طرح بزرگ داریوش هخامنشی(523-485پ.م) :


آبراهه‌ا‌ي كه تجارت در جهان باستان را شكوفا كرد


داریوش یکم، شاهنشاه بزرگ هخامنشی هنگامي كه می‌خواست بخش‌های باختری و خاوری شاهنشاهي خود را با یک راه آبی به هم بپیوندد، باید به آشکار کردن(: کشف) راههای آبی ناشناخته دست می‌زد. از اين روي به «اسکولاکس کاریایی» اهل کاریاندا،  فرمان داد با چند کشتی جنگی پارسی سراسر کرانه‌های دریایی شاهنشاهی را شناسایی کند و در این‌باره گزارش دهد. اسکولاکس از شهر گنداره –در خاور افغانستان امروزی- سفر خود را آغاز کرد.

او رود کابل را در مسیرش به سوی خاور تا پیوستن به سند راند و از آن پس بر روی سند، رو به جنوب، خود را به اقیانوس هند رساند. وی با رسیدن به اقیانوس هند، در حالی که به سوی باختر می‌راند، کرانه‌های خلیج فارس تا «بندر کاریایی» در بنیشو(در نزدیکی خرمشهر کنونی) را بررسی کرد. او پس از این، دلیرانه آغاز به دور زدن دریاییِ شبه جزیره عربستان کرد، تا پس از سی ماه به «سوئز» کنونی رسید.

اسکولاکس گزارش‌های کار خود را پس از بازگشت از مصر به داریوش بزرگ داد. داریوش که پیوستن مصر و کرانه‌های باختری و خاوری دریای سرخ به هند و ایران را در سر می‌پروراند؛ به این اندیشه افتاد که رود نیل را با آبراه‌هایي به دریای سرخ بپیوندد. بنا به گزارش هرودت، پیش از داریوش، فرعون نِخو(610-595پ.م) و پادشاهان مصری پیش از او در اندیشه‌ی پیوستن نیل به دریای سرخ بوده‌اند. اما چون در مسیر راه کوههای سنگی وجود داشت که کندن آنها کار آسانی نبود و همچنین آبراهه از میان وادی خشکی می‌گذشت که در آن آب نبود، این‌ کار به پایان نرسید. حتا به روزگار پادشاهی نِخو 120 هزار مصری در کار کندن آبراهه كشته شدند.

پس از بررسی‌های گوناگون داریوش پی‌ برد که باید 84 کیلومتر دیگر کَنده شود تا آبراه‌هايی که فرمانروایان مصری ساخت آن را آغاز کرده و نتوانسته بودند آن را به پایان ببرند، به دریای سرخ برسد.  از سوی دیگر برای مشکل آب آشامیدنی ناگزیر بود چاه‌های گوناگونی پدید بیاورد تا کارگران از تشنگی نمیرند. بنابراین داریوش که کار به پایان رساندن آبراهه را با ياري مهندسان ایرانی که از زمان‌های کهن در کار کندن آبراهه و کاریز و چاه و سدبندی مهارت داشتند آسان می‌پنداشت، فرمان داد تا کار دوباره آغاز شود و بر سر راه چاه‌هایی کنده شوند تا آب آشامیدنی برای کارگران بدست آید.
سرانجام این کار بزرگ پس از ده سال به پایان رسید و در سال 497 شاهنشاه با همه‌ی درباریان خود از شوش به مصر رفت، تا نخستین آبراهه‌ی سوئز را گشايش کند. آبراهه‌ی نام برده شده مانند امروز از دریای مدیترانه آغاز نمی‌شد بلکه از رود نیل و کنار «بوباستیس» در شمال قاهره کنونی آغاز و پس از دور زدن دریاچه ی بزرگ تلخ در باختر آبراهه‌ی امروزی به سمت جنوب می رفت تا برسد به سوئز و دریای سرخ. این کار بزرگ را داریوش با چهار سنگ نبشته در مسیر آبراهه جاودانه کرد و امروزه سه سنگ نبشته‌ی آن به دست ما رسیده است.

بدین ترتیب  طرح‌های بزرگ داریوش برای پیوستن مرزهاي دو امپراتوری به سرانجام رسید. و 24 یا 32 کشتی پر از باج مصری به سوی ایران  و خلیج فارس حرکت کرد. از این پس فرآورده‌ها و کالاهای گوناگون خاور و باختر امپراتوری، افزون بر راه‌هایی که از خشکی می‌گذشت از طریق این راه جدید آبی به سراسر قلمرو پهناور هخامنشی می‌رسید و افزون بر سودهای اقتصادی فراوانی که به شاهنشاهی آن روزگار می‌رسید و یک تجارت جهانی بزرگ را برای نخستين بار در تاریخ باستان پدید می‌آورد؛ توانمندي شاه بزرگ را در اداره‌ كردن، بر همه‌ی سرزمین‌های شناخته شده‌ی آن روزگار استوارتر می‌ساخت. چرا که شاهنشاه می‌توانست با سرعت بیشتری نیروهای رزمی(:نظامی) خویش را به سراسر امپراتوری بفرستد. داریوش بزرگ افزون بر اینکه در طرح بزرگ خویش به پیروزی رسید، نقش مهمی را نیز در شناساندن راه‌های دریایی تازه برای جهانیان باز کرد. کردار وی از این راه نه تنها زمینه‌هايی را برای آشنایی فرهنگی مردمان آن روزگار پدید ‌آورد بلکه مردمان اروپا را نیز برای نخستین بار با هندیان آشنا ‌کرد.

منابع:

هینتس، والتر، داریوش و ایرانیان: تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان، برگردان پرویز رجبی، تهران، نشر ماهی، 1388.

فره وشی، بهرام، ایرانویج، چاپ ششم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1382.