارهای سختگیرانهی مربوط به آن عاملِ مؤثری در مهاجرت سکنهی سواحل و بنادر ایران از جمله جزیره کیش بود: مردم جزائر و سواحل خلیج فارس بیش از هر چیز از مسئله سربازگیری وحشت داشتند زیرا به واسطهی نزدیکی به سواحل عربستان و معاشرت با عربهای آن حدود، عادت به زندگانی خیلی آزاد و بی قید و شرط داشته اند لذا بعضی از قوانین دولتی از جمله سربازگیری نوعی محدودیت برای آزادی شان جلوه می کرد و فشار روانی زیادی از ناحیه دولت احساس می کردند (روزنامه خاور، شمارهي پنجم، 3 شهریور 1328ش، ص3). این فاکتور به خصوص در کاهش جمعیت کیش تأثیر شگرفی داشته است. فرامرزی می نویسد: «بسیاری از مردم جزیرهی کیش به سبب ترس از نظام وظیفه به آن طرف گریختند»(همان، ص 3). مسئله مهاجرت مردم جزیره کیش در اثر تصویب این قانون به حدی قابل توجه بوده است که در نظر احمد فرامرزی یک معضل اصلی برای کاهش جمعیت کیش جلوه می کند و در ادامه بحث در مورد سربازگیری به ارائه راه حل مبنی بر معافیت مردم جزیره کیش از خدمت سربازی ولو به مدت محدود و معینی می نماید(روزنامه خاور، شماره سوم، اول شهریور 1328، ص 3، سال پنجم ).
و)کشف حجاب:
در پی تصمیم حکومت پهلوی اول در سال 1314 شمسی مبنی بر کشف حجاب و اجبار و فشار حکومت برای عملی کردن آن بسیاری از ساکنان جزایر و بنادر خلیج فارس که این روند را مخالف با سنت های دیرینه مذهبی خود می دیدند چاره را فقط مهاجرت به ساحل جنوبی خلیج فارس تشخیص دادند. جابجایی بزرگ جمعیت از ساحل شمالی به ساحل جنوبی خلیج فارس در این ماجرا به اوج خود رسید(روزنامه خاور، سال 1328، شمارهي سوم، ص 3 و وثوقی، 1384: 486) و آثار مخربی بر جمعیت و اقتصاد سواحل ایران از جمله جزیره کیش وارد ساخت.
ح) شیوع پدیده قاچاق:
قاچاق کالا از پدیدههایی بود که در دورهی پهلوی در خلیج فارس شیوع یافت و تا زمان حاضر به قوت خود باقی است. عوارض گمرکی بالا و وضع مقررات نامناسب و خشن در سواحل از سال 1317 قمری، تعدی و اشکالتراشی مأمورین برای اخاذی، قانون انحصار تجارت و مرگ تجارت آزاد(خاور، شماره 13، 12 شهریور 1328 شمسی، ص 4) شیوع پدیده قاچاق را در خلیج فارس سبب شد و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی وخیمی بر سواحل خلیج فارس بر جای گذاشت. آنچه مسلم است، سبب آبادانی و رونق سابق بنادر و ساحل شمالی خلیج فارس و از جمله جزیره کیش تجارت بود. تجارت کیش قسمت عمران آبادانی خود را مدیون تجارت و و فعالیت های مرتبط با آن بود. به عبارتی دیگر منبع درآمد و شغل اکثر ساکنین جزیره کیش تجارت و امور در رابطه با تجارت ـ چون قایقرانی، کشتیرانی، کارگری، مهمان داری و غیره- بود. از جمعیت 15 هزار نفری جزیره کیش، قسمت متنابهی از آن ها قایقران، کشتیران، کارگران تخلیه بار از کشتی ها، مهمان دار کاروانسراها و تجار واسطه تجارت مروارید و سایر اقلام با هندوستان و شرق آفریقا بودند. شیوع پدیده قاچاق باعث شد تجارت فعال و گسترده جزیره کیش به نابودی کشیده شود و به تدریج جمعیت آن به مناطق دیگری از خلیج فارس، به ویژه دبی، کویت، شیخ نشین های امارت متحده، به دنبال کار و کسب خود روی آوردند و بدین شکل جمعیت زیادی از کیش مهاجرت کردند و تنها در حدود 200 نفر در سال 1311 شمسی در آن جزیره باقی ماندند.
نتیجه:
جمعیت کیش در سال 1278 شمسی 15 هزار نفر، در سال 1311 شمسی حدود 200 نفر و در سال 1328 شمسی حدود 1800 تا 2000 نفر گزارش شده است. از جمعیت کیش در حدود 13000 نفر کاهش یافته است. سبب این کاهش قابل توجه جمعیت چه بود؟ در این دوران، عوامل قدرتمندی دست به دست هم دادند و حیات اجتماعی و اقتصادی سواحل و جزایر شمالی خلیج فارس را به شدت تهدید کردند. عواملی نظیر، تعرفههای گمرکی نامناسب، مقررات سخت و خشن، انحصار تجارت برای دولت و مرگ تجارت آزاد در سواحل، سربازگیری، کشف حجاب، تعدی و اخاذی مأمورین دولتی جاه طلب، از بین رفتن مدیریت بومی و در نهایت شیوع قاچاق. این در صورتی بود که در ساحل مقابل ـ ساحل جنوبی خلیج فارس ـ از عواملی که نام برده شد خبری نبود. سرانجام ـ البته به تدریج ـ جاذبهی ساحل جنوبی و دافعهی ساحل شمالی، مهاجرت جمعیت و سرمایه را، از شمال به جنوب، در پی داشت. مشترکاتِ فرهنگی دو ساحل چون زبان و مذهب مشترک هم بر شدت آن افزود. بدینسان آبادانی از ساحل شمالی رخت بر بست و به ساحل جنوبی رفت.
جزیره کیش که از سواحل ایران مستثنی نبود، موقعیت تجاری خود را از دست داد و ساکنین آن به دبی، شارجه، ابوظبی، کویت، بحرین، قطر و بنادر عربستان مهاجرت کردند. مهاجرت جمعیت، جزیره کیش را از توانایی های این سیل عظیم جمعیت محروم ساخت و زیربنای رونق این جزیره که تجارت بود به نابودی کشیده شد.
راه آورد مقاله:
بررسی تحولات جمعیتی کیش در یک دوران زمانی 50 ساله نشان داد که هر زمان مدیرت بومی و محلی، تساهل مذهبی و آزادی تجارت در جزیره کیش حاکم بوده است این جزیره توانسته است از رونق و شکوفایی خاصی برخوردار باشد. به عبارت دیگر، عدم وجود هر کدام از این موارد، اثر خویش را بر تحولات اقتصادی و جمعیتی کیش نهاد.
مدیریت بومی و سیاست گذاری حاکمان محلی در جزیره کیش، کسانی که از جنس مردم بوده اند و به آداب و رسوم، فرهنگ و سنن ساکنین کیش آگاه بوده اند، این جزیره را برای ساکنین خلیج فارس جذاب می کرد. از طرفی سبب می شد قوانین اداری به نفع حاکم بومی و ساکنین جزیره کیش باشد. این قوانین بدون شک متناسب با محیط جغرافیایی کیش و هماهنگ با وضعیت تجاری این جزیره وضع می شد و رونق تجاری آن را در پی داشت. مدیریت محلی، مدیریتی که سوای از سیاست گذاری پایتخت بر جزیره کیش بود در شناسایی معضل های محلی و ارائه راه حل های اساسی به مراتب با سرعت عمل بیشتری عمل می کرد و کارایی آن بالاتر از مدیریت و تصمیم گیری پایتخت بود. این یعنی این که، زمانی که امور مربوط به تصمیم گیری در پایتخت متمرکز بود، عده ای بدون شناخت دقیق جغرافیای منطقه و روحیات مردم به اتخاذ تصمیم و تصویب قانون می پرداختند که این هیچ سنخیتی با مسائل و مشکلات مردم جزیره کیش نداشت. علاوه بر این، بروکراسی پیچیده نیز سرعت عمل تصمیم گیری را کاهش می داد و اختیار عمل حاکم و مردم ساکن در جزیره را سلب می کرد. در تصمیم گیری های کلان در سواحل و بنادر خلیج فارس باید از نظرات و پیشنهادات کارشناسان بومی این نواحی استفاده کرد.
با نگاهی به تحولات جمعیتی جزیره کیش نقش تساهل مذهبی و احترام به تفاوت ها در رونق و افول آن مشخص می شود. به عبارت دیگر، تساهل مذهبی یکی از عوامل جذب تجار هندو و غیر مسلمان دیگر به این جزیره و رونق تجاری بیشتر آن بوده است. جزیره کیش نیز به مانند بسیاری از جزایر ایرانی خلیج فارس از ترکیب قومی، مذهبی و زبانی متنوعی برخوردار است؛ عده ای از ساکنین جزیره کیش به زبان عربی و یا با زبان فارسی تکلم می کنند. علاوه بر این، مذهب قریب به اتفاق ساکنین جزیره کیش سنی است(مختارپور، 1387: 475 ).این روند در بیشتر ساحل ایرانی خلیج فارس حاکم است بنابراین در تصمیم گیری های کلان باید تنوع زبانی و مذهبی ساکنان سواحل و جزایر خلیج فارس را مد نظر قرار داد و به این تفاوت ها احترام گذاشت.
آزادی تجارت در کیش نیز پیوند مستقیمی با دیگر عوامل از جمله تصویب قوانین و اعمال گمرکات دارد. در دوره پهلوی آن گاه که قانون انحصار تجارت و عوارض گمرکی سنگین بر واردات بسته شد از آن جایی که این گمرکات بدون در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و نوع معیشت مردم منطقه اعمال شده بود باعث شد که آزادی تجارت در منطقه خلیج فارس از بین برد و پدیده قاچاق شیوع یابد. این مسئله (قانون گذاری) برای همیشه در مورد جزایر و بنادر ایران صدق می کند. بنابراین قانون گذاری دولت مرکزی باید هماهنگ و متناسب با شرایط جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی سکنه خلیج فارس و بنادر و جزایر باشد.
و در نهایت این که، در گذشته یکی از عوامل رونق تجارت جزیره کیش و جذب جمعیت به این جزیره صید و تجارت مروارید بوده است. فرآیندی که هم اکنون خبری از آن نیست. احیای این فرآیند پرسود در این جزیره قطعاً خواهد توانست منبع درآمدی دیگری برای این مرز و بوم ایجاد کند. همچنین شناسایی سایر استعدادهای جزایر خلیج فارس از جلمه توسعه گردشگری، صنایع دستی[6] و غیره خواهد توانست گریزی برای اقتصاد تک محصولی وابسته به سوخت های فسیلی باشد.
منابع و ماخذ:
اسناد:
آرشیو سازمان اسناد ملی ایران: نامه محرمانه شماره 6739/1 به مورخ 10/2/1326، وزارت دارایی به وزرات کشور
سازمان اسناد ملی ایران: نامه شماره 804 مورخ 1/4/ 1326، استانداری هفتم به وزرات کشور.
کتاب:
افشار سیستانی، ایرج 1370 ش، جزیره کیش و دریای پارس، تهران، انتشارات جهان معاصر.
رزم آرا، علی 1330 ش، جغرافیای نظامی ایران، جزایر ایران در خلیج فارس.
رکنزاده آدمیت، محمد حسین 1340ش. دانشمندان و سخنسرایان فارس. جلد 4. تهران، اسلامیه و خیام.
سعدی، مصلح بن عبدالله 1390 ش. کلیات سعدی. نسخهی تصحیح شده محمد علی فروغی، چاپ دوم، تهران، انتشارات طلایی.
شیرازی،فضل الله عبدالله 1338 قمری. تاریخ وصاف. تهران، کتابخانه ابن سینا.
عباسي، مصطفی 1372 ش. بستک و جهانگیریه. تصحیح احمد اقتداری. تهران، شرکت انتشارات جهان معاصر.
فرامرزی، عبدالرحمن 1378 ش. خطرات استاد عبدالرحمن فرامرزی. به کوشش حسن فرامرزی. تهران، دستان.
محمد اعظم، بنی عباسیان بستکی 1339 ش. تاریخ جهانگیریه و بنیعباسیان بستک. به کوشش عباس انجم روز. [بی.جا].
مختارپور، رجبعلی 1387 ش، دو سال با بومیان جزیره کیش. تهران، ورجاوند.
مسعودی، ابوالحسن 1370 ش، مروج الذهب و معادن الجوهر، جلد یک، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي.
وثوقی، محمد باقر 1383ش. سید عبدالحسین لاری و جنبش مشروطه خواهي. تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي.
وثوقی، محمدباقر 1384 ش. تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار، تهران، سمت.
وثوقی، محمدباقر 1389 ش. علل و عوامل جابجایی کانون های تجاری در خلیج فارس. تهران، پژوهشکده تاریخ اسلام.
هدایت ، مهدي قلي خان 1361 ش. خاطرات و خاطرات. تهران، كتابفروشي زوّار.
روزنامه:
روزنامه اطلاعات، سال پنجم، شماره 1267، نهم اسفند 1309 ش.
روزنامه خاور، سال پنجم ، شمارهي 4، 3 شهریور 1328 ش.
روزنامه خاور، شمارهي 5، 4 شهریور ماه 1328ش.
روزنامهی خاور، سال پنجم، شمارهي سوم، اول شهریور ماه، 1328ش.
روزنامه خاور، شمارهي سوم، اول شهریور 1328 ش.
دست نوشته:
عبدالرحمن احمد ابوطالب ملا. 1375 ش. تاریخ فرامرزان. دست نوشته.
مقاله:
سدید السلطنه کبابی، محمدعلی 1304 ش. شرح حال غوص و غواصی در خلیج فارس. ماهنامه ایرانشهر، سال سوم، شماره 12، آبان ماه. صفحات مسلسل 754 و 755.
فرامرزی، احمد 1306ش . «بنادر جنوب» مجله تقدم، تهران، شماره چهارم، آذر.
فرامرزی، احمد 1307ش. «بنادر جنوب» مجله تقدم، تهران، شماره هفتم، تیرماه.
فرامرزی، احمد 1379 ش. «بنادر و جزاير خليجفارس». پژوهشهاي ايرانشناسي. تهران، انتشارات بنياد موقوفات افشار، جلد 12، ص 634-633.
سی دی:
لوح مشروح مذاکرات مجلس 1389، نس[1] . از آن جایی که فرامرزی متولد 8 دی 1367 هجری شمسی/ 1888 م است.
[2] . طبق مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی در دوره شانزدهم، یعنی سال 1328 جمعیت کیش در حدود 3 هزار نفر بوده است. بنگرید به: لوح مشروح مذاکرات مجلس 1389ش، دوره شانزدهم، جلد شانزدهم، جلسه 107، ص 107.
[3] . برای آگاهی بیشتر از پوشش گیاهی کیش بنگرید به کتاب جزیره کیش و دریای پارس نوشته ایرج افشار سیستانی، تهران: انتشارات جهان معاصر، 1370، صص 87- 99.
[4] . همان سریلانکاری امروزی.
[5] . محمدرضا خان بنی عباسی، سطوت الممالک سابق ضابط وقت ناحیه بستک و جهانگیریه(تاریخ جهانگیریه و بنی عباسیان بستک، ص 328)که از خوانین جابر و متنفذ بود این جزیره را از شیخ بندر چارک که نماینده دولت محسوب می شد در ازای مبلغ 17 هزار تومان خریداری کرد (فرامرزی،1312: 677). این نمونه ای از تسلط حاکم غیربومی بر کیش بود که به واسطه زد و بند سیاسی از جانب دولت مالک این جزیره گشت.
[6] . برای آگاهی از استعدادهای صنایع دستی جزیره کیش بنگرید به کتاب کتاب جزیره کیش و دریای پارس نوشته ایرج افشار سیستانی، تهران: انتشارات جهان معاصر، 1370، ص 349.
این وبلاگ با همکاری فارغ التحصیلان رشته ی مطالعات خلیج فارس دانشگاه تهران و با هدف فراهم نمودن پایگاهی جهت اطلاع رسانی، جمع آوری مطالب مستند و علمی و نیز ایجاد بانک مقالات، مدارک، نقشه و اسناد در زمینه خلیج فارس راه اندازی شده است.