کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس فریب وعده‌ها و قدرت دروغین دشمنان را خوردند و سیاست خصومت و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را پیش گرفتند و با دشمنان امت اسلامی و عربی و منطقه همپیمان شدند که تنها برای رسیدن به منافع و اهداف خود تلاش می‌کنند و به طور حتم منافع آنها با منافع و اهداف امت اسلامی و عربی و کشورهای منطقه در تعارض است که خواهان صلح، آرامش و عزت و کرامت هستند.

غرب بدنبال چپاول ثروت‌های بی نهایت جهان اسلام است

اهداف این کشورها چپاول ثروت‌های بی‌نهایت جهان اسلام است که خدا آنها را به ما ارزانی کرده است. در واقع مهمترین هدف این کشورها تضعیف کشورها و ملل مسلمان و عربی یکی پس از دیگری است و رضایت آنها فقط با تحقق اهداف شیطانی‌اشان در این کشورها و منطقه محقق می‌شود.

همانگونه که خداوند متعال در کتاب خود آن خطر را به ما هشدار داده و فرموده است: «هرگز یهودیان و نصاری از تو راضی و خشنود نخواهند شد، مگر آنکه از آیین آنها پیروی کنی، چنانچه به تو اظهار آن کنند. بگو: ای پیغمبر! راهی را که خدا بنماید به یقین راه حق تنها هدایت استو البته اگر از میل و خواهش آنها پیروی کنی بعد از آنکه طریق حق را به یقین دریافتی دیگر اصلا خدا یار و یاور تو نخواهد بود». { آیه 120 بقره} پس رژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس درپی چه هستند؟ آیا به دنبال جلب رضایت آمریکا هستند؟

طرح صهیونیستی که آمریکا ناظر آن بوده و در تحقق آن پیشتاز است و برای اجرای آن از نفوذ خود در کشورهای غربی بهره می‌برد، طرح نژادپرستانه و فاشیستی مبتنی بر دشمنی با اسلام و مسلمانان است.

گواه این مدعا، دوگانگی معیاری و سیاسی است که ما هر روز در تعامل آمریکا با مسائل و قضایای جهان اسلامی و عربی شاهد آن هستیم و در راس این مسائل و قضایا و بالطبع قضیه فلسطین قرار دارد. زیرا آمریکا از قدرت‌های غربی حمایت سیاسی و اقتصادی به عمل می‌آورد تا رژیم صهیونیستی را علیه ملت فلسطین یاری کنند.

اسرائیل از کشورهای عربی و اسلامی برای طرح‌های خود استفاده می‌کند

در زمانی‌که حقوق بشر به نفع ملت‌های اسلامی و عربی است، زبان به کذب و دروغ می‌گشاید و از دیدگاه‌هایش در قبال قضایایی همچون دموکراسی و آزادی و حقوق بشر سخن می‌گوید و در این راه حتی از حقوق حیوانات و حشرات هم چشم پوشی نمی‌کند. 

اگر صهیونیسم جهانی تمام قدرت‌های غربی را به منظور اجرای طرح‌های خود به کار می‌برد، تعجب‌آور نبود و برای درک آن، حساب و کتاب پیچیده‌ای نیاز نیست.

اما موضوع عجیب این است که رژیم صهیونیستی از برخی رژیم‌های عربی و کشورهای اسلامی برای اجرای طرح‌های خود علیه دولت‌ها و ملت‌های دیگر اسلامی و عربی کمک می‌گیرد و برخی از این رژیم‌ها نیز به سرعت به یاری این رژیم می‌شتابند، بدون اینکه توجه داشته باشند، هرکس به اهل، ملت و وطنش خیانت کند، به او نیز خیانت خواهد شد و از اینرو هیچ‌‌گاه در امان نخواهد بود.

به عنوان مثال همین آمریکا و رژیم صهیونیستی در گذشته از «صدام حسین»، رئیس جمهور معدوم عراق برای سرنگونی انقلاب اسلامی ایران کمک گرفت و صدام را به جنگ ظالمانه و تحمیلی 8 ساله‌ای سوق دادند، اما چون تاریخ مصرف صدام حسین به پایان رسید، ابتدا عراق را اشغال و پس از دستگیری صدام حسین حکم اعدام او را صادر کردند. این سیاست تغییر ناپذیر آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها است.

آنچه که درحال حاضر در کشورهای شاهد انقلاب‌های «بهار عربی» از جمله مصر، تونس، یمن، سوریه و بحرین رخ می‌دهد، نمونه‌ای از همان توطئه‌هایی است که علیه ملل دمکراسی‌خواه و آزادی‌خواه صورت گرفته است.

حکام خیلج فارس جز فقر، ذلت و ننگ چیزی برای مردمشان نداشته‌اند

این نیز بخشی از طرح صهیونیستی است که با کمک میلیاردها دلار رژیم‌های عربی حاشیه خلیج فارس به اجرا گذاشته می‌شود تا تجربه انقلابی که ملل عربی علیه حکام خویش به اجرا گذاشته و حکومت آنها را سرنگون کردند، با شکست و ناکامی مواجه شود.

حکامی که تحت سیطره آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند و برای مردم خود رهاوردی جز فقر، ذلت و ننگ به همراه نداشتند. حکام این کشور‌ها به این گمان که همیشه در عرش باقی خواهند ماند، نه می‌خواهند که ملت خود و نه ملل منطقه بر پای خود بایستد و از این خفت و خاری رها شوند.

نکته مهم اینجاست که آمریکا و رژیم صهیونیستی بعد از اینکه ثروت‌های ملل منطقه را به یغما برده و با بیداری اسلامی در جهان عرب مبارزه کردند، علیه همین کشورها توطئه کرده و در تلاش هستند، حاکمیت آنها را متزلزل کنند. همانگونه که دیکتاتور سابق عراق، دوست باوفا و مخلص آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ 8 ساله علیه انقلاب اسلامی بود و سرانجام توسط آنان نابود شد. 

هم اکنون زمان آن فرا رسیده تا حکومت‌های عربی حوزه خلیج فارس سیاست متفاوتی را نسبت به گذشته پیش گرفته و تجربه کنند.

فرصت رابطه با ایران و پایان دادن به امنیت کذایی قرض گرفته از غرب

از این‌رو به نظر می‌رسد، روی کار آمدن دولت جدید در ایران و پیش گرفته شدن سیاست‌های جدید از سوی این دولت فرصت بسیار خوبی برای برخورد و تعامل روشنفکرانه‌تر با مسایل و قضایای منطقه‌ای و از جمله رابطه با ایران است.

به ویژه بعد از اینکه تجارب دو سال گذشته تحریم و محاصره ثابت کرد که سیاست خصمانه و متشنج نه تنها امنیت دولت‌ها و کشورهای منطقه را محقق نمی‌کند و شرایط خوبی را برای تحقق پیشرفت اقتصادی و شکوفایی ملت‌ها و کشورهای منطقه فراهم نمی‌کند، بلکه موجب شکل گرفتن نسلی خواهد شد که تنها دشمنی و خصومت را از گذشته به ارث دارد و این همان چیزی است که دشمن صهیونیستی برای تحقق آن تلاش می‌کند تا امت واحده را متفرق ساخته و سیطره بر آن را آسان کند.

حکومت‌های عربی حاشیه خلیج فارس باید به خوبی بدانند که همکاری با ایران و دوری از تسلط و حاکمیت آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها جایگزینی است که می‌تواند خلیج فارس را تبدیل به خلیج صلح و دوستی کند.

همچنین دستاوردهای مشترک همکاری اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس بیشترین فایده و سود را برای ملل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارد تا آنها را از خرید امنیت کذایی از آمریکا و رژیم صهیونیستی برهاند که تنها درپی تحقق خواسته‌ها و منافع خود هستند و توجهی به امنیت و منافع کشورهای منطقه ندارند.